چگونه ميتوان گناه بودن گوش دادن به آهنگ زن را توجيح كرد؟

با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز
گناه بودن موسیقی و غنا که آهنگ زن از مصادیق بارز آن است، از طریق شرع بیان شده ، چه بسا نتوان براي همه دستورات شرعي به دنبال توجيه عقلي بود و به نتيجه كامل رسيد ؛ هر چند مي توان به برخي حكمت ها و نكات كلي دست يافت .
در نگاه شرعی اگر موسیقی ‌از شکل‌ موسیقی ‌مطرب ‌و غنا باشد،‌ حرام‌ است‌.قطعاً بر روحیه ‌انسان‌ و معنویات ‌او اثر مخرب غیر قابل جبران ‌دارد. تفاوتی‌ در زبان و آهنگ و خواننده ‌نیست‌. در بعضی ‌روایات ‌لهو بر غنا تطبیق ‌داده‌ شده ‌است‌. این ‌امر اشاره ‌به ‌این ‌حقیقت ‌است‌ که‌ غنا انسان ‌را ‌چنان ‌مست ‌شهوات‌ می‌کند که‌ از یاد خدا غافل ‌می‌سازد.(1)چه‌ زیانی ‌بالاتر از این‌ که‌ انسان‌ زندگی‌ واقعی ‌و حقیقی‌ خود را که ‌باید در پرتو خدا پرستی‌ و توجه‌ به‌ معنویات ‌به‌ دست ‌آید، در سایه ‌شوم ‌چنین‌ سرگرمی‌های ‌زیان‌باری‌ از دست‌ دهد؟ امام‌ صادق‌(ع‌) به‌ کسی‌ که ‌شب‌ را به ‌شنیدن ‌آواز و موسیقی‌ گذرانده‌ بود فرمود: " وای‌ بر تو، آیا نمی‌ترسی ‌در این ‌حال مرگ ‌به ‌سراغت ‌آید؟! این‌ مجلسی ‌است ‌که‌ خداوند به‌ اهلش ‌نظر نمی‌افکند ".(2)
حکمت و فلسفه حرمت گوش دادن به صدای مهیج زنان آوازه خوان و مفسده بر انگیز بودن آن بر کسی مخفی نیست .
با گوش دادن به خواننده زن اثر تحریک پذیری جوانان و مردان بیش تر است. به خاطر مفاسدی که به دنبال دارد ، در اسلام تحریم شده ؛ ملاک در حرمت فقط موسیقى لفظى (متن خوانده شده) نیست ، بلکه آهنگ بیان کلمات نیز مهم است . اگر قرآن را به شکل غنا و طرب انگیز بخوانند، حرام است . چون صداى مردان با زنان تفاوت دارد. صداى مردان به طور مشخص از صداى زنان بم تر است. صداى زنان مهیج است. (3) اگر چه شخص به دلیل زیاد گوش دادن‌ یا ارتباط زیاد با زنان یا هر دلیل دیگر ، تحریک پذیری از غنای زنان نداشته باشد‌، اما در احکام عرف مردم مد نظر قرار می گیرند ، نه شخص خاص.
در موسیقی و آواز صدای زن در حالت عادی مانند سخن گفتن نیست ، بلکه حالت ریتم غنایی دارد که نمی تواند برای عموم مردم (نه فرد خاص) مهیج نباشد.
قرآن کریم، به همسران پیامبر توصیه مى کند که جدى و خشک و معمولى سخن گویند . با تعابیر تحریک آمیز که گاه کشش خاصى دارد، صحبت نکنند، مبادا افراد منحرف ، به فکر شهوت بیفتند:
یا نساء النبى لستن کأحد من النساء ان اتقیتن فلا تخضعن بالقول فیطمع الذى فى قلبه مرض و قلن قولا معروفا ؛
اى همسران پیامبر، مانند هیچ یک از زنان دیگر نیستند، اگر سر پروا دارید، پس به ناز سخن مگویید تا آن که در دلش بیمارى است ،طمع ورزد، و گفتارى شایسته گویید.(4)
از این آیه پیداست اسلام در مسایل مربوط به عفت عمومى سختگیر و موشکاف است .
محدودیت هایى که در این باب هست ، براى حفظ سلامتی روحى و معنوى زن است که مستلزم سلامت مرد و در نتیجه سلامت همه جامعه مى باشد . مراعات نکردن این حدود، نه تنها سلامت معنوى زن ،بلکه سلامت معنوى همه جامعه را تهدید مى کند.
به همین جهت، هیچ صاحب نظر و متفکرى که خود را مسؤول مى داند، نباید بدون تأمل و دقت از کنار این مسأله به سادگى بگذرد و با دلایل توجیهى، تکلیف «نفس» یا «روح» انسانى را با پدیده موسیقى یکسره نماید .حتى بر فرض، اگر معلومات و تحقیقات ما درباره موسیقى به حدى رسید که اثبات کردیم موسیقى بر دو نوع مشروع و غیرمشروع (لهوى) تقسیم مى گردد، باز باید در مرز این دو نوع احتیاط کنیم، زیرا جاذبیت موسیقى- به ویژه همراه با صداى زن- موجب تعدى و تجاوز از مرز به داخل منطقه ممنوع مى باشد.(5)

پى‏نوشت‏ ها :
1. ناصر مکارم و دیگران ، تفسیر نمونه‌، ج‌17، ص‌25،نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران، بی تا.
2. میرزا حسین نوری ، مستدرک‌الوسائل‌ ، ج‌2، ص‌457. چاپ‌قدیم،‌ بی تا.
3. حسینى، فصلنامه کتاب نقد، ش 17، ص 861، نشر موسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر ،تهران.
4. احزاب (33) آیه 32.
5. محمد تقی جعفرى، موسیقى از دیدگاه فلسفى و روانى ،ص 151، انتشارات تهذیب تهران، 1380، ش.