مراد از دين و پيامبر
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
دین در لغت به معنای رستگار شدن، اطاعت نمودن، پاداش، عادت، حساب، کیش، پرهیزگاری و ... آمده و در اصطلاح تعابیر گوناگونی از سوی اندیشمندان اسلامی درباره آن شده است که به نمونه هایی از آن اشاره می شود:
الف) دین عبارت است از مجموعه ای از باورها در باره هستی و ارزش های مبتنی بر این باورها، ارزش ها مفهوم عامی است که فروع و احکام دین و نیز اخلاقیات و فضایل و رذایل نفسانی را در بر می گیرد. بخش نخست تعریف نیز به حوزه اندیشه و جنبه نظری دین مربوط است. (1)
ب ) مراد از دین مکتبی است که از مجموعه عقاید، اخلاق و قوانین و مقررات اجرایی تشکیل شده و هدف آن راهنمایی انسان برای سعادتمندی است.
دین به این معنا بر دو قسم است: دین بشری و دین الهی.
دین بشری، مجموعه عقاید، اخلاق و مقرراتی است که بشر با فکر خود و برای خویش تدوین کرده؛ از این رو این دین در راستای خواسته و انتظارات او بوده ، اسیر هوس و ابزار دست انسان است و به گونه ای آن را تنظیم می کند که تمام قوانین و مقرراتش به سود او بوده و چیزی را بر وی تحمیل نکند. رها بودن و عدم تعهد و مسؤولیت و واکنش در برابر دین الهی از جمله رهاوردهای چنین نگرشی به دین است. (2)
دین الهی نیز مجموعه عقاید، اخلاق و قوانین و مقررات اجرایی است که خداوند آن را برای هدایت بشر فرستاده تا انسان در پرتو آموزه های آن، هوی و هوس خود را کنترل و آزادی حقیقی خویش را تأمین کند. دین الهی به حقیقت انسان و نیازهای او توجه داشته و برنامه کامل و همه جانبه ای ارایه می کند که انتظارات او را از همه نظر برآورده می کند. (3)
ج ) مراد از دین، مجموعه معارف نظری و عملی قدسی است؛ یعنی مجموعه گزاره های ناظر به واقع و عمل که حول محور قدسی شکل گرفته اند. در حقیقت، دین مجموعه معارف دست اول است که معمولا در متونی مقدس گرد آمده اند. با تطبیق تعریف مزبور بر اسلام، دین اسلام عبارت است از: مجموعه معارفی که در نسبت با خداوند تدوین یافته و در متن مقدس قرآن و سنت گرد آمده اند. (4)
در مورد بخش دوم پرسش شما ،نخست باید دانست اگر نیاز انسان را تنها به تأمین آسایش فردی و رفاه اجتماعی بدانیم تا حدودی تجربیات گذشته و عقل بشری راهگشا می باشد. اما برای افزودن ضریب اطمینان علاوه بر عقل، نیاز به وحی قابل انکار نیست. گذشته از این که برخی نیازهای انسان مانند حس پرستش و معرفت به آفریدگار و جزئیات قیامت برای عقل بشری به جز از طریق آموزه های دینی و وحیانی امکان پذیر نیست: «همان طور که در میان شما، فرستاده ای از خودتان روانه کردیم [که] آیات ما را بر شما می خواند و شما را پاک می گرداند و به شما کتاب و حکمت می آموزد و آنچه را نمی دانستید به شما یاد می دهد».(5)
اما در مورد « پیامبر » همانطور که از خود کلمه پیداست به شخصی گویند که، آورنده پیام و خبری از جانب کسی است که در اصل معنی کلمه «نبی» است، البته در معنای لغوی نبّی چند مورد ذکر شده است که طبق یک مورد ، «نبی» به «پیامبر» معنا می شود که دانستن این معانی به فهم این مفهوم کمک می کند به طور کلی برای واژه نبی سه معنا ذکر شده است :
الف) نبّی از ریشۀ: نبأ (= خبر) گرفته شده و به معنای كسی است كه دارای خبر است و به دیگران خبرهایی را میرساند؛
ب) نبی از ریشۀ: «نَبْوَة» به معنای بلندی و ارتفاع گرفته شده و نبی به معنای شخصی است كه از شأنی والا و مقامی بلند برخوردار است؛
ج) نبی به معنای راه و طریق است و پیامبران را از آن جهت نبی گویند كه راههای هدایت بشری به سوی خداوند هستند. (6)
ولی طبق همه این معانی در معنای اصطلاحی آن متكلمان چنین آوردهاند:
«نبّی (پیامبر)، بشری است كه از جانب خداوند برای هدایت انسانها برانگیخته شده تا معارف الهی را بدون واسطۀ انسانی دیگر از خداوند گرفته به مردم برساند». (7)
در فرهنگ قرآن پيامبر چند ویژگی دارد:
1. پیامبر، بشر است:
« بگو من فقط بشری هستم مثل شما (امتیازم این است که) به من وحی میشود». (كهف/110)
2. پیامبران راههای رسیدن به تكاملاند و هدف آفرینش را به انسان نشان میدهند و انسانها با پیروی از پیامبران، سعادت جاودانه یافته و از گمراهی و رنج و عذاب الهی رهایی مییابند:
«هرگاه هدایت من به سراغ شما آید، هر كس از هدایت من پیروی كند نه گمراه میشود و نه در رنج خواهد بود». (طه/123)
3. پیامبران از سوی خدا آمدهاند؛ آنان برای انجام مأموریتی از سوی خداوند در میان خلق ظاهر میشوند و خود سرانه اقدام به این كار نمیكنند:
«او كسی است كه در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت كه آیاتش را بر آنها میخواند و آنها را تزكیه میكند میكند و به آنان كتاب (قرآن) و حكمت میآمورد». (جمعه/2)
4. میراث پیامبران، مجموعۀ معارف نظری و عملی خاصّی است كه بینشی نو و روشی دیگر در زندگی انسانها ایجاد كرده است، كانون اصلی این معارف، كتابهای آسمانی است كه از عالم الوهیت نشئت گرفته است:
«ما در هر امتی رسولی برانگیختیم كه خدای یكتا را بپرستید و از طاغوت اجتناب كنید». (نحل/36)
و بخشی از این معارف به گونهای هستند كه بشر نمیتواند با عقل خویش به آنها دست یابد:
«و آن چه را نمیدانستید، به شما یاد داد». (بقره/151)
5. پیامبران این معارف را بدون واسطه انسانی دیگر از خدا میگیرند؛ برخلاف اوصیا و جانشینان پیامبر كه دست كم بخشی از علوم خود را از یك واسطۀ انسانی یعنی پیامبر، میگیرند:
«بگو روح القدس آن را از جانب پروردگارت به حق نازل كرده». (نحل/102)
6. مبدأ الهی؛ پیامبران منشأ معارف خود را عالم الوهیت میدانند و معتقدند كه حاصل ذهن بشر نیست:
«و خداوند، كتاب و حكمت بر تو نازل كرد، و آنچه را نمیدانستی به تو آموخت» . (نساء/113)
7. دریافت؛ یك وظیفۀ مهم پیامبران دریافت معارف الهی است. آنان مدعیاند كه آن معارف از جای دیگر به آنها داده میشود و آنها دریافت كننده و تابع آن معارف هستند و از خود چیزی بر آن نمیافزایند:
«و هرگز از روی هوای نفس سخن نمیگوید، آنچه میگوید چیزی جز وحی که بر او نازل شده، نیست». (نجم/3و4)
8. ابلاغ؛ پیامبران وظیفه دارند تا این حقایق را به مردم ابلاغ کنند، پیامبران اساس ماموریت خود را ابلاغ میدانند:
«آیا پیامبران وظیفهای جز ابلاغ آشکار دارند». (نحل/ 35)
بر این اساس، پیامبران شخصیتهای برگزیدهای هستند كه از سوی خدا فرستاده شده و مأموریت یافتهاند به اصلاح خود و مردم بپردازند. (8)
پی نوشت ها:
1. فرهنگ بزرگ جامع نوین، عربی - فارسی ، نشر نی، تهران ، 1378 ش، واژه دین.
2. مائده (5) آیه 70.
3. استاد محمد تقی مصباح یزدی، قلمرو دین، مجموعه سخنرانی ها ، نشر کانون گفتمان دینی، قم، 1378 ش.
4. آیت الله جوادی آملی، انتظار بشر از دین، نشر مرکز اسرا ، قم، 1385 ش، ص 27 - 24.
5. بقره (2) آیه 151.
6. صادقی، هادی، درآمدی بر كلام جدید، قم، كتاب طه و نشر معارف، 1382، ص 184-186 .
7. علامۀ حلّی، الباب الحادی عشر، مشهد، آستان قدس رضوی، 1376، ص 34.
8. سعیدی مهر، محمد، آموزش كلام اسلامی، كتاب طه، قم، 1383، ج 2، ص 11 و 12.






