مانند خود پیامبران که آنها را هدایت باطنی کرد
یا حیوانات که آنها را هدایت باطنی کرد
اگر می گویید برای هدایت باطنی یک کمالات و یک درجاتی نیاز است سوال می شود که آیا حیوانات این درجات را دارند؟؟؟؟
پرسشگر محترم با سلام و تشكر از ارتباط تان با اين مركز.
مراد از هدایت باطنی در پرسش خوب روشن نیست ،چه این که هدایت باطنی پیامبران با هدایت تکوینی حیوانات نیز متفاوت است .
هدایت در لغت به معنى راهنمائى توأم با لطف و دقت است و آن را به دو شعبه تقسیم کردهاند: «هدایت تکوینی» و «هدایت تشریعی».
منظور از هدایت تکوینى این است که خداوند عوامل پیشرفت و تکامل در موجودات مختلف جهان، اعم از انسان و سایر جانداران، حتى موجودات بىجان آفریده، که آن ها را به سوى تکامل مىبرد .
رشد و تکامل جنین در شکم مادر، فعالیت اعضا و دستگاه های بدن موجود زنده، مانند دستگاه گوارش، تنفس، حرکت و...، نمو و پیشرفت دانههاى گیاهان در دل زمین، غریزه در حیوانات و حرکت کرات مختلف منظومه شمسى در مدار خود، و مانند آن، نمونههاى مختلفى از هدایت تکوینى هستند. این نوع هدایت مخصوص خدا است . وسیله آن عوامل و اسباب طبیعى و ما وراء طبیعى است.
در این نوع هدایت ها اگر موجود طبیعی به شکل طبیعی عمل کند و چیزی مانع آن نگردد، به مطلوب خواهد
رسید. در این هدایت، اختیار انجام اعمال شرط نیست .هر موجودی با این نوع هدایت به کمال خود که در خلقت آن ها نهاده شده، دست می یابند.از نظر آموزههای وحیانی بین خلقت، هدایت و هدف کاملاً تناسب و هماهنگی وجود دارد . تناسب و هماهنگی بین موجودات یکی از بهترین دلایل خداشناسی تلقی میشود.
قرآن کریم در آیات متعدد از تناسب و هماهنگی و هدفمندی و هدایت تکوینی الهی موجودات به سوی کمال لایق نوع خود سخن گفته:
«رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَى کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى؛ (1) پروردگار ما کسى است که هر چیزى را خلقتى که درخور اوست داده، سپس آن را هدایت فرموده است».
در آیه دیگر فرمود:
«الَّذِی خَلَقَ فَسَوَّى، وَالَّذِی قَدَّرَ فَهَدَى؛ (2) همان که آفرید و هماهنگى بخشید و آن که اندازهگیرى کرد و راه نمود».
در جای دیگر بر این نکته تصریح نمود که موجودات مسیر و هدف خاصی را در فرایند تکاملی طی میکنند و خداوند آن ها بدان سمت رهنمود و هدایت میکند:
«وَلِکُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّیهَا؛ (3) براى هر کسى قبلهاى است که وى روى خود را به آن سوى مىگرداند».
این آیات به صراحت از لفظ هدایت سخن گفته که در تمام موجودات خلقت وجود دارد.در تحلیل پیام این گونه آیات گفته شده: دانه گندمی که در شکم خاک با شرایط مناسبی قرار میگیرد ،شروع به رشد و نمو کرده ،به شاهراه تحول و تکامل راه میافتد. هر لحظه صورت و حالت تازهای به خود گرفته و با نظم و ترتیب مشخصی راهی را میپیماید تا بوتهای دارای خوشههای گندم میشود . اگر یکی از دانههای آن به زمین افتد ، باز مسیر گذشته را آغاز کرده و به سرانجام میرساند.
اگر هسته میوهای است، در مهد زمین آغاز حرکت نموده، پوست را شکافته ، رشد میکند . راه منظم و مشخص را پیموده ، بالاخره درختی برومند و سرسبزی میشود. اگر نطفه حیوانی است ، در میان تخم یا در رحم مادر شروع به تکامل نموده ، راه مشخص را که ویژه همان حیوان نطفهای است، سیر نموده و فردی کامل از همان حیوان میشود. این راه مشخص و سیر منظم در هر یک از انواع آفرینش که در این جهان مشاهده میشود، برقرار و در سرشت همان نوع است . هرگز بوته سبز گندم که از دانه شروع نموده، به گوسفند یا بز یا فیل نمیرسد . هرگز حیوان بز ماده که از جفت خود باردار گشته ،خوشه گندم یا درخت چنار نمیزاید حتى اگر نقصی در ترکیب اعضا یا در عمل طبیعی نوزادی پیدا شود ،مثلاً گوسفندی بیچشم یا بوته گندمی بیخوشه به وجود آید ، تردید نمیکنیم که به یک آفت و سبب مخالف مستند میباشد.
نظم و ترکیب مداوم در تحول اشیا و اختصاص هر نوع از انواع آفرینش در تحول و تکامل خود طبق نظامی خاص برای فرد کنجکاو غیر قابل انکار میباشد. از این نظریه روشن دو مسئله دیگر میتوان نتیجه گرفت:
1ـ در میان مراحل که نوعی از انواع آفرینش از آغاز پیدایش تا انجام آن میپیماید ، اتصال و ارتباطی برقرار است ، مانند این که نوع نامبرده در هر یک از مراحل تحول از پشت سر دفع و از پیش رو جذب میشود.
2ـ نظر به اتصال و ارتباط نامبرده آخرین مرحله سیر هر نوع از آغاز پیدایش مطلوب و مورد توجه تکوینی همان پدیده نوعی است ،چنان که مغز گردویی است که در زیر خاک نوکی سبز میدهد، از همان وقت متوجه یک درخت برومند گردویی است . جنین در تخم یا رحم از آغاز تکون به سوي حیوان کاملی رهسپار میباشند. (4)
انسان ها نیز داراى این نوع هدایت، یعنی هدایت تکوینى هستند، ولى از آن جا که انسان موجودى است داراى عقل و شعور و کمال او در سایه اختیار حاصل می شود، خداوند هدایت تکوینیش را با هدایت تشریعى او به وسیله پیامبران همراه و همگام کرده است که اگر از آن مسیر منحرف نشود ، به مقصد خواهد رسید و به کمال لایق خود دست خواهد یافت.باید در نظر داشت که
اما کمال انسان صرفا عمل خاص و یکنواخت طبیعی نیست، بلکه چون موجودی دارای اختیار است. با انتخاب برای کارها به کمال شایسته دست یافته و استعدادش در جهت سعادت و کمال شکوفا می شود . با انجام برخی از کارها به سقوط و تباهی رسیده و استعداد انسانی او شکوفا نمی شود، یا در جهت ضد کمال و سقوط او به فعلیت می رسد. اما چون هدف اصلی خداوند از آفرینش انسان و هر موجود دیگر رسیدن به کمال خلقت است، برای اینکه انسان در مسیر کمال قدم بردارد، پشتوانه ای برای عقل او قرار داده تا با شناخت بهتری از راه کمال و سعادت به آن ها دست یابد . به همین دلیل پیامبران را فرستاده ، معارفی را به انسان ها تعلیم داده ، احکام و دستوراتی را توسط پیامبرانش به انسان ها یاد داده تا به هدف اصلی خلقت دست یابند. مجموعه این افعال الهی را هدایت تشریعی می نامیم. (5) بنابراین برخلاف آن چه در پرسش تصور شده انسان ها در هدایت تکوینی و به تعبیر پرسشگر محترم هدایت باطنی با سایر موجودات شریک است .خداوند آن نوع هدایت ها را به او هم داده است.علاوه بر هدایت یاد شده به نیرو عقل از درون و وحی از بیرون نیز مجهز است .از این رهگذر نیز هدایت می شود .
بنابراین هدایتی باطنی به این معنا نیز در اختیار انسان ها قرار داده شده، ولی اگر کسی خواهان مقامی باشد که نصیب پیامبر و امام شده و هدایت باطنی خاص را آرزو کند، این موهبت به دلایلی بسیاری اختصاصی است و نصیب هر کسی نمی شود .
پینوشتها:
1. طه (20) آیه 50.
2. اعلى (87) آیه 2 و3.
3. بقره (2) آیه 148.
4. شیعه در اسلام، علامه طباطبایی، ص 80 ـ 81، نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران 1348ش.
5. انبیا (21) آیه 73.
شیعه در اسلام، ص 122.
ناصر مکارم، تفسیر نمونه، ج 13، ص 455، نشر دارالکتب الاسلامیه، تهران 1379ش.






