وقتی سر امام حسین را پیش یزید آوردند یزید یرای توجیه کار خود گفت که خدابه هر کس را بخواهد حکومت میدهد واز هر کس بخواهد حکومت را میگرد و هرکس را بخواهد ذلیل میکن وهر کس را بخواهد عزیز میگرداند. که این حرف همان ایه قران است لطفا بگویید در برابر این حرف چه میتوان گفت وچه استدلالی میتوان اورد

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
درباره استناد یزید به آیه های 26-27 سوره آل عمران می توان گفت :
1. یزید با استناد به این آیه در صدد مغالطه بوده است ، زیرا وی به قرآن اعتقاد نداشت تا به قرآن استدلال نماید .
به این جملات یزید دقت شود : " لَعِبَتْ هَاشِمُ بِالْمُلْكِ فلا خَبَرٌ جَاءَ وَ لَا وَحْيٌ نَزَل‏ " ؛(1) چنین انسانی چگونه به آیه قرآن استدلال می کند، لذا باید گفت : یزید به منظور تحریف نهضت عاشورا و انحراف افکار عمومی، جبر گرایی را مطرح نمود تا به جنایت خود بوی و رنگ مذهبی دهد. (2)
2. این آیه به آنچه که یزید بدان استناد کرد، ار تباط ندارد ؛ زیرا این آیه - طبق نظر برخی از مفسران - ناظر به عقاید یهودیان می باشد؛ زیرا یهودیان خود را از خاصان خداوند مى‏پنداشتند (علاوه بر اين مدعى بودند حاكميت و مالكيت نيز مال آن ها است) خداوند در اين دو آيه ادعاى باطل آنان را با اين بيان جالب رد مى‏كند، مى‏فرمايد:" بگو: بارالها! مالك ملك ها تويى، تو هستى كه به هر كس بخواهى و شايسته بدانى حكومت مى‏بخشى و از هر كس بخواهى حكومت را جدا مى‏سازى" .
بنا بر این آ این دو آیه در صد بیان این نیست که به قدرت رسیدن یزید مربوط به اراده خداوند است ، اگر این مقصود باشد، لازمه ی آن این است که: خداوند خواسته باشد که یک انسان مانند: یزید کافر، فاسق و ظالم بر جامعه اسلامی مسلط گردد، و حال این که این امر با عدل و حکمت خدا منافات دارد و نتیجه آن جبر گرایی است و حال این که - طبق - عقاید شیعه جبر گرایی قابل قبول نیست؛ زیرا ما قایل به " امر بین الامرین " هستیم، و در آیات دیگر مسئله اختیار و اراده انسان ها بیان شده است و معنای آن آیات این است که: انسان ها در تعیین سر نوشت خود و جامعه نقش دارند و تغییر جامعه مربوط به خود انسان ها است و این امر از سنت های الهی است : " إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِم‏" (3) در آیه دیگر می خوانیم : «إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً» ؛ (4)
بنا بر این معنای آیه 26 آل عمران این است که:
عزت از آن خداوند است ، اما اعطای آن و یا گرفتن آن مبتنی بر اسباب و علل می باشد ، اگر انسان ها زمینه ی عزت را فراهم کردند ، خداوند به آنان عزت می دهد و در غیر این صورت انسان ها دچار ذلت می شوند . در تفسیر نمونه در تفسیر این آیه - آیه 62 آل عمران - می خوانیم :
در اينجا سؤال مهمى مطرح است و آن اين كه ممكن است كسانى از آيه فوق چنين نتيجه بگيرند كه، هر كس به حكومتى مى‏رسد و يا از حكومت، سقوط مى‏كند، خواست خدا بوده و نتيجه اين سخن، امضاى تمام حكومتهاى جباران و ستمگران تاريخ از قبيل حكومت چنگيز و هيتلر و ... مى‏باشد، اتفاقا در تاريخ مى‏خوانيم كه:" يزيد بن معاويه" هم براى توجيه حكومت ننگين و ظالمانه خود به اين به همين جهت در كلمات مفسران، براى حل اين اشكال توضيحاتى در باره آيه ديده مى‏شود از جمله اين كه: آيه مخصوص به حكومت‏هاى الهى است و يا مخصوص به حكومت پيامبر اكرم ص و پايان دادن به حكومت جباران قريش است.
ولى حق اين است كه آيه يك مفهوم كلى و عمومى دارد كه طبق آن، تمام حكومت‏هاى خوب و بد بر طبق مشيت خداست، ولى با اين توضيح كه: خداوند يك سلسله عوامل و اسباب براى پيشرفت و پيروزى در اين جهان آفريده است، و استفاده از آثار اين اسباب همان مشيت خدا است.
بنا بر اين خواست خدا يعنى آثارى كه در آن اسباب و عوامل آفريده شده است: حال اگر افراد ستمگر و ناصالحى (همچون چنگيز و يزيد و فرعون و مانند اينها) از آن وسايل استفاده كردند و ملت‏هايى ضعيف و زبون و ترسو، به آن تن در دادند و حكومت ننگين آن ها را تحمل كردند، اين نتيجه اعمال خود آن ها است، كه گفته‏اند:" هر ملتى لايق همان حكومتى است كه دارد"! ولى اگر ملتها آگاه بودند و آن عوامل و اسباب را از دست جباران گرفته و به دست صالحان دادند و حكومت‏هاى عادلانه‏اى به وجود آوردند باز نتيجه اعمال آنها است كه بستگى به طرز استفاده از عوامل و اسباب الهى دارد. (5)
3. از همه مهتر این که:
از منظر اهلبیت (ع) شهادت در راه خدا ذلت و حکومت ظالمانه به معنای عزت نیست ، بلکه مرگ در راه خدا عزت و حکومت مبتنی بر ظلم و ستم ذلت است و انسان های قدرت طلب و دنیا گرا تصور می کنند که حکومت ظالمانه عزت است ، از این رو است که حضرت زینب (س) در برابر ابن زیاد که شروع به شماتت کرد، فرمود: " شکر خدای را که ما را به پیامبرش گرامی داشت و از هر پلیدی پاک گردانید . فاسق کسی است که رسوا شد و دروغ گو شخصی بد کار است که ما نیستیم ، ای پسر مرجانه! (6)همچنین حضرت زینب در برابر این حرف این زیاد : خدا با برادر و اهلبیت چه کرد فرمود : «ما رایت الا جمیلا»، شهادت بر آن ها مقرر شده بود ،به جانب کشتن گاه خود رفتند به زودی خداوند آن ها و تو را جمع می کند تا در پیشگاه او حجت بیاورید و داوری خواهید. در آن روز بنگر رستگاری و پیروزی از آن کیست ؟ مادرت به عزایت نشیند ، ای پسر مرجانه! (7)
همان طور که ملاحظه می فرمایید، حضرت زینب (س) شهادت در راه خدا را عزت دانسته و از شهادت امام حسین (ع) به عنوان پیروزی یاد می کند ، بنا بر این استدلال یزید به آیه مورد نظر - مبنی بر این که حکومت وی عزتی است که از سوی خدا داده شده است - ار تباط ندارد؛ زیرا حکومت او عزت و مرگ در راه خدا ذلت نمی باشد؛ تا استناد به آیه درست باشد .
پی نوشت ها :
1. الاحتجاج ، طبرسی ، ج2 ، 307 .
2. نگاهی نو به جریان عا شورا، جمعی از نویسندگان، ص 323-324، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی ، قم ،1383 ؛ تفسير نمونه‏ ، ناصر مكارم شيرازى و دیگران ، ناشر: دار الكتب الإسلامية ، تهران ‏1374 ش‏
3. توبه (9) آیه 30 .
4. همان، آیه 115 .
5. تفسير نمونه، ج‏2، ص 492 .
6. الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ، شيخ مفيد ، ج2، ص 115 ،كنگره شيخ مفيد.
7. نگاهی نو به جریان عاشورا ، ص179-180 ، به نقل از تاریخ طبری ، ج5 ، ص 457.