پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
خداوند خالق مهربانی است که مهربانی او نسبت به بندگانش حد و حصر ندارد و مهر و محبت پدر و مادر به فرزند که ضرب المثل شده ، نمونه و رشحه ای از آن محبت بی کران به بندگان می باشد. اگر آیات قرآن که کتاب خداست را ملاحظه کنیم می بینیم که خداوند تا چه حد بر روی رحمت و رأفت خود بر بندگان تصریح کرده است. تمام سوره های قرآن، جز سوره براءه با "بسم الله الرحمن الرحیم" که تاکید بر رحمت و رحمانیت و رحیمیت خداست ، شروع شده است. افتتاح کتاب خدا سوره حمد است که ستایش خدا به رحمانیت و رحیمیت و ارحم الراحمینی است.
پیامبر خدا که مظهر اعلای خداست ، مظهر رحم و رحمانیت و رحیمیت است و محبت و مهربانی او با امت حتی ستمگران و گمراهان، همه را به اعجاب وامی دارد.
چنین خداوند رحیمی نمی تواند بندگانش را در وادی گمراهی رها کرده و نسبت به سقوط آنها به چاه ضلالت و کفر بی تفاوت باشد و هشدار ندهد.
از نمودهای عمده رحمانیت خداوند هدایتگری و بیانگری اوست. خدا بشر را مختار و آزاد آفریده تا خود دنیا و آخرتش را بسازد و از سر مهر و محبت به بندگان، اسباب لازم برای ساختن عالی دنیا و آخرت را در اختیار آنها قرار داده و در هدایت و بیانگری سنگ تمام گذاشته است تا هر کس که هدایت طلب است ، به سعادت رسد و جز پشت کنندگان به سعادت ، از آن محروم نشوند.
دنیا و آخرت انسان ها به هم پیوسته است و دنیا مزرعه آخرت است(1) و هر فردی در آخرت درو می کند آنچه را در دنیا کاشته است. کفر و ظلم و گناه انسان را به چاه می اندازد و خدای رحیم که به مخلوق خود محبت خاص دارد ، نسبت به این درچاه افتادن ساکت ننشسته و هشدار می دهد. همه این هشدارها نسبت به حقیقتی است که دارد واقع می شود و خدای مهربان آن را برای بنده اش نمی پسنددد و دوست ندارد بنده اش به این چاه بیفتد پس پی در پی هشدار می دهد.
همین که هشدار می دهد و نهی می کند یعنی دین زوری نیست زیرا اگر زوری بود ، دیگر هشدار معنا نداشت. هشدار به کسی می دهند که می تواند تصمیم بگیرد و اجرا کند و هشدار دهنده نمی تواند جلویش را بگیرد یا (مثل خدا) بنا ندارد به زور مانعش شود و می خواهد منصرفش کند ؛ پس پی در پی و با بیان های مختلف هشدار می دهد و می ترساند تا متنبه شود و باز گردد.
کسی که کفر و ظلم پیشه کرده ، دارد جهنم خود را فروزان و سوزان می سازد و خدا این هشدار را به او می دهد که داری به جهنم می روی و داری جهنمت را سوزان و فروزان می سازی. آیا این هشدار نشانه محبت نیست؟
آیا اگر این بنده برای خدا اهمیتی نداشت ، خدا به او هشدار می داد؟
آری خدا به کافران سرکش که هشدار های پی در پی او را شنیده و پشت گوش انداخته اند اعلام می کند :
إعْمَلُوا ما شِئْتُمْ إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصيرٌ (2)
هر كارى مىخواهيد بكنيد، او به آنچه انجام مىدهيد بيناست!
به عنوان مثال اگر پدري و يا معلمي فرزند و شاگرد خود را هشدار دهد نشانه دلسوزي است يا .....؟
با اين همه موانع و آفاتي كه سر راه انسان است وبا تمام توان قصد دارند او را به هلاكت بيا ندازند بی تفاوتی و هشدار ندادن و نهی نکردن کسی که به سوی چاه و هلاکت می رود نشانه این است که به او علاقه نداری و علاقه ات را از او بریده ای و سرنوشتش برایت بی اهمیت است. اما خدا نسبت به بندگانش علاقه مند است جز آنان که آگاهانه راه عناد پیش گرفته و محبت های خدا را بارها پس زده باشند. خداوند فقط اینان را وامی گذارد و به آنان بی اهمیت می شود و نهیشان نمی کند بلکه می فرماید : هر کاری می خواهید بکنید؛ اما بقیه را با بیان های مختلف راهنمایی و امر و نهی می کند و گرفتار می سازد تا شاید متنبه شوند و هشیار گردند و راه سعادت پیش گیرند.
پی نوشت ها:
1. مازندرانی مولی صالح ، شرح اصول کافی ، اول ، بیروت ، دار احیاء التراث العربی، 1421 ق ، ج 1 ، ص 154.
2. فصلت (41) آیه 40.
۱۳۸۹/۱۲/۰۴ ۰۱:۱۹
شناسه مطلب: 27042






