آیت الله مکارم ذیل آیه هفت سوره سجده می گوید
و مىدانيم فرضيه تحول انواع هرگز به صورت يك مساله قطعى علمى در نيامده كه به خاطر تضادش با ظهور آيات فوق بخواهيم آنها را طور ديگر تفسير كنيم
فرضیه تحوال انواع را توضیح دهید
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباط تان با این مرکز
فرضيه تحول يا تطور انواع ،عنوان ديگر همان فرگشت يا تكامل انواع است كه مفاد آن بر شكل گيري همه موجودات از موجودات ساده تر و ضعيف تر است ؛ بر اين اساس انسان به عنوان يك موجود پيشرفته و پيچيده از موجودات تكامل نيافته تر مانند ميمون و يا انسان نئاندرتال به وجود آمده است و... .
تئوری تکامل یا فرگشت به رغم همه دگرگونی های تئوریکی که از زمان مطرح شدنش تاکنون پیدا کرده و به رغم مدعیان و طرفداران بسیاری که دارد ، همواره مخالفان و منکرانی از طیف اندیشمندان و زیست شناسان و فسیل شناسان نیز داشته است . نمی توان به طور قطع به درستی آن اذعان نمود .
به هر حال هنوز حلقه های واسطه بین انسان و موجودات قبل از او به درستی پیدا نشده ، در فرض صحت فرضیه تکامل لااقل صدها نمونه واسطه بین انسان و شامپانزه نیاز است تا صحت این فرضیه را منطقی و قابل قبول کند ؛ در سال گذشته فسیلی پیدا شد که گفته شد نمونه ای از موجود واسطه بین انسان و حیوانات قبلی است . آن قدر طرفداران فرگشت از این کشف خوشحال شدند که تا مدتی نقاشی این فسیل به عنوان لوگوی سایت گوگل قرار داشت .
این امر نشان می دهد که هنوز فرضیه فرگشت در حد یک ترم تئوریک است که نیاز شدیدی به شواهد اثباتی دارد . هر آنچه در وضعیت موجود به عنوان دلایل اثبات این فرضیه ارائه می شود ، در واقع شواهد امکان و عدم استحاله این فرضیه است، نه دلایل ثبوت و وقوع حتمی این فرضیه و عدم امکان فرضیه های مشابه .
در هر صورت حتی اگر بنا را بر صحت صد در صد این فرضیه بگذاریم، باز از نگاه آموزه های اسلامی صحت این فرضیه هیچ منافاتی با مبانی کلی فکری و اعتقادی ما نخواهد داشت ؛ هر چند کلیسای کاتولیک از گذشته تا حال به شدت با این فرضیه به مقابله برخاست . پذیرش آن را عین مخالفت با انجیل و مبانی خداشناسی دانست ، اما ما مسلمانان هیچ گاه چنین دیدگاهی نداشته و نداریم .
این نظریه ممکن است از چند جهت با مبانی فکری ما در چالش باشد ،مانند خدشه بر برهان نظم ، وجود خداوند و خالق و... اما یکی از مهم ترین چالش های این فرضیه داستان خلقت انسان از حضرت آدم و حواست که تقریبا در همه ادیان ابراهیمی به عنوان اصلی مسلم پذیرفته شده است . ما همين مساله را مورد بررسي و تامل قرار مي دهيم :
ادعا این است که این نظریه با اعتقاد مشترک همه ادیان آسمانی مبنی بر خلقت نسل بشر از حضرت آدم و حوا منافات دارد ،زیرا بر اساس این نظریه انسان ، نه فرزند آدم ،بلکه نوع تکامل یافته موجوداتی دیگر نظیر انسان نئاندرتال و مانند آن است که در نهایت به موجودات تک سلولی می رسد . در نتیجه داستان خلقت آدم و حوا و رانده شده آن ها از بهشت و ... هیچ کدام واقعیت نخواهد داشت .
در حالی که با اندکی تامل می توان دریافت که تکامل و پذیرش اجداد حیوانى براى انسان هیچ گونه مخالفتى با اینکه انسانهاى موجود همه داراى پدر و مادر واحدى به نام آدم و حوا باشند ندارد ، در واقع هیچ اشکالی ندارد که همه انسان های موجود فرزندان دو انسان به نام آدم و حوا باشند و همه ما نسلی معین از انسان ها باشیم که منشا آن مربوط به چند هزار سال قبل و والدینی مشخص است .
البته در این صورت این سوال پدید مىآید که خود آدم و حوا چگونه خلق شده اند و آیا خلقت آن ها از گل بوده و از هیچ حیوان دیگری نبوده یا از حیواناتی انسان نما به وجود آمده اند؟
ظاهر آیات قرآن موید نظریه اول است ، ولى در عین حال این آیات نفى کلى نظریه ترانسفورمیسم را در مورد انسانهاى قبل از این نسل بشر (مانند انسانهاى نئاندرتال) نمىکند . ممکن است آیات قرآن در مورد آفرینش انسان از خاک چنین تفسیر شود که خاک پس از طی مراحل تکاملی بعد از میلیون ها سال به صورت خلقت کامل انسان درآمده است. همان گونه که برخی نویسندگان آیات قرآن را با نظریه تکامل تطبیق داده اند.
باید به شکلی دقیق تر به بررسی آیات مربوط به خلقت انسان بپردازیم :
بحث آفرینش انسان در قرآن کریم به صورت های مختلفی بیان شده است. برخی آیات بیانگر کیفیت و منشأ آفرینش حضرت آدم است.
دستة دوم، در مورد آفرینش نوع انسانی بحث می کند.
دسته سوم: آفرینش حضرت آدم و نسل او را به صورت جداگانه مورد بحث قرار داده است. اما در خصوص کیفیت خلقت حضرت آدم علیه السلام باید گفت : آیاتی که در مورد حضرت آدم بحث کرده، دو گونه است:
یک قسم به صراحت کیفیت خلقت حضرت آدم را توضیح داده است مثل "انّ مثل عیسی عندالله کمثل آدم خلقه من تراب؛(1) همانا مثال عیسی در نزد خدا همانند آدم است که او را از خاک خلق نمود" .
در قسم دیگر، از سیاق آیات میتوان فهمید که منشأ آفرینش آدم چه بوده است. نظیر داستان شیطان(2) که به خدا میگوید: "آیا به کسی که از خاک آفریدی، سجده کنم؟!"(3)
در سورة الرحمن می فرماید: "خلق الانسان من صلصالٍ کالفخار(4)؛ انسان را از گل خشکیده اى که همچون سفال بود آفرید".
این آیه اختصاص به حضرت آدم دارد، زیرا ما انسان ها، اگر از خاک خلق شده باشیم، از "صلصال کالفخّار" خلق نشدیم، چون مواد خاکی که تبدیل به غذا و سپس تبدیل به نطفه می شود، صلصال نبوده است، چون اگر چنان خشک باشد، گیاه در آن نمی روید. بنابراین آفرینش از صلصال کالفخار ویژه حضرت آدم است . اگر به دیگران نسبت داده می شود، به اعتبار حضرت آدم است. (5)
در سورة سجده آیات 7 و 8 کیفیت و ماده اولیه آفرینش نخستین انسان را از سایر انسان ها به تفکیک بیان کرده :
"و بدأ خلق الانسان من طین ثمّ جعل نسله من سلالة من ماءٍ مهین؛ انسان اولیه یا آدم را از "طین" ولی نسل او را از "ماء مهین" یا نطفه آفریده است".
اگر حضرت آدم نیز از نطفه بود، یعنی از انسان تکامل نیافته ای مانند انسان های "نئاندرتال" خلق شده بود، ذکر کردن نسل بعد از خود انسان، وجهی نداشت. پس کاملاً روشن است که آیه در مقام تفصیل است. بین خلق انسان اولیه و دیگر انسان ها تفاوت وجود دارد (6) ؛ در هر حال مسلم است و از آیات گوناگون قرآن به دست می آید که حضرت آدم از نوعی خاک آفریده شده است.
تعابیر آیات و روایات در خصوص خلقت ایشان متفاوت و مختلف است . جمع بندی در خصوص آن ها قدری دشوار است ؛ اما در میان آیات قرآن، آیه ای که به روشنی دلالت دارد. حضرت آدم(ع) بدون واسطه و به طور مستقیم از خاک آفریده شده، آیه ای است که برخی افراد جهت رد نظریه داروین و ترانسفورمیسم به آن تمسک جسته اند، یعنی آیه 59 از سوره آل عمران:
"انّ مثل عیسی عندالله کمثل آدم خلقه من تراب".
این آیه نشان می دهد که اگر فرض کنیم حضرت آدم از چیزهایی آفریده شده که منتهی به خاک می شود، این استدلال نمی تواند استدلال کاملی باشد، زیرا اگر بپذیریم. آدم از نسل میانی و واسطه ای بین خاک و خود، مثلاً از انسان های نئاندرتال به وجود آمده، حضرت آدم از نطفه حیوانی به وجود آمده است، بنابراین چگونه می توان آفرینش بدون پدر عیسی را به آفرینش آدم تشبیه نمود؟! چه بسا اگر ما این استدلال را تمام بدانیم، ناچار باید بپذیریم که حضرت آدم از نسل موجود دیگری به وجود نیامده است.
در مجموع می توان گفت تئوری خلقت دفعی حضرت آدم از خاک بیش تر مورد تایید و توافق آیات و روایات است. اما کیفیت این تبدیل و تغییر ماهیتی برای ما روشن نیست.
اما داستان فسیل های انسانی که قدمت آن ها در بعضی موارد به چند صد هزار سال می رسد، منافاتی با این جریان ندارد ؛ زیرا یقینا نمی توان گفت این فسیل ها فسیل های انسانی است ،بلکه فسیل هایی مربوط به موجوداتی انسان نماست که انطباق کامل ساختاری با انسان کنونی ندارد ، بر همین اساس گفته می شود، مربوط به انسان های اولیه و نسل اجداد ماست .
در هر حال هیچ منعی وجود ندارد که قبل از نسل کنونی بشر که به حضرت آدم و حوا علیهما السلام منتهی می گردد ،نسل هایی از موجوداتی شبیه انسان های کنونی هم وجود داشته اند که آثار به جای مانده از آن ها هر از گاهی به دست می آید. اما نسل آن ها قبل از آغاز نسل کنونی بشر منقرض شده باشد(7).
در نتيجه هرچند متون ديني ما به صراحت نوع خلقت انسان كنوني را منطبق بر نظريه داروين ، رد نمي كند ، اما ظواهر اين نقل ها با اين فرضيه قابل تطبيق نيست ، به رغم آن كه منافات عقلي بين مباني ديني ما و امكان اين فرضيه هم نيست .
پی نوشت ها :
1. آل عمران (3) آیه 59.
2. آیات 76 ص (48) و 12 اعراف (7) و 26 و 28 و 33 حجر(15).
3. اسراء(17) آیه61.
4. الرحمن(55) آیه14.
5. محمد تقی مصباح یزدی.معارف قرآن، ج 3 - 1، انتشارات موسسه امام خميني (ره) ، قم .
6. همان، ص 237.
7. بقره(2) ،آیه 30 ؛ شيخ صدوق ، توحید ، ج 1، ص 277 ، انتشارات جامعه مدرسين قم، 1398 ه ق .






