منظور این که اگر شامل عایشه می شود پس چرا مورد لعن شیعیان واءمه قرار گرفته؟و اگر نیست چرا؟
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
در آیه ششم سوره احزاب پس از اینکه ولایت مطلقه پیامبر بر مؤمنان را یادآوری میگردد، تصریح میشود: «همسران پیامبر مادران مؤمنانند» . با توجه به سیاق آیات که در صدد معرفی شأن و مقام رسول خداست و همسرانش به خاطر نسبت همسری با وی مورد توجه قرار گرفتهاند، معلوم میشود معرفی آنان به عنوان «مادران مؤمنان»، نه به عنوان شأنی معنوی، بلکه فقط برای حفظ حرمت و احترام رسول خداست.
رسول خدا چنان پیش خدا مقام دارد که «اهل بیت» آن بزرگوار مورد عنایت خاص قرار میگیرند و برگزیده میشوند؛ نیز محبت خویشاوندان حضرت به عنوان اجر رسالت معرفی میگردد . همسران وی به عنوان مادر شمرده میشوند، که واجبالاحترام میباشند.
اما مادر، هم واجبالاحترام است و هم به فرزندان خود مَحرم است . بر او لازم نیست در برابر فرزندان، پوشش کامل داشته باشد . فرزندان میتوانند اگر مادر بدون پوشش کامل بود، به وی نگاه کنند. همچنین ازدواج با مادر حرام است . بین او و فرزندانش ارث بردن وجود دارد، ازدواج فرزندان او که خواهر و برادرند، با هم حرام میباشد. حالا که همسران پیامبر(ص) به عنوان مادر معرفی شدهاند، کدام یک از احکام بالا در مورد آن ها جاری است؟
حکم اوّل که قطعا جاری است، زیرا اوّلین چیزی که در باره مادر به ذهن میرسد، وجوب احترام اوست. وقتی به خاطر رعایت حرمتِ رسول خدا، همسرانش به عنوان مادر معرفی میگردند، پس وجوب احترام همسران قطعی است، از اینرو این مطلب در هیچ آیه دیگری تکرار نشده، مسلّم فرض شده است.
اما این آیه هیچ حکم دیگری را در مورد آن ها ثابت نمیکند. زیرا آیه در مقام وا داشتن مؤمنان به حفظ حرمت رسول خدا و خانوادهاش میباشد. این مقام با جواز کشف حجاب زنان رسول خدا و با حکم ارثبری دو سویه آنان و مؤمنان، سازگاری و مناسبت ندارد.
در آیه حجاب(1) و آیه پوشش (2)، زنان رسول خدا به رعایت پوشش بلکه بالاتر از آن به رعایت حجاب و حائل (پرده و مانع) هنگام رویارویی با مؤمنان مأمور شدهاند، همچنان که مؤمنان به رعایت این حائل هنگام مواجهه با همسران رسول خدا، ملزم شدهاند. پس مادر بودن آن ها نه تنها لزوم پوشش را نفی نکرد و مَحرمیت را اثبات ننمود، بلکه حفظ حرمتِ بیش تری را طلب کرد و آنان و مؤمنان موظف به رعایت حجاب و حائل هنگام رویارویی گشتند.
ارثبری هم به حکم ادامه همین آیه «و اولوا الارحام بعضهم اولی ببعض فی کتاب اللّه» نفی شد. همسران رسول خدا از مؤمنان ارث نمیبرند، همچنان که مؤمنان از آنان ارث نمیبرند.
فرزندانِ همسران رسول خدا نیز برادر و خواهر مؤمنان حساب نمیشوند و با آنان محرم نیستند، از اینرو مؤمنان در صورت نبودن رابطه محرمیتی دیگر، میتوانند با آن ها ازدواج کنند، همچنان که امام علی(ع) با حضرت زهرا ازدواج کرد.
وقتی محرمیت در بین نباشد، به نظر میرسد. پس از وفات رسول خدا یا بعد از طلاق دادن زنان توسط ایشان، میتوان با آن ها ازدواج کرد، چه اینکه حکم مادری فقط برای حفظ حرمت پیامبر بود. ظاهرا چون از به منزله مادر بودن، حرمت ازدواج استفاده نمی شود، حرمت ازدواج با آنان، جداگانه ذکر میشود: «و لا أَنْ تَنْکِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدَا»(3)(در ادامه وجه این حرمت را ذکر می کنیم.)
وقتی حکم مادری فقط بزرگداشت و احترام و حرمتگذاری همسران را لازم میگرداند و ربطی به حرمت ازدواج با آنان ندارد(و حرمت ازدواج دلیل جداگانه دارد)، پس این حکم، کلی و عام است . مخاطب آن همه مردان و زنان مؤمن هستند. همسران پیامبر، مادر همه مردان و زنان مؤمنند . بر همه آنان (از زن و مرد) حفظ حرمت و احترام همسران پیامبر به عنوان «مادر» لازم و واجب است . آنان فقط نسبت به مردان مؤمن حکم مادری ندارند.
البته "مادر مؤمنان بودن" برای همسران رسول خدا فقط یک اعتبار دنیوی بود . هیچ مقام و شرافت معنوی و اخروی برای آنان ثابت نمیکرد. این اعتبار بدان جهت لحاظ شد تا حرمت و حریم رسول خدا محفوظ و محترم بماند، از اینرو این حکم مطلق بیان شد .قیدی در آن ذکر نشد (و ازواجه امهاتهم).
اگر شرافت و مقام معنوی بود، به صالح بودن آنان مقید میگشت.
این زنان تا وقتی که همسر رسول خدا باشند و حضرت آنان را طلاق نداده و یا نکاح آنان را فسخ نکرده باشد، واجبالاحترام میباشند . وجوب احترام آن ها حتی پس از مرگ پیامبر تداوم دارد.
این مادران حتی اگر مادران صالحی نباشند و مرتکب ستم و گناه شوند، باز عنوان مادری برای آنان ثابت است . حفظ حرمتشان بر همه مؤمنان واجب. همچنان که نسبت به مادر واقعی، حفظ حرمت و احترام لازم است، حتی اگر گناهکار یا کافر باشد. قرآن در باره حفظ حرمت پدر و مادر کافر میگوید:
وَ وَصَّیْنا الإِنسانَ بِوالِدَیْهِ ... وَ إِنْ جاهَداکَ عَلی أَنْ تُشْرِکَ بی ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلاتُطِعْهُما و صاحِبْهُما فِی الدُّنیا مَعرُوفا(4)؛
به انسان در باره پدر و مادرش [= حفظ حرمت و احترام آنان] سفارش کردیم ... اگر کوشش کردند تا چیزی را بدون علم، شریک من قرار دهی [در این مورد] از آنان پیروی مکن. اما در دنیا با آنان به شایستگی همنشینی کن.»
پس همچنان که حفظ حرمت و بزرگداشت مادرِ واقعی، با گناهکار بودنش ساقط نمیشود، همسران پیامبر هم که به منزله مادر هستند، تا زمانی که این عنوان به طلاق یا فسخ، از بین نرفته، حکم گرامیداشت آنان وجود دارد، پس مقید کردن عنوان مادری مؤمنان و وظیفه بزرگداشت «مادامی که صالح باشند»، دلیل محکم ندارد و قابل قبول نیست.
عایشه و دیگر همسران رسول خدا که به بیان قرآن "مادران مؤمنان" معرفی شده اند، واجب الاحترامند . همه مسلمانان موظف اند در زمان حیات و بعد از مرگ آنان، حرمت شان را حفظ کنند، ولی این بدان معنا نیست که در تاریخ دخل و تصرف بیجا کنیم . اگر مرتکب خلافی شده اند، آن را کتمان کنیم و آنان را تقدسی بالاتر از آنچه داشته اند، ببخشیم .
قرآن که همسران پیامبر را "مادران مؤمنان" معرفی می کند و آنان را واجب الاحترام می شمارد، در مورد بعضی از همسران می فرماید:
یا أَیُّهَا النَّبِیُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَکَ تَبْتَغی مَرْضاتَ أَزْواجِکَ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحیم؛(5)
اى پیامبر! چرا چیزى را که خدا بر تو حلال کرده به خاطر جلب رضایت همسرانت بر خود حرام مىکنى؟! خداوند آمرزنده و رحیم است.
وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِیُّ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدیثاً فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِه؛(6)
(به خاطر بیاورید) هنگامى را که پیامبر یکى از رازهاى خود را به بعضى از همسرانش گفت، ولى هنگامى که وى آن را افشا کرد...
إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُما وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَیْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْریلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمَلائِکَةُ بَعْدَ ذلِکَ ظَهیرٌ؛(7)
اگر شما (دو همسر پیامبر) از کار خود توبه کنید (به نفع شماست، زیرا) دل های شما دو نفر از حق منحرف گشته . اگر بر ضدّ او دست به دست هم دهید، (کارى از پیش نخواهید برد). زیرا خداوند یاور اوست. همچنین جبرئیل و مؤمنان صالح، و فرشتگان بعد از آنان پشتیبان اویند.
عَسى رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَکُنَّ أَنْ یُبْدِلَهُ أَزْواجاً خَیْراً مِنْکُنَّ مُسْلِماتٍ مُؤْمِناتٍ قانِتاتٍ تائِباتٍ عابِداتٍ سائِحاتٍ ثَیِّباتٍ وَ أَبْکارا؛(8)
امید است که اگر او شما را طلاق دهد، پروردگارش به جاى شما همسرانى بهتر براى او قرار دهد، همسرانى مسلمان، مؤمن، متواضع، توبه کار، عابد، هجرتکننده، زنانى غیر باکره و باکره!
ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذینَ کَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ کانَتا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَیْنِ فَخانَتاهُما فَلَمْ یُغْنِیا عَنْهُما مِنَ اللَّهِ شَیْئاً وَ قیلَ ادْخُلاَ النَّارَ مَعَ الدَّاخِلینَ؛ (9)
خداوند براى کسانى که کافر شدهاند، به همسر نوح و همسر لوط مثَل زده است، آن دو تحت سرپرستى دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولى به آن دو خیانت کردند و ارتباط با این دو (پیامبر) سودى به حال شان (در برابر عذاب الهى) نداشت، و به آن ها گفته شد: «وارد آتش شوید همراه کسانى که وارد مىشوند!»
در این آیات به صراحت سخن از بعضی زنان پیامبر رفته که با سخت گیری بر پیامبر، ایشان را وادار کردند برای جلب رضایت شان عملا و با قسم ، حلال خدا را بر خود حرام کند که خدا به دفاع از پیامبر وارد شده و ایشان را به شکستن آن قسم امر می کند .
همچنین صراحت دارد که ایشان رازی را با یکی از همسرانش در میان گذاشته، ولی آن همسر راز پیامبر را افشا کرده است.
به صراحت می فرماید دو نفر از همسران رسول خدا از حق منحرف شده و علیه رسول خدا همدست شدند . خداوند اعلام می کند که در قبال آنان، خودش و جبرئیل و صالح مؤمنان پشتیبان پیامبر است . آن دو را به توبه فرا می خواند . به آن دو و بقیه همسران پیامبر که بر ایشان منت می گذاشتند و طلبکارانه برخورد می کردند، می گوید اگر پیامبر شما را طلاق دهد، خداوند زنانی دوشیزه و بیوه که مطیع و تسلیم خدا و پیامبر باشند، روزی اش می کند . در آخر هم برای هشدار به آن دو، دو نفر از همسران پیامبران پیشین یعنی نوح و لوط را مثل می زند که با این که همسر پیامبر بودند ، ولی همسری پیامبر دردی از آنان دوا نکرد و از جهنمیان گردیدند.
در آیاتی دیگر باز هم خطاب به همسران رسول خدا می فرماید:
یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ إِنْ کُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَیاةَ الدُّنْیا وَ زینَتَها فَتَعالَیْنَ أُمَتِّعْکُنَّ وَ أُسَرِّحْکُنَّ سَراحاً جَمیلاً وَ إِنْ کُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِناتِ مِنْکُنَّ أَجْراً عَظیما یا نِساءَ النَّبِیِّ مَنْ یَأْتِ مِنْکُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ یُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَیْنِ وَ کانَ ذلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسیرا وَ مَنْ یَقْنُتْ مِنْکُنَّ لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تَعْمَلْ صالِحاً نُؤْتِها أَجْرَها مَرَّتَیْنِ وَ أَعْتَدْنا لَها رِزْقاً کَریما یا نِساءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذی فی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً وَ قَرْنَ فی بُیُوتِکُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولى وَ أَقِمْنَ الصَّلاةَ وَ آتینَ الزَّکاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَه؛(6)
اى پیامبر! به همسرانت بگو: «اگر شما زندگى دنیا و زرق و برق آن را مىخواهید ،بیایید با هدیهاى شما را بهرهمند سازم . شما را به طرز نیکویى رها سازم! اگر شما خدا و پیامبرش و سراى آخرت را مىخواهید، خداوند براى نیکوکاران شما پاداش عظیمى آماده ساخته است.» اى همسران پیامبر! هر کدام از شما گناه آشکار و فاحشى مرتکب شود، عذاب او دوچندان خواهد بود و این براى خدا آسان است. هر کس از شما براى خدا و پیامبرش خضوع کند و عمل صالح انجام دهد، پاداش او را دو چندان خواهیم ساخت. روزى پرارزشى براى او آماده کردهایم. اى همسران پیامبر! شما هم چون یکى از زنان معمولى نیستید . اگر تقوا پیشه کنید ، به گونهاى هوسانگیز سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند، سخن شایسته بگویید! در خانههاى خود بمانید، همچون دوران جاهلیّت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید، نماز را برپا دارید، زکات را بپردازید، و خدا و رسولش را اطاعت کنید.
بنا بر این از دیدگاه قرآن زنان پیامبر گر چه به خاطر انتساب به ایشان واجب الاحترامند، اما خودشان به خودی خود انسان هایی هستند که ممکن است خطا و گناهی مرتکب شده باشند . معصوم نیستند . بالاتر از چون و چرا نمی باشند . بیان تاریخ زندگی آن ها منجر به سخن گفتن از خوبی ها و بدی های آنان می شود.
خلاصه ما گر چه ام المؤمنین عایشه را مادر نامهربانی برای امت می دانیم ، ولی خود را موظف به حفظ حرمت او دانسته ، کسانی را که به ایشان یا هر کدام از دیگر همسران پیامبر بی حرمتی کنند، شایسته مذمت و محکومیت می شماریم . امیدواریم شما هم در مورد ایشان و دیگر همسران پیامبر منصف باشید . محبت و تعصب باعث نشود. آنان را در جایگاهی فوق آنچه استحقاق داشتند، قرار دهید.
اما لعن او ؛ لعن و نفرين افرادي که از نظر مسلمانان ديگر، جزو اصحاب مؤمن و وفادار پيامبر حساب مي شوند ، به نام و آشکار صحيح نيست زيرا باعث جريحه دار شدن احساسات آنان مي شود و اين به مصلحت اسلام و مسلمانان نيست.
گاهي ما افراد را نه به نام، بلکه به وصف لعن و نفرين مي کنيم ؛ اين گونه عمل کردن جايز است و ايرادي ندارد و هيچ کس هم مخالف نيست. کدام مسلماني است از شيعه يا سني که از لعن آزار دهندگان رسول خدا ناراحت شود، کدام مسلماني است که از لعن بدعت گذاران در دين و ايجاد کنندگان انحراف عقيدتي و عملي در جامعه اسلامي ناراحت شود؟ کدام مسلماني است که از لعن و نفرين دروغ گويان بر خدا و رسول ( آنان که سخنان دروغيني را آگاهانه به خدا و رسول نسبت مي دهند ) ناراحت شود ؟ مگر خدا به لعن دروغ بافان بر خدا و رسول دعوت نکرده، مگر خدا به لعن آزار دهندگان پيامبران دعوت نکرده است :
ان الذين يؤذون الله و رسوله لعنهم الله في الدنيا و الاخره (12)
الم تر الي الذين اوتوا نصيبا من الکتاب يؤمنون بالجبت و الطاغوت و يقولون للذين کفروا هؤلاء اهدي من الذين آمنوا سبيلا اولئک الذين لعنهم الله (13)
ان الذين يکتمون ما انزلنا من البينات و الهدي من بعد ما بيناه في الکتاب اولئک يلعنهم الله و يلعنهم اللاعنون (14)
با توجه به اين آيات، لعن آزار دهندگان خدا و رسول و دروغ بافان بر خدا و رسول و کتمان کنندگان آيات و حقايق و...، کار جايز و با ارزش است.
اگر کسي افرادي را دروغگوي عمدي بر خدا و رسول و بدعت گذار در دين و آزار دهنده خدا و رسول و...مي داند ، مي تواند آنان را به خاطر اين رفتارهاي ظالمانه شان لعن و نفرين کند اما نبايد کاري که وحدت جامعه را به خطر مي اندازد ، انجام داد و اين کار از باب ثانوي ممنوع است زيرا آب ريختن به آسياب دشمن مي باشد.
عايشه "ام المؤمنين" است و از اين باب ، حفظ حرمتش واجب ؛ اما ممکن است کسی با دليل محکم برايش ثابت شد که ايشان خدا و رسول را آزار داده و به وصيت رسول خدا پايبند نمانده و بر خلاف دستور اشان بر عليه جانشين ايشان و خليفه به حق مسلمانان قيام کرده و...،او به حکم آیات بالا ایشان را مصداق آزار دهنده و ...می شمارد.
گر چه او ممکن است در برداشتش اشتباه کرده باشد ، ولی گناهکار نیست. بنا بر این شیعه ؛ آزار دهندگان رسول و کتمان کنندگان آیات حق و ... را لعن می کند اما مصداق ها را تعیین نمی کند زیرا خدا عالم به واقعیات است.
پی نوشت ها:
1. احزاب (33) آیه 53.
2. همان ، آیه 59.
3. همان ، آیه 53.
4. لقمان(31)آیه15.
5.تحریم(66)آیه1.
2.همان،آیه3.
3. همان،آیه4.
4. همان،آیه5.
5. همان،آیه10.
6. احزاب(33)آیه28-33.
7. قصص(28) آیات23-29.
8.امالی صدوق،ص192 و کمال الدین، 153.
9. اعراف(7)آیه 175.
10.ابن کثیر اسماعیل بن عمرو ، تفسیر القرآن العظیم ، - بیروت، دار الکتب العلمیه ف 1419 ق ،ج8،ص184 و تفاسیر و کتب حدیث اهل سنت ذیل آیات سوره تحریم.
11. لقمان(31)آیه15.
12. احزاب(33)،آيه 57.
13. نساء(4)،آيه 51-52.
14. بقره(2)،آيه 159.






