با سلام.
علا بن فضیل از امام صادق علیه السلام تفسیر آیه ی 110 سوره ی مبارکه ی کهف را پرسید و امام اینگونه جواب فرمودند:
هرکس نماز بخواند، روزه بگیرد، بنده آزاد کند یا حج به جا آورد و هدفش از این اعمال، ستایش و تعریف مردم از او باشد، در این عملش، برای خدا شریک قرار داده و این شرک، آمرزیده است.
مقصود امام در آخر کلامشان که فرمودند این شرک آمرزیده است چیست؟

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
حدیث این است:
وروى العياشي عن الصادق عليه السلام أنه سئل عن تفسير هذه الآية فقال : « من صلى أو صام أو أعتق أو حج يريد محمدة الناس فقد أشرك في عمله ، وهو شرك مغفو.( 1 )
دو توجیه می توان بیان نمود:
اول: هر اطلاقی ممکن است دارای تقییدهایی یا قراینی باشد که اطلاق را شکسته، آن را منحصر در مواردی خاص نماید.
با مراجعه اجمالی به آیات در زمینه شرک که به آن تاکید شده گناهی است که خداوند از آن درنمی گذرد، بزرگ ترین و سنگین ترین گناه برای بشر محسوب می گردد. در کنار این چند آیه آیات متعدد دیگری هم وجود دارد که حکایت از توّاب و بخشنده بودن مطلق و بدون قید و شرط دارد.
خداوند در جای جای قرآن تاکید می فرماید :
«وَ هُوَ الَّذِی یقْبَلُ التَّوْبةَ عَنْ عِبادِهِ وَ یعْفُوا عَنِ السَّیئاتِ ؛ (2) او است که توبه را از بندگانش مى‏پذیرد و از گناهان در می گذرد».
با نهایت مهربانی تاکید می کند :
«قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ * وَأَنِیبُوا إِلَى رَبِّکُمْ...؛(3)
ای بندگان خدا که بر خود اسراف و ستم کرده‌اید، از رحمت خداوند نا امید نشوید که خدا همه گناهان را می‌آمرزد و به درگاه پروردگارتان انابه کنید».
در خصوص بخشش و مغفرت الهی در این دسته از آیات استثنایی قایل نشده ،به طور مطلق وعده بخشش گناه و قبولی توبه در آن ها داده شده است . اگر قرار بود که مثلا خداوند توبه همه افراد به غیر از مشرکان را بپذیرد، لازم بود که به نوعی بیان کرده یا مخاطب خود را تنها گنهکاران موحد قلمداد نماید، در حالی که این امر نه با ظاهر این آیات همخوانی دارد و نه با سبک و سیاق و لحن این آیات که در مقام جذب و بازگرداندن همه گنهکاران است .
راهکار جمع بین این دو دسته آیات و روایات آن است که بپذیریم آیات و روایات توبه همانند قیدی برای آیات و روایات مرتبط با بحث شرک هستند ، یعنی خداوند شرک را نمی بخشد مگر آن که فرد از این گناه توبه کرده و به دامان توحید بازگردد . اتفاقا بخش پایانی آیه مورد اشاره شما هم به روشنی همین امر را تایید می نماید ، زیرا خداوند می فرماید که به غیر از شرک خداوند دیگر گناهان را در مورد هر که بخواهد می بخشد ، در حالی که در آیات توبه تاکید کرده بود که همه را در صورت توبه خواهد بخشید .
نکته دقیق آیه همین است که اصولا در مقام بحث از بندگان گنهکاری است که از گناه خود توبه ننموده و بدون توبه به عرصه قیامت وارد شده اند . در مورد این افراد اگر گناهی غیر از شرک داشته باشند ،ممکن است خداوند از راه هایی مانند شفاعت یا به خاطر اعمال نیک دیگرشان و یا از روی رحمت و مغفرت واسعه آن ها را مورد بخشش قرار دهد ، اما در مورد افرادی که گناه شرک را با خود آورده اند ، امید بخششی نیست .
پس با توبه و بازگشت هر گناهی آمرزیده می شود. منظور از این که شرک بخشیده نمی شود ، آن است که در حال شرک و نبودن توبه این گناه از او آمرزیده نمی شود، اما منظور از این که شرک بخشیده می شود، این است وقتی از شرک بیرون آمد و به ایمان رسید، یعنی در حقیقت شرک را رها کرده و به حقیقت توحید رسیده ، ایمان او به معنی توبه و پشیمانی از شرک است .قبولی اسلام هر فرد مشرک بهترین دلیل بر بخشش گناه و انحراف شرک او خواهد بود .
دوم دو نوع شرک وجود دارد، شرک جلی و شرک خفی.
شرکی که مورد بخشش خداوند قرار نمی گیرد، جلی و آشکار است که با اصل ایمان در تضاد است اما نوع دوم از شرک، شرک خفی و نا آشکار است ،چون با اصل ايمان منافات ندارد، بلكه منافی با كمال ایمان است ،مورد بخشش قرار می گیرد :" وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ"(4) پس آيه شريفه با باطن خود شامل شرك خفى مى‏شود ( نه به ظاهرش) که منظور امام این نوع دوم از شرک است.(5)
علامه مجلسی در ادامه حدیث فوق صراحتا به این توجیه دوم اشاره می کند:
يعني أنه ليس من الشرك الذي قال الله : " إن الله لا يغفر أن يشرك به (6) لان المراد بذلك الشرك الجلي و هذا هو الشرك الخفي(7 )؛این از آن نوع شرکی که خداوند در این آیه فرموده است(همانا خداوند نمی بخشد کسی را که مشرک به خدا باشد) نیست ،زیرا مراد از آن شرک غیر قابل بخشش، شرک جلی و مراد از این شرک قابل بخشش، شرک خفی است.
پی نوشت ها:
1.تفسیر عیاشی ،تحقیق رسولی محلاتی،المکتبه الاسلامیه،طهران، ج2 ص 352.
2.شوری(42) آیه25.
3.زمر (39) آیه و 54.
4.یوسف(12) آیه 106.
5.ترجمه تفسير الميزان‏، موسوى همدانى ،ناشردفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسين حوزه علميه قم‏،چاپ قم‏،سال 1374 ش،‏چاپ پنجم،‏ ج‏13، ص 559.
6.نساء(4 ) آیه 48.
7.مجلسی ،بحار الأنوار،موسسه وفا،بیروت ،چاپ دوم، سال1403ق، ج 81 ، ص 348 - 349.