شهید مطهری در کتاب حکمتها واندرزها ج2(ماموریت پیامبران خدا)آورده :خداوند به موجب لطف ورحمت خودبرای ارشادما آدمیان گروهی از بندگان مومن ومخلص خود را موظف به هدایت سایر انسانها نموده است....
سوال :آیا از وظایفی که خداوند در قبال بندگان خویش داردبه عنوان لطف یاد کنیم یا وظیفه؟مگر هدایت بندگان از وظایف خداوند نیست ،لازمه خلقت هدایت است پس چرا شهید مطهری از آن با عنوان لطف یاد می کند؟باتشکر لطفا منابع پاسخ به سوال را ذکر کنید.
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
خداوند در برابر بندگان خود از هیچ لحاظ تکلیف و و ظیفه ای ندارد. هر چه هست، از باب لطف و رحمت بنده نوازی است ، بنابراین هدایت خدا و فرستادن پیامبران برای هدایت بشر نیز از باب لطف و رحمت و حکمت اوست و نه از باب وظیفه و تکلیف، چون وظیفه و تکلیف در جایی مطرح است که کسی در برابر دیگری مسئول و بدهکار باشد و او از آن فرد به هر دلیلی طلب و خواسته و حقی داشته باشد، در حالی که خداوند از این گونه امور منزه است و هیچ کسی از خداوند طلبکار نیست و خداوند وامدار هیچ کسی نیست .
ارسال رسولان از باب لطف و منت الهی به بندگان است:
لقد من الله علی المومنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلو علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه؛ (1) به یقین خدا بر مومنان منت نهاد که از خودشان در میان آنان رسولانی بر انگیخت تا آیات خود را به ایشان بخواند و پاک شان گرداند و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد .
عارف حکیم معاصر امام خمینی در این باب سخن شنیدني دارد و می گوید :
چون دست بندگان از ثنا و عبادت ذات مقدس کوتاه بود و بدون معرفت و عبودیت حق، هیچ یک از بندگان به مقامات کمالیه و مدرج اخرویه نرسند ،حق تعالی به لطف شامل و رحمت واسعه خود بابی از رحمت و دری از عنایت به روی آن ها باز کرد و با فرستادن انبیا راه هدایت و روش عبادت را بر بندگان آموخت و راهی از معارف بر آن ها گشود تا از طریق هدایت و معرفت و عبادت نقصان خود را به طرف و به کمال لایق خود برسند و به رضوان الهی بار یابند.(2)
در این باب جای بحث ها زیاد است که تفصیل آن را در منبع ذیل جویا شوید.(3) در این جا به این کلام نورانی امام صادق اشاره می شود که فرمود:
«چون ثابت کردیم که آفریننده و سازندهای داریم که برتر از ما و از همة آفریدههاست و این صانع، حکمت مدار و بلند مقام است و هیچ یک از آفریدگان شایسته و سزاوار آن نیستند که از نزدیک با او گفت و گو نمایند، معلوم می شود که خداوند حکیم میان خلق خود، سفرایی دارد که میان او و بندگانش واسط اند . پیامهای خالق را به مخلوق می رسانند . آدمیان را به مصالح و منافع و وسایل بقای آنان و موجبات فنایشان آگاهی می دهند .پس ثابت می شود که میان آفریدگان، کسانی هستند که از سوی خدای حکیم و علیم مأموریت امر و نهی دارند، و آن ها پیامبران و برگزیدگان اویند.
آن ها حکیمانیاند که حکمت الهی را آموخته و با آن مبعوث شدهاند. آن ها در خلقت جسمانی با سایر مردم فرقی ندارند، ولی در حالات معنوی اخلاقی و صفات و کمالات وجودی کاملاً از آن ها متمایز هستند، و از طرف خداوند به حکمت و متانت تأیید شدهاند. افزون بر آن ها (بعد از انبیا) در هر دورة زمانی، رهآورد نبوت از طریق دلایل و براهین آن ها به وسیله اوصیا حفظ شده است تا زمین از حجتی که نشانه صدق عدالت را همراه دارد، خالی نباشد».(4)
در این کلام نورانی در واقع خاستگاه تحلیلهای دلایل فلسفی، کلامی و عرفانی ضرورت نبوت است ،بر این نکته تأکید گردیده که خداوند حکیم چون برتر از مشاهده دیگران است، حکمت او ایجاب می کند که از طریق انبیا و سفیران خود راه سعادت کمال و سعادت و قرب الهی را به بندگان نشان دهد.(5)
گرچه از لازمه خلقت هدایت است، ولی نه به آن معنا که مخلوق از خالقش طلبکار و خالق او مکلف و مو ظف به هدایت باشد ، بلکه از باب لطف و رحمت که بیان شد . از این باب است که خداوند با دو رویکرد تکوینی و تشریعی بندگان خود را هدایت فرموده . در قران کریم در این باره فرمود:
«رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَى کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى؛(6)پروردگار ما کسى است که هر چیزى را خلقتى که درخور اوست داده، سپس آن را هدایت فرموده است».
در آیه دیگر فرمود:
«الَّذِی خَلَقَ فَسَوَّى، وَالَّذِی قَدَّرَ فَهَدَى؛ (7) همان که آفرید و هماهنگى بخشید و آن که اندازهگیرى کرد و راه نمود».
در جای دیگر بر این نکته تصریح نمود که موجودات مسیر و هدف خاصی را در فرایند تکاملی طی میکنند . خداوند آن ها بدان سمت رهنمود و هدایت میکند:
«وَلِکُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّیهَا؛(8) براى هر کسى قبلهاى است که وى روى خود را به آن سوى مىگرداند».
نظم و ترکیب مداوم در تحول اشیا و اختصاص هر نوع از انواع آفرینش در تحول و تکامل خود طبق نظامی خاص .
با توجه به این بیان، فرایند هدایت تکوینی موجودات به خوبی معلوم شد، و به دست آمد که هر پدیده بر اثر هدایت تکوینی خداوند فرایند تکاملی و مسیر خاص خود را طی نموده ، در نوع خاص خود به کمال میرسد. این نشانه هدایت الهی موجودات است.
پی نوشت ها:
1.آل عمران (3) آیه 164.
2.امام خمینی ، شرح چهل حدیث ،ص 224 ،نشر موسسه تنظیم آثار امام، 1378 ش .
3.محمد امین صادقی ارزگانی، پیامبر اعظم در نگاه امام خمینی، ص 258 ،نشر موسسه آثار امام، 1386ش.
4. محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج 1، ص 168، ح 1، نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران 1367ش.
5. پیامبر اعظم در نگاه عرفانی امام خمینی، ص 256.
6. طه (20) آیه 50.
7. اعلى (87) آیه 2 و3.
8. محمد تقی مصباح ،را هنما شناسی ،ص24 ،نشر موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، قم 1379 ش.






