باتوجه به اینکه امامت امری است الهی و با توجه به نظریه و تفکر بداء که دلایلی قطعی آن نصوص (نص صریح آیات قرآن کریم ) , احادیث و روایات قطعی , و قابل اثبات بودن از منظر عقل و تفکر فلسفی , علمی و عرفانی آیا امکان دارد که در امامت و ولایت آل الله (چهارده معصوم علیه السلام ) بداء رخ دهد ؟
در کتاب منتهی الاآمال حاج شیخ عباس قمی (ره) جلد دوم , انتشارات نشر اکرم , باب دوازدهم , فصل ششم در ذکر اولاد حضرت علی نقی امام عادی علیه السلام صفحه ی 549 و 549 چنین می نگارند :
که جناب سید محمد ملقب به ابو جعفر پس در شان و جلالت لو همین بس که وی صلاحیت و قابلیت امامت را داشت و شیعیان گمان می کردند که حضرتش امام است.
و همچنین شیخ طوسی (ره) روایت کرده از شاهویه بن عبدالله جلابی که گفت : روایت شده از حضرت امام علی نقی (ع) در حق ابی جعفر پیرش روایاتی که دلالت می کرد بر امامت او .
و خلاصه چون حضرت سید محمد (ع) فوت می کند امامت به امام حسن عسگری می رسد.
آیا این مطالب صحیح است و میتوان گفت در امامت جناب سید محمد بداء رخ داده و سپس به نفس زاکیه امام حسن عسگری عیله السلام رسیده ؟
و آیا مگر بداء در امور غیر حتمی نیست ؟
لطفا پاسخ مرا بدهید همانند دیگر سایت ها نباشید که روزها طول می کشد تا پاسخ دهند و یا حتی بعضا پاسخ نمی دهند آن هم در چنین دورانی که میلیون ها سایت و مطلالب و شبکه های تلویزیونی علیه اصل اسلام ناب محمدی (ص) یعنی شیعه کار می کنند.

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
پاسخ شما در دو محور بيان مي شود:
1. درباره فراز اول پرسش كه مربوط به امكان رخ دادن بداء در باب امامت و ولايت باشد، بايد گفت: گرچه همانطور كه در پرسش اشاره شده مسئله بداء جزء عقائد شيعي و به دلائل متعدد حقيقت انكار ناپذير است . ولي اين مسئله در باب امامت و ولايت دوازده امام رخ نداده است، زيرا اولا هيچ كسي از علما ي بزرگ شيعه اماميه آن را مطرح ننموده است، ثانيا هيچ روايتي در اين باره از ائمه (ع )نقل نشده است كه در برخي موارد نظير آنچه در پرسش اشاره گرديده بداء رخ داده است. ثالثا: ائمه دوازده گانه با نام و مشخصات از سوي پيامبر ص معرفي شده اند از جمله در روايتي آمده است: ابن عباس از رسول خدا (ص) پرسيد امامان پس از شما چند نفرند؟ حضرت فرمودند: به عدد حواريان عيسي و اسباط موسي و برگزيدگان بني اسرائيل، امامان پس از من دوازده نفرند، نخستين آنان علي ابن ابيطالب (ع) است، و پس از او سبط من حسن و حسين، پس از حسين فرزندش علي (ع) و پس از او فررزندش محمد ، پس از او فرزندش جعفر ، پس از او فرزندش موسي ، و پس از او فرزندش علي (ع)، پس از او فرزندش محمد ، پس از او فرزندش علي، پس از او فرزندش حسن، پس از او فرزندش حجت.(1)
2- رابعا بر اساس روايات هر كدام از امامان که از دنيا مي رفته امام بعد از خود معرفي مي كرده است. در اين باره مطالعه منبع ذيل توصيه مي گردد.(2)
3- بنابراين هرگز شائبه بداء در باب امامت و ولايت وجود ندارد و امامان شيعه همين افراد از آغاز در علم الهي بوده و بوسيله پيامبر و ائمه به مردم معرفي گرديده است. و هرگز بدائي در اين خصوص رخ نداده است.بويژه اينكه قلمرو بداء امور عرفي است،‌و امامت از اصول اعتقادي است و در اصول دين بداء جريان ندارد و هيچ كسي چنين ادعايي نكرده است.
2- درباره فراز دوم پرسش بايد گفت : اولا آنچه شيخ عباس قمي درباره جناب سيد محمد گفته از خود عبارت ايشان پيدا است كه مراد او چيست مثلا تعبير ايشان چنان چه در پرسش اشاره شده چنين است: )) شيعه گمان مي كردند كه او بعد از پدر بزرگوارش امام خواهد بود)) اين تعبير گويا آن است كه مردم چنين گماني نسبت به ايشان داشته است نه اينكه او چنين مقامي را داشته ولي بر اثر بداء به حضرت هادي رسيده است. مرحوم قمي در صدد بيان مقام معنوي جناب سيد محمد بوده است كه به قدري عظمت و معنويت داشت كه گويا صلاحيت امامت را دارد و مردم چنين تصوري نسبت به او داشته اند، اين سخن هرگز به معناي امامت او در واقع و نفس الامر تلقي نمي شود.
ثانيا: درباره آنچه از شيخ طوسي در همان كتاب (منتهي الامال) نقل شده بايد توجه اين گونه روايات و نقل با نصوص قطعي و يقيني در باره امامان كه از سوي پيامبر و ائمه نقل شده تعارضي ندارد و از نظر سند نيز معلوم نيست و وضعيت آن چگونه است. گذشته همان نقل گفته شده كه امام هادي به آن شخصي نوشت كه شما از مرگ ابو جعفر( سيد محمد) مضطرب نباشيد، زيرا امام شما بعد از من ابو محمد (ابو جعفر) مي بوده، خداوند او را براي بقاء امامت زنده نگه مي داشت همين كه در زمان حيات پدرش از دنيا رفت خود دليل بر عدم امامت اوست ، و مسئله بداء با مرگ شخصي كه امام بوده حاصل نمي شود بلكه بداء آن است كه به فرض شخصي امام بوده بعد بر اثر بداء امامت از او به فرد ديگر منتقل شده باشد.
در هر صورت نقل هايياد شده در آن كتاب با سنت و مباني قطعي شيعه در تعارض است و از اين رهگذر شائبه بداء در مسئله مورد سوال بوجود نخواهد آمد.

پي نوشت ها:
1. مجلسي ، بحارالانوار ج 36 ص 286 حديث 107 نشر دارالاحياء التراث العربي، بيروت 1403ق.
2. محمد سعيدي مهر - آموزش كلام اسلامي ج 2 - ص 182 شرطه قم 1383 ش.