با سلام و عرض خسته نباشید.
من دختری 16 ساله هستم. در گذشته مرتکب گناهان بزرگی شده ام که شما حتی نمی توانید آن ها را با موقعیت خانوادگی من تطبیق دهید!
گناهان من همگی ترک شده و دیگر تکرار نمی شود.و از این بابت می دانم که توبه ام حقیقی بوده.
مشکل من در باور این است که خداوند هنوز مرا نبخشیده و برای همین کمک و دست یاریش را برای موفقیت در زندگی معنوی احساس نمی کنم و می دانم که او بسیار بخشنده است و همه گناهان را می بخشد و آیات امیدوار کننده و روایات را هم می دانم و می دانم ناامیدی از خداوند بزرگترین گناهان است.اما نمی توانم قبول کنم و بفهمم که مرا بخشیده چون خیلی گناهانم بزرگ بوده. و مدام فکر می کنم جزء افرادی هستم که خداوند در دنیا به آنها کاری ندارد و آنها را غرق در نعمت می کند و در آخرت هم به آنها نظر نمی کند و نگاهشان نمی کند و الان که دارم می نویسم از ناراحتی و تاسف بر خودم و ناامیدی از خودم و این مطلب اخیر چشمانم گریان است. حتی اگر خدا هم مرا ببخشد من نمی توانم خود را ببخشم و فراموش کنم که چه نافرمانی و طغیانی کردم و نمی توانم با خدا حرف بزنم.به همین خاطر این موضوع مرا بسیار درگیر کرده و ناامید از خودم و رسیدن به کمالات انسانی شده ام. وضعیت روحی بسیار بدی دارم و متاسفانه نمی توانم موضوع را با خانواده در میان بگزارم. بنا بر این آنها که افسردگی مرا می بینند مدام می پرسند که چه اتفاقی افتاده. می ترسم که در وضعیت درس ام اثر منفی بگذارد هم چنان که در مطالعه دروس دچار مشکل شده ام و اگر کتابهایم را ببینید همه اش پر شده از نوشته های بی معنی و خط خطی. که در اثر عصبانیت صورت می گیرد.
مدتی است که نمی دانم از کجا سرچشمه گرفته اما می خواهم به مساله عرفان و معرفت و کشف و شهود و شناخت واقعی و مستقیم خداوند برسم و مصمم هستم و این موضوع برایم سدی شده که هرگاه می خواهم با خدا صحبت کنم یا به او فکر کنم جلو چشمم می آید و خود را لایق این مسیر نمی بینم و بنابر این انگیزه ام کم شده. با توجه به این که شما سوالات افراد را در زمینه های مختلف که مطالعه کردم به خوبی و دقت و کاملا کمک کننده و مفید جواب داده اید خواستم در بزرگترین مساله زندگیم از شما کمک بگیرم و برای همین مزاحم شما شدم و از این بابت پوزش می طلبم.
من نمی توانم راجع به هدفی که دارم با کسی حتی با خانواده ام که روحانی هستند صحبت کنم و برای همین زیاد زجر می کشم که آنها نمی دانند برای من چه اتفاقی افتاده و فقط می پرسند که چه شده و من نمی توانم راستش را بگویم و بنابراین از پاسخ سرباز می زنم.
امیدوارم شما در این زمینه مرا یاری کنید و مشکل من به حدی نرسد که مجبور به ترک هدف و رسیدن به جاهای بد شوم.همچنان که چند باری به این بلا گرفتار شدم ولی جایی بهتر نیافتم که بروم وبرگشتم. چون خودم این راه را انتخاب کردم که به خدا برسم و برای همین خیلی از خواسته های نفسانی ام زدم و از یک نفر هم کمک خواستم که در زمینه اخلاق کمکم کنند و ایشان پذیرفتند. اما گفتند که در این زمینه جوابی برای سوالم ندارند که من چکار کنم.
ممنون می شوم که مرا از این دام شیطانی بیرون بیاورید و من بتوانم به زندگی برگردم و دیگر غمگین و افسرده نباشم.
منتظر لطفتان هستم.
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
حس پشیمانی و شکسته دلی شما و نیز احساس شرمندگی شما در باره خداوند متعال، نشان از پاکی ذاتی شما است و به حمدالله گناهان را نیز ترک کرده اید که نوید و بشارتی مسرت بخش است.
با توجه به اطلاعاتی که شما در زمینه مسائل دینی دارید و خودتان هم اشاره کرده اید، روشن است که با توجه به توبه و بازگشت شما و ترک نمودن گناهان، خداوند شما را بخشیده است؛ هرچند گناه شما بزرگ بوده و یا با موقعیت خانوادگی شما تطبیق نداشته است. علاوه بر این، شما اکنون محبوب خدا هم هستید؛ زیرا خدا در قرآن کریم فرموده: «ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین»؛ (1) «خداوند توبه کنندگان را دوست دارد و آنان که می خواهند پاک باشند را دوست دارد». بنابراین، آنچه گفته اید که "جزء افرادی هستم که خداوند در دنیا ..."، واقعیت ندارد.
نوشته اید که برای ارتباط با خدای مهربان و بخشنده و بنده دوست، مشکل داشته اید. از این پس، به خواست خدا چنین نخواهد بود؛ زیرا وقتی که خدا من را دوست دارد و گناهان سابق مرا پاک کرده و مشتاق من است، دیگر جای این حرف ها نیست. البته چون شما فرد خوبی هستید، احساس شرم و حیا می کنید؛ ولی اگر این حالت ادامه یابد، خود نوعی بی توجهی به خدای مهربان محسوب می شود.
نوشته اید که می ترسید دیگر نتوانید به کمال بدسید؛ این فکر، نادرست بوده و شیطان را خوشحال می کند. استاد مطهری در یکی از مباحث خود در باره توبه می فرماید: توبه واقعی می تواند انسان را حتی از درجه معنوی سابق هم بالاتر ببرد. بنابراین، نگران این قضیه نباشید.
به حمدالله خدا این لطف را در همین قضیه به شما داشته که علاقه و شوق نسبت به خودش را در دل شما انداخته است. پس این فکر و خیالات را کنار بگذارید و به خودسازی و خداشناسی و زندگی شادمانه با خدا بپردازید.
موفق باشید و التماس دعا.
پی نوشت:
1. بقره (2) آیه 222.






