با سلام

در اثبات وجود امام زمان گفته می شود که زمین هیچگاه بدون حجت نمی ماند.
لطفاً توضیح برهان خالی نبودن زمین بدون حجت را بیان کنید.

با تشکر

پاسخ:
$$$$پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
قرآن کریم در این باره با اشاره به حکمت بعثت انبیا فرمود: «... لئلا یکون للناس علی الله حجه بعد الرسل؛ (1) تا برای مردم پس از فرستادن پیامبران در مقابل خدا بهانه و حجتی نباشد».
علی (ع) فرمود: «لا تخلو الارض من قائم لله بحجه اما ظاهرا مشهورا و اما خائفا مغمورا، لئلا تبطل حجج الله و بیناته...؛ (2) زمین هیچ گاه از حجت خالی نیست که برای خدا با برهان روشن قیام کند یا آشکار و شناخته شده، یا بیمناک و پنهان تا حجت خدا باطل نشود و نشانه هایش از میان نرود».
در روایتی دیگر ‌‌آمده: «ان الارض لا تخلو من حجه؛ (3) زمین هیچ گاه بدون حجت الهی نخواهد بود».
در حدیث دیگر حجت به امام معنا شده و آمده: «لو بقیت الارض بغیر امام لساخت؛ (4) اگر زمین بدون امام باقی بماند ، از هم متلاشی می‌شود».
بنا بر این آن مطالب خاستگاه دینی دارد و درست است.
- معنا و مفهوم حجت و امام در آموزه‌های یاد شده:
واژگان حجت و امام به لحاظ کاربرد علمی و اصطلاحی تنها محدود به هدایتگری ظاهر در قلمرو احکام شرعی نیست ؛ بلکه قلمرو وسیع تری دارد، بدین بیان که حجت و امام گاهی در محور تفسیر، تبیین احکام شرعی و تکالیف دینی و مذهبی مطرح است - که قلمروشان امور تشریعی است.
اما گاهی فراتر از امور تشریعی ،ساحت تکوینی را نیز در بر می‌‌گیرد. بسیاری از روایات که ضرورت وجود امام و حجت را مطرح نموده ،تنها ناظر به هدایت ظاهری آن ها نیست ؛ بلکه ساحت تکوین را نیز در بر می‌گیرد . مثلا اگر در روایت پیش گفته تصریح گردیده: اگر امام نباشد ، زمین متلاشی می‌شود، ناظر به قلمرو تکوینی امامت و حجت است . بر اساس این نگاه است که ضرورت حجت در عالم به خوبی به دست می آید . معلوم می شود که ضرورت وجود حجت و امام از ضرورت وجود هوا و اکسیژن بیش تر است، زیرا با نبود هوا و اکسیژن تنها موجودات زنده از میان می روند، ولی اگر حجت و امام نباشد، جهان با تمام موجودات آن از هستی ساقط خواهد شد. (5)
علامه طباطبایی درباره ضرورت امام و حجت در ساحت تکوین گفته است:
وظیفه امام تنها بیان صوری معارف و راهنمایی ظاهری مردم نیست. امام چنان که راهنمایی صورت ظاهری مردم را به عهده دارد ، ولایت و رهبری باطنی اعمال را هم به عهده دارد . اوست که حیات معنوی مردم را تنظیم می‌کند . حقایق اعمال را به سوی خدا سوق می دهد. پس امام همان طور که نسبت به ظاهر اعمال مردم پیشوا و راهنماست، در باطن نیز سمت پیشوایی و رهبری دارد . اوست قافله سالار کاروان انسانیت که از راه باطن به سوی خدا سیر می کند.
این جاست که معلوم می شود حضور و غیبت جسمانی امام در ضرورت وجود او تأثیری ندارد . چه بسا از راه باطن به نفوس و ارواح مردم اشراف و اتصال دارد . وجودش پیوسته لازم است گر چه در برخی زمان ها از چشم جسمانی مردم پنهان است. (6)
با توجه به این گونه تحلیل‌هاست که معنا و مفهوم آموزه های دینی که بر ضرورت وجود حجت و امام در همه زمان تأکید دارند، معلوم می شود.
حجت و امام در ساحت تکوین - که تأثیر و نقشی مهم در عالم نسبت به مردم دارد - معصوم است . غیر از انسان معصوم افراد عادی نمی‌توانند چنین نقشی حیاتی نسبت عالم و آدم ایفا کنند. حجت بدین معنا گاهی در کسوت پیامبری و نبوت جلوه کرده است، گاهی در کسوت امامت و وصی انبیا بوده‌ است. هیچ گاه زمین از وجود چنین انسان‌های کامل خالی نبوده است . اکنون حضرت بقیة الله به عنوان آخرین سلسله از ائمه معصومین سکاندار جهان در فراسوی غیبت است .
عالم و‌ آدم به برکت وجود او فیض الهی را دریافت می کنند. از این رو در برخی آموزه های دینی بعد از بیان نام های هر یک از ائمه آمده: «ثم الحجة الخلف القائم المنتظر المهدی المرجی الذی ببقائه بقیت الدنیا و بیمنه رزق الوری و بوجوده ثبتت الارض و السماء؛ (7) پس حجت الهی جانشین دوازدهم امام قائم منتظر حضرت مهدی است که چشم به اوست. دنیا به بقای او باقی است . به برکت وجود او به خلق روزی می رسد . زمین و آسمان به وجودش برقرار است».
بنا بر این در وجود چنین حجت و امامی در عالم ، جای تردیدی نخواهد بود.
- بر اساس آیه پیش گفته در ساحت تشریعی نیز خداوند هیچ گاه بندگان خود را بدون راهنما و انسان های هدایتگر نگذاشته، در برخی از زمان ها انبیا و اوصیای آنان بوده‌اند. حتی در زمان فترت (در فاصله بین بعثت عیسی و حضرت ختمی مرتبت) برخی از اوصیای حضرت عیسی مأمور هدایت مردم به شریعت عیسی بوده‌اند . حجت خدا در میان بوده است .برخی دیگر به عنوان نبوت تبلیغی مبلغ دین عیسی بودند ، مثل جناب خالد، جناب جرجیس و ...، استاد حسن زاده آملی در شرح فصوص الحکم به تفصیل در این باره بحث کرده ، بعد از رحلت حضرت ختمی مرتبت امامان معصوم به عنوان جانشیان پیامبر بوده اند . در عصر غیبت حضرت مهدی (عج) علمای عادل و جامع الشرایط عهده دار هدایت مردم اند. این ها در عصر غیبت در ساحت تشریع به عنوان بیان شریعت و مبلغ احکام الهی حجت بر مردم اند، یعنی بر مردم واجب است که در آن چه که به نام تقلید یاد می شود ، احکام دین خود را از علما و مراجع جامع الشرایط یاد بگیرند ، چون در عصر غیبت امام زمان ، آن ها به عنوان نائب عام حضرت ، حجت شرعی بر مردم اند. البته آنان دارای مقام عصمت نیستند، ولی احکام خدا را از طریق ا جتهاد به دست می‌آورند . نظرشان در این عصر که دست بشر از امام معصوم کوتاه است ، حجت شرعی است . خداوند اعمال مومنان را که طبق فتوای آنان انجام شده ، خواهد پذیرفت. تفصیل این بحث را در منبع ذیل مطالعه نمایید. (8)
در ضرورت وجود انسان کامل (حجت) مطالعه کتاب: انسان کامل از نگاه امام خمینی ، مفید و آموزنده خواهد بود. (9)

پی نوشت‌ها:
1. نساء (4)، آیه 165.
2. بحالانوار ، ج1، ص193 .
3. کافی، ج 1، ص 179 ، نشر دارالکتب الاسلامیه ، تهران 1388 ق.
4. همان .
5. انسان کامل از نگاه امام خمینی، ص 73، نشر پژهشگاه علوم و معاریف اسلامی ، قم 1388 ش.
6. شیعه در اسلام ، ص 121 و 152، نشر دارالکتب الاسلامیه ، تهران 1348 ش .
7. مفاتیح الجنان ، ص 156 و 155.
8. آیة الله جوادی آملی، ولایت فقیه ، ص 191، نشر مرکز اسرا ، قم 1387 ش.
9. نشر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی قم 1388 (ویرایش دوم ) .