با سلام خدمت شما و درود فراوان بر روح مطهر رهبر کبیرمان (ره)
یکی از دوستان من با دختری نامزدی کرده است که خبر دار شدم پنهانی به هم محرم شده اند
از ایشان پرسیدم مگر پدر دختر اجازه داده؟
گفت نه ما تنها با 4 شاهد و یه جمله عربی که فکر نمی کنم آیه باشد به هم محرم شده ایم
لازم هست که بگویم دختر باکره بوده و در این شکی ندارم اما پس از محرم شدن خدا می داند
از شما خواستم بپرسم چنین چیزی امکان دارد؟
اگر دارد آیه یا جمله درست آن آیه چیست؟ و آیا باید مهریه و مدت تعیین شود یا شرایط خاص دیگر دارد و آن شرایط چیست؟
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
اگر دوست شما از مرجعی تقلید می کند که اجازه پدر را شرط ازدواج دختر باکره نمی داند و شرایط صیغه مانند مهریه ، زمان ، خواندن صیغه به قصد انشاء و ... رعایت شده باشد ، عقد صحیح است در غیر این صورت عقد باطل است و آنها بهم محرم نیستند:
اما شرایط صیغه این است:
اول: آن كه به احتياط واجب به عربى صحيح خوانده شود و اگر خود مرد و زن نتوانند صيغه را به عربى صحيح بخوانند، به هر لفظى كه صيغه را بخوانند صحيح است و لازم هم نيست كه وكيل بگيرند امّا بايد لفظى بگويند كه معنى «زَوَّجْتُ» و «قَبِلْتُ» را بفهماند.
دوم: آن که مرد و زن يا وكيل آن ها كه صيغه را مى خوانند، قصد انشا داشته باشند، يعنى اگر خود مرد و زن صيغه را مى خوانند، زن با گفتن ( زوجتك نفسى )قصدش اين باشد كه خود را زن او قرار دهد و مرد با گفتن ( قبلت التزويج ) زن بودن او را براى خود قبول نمايد.
و نيز بايد مبلغ مهريه و مدت صيغه را مشخص نماييد و بر اساس آن به شرح زير صيغه را بخوانيد :
اگر خود شما مي خواهيد بخوانيد اول بايد زن بگويد : «زَوَّجْتُكَ نَفْسِي فِي المُدَّةِ المَعْلُومَةِ عَلَى المَهْرِ المَعْلُومِ» ( خودرا به همسري تو در مدت معين بامهر معين درآوردم)، بعد بدون فاصله قابل توجهى مرد بگويد : «قَبِلْتُ»(قبول کردم ) ،
و اگر ديگرى را وكيل كنند ، و اول وكيل زن به وكيل مرد بگويد : «زَوَّجْتُ مُوَكِّلَتِي مُوَكِّلَكَ فِي المُدَّةِ المَعْلُومَةِ عَلَى المَهْرِ المَعْلُومِ»(موكل خود را به همسري موكل تو در مدت معين با مهر معين درآوردم) پس بدون فاصله قابل توجهى وكيل مرد ، بگويد : «قَبِلْتُ التَّزْوِيجَ لِمُوَكِّلِي هكَذا»(اين ازدواج را به صورتي كه گفته شد قبول كردم)
سوم:كسى كه صيغه را مى خواند، عاقل باشد، و بنابر احتياط واجب بالغ باشد .
چهارم:اگر وكيل زن و شوهر يا ولى آن ها صيغه را مى خوانند، در عقد، زن و شوهر را معين كنند ، مثلا اسم آن ها را ببرند يا به آن ها اشاره نمايند
پنجم:دخترى كه به حد بلوغ رسيده و رشيده است ،يعنى مصلحت خود را تشخيص مى دهد، اگر بخواهد شوهر كند، چنانچه باكره باشد، بايد از پدر يا جد پدرى خود اجازه بگيرد .
ششم : زن مانعي براي ازدواج کردن نداشته ، مثلا همسر نداشته باشد يا در زمان عده ديگري نباشد . شايسته است که ازدواج (دائم يا موقت) مخفيانه نباشد، بلکه چند نفر شاهد حضور داشته باشند، يا با اطلاع چند نفر صورت گيرد تا مدرکي براي رسمي بودن ازدواج باشد .( 1 )
پينوشت:
1 . امام خميني ( ره ) ، توضيح المسائل، صص 387 ـ380 ، م 2363-2377 .






