بسمه تعالی
سلام
1- آیا نزول مکرر برای بعضی یا کل آیات قرآن می باشد؟
آیا امکان دارد برای یک آیه چند شان نزول باشد؟(لطفا با ذکر آیه؟
2-زمان دقیق مرگ عمر چه زمانی می باشد؟
3- خداوند در غدیر به پیامبر(ص) فرمودند که علم پیامبران , سلاح و تابوت را تحویل حضرت علی(ع) بده.
این تابوت چیست؟
پرسش 1:
g
شرح : بسمه تعالي سلام 1- آيا نزول مکرر براي بعضي يا کل آيات قرآن مي باشد؟ آيا امکان دارد براي يک آيه چند شان نزول باشد؟(لطفا با ذکر آيه؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
در مورد بعضي سوره ها و آيه ها ادعاي نزول دو بار شده است از جمله:
1. سوره حمد که مشهور است دو بار نازل شده است. در غالب تفاسير به اين دو بار نازل شدن اشاره شده است.
2. سوره کوثر ؛(1)
3. توبه آيه 113 (ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَ الَّذينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكينَ وَ لَوْ كانُوا أُولي قُرْبى مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحابُ الْجَحيمِ )؛ (2)
4. آل عمران آيه 64 (قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ و ...)؛ (3)
5. اسراء آيه 85 ( وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ ما أُوتيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَليلا)؛ (4)
ولي هيچ کدام اين موارد دليل قطعي بر دو بار نزول ندارند. آيت الله خويي در مورد دوبار نازل شدن سوره حمد که مشهورترين مورد است، مي نويسد:
"و هذا القول محتمل في نفسه و إن لم يثبت بدليل = دو بار نازل شدن اين سوره گر چه به خودي خود ممکن است ولي با دليل ثابت نشده است." (5)
اما آيه در يک حادثه نازل مي شد؛ ولي چون حوادث مشابهي پيش مي آمد و رسول خدا آن آيه را تلاوت مي کرد ، شنوندگان که از نزول آن در واقعه مشابه قبل با خبر نبودند ، گمان مي کردند آيه تازه نازل شده است؛ از اين رو براي بعض آيات چند شآن نزول نوشته شده است.
پي نوشت ها :
1. مکارم شيرازي ، تفسير نمونه ، اول ، تهران ، دار الکتب الاسلاميه ، 1374 ش، ج 27 ، ص 368.
2. همان ، ج8 ، ص 158 .
3. ابن کثير دمشقي ، تفسير القرآن العظيم ، اول ، بيروت ، دار الکتب العلميه ، 1419 ق ، ج2 ، ص 48.
4. آلوسي بغدادي ، روح المعاني ، اول ، بيروت ، دار الکتب العلميه ، 1415 ق ، ج8، ص 145.
5. خويي ابوالقاسم ، البيان ، ص 421.
پرسش 2:
زمان دقيق مرگ عمر چه زماني مي باشد؟
پاسخ:
عمر در روز چهارشنبه (27 ) ذى الحجة چهار شب از ذى الحجة مانده در سال 23، ضربت خورد و كسى كه او را ضربت زد ابو لؤلؤه غلامى از مغيرة بن شعبه بود كه با خنجرى زهرآلود او را از پا در آورد. و سه روز بعد درگذشت و در آن روز عمر شصت و سه ساله و بقولى پنجاه و چهار ساله بود و ده سال و هشت ماه خلافت كرد. (1) و برخي گفته اند که در شب چهار شنبه سال 23 هجري ، سه روز پيش از محرم در گذشت . (2 )
پي نوشت ها :
1. تاريخ يعقوبي ، ج 2 ، ص 159 ، احمد بن ابي يعقوب ،بيروت ،دار صادر ، 1379 ق ؛ معارف و معاريف ،ج 7 ، ص502 ، سيد مصطفي دشتي ،قم ، 1376 ، چاپ دوم .
2. الکامل في التاريخ، ج 3 ، ص 52 ، ابن اثير، بيروت، دار صادر ، 1385 ش.
پرسش 3:
خداوند در غدير به پيامبر(ص) فرمودند که علم پيامبران , سلاح و تابوت را تحويل حضرت علي(ع) بده. اين تابوت چيست؟
پاسخ:
درباره اينکه " تابوت" چيست اختلاف نظر وجود دارد وتفسير هاي مختلف از آن ارا ئه شده است . اين کلمه دوبار درقرآن آمده است (1) مفسران وقرآن پژوهان در ذيل آيه 248 سوره بقره به تفسير وتعريف " تابوت" پر داخته اند (2) در تفسيرنمونه مي خوانيم:
"در باره اين كه تابوت بنى اسرائيل و به عبارت ديگر" صندوق عهد" چه بوده و به دست چه كسى ساخته شد و محتويات آن را چه چيز تشكيل مىداد در تفاسير ما و همچنين در كتب" عهد قديم" (تورات) سخن بسيار است و از همه روشنتر چيزى است كه در احاديث اهل بيت (ع) و گفتههاى بعضى از مفسران مانند ابن عباس آمده است و آن اينكه:" تابوت" همان صندوقى بود كه مادر موسى او را در آن گذاشت و به دريا افكند و هنگامى كه به وسيله عمال فرعون از دريا گرفته شد و موسى را از آن بيرون آوردند هم چنان در دستگاه فرعون نگهدارى مىشد و سپس به دست بنى اسرائيل افتاد، بنى اسرائيل اين صندوق خاطرهانگيز را محترم مىشمردند و به آن تبرك مىجستند.
موسى در واپسين روزهاى عمر خود الواح مقدس را كه احكام خدا بر آن نوشته شده بود به ضميمه زره خود و يادگارهاى ديگرى در آن نهاد، و به وصى خويش" يوشع بن نون" سپرد و به اين ترتيب اهميت اين صندوق در نظر بنى اسرائيل بيشتر شده و لذا در جنگ هايى كه ميان آنان و دشمنان واقع مىشد آن را با خود مىبردند، و اثر روانى و معنوى خاصى در آنها مىگذارد، و لذا گفتهاند تا هنگامى كه اين صندوق خاطرهانگيز با آن محتويات مقدس در ميانشان بود، با سربلندى زندگى مىكردند، ولى تدريجا مبانى دينى آن ها ضعيف شد و دشمنان بر آنها چيره شدند و آن صندوق را از آنها گرفتند."(3)
از اين عبارات و عبارات ديگر استفاده مي شود که :
"تابوت، صندوقى بوده كه ودايع انبياء در آن بوده و آنچه در اخبار ذكر فرمودهاند مثل خبرى كه از حضرت كاظم (ع) روايت شده كه عصاى موسى در آن بود و يا خبرى كه از حضرت باقر (ع) روايت شده كه شكستههاى الواح تورات در آن بوده (3) بر اين اساس بايد گفت مقصود از تابوت ، صندوق علم غيب واسرار الهي، وميراث علمي انبيا است که به امام علي (ع) وديگر امامان ما منتقل شده است، چنانکه دربرخي متون آمده است که اين گنجينه الهي به امام زمان (ع) منتقل خواهد شد وحضرت از آن استفاده خواهد نمود. امام صادق (ع) در تفسير آيه 248 سوره بقره مي فر ماييد: "مهدي - ع- کتاب هايي را از غار انطاکيه وزبور را از درياچه طبريه بيرون مي آورد ، که از ميراث هاي آل موسي و آل هارون و الواح وعصاي موسي در آن جاست که آن ها را فرشتگان حمل مي کنند (4) .
ابو حمزه ثمالى گزارش مي نمايد : امام صادق (ع) مىفرمود: الواح موسى و عصاى او نزد ماست و ما وارثان پيمبرانيم.(5)
همو فر مود: " مثل سلاح در خانواده ما مثل تابوت بنى اسرائيل است كه در هر خانهاى كه آن تابوت يافت مي شد آنجا خانه نبوت بود همچنين اسلحه پيغمبر (ص )در هر خانهاى كه يافت شود هماى امامت در آنجا سايه افكنده و خورشيد ولايت از آنجا طلوع نمود است ". (6)
عمر بن ابان مي گويد : روزى از حضرت صادق ع پرسيدم در ميان مردم سخن از صحيفه مهرشدهايست به ام سلمه وديعه سپرده شده حكايت آن چيست؟ فرمود رسول خدا ص هنگامى كه رحلت فرمود علم و سلاح جنگى او و آنچه هم اكنون در دست اختيار ماست به ارث به على ع رسيد و از آن حضرت به امام حسن و از آن جناب به امام حسين (ع) انتقال يافت."(7)
در احتجاج مر حوم طبرسي آمده است: "جماعتى كه مسافت مدينه تا مكّه را طى مىكردند فضاى كوه و درّه و بيابان را مشحون از نداى لبّيك لبّيك خويش ساخته و به آنجا حال و هواى باشكوهى دادند. و چون مسافتى را طى كردند جبرئيل نازل شده و خطاب به پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله گفت: خداوند پس از ابلاغ سلام مىفرمايد: زمان وفات تو نزديك شده و مدّت رسالتت رو به پايان است، و بدان كه من تو را بىهيچ چاره و گريزى فرا مىخوانم، پس عهد خود بنما و سفارشت را ايراد كن، و آنچه علم دارى از خود و ميراث علوم انبياى پيش، و سلاح و تابوت و آثار و آيات رسالتت را به وصى و خليفهات؛ و حجّت بالغه بر خلقم؛ على بن- أبى طالب بسپار، و او را همچون نشانهاى براى مردم برپا كن و عهد و ميثاق او را تجديد نما، و به ايشان تمام عهود، و نيز پيمانى را كه از ولايت على بن أبى طالب ولى خود و مولاى آنان و همه مرد و زن مؤمن بستهام به ايشان يادآورى كن.
زيرا همه انبيايم را پس از اكمال دين و حجّتم و اتمام نعمتم به ولايت دوستانم و دشمنى دشمنانم قبض روح نمودم، و اين همان كمال توحيد و دين و اتمام نعمت من است كه مقرون پيروى و طاعت ولىّ من مىباشد. (8)
پي نوشت ها :
1. بهائ الدين خرم شاهي ، دانشنامه قرآن ، ج1 ، ص 452 - 453 ، انتشارات دوستان، تهران، 1377 .
2. محمد حسين طبا طباي ، تر جمه تفسير الميزان ، ج2، ص407، ترجمه تفسير الميزان ، قم ناشر: دفتر انتشارات اسلامى جامعهى مدرسين حوزه علميه قم ، سال چاپ: 1374 ش .
3. ناصر مکارم شيرازي وديگران ، تفسير نمونه، ج2 ، ص 248 ، تهران ،دار الكتب الإسلامية ،1374 ش.
4. طيب سيد عبد الحسين ، اطيب البيان في تفسير القرآن ، ج ، ص، تهران ، انتشارات اسلام ،سال چاپ: 1378 ش، چاپ: دوم .
4 . مجتبي تونه اي ، موعود نامه ، ص215، انتشارات مشهور، قم، 1388 .
5 ارشاد مفيد - ترجمه محمد باقر ساعدى خراسانى ، ج1 ، ص533، اسلاميه .
6. همان، ص 534 .
7. همان ، ص 535 .
8. احتجاج طبرسي ، ترجمه جعفرى-، ج1، ص 121، اسلاميه.






