باسلام چه رابطه ای میان کینه وحسد وجود دارد؟شهید مطهری در ج 2حکمتها واندرزها موضوع حسد آورده:منشاءحسد کینه است.یعنی چه؟
غدار یعنی چه؟(روزگار غدار وسفله پروراست.)باتشکر منابع پاسخ به سوال راذکر کنید
پرسش: باسلام چه رابطه ای میان کینه وحسد وجود دارد؟شهید مطهری در ج 2حکمتها و اندرزها موضوع حسد آورده:منشاء حسد کینه است.یعنی چه؟ منابع پاسخ به سوال را ذکر کنید
پاسخ:
صفات رذیله ، مانع قرب الهى است و براى سیر و سلوک انسان خطر جدى حساب مى شود، و البته در روابط اجتماعى انسان نیز تأثیر دارد.
پرسیده اید : " منشاء حسد کینه است.یعنی چه؟"
برای روشن شدن پاسخ لازم است معنای حسد و کینه روشن شود.
معنای حسد:
بزرگان علم اخلاق درمعنای حسد چنین گفته اند: « حسد » که در فارسى از آن تعبیر به « رشک » مىشود، به معنى « آرزوى زوال نعمت از دیگران است، خواه آن نعمت به حسود برسد یا نرسد» بنابراین کار حسود یا ویرانگرى است، یا آرزوى ویران شدن بنیان نعمت هایى است که خداوند به دیگران داده است، خواه آن سرمایه و نعمت به او منتقل شود یا نه!
بنابراین بدترین نوع حسد آن است که انسان نه فقط آرزوى زوال نعمت دیگران داشته باشد ،بلکه در مسیر آن گام بردارد، خواه از طریق ایجاد سوء ظن و بدبینى نسبت به محسود ،یعنى کسى که مورد حسد واقع شده است باشد یا از طریق ایجاد مانع در کار او و این نوع حسد حاکى از خباثت شدید درونى حسودان است.
مرحله ساده تر آن است که هدفش به چنگ آوردن آن نعمت است از طریق سلب کردن آن از دیگران گر چه این هم از رذایل و صفات زشت است، ولى به شدت نوع قبل نیست.
باز مرحله پایین تر آن است که تنها آرزوى سلب نعمت از دیگرى کند، بىآن که کمترین سخنى بگوید و کوچک ترین گامى در این راه بردارد.
این حالت هرگاه بى اختیار براى انسان پیدا شود - که گفتهاند براى بسیارى پیدا مىشود - گناهى بر او نیست، ولى اگر در اختیار انسان باشد به طورى که از طریق مقدماتى حاصل شود و با مقدماتى از میان برود، بى شک آن هم جزء رذایل اخلاقى است، ولى اینکه گناه دارد یا نه قابل تامل است و این تامل از آن جا ناشى مىشود که آیا صفات زشت درونى هر چند اختیارى باشد تا وقتی که در عمل انسان ظاهر نشود، حرام استیا تنها یک انحطاط اخلاقى محسوب مىشود؟
به هر حال نقطه مقابل حسد «غبطه» است و آن این است که انسان آرزو کند که نعمتى همانند دیگران یا بیشتر از آنها داشته باشد، بىآن که آرزوى زوال نعمت کسى را داشته باشد. (1)
معنای کینه :
حِقد (کینه) پنهان کردن دشمنی در دل است و آن از ثمره غضب است؛ زیرا غضب وقتی (به سبب عجز از انتقام ) تشفّی پیدا نکرد و ناچار فرو خورده شد ،به باطن میرود و در آن جا به صورت حقد و کینه درمیآید. کینه از مُهلکات بزرگ است.
رسول خدا (ص) فرمود: « اَلمؤمِنُ لَیسَ بِحَقُودٍ ؛ مؤمن کینه توز نیست » (2). غالبا کینه ملازم با آفاتی است از قبیل : حسد ، دوری و بریدن از شخص مورد کینه ، ایذای او و دست زدن به محرماتی از قبیل: دروغ ، غیبت ، بهتان، فاش کردن راز، پردهدری، اظهار عیب، شماتت نسبت به بلایی که به وی رسیده و خوشحالی از آن، شادی از ظهور لغزشها وخطاهای او، استهزا و مسخره کردن وی، اعراض از او در جهت خوار شمردنش، ادا نکردن حقوق او (مانند دین یا صله رحم) و... همه اینها حرام است . به تباهی دین و دنیا میانجامد و ضعیفترین مرتبه کینه این است که از آفات یاد شده احتراز کند . برای کینه مرتکب گناه نشود؛ لکن [برفرض که هیچ یک از اینها پدید نیاید] خود کینه از امراضی است که بر باطن آدمی سنگینی میکند و روح از آن متألّم و در آزار میباشد.(3)
با توجه در معنای این دو واژه روشن می شود که کینه ثمره غضب و حسد زاییده کینه است . البته همانگونه که اشاره شد حسد یکی از آفات کینه است . ممکن است مراد شهید مطهری نیز اشاره به یکی از آفات کینه به تناسب بحث حسد باشد . زیرا اغلب اوقات کینه همراه و ملازم با یکی از انواع حسد است که در ابتدا به آن اشاره شد.
پی نوشت ها :
1. ملا مهدی نراقی، علم اخلاق اسلامی ، ج2، مبحث حسد ، ص 206 به بعد.
2. سید عبدالله شبر، اخلاق شبر، انتشارات هجرت، باب پنجم ص252 .
3 . همان.
پرسش: غدار یعنی چه؟(روزگار غدار و سفله پرور است.)با تشکر منابع پاسخ به سوال را ذکر کنید؟
پاسخ:
«غدّار» در لغت به معنای بی وفا و مکار و حیله گر به کار رفته است. (1) واژه «غدّار» در جمله "روزگار غدّار ..."، به تمام معانی تطبیق می شود؛ زیرا دنیا، هم بی وفا است و هم مکار و حیله گر.
پی نوشت:
1. علامه دهخدا، لغت نامه دهخدا، انتشارات دانشگاه تهران، ج 10، ص 14644، واژه «غدّار».






