سلام مي خواستم بدونم امام علي در جنگي كه عمر با ايران داشت حضور داشتند
باتشكر
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
حضرت علی (ع )در این جنگ ها حضور نداشت . در اسلام جنگ به منظور کشور گشایی و قدرت گرایی جایز نیست. دلیلی وجود ندارد که امام با آغاز این جنگ موافق و در آن شرکت نماید. البته در حین جنگ ها و یا بعد از آن شرایط به گونه ای فراهم می شد که بدان جهت امام خلفا را راهنمایی می کرد و با خلفا با حضرت مشورت می کردند . مشورت وهمکاری امام با خلفا در راستای مصالح جهان اسلام بود ،نه به معنای تایید حکومت خلفا و تایید مشروعیت .در این جا ن نمونه ی ازمشورت عمر با امام اشاره می شود:
"در سال چهاردهم هجرى در سرزمين «قادسيه» نبرد سختى ميان سپاه اسلام و ارتش ايران رخ داد كه سرانجام به پيروزى مسلمانان انجاميد .... پادشاه ايران، سپاهى متشكل از يكصد و پنجاه هزار نفر به فرماندهى فيروزان ترتيب داد تا جلو هر نوع حمله را بگيرند و در صورت مساعد بودن وضع، خود، حمله را آغاز كنند. سعد وقاص فرماندهى كل قواى اسلام (و به نقلى عمار ياسر)، كه حكومت كوفه را در اختيار داشت، نامهاى به عمر نوشت و او را از وضع آگاه ساخت و افزود كه سپاه كوفه آماده است كه نبرد را آغاز كند و پيش از آنكه دشمن بر آنان حمله آورد آنان براى ارعاب دشمن نبرد را شروع كنند. خليفه به مسجد رفت و سران صحابه را جمع كرد و آنان را از تصميم خود، كه مىخواهد مدينه را ترك گويد و درمنطقهاى ميان بصره و كوفه فرود آيد و از آن نقطه رهبرى سپاه را به دست بگيرد، آگاه ساخت.
در اين هنگام طلحه برخاست و خليفه را بر اين كار تشويق كرد و سخنانى گفت كه بوى تملق به خوبى از آن استشمام مىشد. عثمان برخاست و نه تنها خليفه را به ترك مدينه تشويق كرد بلكه افزود كه به سپاه شام و يمن بنويس كه همگى آن دو نقطه را ترك كنند و به تو بپيوندند و تو با اين جمع انبوه بتوانى با دشمن روبرو شوى. در اين موقع امير مؤمنان (ع) برخاست و از هر دو نظر انتقاد كرد و فرمود:سرزمينى كه به زحمت و جديداً به تصرف مسلمانان در آمده است نبايد از ارتش اسلام خالى بماند. اگر مسلمانان يمن و شام را از آن مناطق فراخوانى، ممكن است سپاه حبشه يمن و ارتش روم شام را اشغال كنند و فرزندان و زنان مسلمان كه در يمن و شام اقامت دارند صدمه ببينند. اگر مدينه را ترك گويى، اعراب اطراف از اين فرصت استفاده كرده فتنهاى بر پا مىكنند كه ضرر آن بيشتر از ضرر فتنهاى است كه به استقبال آن مىروى. فرمانرواى كشور مانند رشتهى مهرههاست كه آنها را به هم پيوند مىدهد. اگر رشته از هم بگسلد مهرهها از هم مىپاشند.
اگر نگرانى تو به سبب قلت سپاه اسلام است، مسلمانان به جهت ايمانى كه دارند بسيارند. تو مانند ميلهى وسط آسيا باش، و آسياى نبرد را به وسيلهى سپاه اسلام به حركت درآور. شركت تو در جبهه مايهى جرأت دشمنان مىشود، زيرا با خود مىانديشند كه تو يگانه پيشواى اسلام هستى و مسلمانان به جز تو پيشوايى ندارند و اگر او را از ميان بردارند مشكلاتشان بر طرف مىشود و اين انديشه، حرص آنان را بر جنگ و كسب پيروزى دو چندان مىسازد. خليفه پس از شنيدن سخنان امام (ع) از رفتن منصرف شد و گفت: رأى، رأى على است و من دوست دارم كه از رأى او پيروى كنم. (1)
پی نوشت :
1.جعفر سبحانی ف فروغ ولایت ، 283-284،قم ، چابخانه آفتاب، 1368.






