با سلام خدمت دوستان گرامی حقیقت این است که مدتی است ایمان من تقریبا صفر شده و سؤالات بسیاری در ذهن من است بیجواب انتظار من اینست که مرا قانع کنید اما نه با قرآن و احادیث با عقل چون همه احادیث و آیات را استادم اولین سوال من اینست که خدا سالها قبل از آفرینش بشر اهل بیت را آفرید آنها را امتیاز ویژه بخشید و به آنها علم و حکمت و در یک کلام همه چیز بخشید و همه ما را به طفیل وجود آنها خلق کرد سوال من اینست که اولا چرا خدا به یک عده خاص ای همه امتیاز می دهد و آنها را این همه بالا میبرد و امثال ما اگر جانمان در آید به گرد پای مبارکشان نمیرسیم مگر آنها بشر نبودند مثل ما پس خدا عادل نیست که مرا اینهمه پایین غرق گناه اما آنها را معصوم و پاک آفرید من جهنمی آنها بهشتی آخر چرا روی چه حسابی
با تشکر لطفا جواب تکراری ندید که اکثر سایتها وبلگهای دینی را گشتم یک ماه به جواب نرسیدم ممنون
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
خلقت معصومان قبل از آفرينش ساير موجودات حقيقتي است كه در قالب آفرينش وجود نوري ايشان بيان شده و معنا و مفهوم خاص خود را دارد . اين بزرگواران هم در زمان و مكان معيني كه مي دانيم و مي دانید، متولد شده و قبل از آن وجود بشري نداشتند .
به نظر مي رسد ماهيت اصلي سوال اين باشد كه چرا عده خاصي پيامبر و امام شدند و ما نشديم و آيا اين امر تبعيض نيست ؟
اگر در پرسش دقت كنیم مي بينيم كه ماهيت سوال تفاوتي با پرسش از ديگر تفاوت ها و تمايزات انسان ها با هم ندارد ، در واقع این که چرا پیامبر يا امام نشدم، سوالی است همچون اين سوالات : چرا زن نشدم؟ چرا در قرن اول هجری به دنیا نیامدم؟ چرا در اروپا متولد نشدم ؟ و ...
همه این سوالات از یک سنخ اند و تفاوت ماهوی با هم ندارند؛ جالب آن که حتی اگر من و شما پیامبر يا امام می شدید، باز همین سوال براي مان مطرح بود که: چرا فردی عادی و به دور از مسئولیت نبوت يا امامت آفریده نشدم؟ پس این سوالات در هیچ شرایطی پایان پذیر نیست و تحت هر شرایطی، قابل طرح می باشد.
پیامبر يا امام شدن همانند رسیدن به هر مسئولیت و جایگاه دیگری، نیازمند اقتضائات و پیش شرط های زمانی و مکانی و روحی و جسمی است که هر فردی از آن ها برخوردار نیست؛ همه این مزایا معلول علت های مختلف و خاص خودند، چنان که زن یا مرد، زیبا یا نازیبا، تندرست یا بیمار خلق شدن ما هم معلول علت های خاص خود است و در دائره ساختار علی و معلولی عالم تعریف می شود؛ در نتيجه پاسخ اصلي اين كه چرا من امام نشدم، آن است كه چون تو در موقعيت خاص نياز به امام و در وضعيت روحي و جسمي مناسب با اين مسئوليت به وجود نيامدي.
يقينا بشر در طول تاريخ و در فواصل معين و در مكان هاي خاصي، نيازمند ظهور افرادي بزرگ و لايق براي انتقال معارف و هدايت هاي الهي به توده جامعه بوده ؛ در اين موقعيت ها، هر فردي كه داراي شرايط لازم و لياقت هاي خاص و در موقعيت مناسب خود بر اساس ساختار علّي و معلولي خود متولد مي شد، به اين مقام مي رسيد.
در واقع خدا برای رسانیدن پیام خویش و حفظ و نگهداري آن، پیامبران و امامانی را از بین مردم برگزیده است . در هر زمان شخص برگزیده، دارای بالاترین فضائل اخلاقی است . بین مردم زمان خویش شایستهترین انسان برای رساندن پیام الهی و به دست گرفتن این مسئولیت بزرگ محسوب مي شده؛ هر چند در اقتضائات بشري تفاوتي با ديگر افراد نداشته است؛ چنان كه در قرآن آمده:
«قل انما أنا بشر مثلکم؛ (1) ای پیامبر ما، به مردم بگو: من انسانی همانند شما هستم».
پس پیامبر يا امام در خصوصيات طبيعي بشري، هیچ تفاوتی با انسان های دیگر ندارد؛ مثلاً پیامبر گرامی اسلام (ص) بسان سایر انسانها، دارای زندگی عادی و طبیعی بود، اما در عین زندگی عادی، با مجاهدت و کوشش فراوان، مقام بندگی و شایستگی خود را برای دریافت وحی به اثبات رساند. چون در اين موقعيت خاص نيازمندي به پيامبر و بر اساس شرايط و ضوابط خاص قرار داشت، به اين مقام رسيد.
از آن جا كه درك اين شرايط و كمالات، تنها در توان خداوند و مبتني بر علم بي نهايت اوست، گاهي انتخاب ها براي ديگران سخت مي آيد؛ اما حقيقت آن است كه: خداوند بهترين فرد را در هر زمان براي اين مقام بر مي گزيند . اين يعني حقيقت تعبير قرآن : «الله یعلم حیث یجعل رسالته؛ (2) که خداوند آگاه تر است كه رسالت خود را در كجا قرار دهد!».
دريافت اين مقام نيازمند توانمندي هاي خاص روحي و جسمي است كه همگان از آن برخوردار نيستند و آن طهارت ذاتي است كه معلول نسل شريف و سلاله پاك و رفتارهاي خاص و اختياري و معرفت بالا است و زمينه رسيدن فرد به اين مقامات را فراهم مي سازد . وقتي فردي داراي اين مقامات از جانب خداوند شناخته شد ، لياقت هاي خاص وجودي را از خود نشان داد ، در علم ازلي خداوند نيز روشن بود كه بدون عنايات خاص الهي مانند علم لدني و عصمت مطلق و ... چه تفاوت هايي با ساير افراد دارد ، خداوند وي را به عنوان پيامبر يا امام بر مي گزيند .
وقتي فردي به چنين مقامي رسيد، لوازم و ابزار موفقيت در اين مسير و مسئوليت مانند علم و معرفت بالا و درجات عالي عصمت هم به او عطا مي شود ، اما همه اين ها به معني آن نيست كه وي قبل و بعد از مسئوليت رفتارهاي اختياري مومنانه ، آن هم در درجات بالا را از خود نشان ندهد و در برابر تكاليف خاص خداوند قرار نگيرد .
به عبارت ديگر:
مشکل اصلي آن جاست که ممکن است تصور شود در پیامبر يا امام شدن، مزیتی است که در نشدن آن نیست که در این صورت تبعیضی بر ما و ديگران روا داشته شده است؛ اما با توضیح دقیق روشن می شود که اصلا این گونه نیست؛ در واقع میزان مسئولیت و شدت آزمایش الهی و سطح توقعات خداوند از یک بنده با مقام و موقعیتی که خداوند به او اعطا می کند، رابطه ای مستقیم دارد . هر چه مقام بالا رود، مسئولیت سنگین تر میشود و تلاش و مجاهدت بیش تری میطلبد.
این گونه نیست که این مقام را به کسی بدهند و او دیگر خیالش راحت و آسوده باشد، بلکه هر چه مقام بالاتر رود، مسئولیتها بیش تر، تکالیف سنگین تر، هجمههای شیطانی بیش تر ؛تلاش و سختی و مصیبت و امتحان افزایش مییابد؛ بلکه رسیدن به مقام نبوت و یا مقامات بعد از آن هم تنها با گذراندن سختیها و تلاشها و امتحاناتی سخت امکان پذیر است، مانند داستان حضرت ابراهیم (ع) و ذبح فرزند و ...
در هر حال هر انسانی در هر موقعیت و وضعیتی که قرار دارد، اگر به وظایف و تکالیف خود عمل کند و از آزمون های خود نمره عالی کسب نماید، به موفقیت و سعادت کامل رسیده است. وضعیت انسانی عادی که از هوش و درک و معرفت و ایمانی متوسط برخوردار است، اما به همه وظایف خود عمل کرده، همانند وضعیت پیامبری است که با سطح بالای معرفت و عنایات الهی و امدادهای غیبی به وظایف سنگین خود عمل کرده، در آزمون های خود، نمره عالی گرفته است.
وضعیت این دو فرد همانند سطح دانش آموز ابتدایی و دانشگاهی دکترا است که اگر هر دو تلاش کنند، قادرند نمره بیست بگیرند؛ اگر هر دو بیست گرفتند - از یک جهت - وضعیتی مساوی داشته، به یک اندازه قابل تقدیرند. شاید بتوان گفت روایاتی که اشاره به همجواری پیامبران با برخی افراد عادی در بهشت دارد (3)، بیانی از این مطلب و صورتی از همین حقیقت باشد.
پینوشتها:
1. کهف (18) آیه 110.
2. انعام (6) آيه 124.
3. شيخ صدوق ، أمالي، ص 298 ، انتشارات اعلمى، بيروت ، 1400 ق.






