بنام خدا
باعرض سلام خدمت دست اندر کاران وعرض تشکر :
من جوانی هستم 30 ساله از مشهد مقدس سوالی مدتی است فکر مرا بخود مشغول کرده تا اینکه با برنامه شما آشنا شدم وتصمیم گرفتم ان را مطرح کرده تا از کارشناسان پاسخ ان را برایم جویا شوید حدود 7سال قبل برای کار به اصفهان رفتم ودر همان جا با دختری بسیار پاک و دیندار آشنا شدم که 3سال از خودم بزرگتر بود برای دینداری او همین بس که هیچکاه حاضر بهملاقات حضوری نشد جز یکبار که آنهم در محل کارخواهرش وبا حضور ایشان بود از ابتدای آشنایی به او گفتم قصدم دوستی است و هدف ازدواج ندارم گفتم شرایطم جور نیست واو نمیدانم چرا گمان کرد اگر صبرکند تا شرایط جور شود اورا برای ازدواج انتخاب میکنم او در محبت برای من کم نگذاشت هرکاری میتوانست از دعا و نذر و نیاز گرفته تا سنگ صبورم شدن طوری که من اصلا سختی غربت را متوجه نشدم با توجه به اینکه من 3ماه در اصفهان بودم وبعد منتقل به اهواز شدم اما او همچنان رابطه را حفظ کردآنقدر با محبت بود که همیشه میگفتم هرکه با او ازدواج کند باتوجه به دیانت و مهربانی او مرد خوشبختی میشود اما نتوانستم خودم را راضی به ازدواج با او کنم چون از اول گفته بودم قصد ازدواج ندارم در طی 4سال که با او ارتباط تلفنی داشتم چندین بار وقتی وابستگی او بخودم وامیدی که به ازدواج با من داشت را میدیدم خواستم رابطه را قطع کنم اما اصرار او برماندن واینکه شاید فرجی شود وما باهم ازدواج کنیم در حالی که میدانستم ومطمئن بودم اورا انتخاب نمیکنم برای همسری خود .رابطه را ادامه دادم تا اینکه به پیشنهاد مادرم با دختری در همسایگیمان ازدواج کردم و خطم را عوض کردم تا ان دختر دیگر با من تماس نگیرد اما پس از 6ماه یکروز بدلم افتاد خبری از او بگیرم پس با او تماس گرفتم ومتوجه شدم هنوز ازدواج نکرده وهنوز هم منتظر من بود به او گفتم ازدواج کردم چیزی نگفت اما از لحن حرف زدنش معلوم بود در خودش خرد شد حال که 3سال از انروز که خبر ازدواجم را به او دادم میگذرد سوالی مدام ذهنم را مشغول کرده وان اینکه آیا من در حق آن دختر ظلم کردم با توجه به اینکه من گفته بودم قصد ازدواج با اورا ندارم وادامه ارتباط به اصرار او بود آیا به ان دختر ستمی وارد شده ؟ اقای دکتر من همسرم را بسیار دوست دارم اما مرتب نگرانم اگر ان دختر نفرینم کند آیا نفرینش در من کارگر میشود؟ شما را بخدا باتوجه به انچه گفتم راهنماییم کنید آیا من به او ظلم کرده ام ؟ وبرای جبران چه کاری میتوانم انجام دهم با کمال تشکر از شما خواهشمندم هرچه زودتر پاسخ مرا بدهیدومرا راهنمایی بکنید که آیا ظلمی مرتکب شده ام وبرای جبران چه کنم ؟
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز پرسش شما از دو قسمت عمده تشکیل شده است 1- قسمتی که مربوط به دوست شدن با یک دختر نامحرمی است که به فرموده خودتان قصد ازدواج با او را نداشته اید و این گناه بزرگی محسوب می شود زیرا با سرنوشت یک دخترجوان بازی کرده اید در این رابطه باید از خداوند مهربان طلب بخشش نمایید.2- قسمت دیگر پرسشتان مربوط به عذاب وجدان بخاطر ازدواج نکردن با اوست، در این مورد باید عرض نمایم که شما هیچ عمل خلافی را مرتکب نشده اید زیرا ازدواج با دختری که عشق و علاقه خاصی به او ندارید با عث می شود که در آیند نابسامانیهای زیادی برای شما و او روی دهد و زندگی زناشویی تان در معرض از هم پاشیدگی قرار گرفته و آینده هر دو تیره و تار شود و مشخص است که پیشگیری از ضرر هم برای شما و هم برای آن دختر خود سودی بسیاربزرگ در پی دارد. باید به این نکته توجه داشته باشید که نابسامانیها و تلخ کامی هایی که از بابت ازدواج با این دختر و سپس طلاق دادن وی، متوجه او میشد بسیار ناگوارا تر از آن چیزی است که او فعلا به آن مواجه گشته و در صورت قطع ارتباط کامل شما با او، کم کم فراموش خواهد شد. پس اگر می خواهید کمکی به او نمایید دیگر هرگز و هرگز با او تماس نگیرید و به پاس خدماتی که او به شما کرده است او را در فراموش کردن شما یاری نمایید.






