با سلام و احترام. آیا اعتراض به نحوه عملکرد دولت به اسلام مرتبط است؟ در هر دولتی ممکن است دزدی، پارتی بازی، دروغ، تهمت و ... رخ دهد. در این دولت هم بدون شک چنین مسائلی رخ داده است. چرا کسی حق ندارد اعتراضی بکند؟ چرا این مسائل را به اسلام ربط می دهید؟ خداوند در قران نامی از خامنه ای و احمدی نژاد نیاورده پس معصوم نیستند و شاید اشتباه بکنند و باید با بررسی پاسخ داد و نه بصورت آنی و با تهدید و تهمت و تنبیه و .... اعتقاد به ولایت فقیه نه جزو شرایط مسلمانی است و نه از اصول یا فروع دین. پس چرا مرگ بر ضد ولایت فقیه؟؟؟!!! متشکرم.

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
اگر چه كشور عزيزمان ايران مانند بسیاري از كشورها دچار برخي نابساماني ها است كه البته اين امر تا حدي طبيعي است. اما بايد اين گونه امور به حداقل برسد.
اما انتقاد از عملكرد دولت و رهبر نيز نه تنها جرم نیست ، بلکه بر اساس تعالیم دینی، معتقدیم یکی از حقوق رهبر بر مردم، لزوم دلسوزی و خیرخواهی برای او و انتقاد در صورت اشتباه است. این حق تحت عنوان «النصیحة لائمة المسلمین» و امر به معروف و نهی از منکر تبیین شده است. نصیحت به معنای خیرخواهی برای رهبران اسلامی است که یکی از ساز و کارهای تحقق آن اندرز دهی است.
بر این اساس نه تنها انتقاد از دولت و ولی‏فقیه جایز است؛ بلکه در جای خود واجب شرعی است و منافع و مصالح شخصی یا گروهی نباید مانع انجام آن شود
همچنین، در مواردی مجلس شوراي اسلامي به نقد عملكرد رئيس جمهور و يا وزيران او و استيضاح آن ها و در موردي راي به عدم كفايت او دادند.
نيز در مواردی از طریق مجلس خبرگان که اهرم نظارتی و کنترل کننده رفتار سیاسی ولی فقیه است، مسائل و انتقاداتی با ایشان مطرح شده است. جزئیات این مسأله را باید از مجلس خبرگان جستجو کنید.
نقد عملکرد دولت و رهبری اولاً در چهارچوب قانون ، دوم در جهت تقویت نظام (نه تزلزل در ارکان آن ) و سوم نقد خیرخواهانه ، نه جناحی و سیاسی ، چهارم نقد در فضای خاص ، نه در انظار عمومی و جهت تبلیغات و نمایشی ، پنجم ، حفظ احترام و حرمت ، پنجم نقد از روی آگاهی و محاسبه تمام جوانب صورت گیرد.
بر این اساس در انتقاد از ولی‏فقیه، رعایت نکات ذیل لازم است:
1. اخلاق اسلامی در هنگام انتقاد رعایت شود. در این مسأله رهبر با دیگر مؤمنان مشترک است. شرایط انتقاد شامل موارد ذیل است:
1.1. پیش از انتقاد باید اصل موضوع محرز و عیب و اشکال، قطعی باشد. مبتنی بر شایعات و اخبار غیرقابل اعتماد نباشد. نباید براساس حدس و گمان و بدون تحقیق، مطلب ناحق به کسی نسبت داده شود و موجب اعتراض و انتقاد قرار گیرد.
2.1. به منظور اصلاح و سازندگی انتقاد شود؛ نه برای عیب‏جویی و رسوایی اشخاص و نه به سبب برتری‏طلبی.
3.1. بدون هیچ توهین و جسارت، مؤدبانه و با رعایت شئون وی بیان شود. انتقاد باید بسان هدیه‏ای تقدیم شود. امام صادق(ع) فرمود: «احب اخوانی الی من اهدی الی عیوبی».(1)
2. شخصیت محترم و قداست خاص رهبری در نظام اسلامی و مسائل دیگری نیز باید در نظر گرفته شود. میان انتقاد کردن فرد از دوست خود یا زن از شوهر و یا فرزند از پدر یا شاگرد از استاد، تفاوتی روشن وجود دارد. فرزند و شاگرد برای پدر و استاد خود احترام خاصی قائل‏اند. اما فوق آنان قداستی است که برای امام و جانشین او وجود دارد. قداست، محبتی همراه با احترام و تواضع است و چون ولی‏فقیه در مقام نیابت معصوم قرار دارد، از قداست والایی برخوردار است.رعایت کمال احترام و ادب برای او ضروری است. حفظ حرمت و شأن او بر همه لازم است. از این رو انتقاد باید به گونه‏ای بیان شود که هیچ‏گونه تأثیر سویی بر قداست و جایگاه ولی‏فقیه نداشته باشد.
3. انتقاد از رهبر باید هوشمندانه طراحی شود تا موجب سوء استفاده دشمنان نشود.
4. برای رعایت همه اصول مزبور، بهترین شیوه انتقاد از رهبری در نظام جمهوری اسلامی، نوشتن نامه به دبیرخانه مجلس خبرگان و یا دفتر مقام معظم رهبری و بیان موارد لازم است.
5. مطیع محض و کامل بودن از ولی ‏فقیه با انتقاد کردن از او هیچ منافاتی ندارد، زیرا ولی‏ فقیه تا زمانی که واجد شرایط مذکور در قانون می‏باشد و مجلس خبرگان حکم به عزل او ندهد، بر همه مسلمانان ولایت دارد . آنان باید از او اطاعت کنند. اما در عین حال وظیفه انتقاد و نصیحت ولی‏فقیه را نیز بر عهده دارند.
انتقاد کننده، نباید انتظار داشته باشد که ولی فقیه یا دیگر مسؤولان، به هر انتقادی جامه عمل بپوشند. چه بسا مسؤولان دلایل محکمی برای افعال خود دارند که انتقاد کننده از آن ها بی‏خبر باشد حتی گاهی ممکن است نظریات و انتقادات گوناگون و متناقضی ارائه شود که امکان عمل به همه آن ها برای مسؤولان ممکن نباشد. کاری که وظیفه حکومت اسلامی است و از مسؤولان انتظار می‏رود، گوش دادن به انتقادات و فراهم آوردن بستری است که مردم بتوانند انتقادات و نظریات خود را از عملکرد مسؤولان و... از طریق مجاری و ساز و کارهای معین - بدون هیچ‏نگرانی و ترس - به سمع و نظر آنان برسانند.
آنان با انتقادهای مردم برخوردی منطقی داشته باشند؛ یعنی، اگر درست است ،بپذیرند . اگر درست نیست ،مردم را توجیه کنند ،نه اینکه به محض انتقاد فکر کنیم که بلافاصله باید پذیرفته شود و تغییر و تحولی در کارکرد نظام پدید آید و اگر چنین نشد، بگوییم پس گوش شنوایی وجود ندارد.
اگر چه ولایت فقیه از ضروریات دین نیست و عدم پذیرش و عدم اعتقاد به آن موجب خروج از دین نمی‌شود. اما اطاعت از ولایت فقیه لازم و ضروری است؛ زیرا یکی از وظایف مردم اطاعت از رهبری است. اگر مردم از رهبر اطاعت نکنند، رهبر در اعمال مدیریت و حکومت داری دچار مشکل می‌شود. مهم تر‌ از همه اینکه امام زمان (ع) از فقهای واجد شرایط به عنوان نائبان خود یاد کرده و اطاعت از آنان را لازم دانسته است:
«و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه حدیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجه الله علیهم». (2)

پی‌نوشت‌ ها:
1. اصول کافی، ج 1، ص 403.
‏2. بحارالانوار، ج 53، ص 181.