با سلام واحترام
خواهشمنداست توضيح فرماييد نظر امام سجاد(ع) در مورد مختار وقيامش چه بوده است؟اصولاامام (ع) با خونخواهي مسلحانه موافق بودند؟آيا ايشان با عمويش محمدحنفيه اختلافاتي داشتند؟

پرسش: مختار
شرح :
نظر امام سجاد(ع) در مورد مختار و قيامش چه بوده است؟اصولاامام (ع) با خونخواهي مسلحانه موافق بودند؟

پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
در محيطى كه مختار براى قيام زمينه چينى مى كرد، گرايش هاى شيعى از ويژگي هاى آشكار آن بود. مردم آن سامان به رغم همه بى وفايي ها و عقب گردهايى كه در حمايت از خاندان على عليه السلام از خويش نشان داده بودند، اما در قلب ، شرافت و فضيلت خاندان امام را باور داشتند . از سوى ديگر سستي ها و كندي هاى گذشته ، آنان را ملامت مى كرد.
مختار، شرايط را به درستى دريافته بود، از اين رو مى بايست حركت خويش را به گونه اى با خاندان امام مرتبط سازد. اين است كه در آغاز كار، خود را نماينده محمد حنفيه فرزند على بن ابيطالب معرفى كرد.
عقيده مختار درباره امامت على بن الحسين
از برخى منابع استفاده مى شود كه مختار نه تنها به امامت امام سجاد معتقد بود ، بلكه مبارزات خويش عليه دستگاه اموى را فقط به منظور يارى اهل بيت و انتقام از قاتلان ايشان صورت داده است . ائمه براى او دعاى خير كرده و كارهاى او را ستوده اند.
در قبال اين منابع ، مداركى وجود دارد كه دقيقا خلاف آن را ثابت مى كند .چنين مى نماياند كه مختار از امامت على بن الحسين روى گردانده و به امامت محمد حنفيه - فرزند على عليه السلام - اعتقاد داشته است . حمايت او از محمد حنفيه و مستند ساختن نهضت خويش به وى ، باعث پيدايش فرقه كيسانيه شد. امام سجاد نه تنها كارهاى او را امضا نكرده ، بلكه از او تنفر و انزجار داشته ، حتى او را در مورد طعن و لعن قرار داده است .
هر چند در مورد مختار و قيام او و نقش وى در شكل گيرى فرقه كيسانيه ، آراى مختلفى رسيده است . اما در مجموع دو نظرگاه عمده وجود دارد.
الف )مختار، شيعه اى مخلص و معتقد به امامت على بن الحسين بوده ؛ هدفش از قيام ، تنها براى انتقام از قاتلان اهل بيت بوده ؛براى كارهاى خويش از امام سجاد اذن و اجازه داشته است . زيرا اگر جز اين بود ، براى او طلب رحمت نمى كرد و هدايايش را نمى پذيرفت.
اما رواياتى كه در بردارنده مذمت مختار مى باشد، برخى از روى تقيه صادر شده و برخى دلايل سياسى - اجتماعى داشته است .
در اين بينش ، نقش مختار در پيدايش فرقه كيسانيه و انحراف از امامت زين العابدين به كلى مورد انكار قرار گرفته ، منزه از چنين مساله اى شناخته شده است .(1)
مرحوم مامقانى از جمله كسانى است كه درباره مختار چنين عقيده اى دارد . او را شيعه اى پاك و منزه مى داند . در رد و توجيه احاديث مذمت بيانى تفصيلى دارد.(2)
ب ) مختار هر چند با قيام خويش ، از قاتلان اهل بيت انتقام بايسته اى گرفت و تا اندازه اى جراحت هاى عميق عاشوراييان را التيام بخشيد و هر چند ائمه براى او طلب رحمت كرده اند، ولى دليل آن نيست كه هدفى جز حمايت از اهل بيت نداشته و هواى حكومت در سر نمى پرورانده است .
شاد شدن اهل بيت از برخى كارهاى او دليل رضايت آنان به همه مواضع فكرى و عملى وى نيست . خدمتى به اهل بيت كرده است و آنان برايش دعا كرده اند، ولى چه بسا در ادعاها و اعتقادها و نيز رفتارش نارسايي ها و كجروي هايى هم بوده است .
علامه مجلسى ، پس از نقل حديثى (شفاعت حسين بن على ) براى مختار و اين كه دوزخى است ، ولى به بركت خدمت هايى كه براى اهل بيت انجام داده ، سرانجام مورد شفاعت قرار مى گيرد، مى گويد:
روايات جمع كننده و تلفيق دهنده ميان احاديث مختلفى است كه درباره مختار وارد شده است . با اين بيان كه مختار هر چند در مراتب ايمان و يقين كامل نبوده و از سوى امام معصوم اجازه صريحى در مورد اعمال خويش نداشته ، لكن از آن جا كه كارهاى شايسته بسيارى به وسيله او صورت گرفت و با برنامه هاى او قلب مؤمنان از جراحت هاى ستم التيام يافت ، فرجامش به خير و نجات است . در حقيقت مختار مشمول اين آيه از قرآن مى باشد: دسته اى ديگر هستند كه به گناهانش اعتراف كرده و عمل نيك و بد را به هم درآميخته اند، اميد است كه خداوند ايشان را مورد آمرزش قرار دهد(3). اما من در باره مختار از كسانى هستم كه از داورى كردن باز ايستاده اند، هر چند مشهور ميان علماى شيعه اين است كه كارهاى او ارزنده و شخصيت او شايسته مدح است .(4)
پي نوشت ها:
1. بحار الأنوار، علامة مجلسي ،ج 45،ص386 سال چاپ : 1403 - 1983 م ، دار إحياء التراث العربي - بيروت .
2.تنقيح المقال، مامقانى 3/204، مؤسسه آل البيت لاحياء التراث - قم.
3. توبه (9)آیه102.
4. بحار الانوار،ج 45،ص339.

پرسش: آيا ايشان (امام سجاد)با عمويش محمدحنفيه اختلافاتي داشتند؟

پاسخ:
ظاهر برخي داده ها دلالت بر مذمت محمد بن حنفيه مى‏كند، از آن جمله داستان محاكمه وى با امام سجاد (ع) در باب امامت و شهادت حجر الاسود به امامت على بن الحسين (ع) ، اما در مدح محمد بن حنفيه نيز رواياتى نقل شده،از جمله دانشمندان رجالي در كتاب هاى خود از حضرت رضا (ع) روايت كرده‏اند :
«ان المحامدة تأبى أن يعصى الله عز و جل؛
محمدها خوددارى مى‏كنند از اينكه خدا نافرمانى شود».
راوى گويد:از حضرت پرسيدم:محمدها چه كسانى هستند؟
فرمود: محمد بن جعفر،محمد بن ابى بكر،محمد بن ابى حذيفه و محمد بن حنفيه... (1)
بيان ماجراي اختلاف بين محمد حنفيه و امام سجاد:
ابو خالد كابلي(2) روايت كرده كه پس از شهادت امام‏ حسين (ع) و بازگشت امام سجاد (ع) به مدينه ما در مكه بوديم.محمد بن حنفيه مرا خواست و به من گفت:نزد على بن الحسين برو و بدو بگو:من پس از دو برادرم حسن و حسين بزرگ ترين فرزندان امير مؤمنان هستم . به جانشينى ايشان از شما سزاوارترم . شايسته آن است كه امامت را به من واگذار نمايى . اگر مى‏خواهى داورى را انتخاب كن تا ما محاكمه خود را به نزد او بريم!
ابو خالد گويد: نزد على بن الحسين (ع) رفتم . پيغام محمد را رساندم . حضرت فرمود : نزد وى بازگرد و بگو:اى عمو! از خدا بترس . آنچه را خداوند براى تو مقرر نفرموده،ادعا نكن! اگر حاضر به پذيرش حق نيستى ،حاكم ميان من و تو حجر الاسود باشد. اگر حجر الاسود به او پاسخ داد، امام است!
ابو خالد گويد: پاسخ را براى محمد بردم . او نيز حاضر به محاكمه نزد حجر الاسود گرديد.هر دوى آنان نزد حجر الاسود رفتند .با آن ها بودم.در اين وقت على بن الحسين (ع) رو به محمد كرده ،فرمود:عمو جان !سالمندتر از من هستى. اينك گام پيش نه و از حجر الاسود بخواه براى تو گواهى دهد!
محمد پيش رفت و دو ركعت نماز به جاى آورد و دعاهايى خواند. سپس از حجر الاسود خواست تا اگر امامت حق اوست، براى وى شهادت و گواهى دهد، ولى حجر الاسود گواهى نداد.آن گاه على بن الحسين (ع) برخاست و دو ركعت نماز خوانده ،گفت:
اى سنگى كه خداوند تو را گواه زائرانى از بندگان خود قرار داده كه به زيارت خانه‏اش مى‏آيند، اگر مى‏دانى كه صاحب امر امامت من هستم و امام كه اطاعتش بر همه بندگان خدا واجب است منم،گواهى ده تا عمويم بداند كه در اين باره حقى در امامت ندارد!
خداوند آن سنگ را به زبان آورد و به زبان عربى آشكارى گفت:«يا محمد بن على سلم الامر الى على بن الحسين فانه الامام المفترض الطاعة عليك و على جميع عباد الله دونك و دون الخلق اجمعين؛
اى محمد بن على،امامت را به على بن الحسين واگذار ، زيرا آن امامى كه اطاعتش بر تو و بر همه بندگان خدا واجب است، اوست، نه تو و نه هيچ شخص ديگرى از مردم.
در اين وقت محمد بن حنفيه پاى على بن الحسين (ع) را بوسه زد و گفت:امامت از آن توست ! (3)
برخي به دنبال اين روايت گفته اند : محمد بن حنفيه اين كار را براى رفع شبهه مردم انجام داد و گرنه خود به امامت
حضرت معتقد بود. (4)
از امام صادق (ع) روايت شده :محمد بن حنفيه از دنيا نرفت تا آن گاه كه به امامت على بن الحسين (ع) اقرار نمود. (5)
پى‏نوشت‏ها:
1. الغارات،إبراهيم بن محمد الثقفي،ج2،ص752،،تحقيق : السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث؛
اختيار معرفة الرجال،الشيخ الطوسي،ج1،ص286،تحقيق : تصحيح وتعليق : مير داماد الأسترابادي / تحقيق : السيد مهدي الرجائي،سال چاپ : 1404،چاپخانه : بعثت - قم،ناشر : مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث؛
شرح أصول الكافي،مولي محمد صالح المازندراني،ج6،ص290،چاپ : الأولى،سال چاپ : 1421 - 2000 م،ناشر : دار إحياء التراث العربي للطباعة و النشر و التوزيع - بيروت - لبنان؛
معجم رجال الحديث،السيد الخوئي،ج16،ص167،چاپ : پنجم،سال چاپ : 1413 - 1992 م؛
قاموس الرجال،الشيخ محمد تقي التستري،ج9،ص20،چاپ : اول،سال چاپ : 1419 ه‍ / قم،ناشر : مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة.
2. آورده‌اند كه ابو خالد در مدت ملازمت با محمد بن حنيفه از اشارات وي درباره مقام والاي امام سجاد(ع) و احترام فوق العاده‌اي كه محمد براي آن امام قائل بود و نيز با راهنمايي و اصرار يحيي بن ام طويل،به ديدار امام نائل شد . چون امام او را با نام دوران كودكيش (كنكر)خطاب كرد،بر امامت حضرت يقين آورد.آن گاه به ملازمت ايشان درآمد . چنان پايگاهي يافت كه وي را يكي از ثقات و حواريون امام دانسته‌اند. دايره المعارف بزرگ اسلامي ،ج5،ص424
3. الخرائج والجرائح،قطب الدين الراوندي،ج1،ص258،تحقيق : مؤسسة الإمام المهدي (ع) / بإشراف السيد محمد باقر الموحد الأبطحي،چاپ : اول،سال چاپ : ذي الحجة 1409،چاپخانه : العلمية - قم،ناشر : مؤسسة الإمام المهدي - قم المقدسة؛
بحار الأنوار، علامة المجلسي ،ج46،ص30، سال چاپ : 1403 - 1983 م ، ناشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت - لبنان؛
مناقب آل أبي طالب،ابن شهر آشوب،تحقيق : لجنة من أساتذة النجف الأشرف،سال چاپ : 1376 - 1956 م،ناشر : مطبعة الحيدرية - النجف الأشرف؛
إعلام الورى بأعلام الهدى،ج1 ،ص486،الشيخ الطبرسي،تحقيق : مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث،چاپ : اول، سال چاپ : ربيع الأول 1417،چاپخانه : ستارة - قم،ناشر : مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث - قم المشرفة.
4.مدينة المعاجز،السيد هاشم البحراني،ج4،ص287تحقيق : مؤسسة المعارف الإسلامية بإشراف الشيخ عزة الله المولائي،چاپ : اول،سال چاپ : 1414،چاپخانه : حافظ،ناشر : مؤسسة المعارف الإسلامية - قم - ايران.
5. كمال الدين- ترجمه كمره‏اى ،ج1 ،ص116،ناشر: اسلاميه‏،مكان چاپ: تهران‏،سال چاپ: 1377،نوبت چاپ: اول‏.