باسلام وعرض خسته نباشیدباتوجه به این که اصلی ترین دلیل حرمت همجنس گرایی کاهش نسل بشرودرپایان ازبین رفتن بشر است وباتوجه به این که مادردورانی زندگی می کنیم که عصر انفجارجمعیت نام داردچراهمجنس گرایی درعصر فعلی دارای حرمت است؟به علاوه گویا برخی روانشناسان مانند آلفرد کنزی باانجام پاره ای آزمایشات وتحقیقات به این نتیجه رسیده اند که همجنس گرایی به طورخاص ورفتارهای جنسی به طورعام به اراده ی فرد بستگی ندارد وبه سختی فردی گرایش جنسی خودرا می تواند عوض کند.آیابه نظرنمی رسد که دراین زمینه بین علم روانشناسی ودین اختلاف نظر شدید وجوددارد؟

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
نكاتي را بايد قبل از ورود به بحث مورد توجه قرار دهيم.
1. اصلي ترين دليل حرمت همجنس گرائي كاهش نسل و از بين رفتن نسل بشر نيست ، بلي يكي از دلائل اصلي حرمت همجنس بازي، اين مطلب مي باشد. ولي علاوه بر آن مضرات بسياري براي بشر وجود مي آيد. اولا و ثانيا بحث فساد نسل تنها به معني از بين رفتن همه انسان ها نيست؛ بلكه به معني فساد روحي ، فيزيولوژي ، اجتماعي و معنوي بشر نيز مي باشد.
بنا بر اين اگر در برخي از منابع فساد نسل بشر ذكر شده است تنها به اين معني نيست كه همه نسل بشر كم كم از بين رفته و ديگر انساني بر روي كره زمين موجود نخواهد بود. بلكه در كنار اين خطر ( در صورت شيوع عام اين عمل شنيع به صورتي كه همه انسان ها به آن اقدام كنند و از ازدواج با جنس مخالف سرباز بزنند ) خطرات ديگر نيز براي نسل بشر وجود خواهد داشت. بنا بر اين با توجه به اين مسائل اين عمل شنيع در اسلام حرام اعلام شده است.
2. بين دو اصطلاح همجنسگرائي و همجنس بازي اختلاف وجود دارد و هر دو به يك معنا نيستند. همجنس گرائي به معناي گرايش و ميلي باطني نسبت به همجنس است و ممكن است كه به عمل هم منتهي نشود. ولي همجنس بازي عبارت است از: به عمل آوردن گرايش به همجنس و اقدام به ارتباط جنسي با همجنس .
آن كه در اسلام به عنوان يك عمل حرام اعلام شده است عبارت است از: همجنس بازي. ولي همجنس گرائي كه نوعي حالت دروني است تا زماني كه به عمل خارجي و کار خلاف شرعی منتهي نشود، حرام نيست ، زيرا اين حالت عبارت است از: يك بيماري كه ممكن است منشاء فيزيولوژي و يا رواني و تربيتي داشته باشد كه با اصلاح منشاء هاي آن قابل درمان است. ابتلاي به همجنس گرائي در اكثر مواقع در اختيار خود فرد نيست كه او را مقصر در اين كار بدانيم . ولي درمان و كنترل و اصلاح آن به دست خود فرد به كمك پزشك و يا روانپزشك مي باشد.
مسئله فساد نسل نيز به بحث همجنس بازي مربوط است نه همجنس گرائي ( چرا كه همجنس گرائي صرف گرايش و ميل باطني است و صرف گرايش باعث فساد نسل نمي شود؛ بلكه در صورت به عمل آوردن آن گرايش اين اتفاق مي افتد .)
حال بعد از بيان دو نكته قبل ، بايد ديد كه بشريت با گرايش به همجنس بازي چه زيان هائي را به دست مي آورد و چه فوائدي را از دست مي دهد . سپس به اين مطلب مي پردازيم كه آيا به واقع اين عمل عملي است طبيعي يا خلاف فطرت انساني و پس از آن روشن كنيم كه نظر علم در رابطه با همجنس گرائي چيست و آيا در اين رابطه علم منافات با دين دارد يا خير؟
فوائد ازدواج كه با گسترش و همجنس بازي از بين مي رود :
پاسخ را با سخنی از مرحوم علامه محمدتقی جعفری (ره) آغاز می‏کنیم. وی درجواب فیلسوف شهیر اروپایی" برتراند راسل" که چرا اسلام این قدر به ازدواج بها داده و برایش قانون وضع کرده است، نوشت: «با ازدواج می‏خواهد انسان به وجود آید، مسئله تولد انسان مطرح است.»
بنا بر این، ارضای غریزه جنسی و تامین نیازهای فیزیولوژیک انسان از آثار مثبت ازدواج است؛ ولی می‏توان فلسفه و حقیقت ازدواج از نظر اسلام را در سه امر جست و جو کرد: تکمیل، تسکین و تولید.
1. تکمیل
هیچ انسانی به تنهایی کامل نیست و پیوسته در جهت جبران کمبود خویش تلاش می‏کند. جوان در پی رسیدن به استقلال فکری است; برای جبران نواقص و تامین نیازهای بی شمار خود به سوی ازدواج سوق داده می‏شود و با گزینش همسری مناسب و شایسته موجبات رشد و تکامل خویش را فراهم می‏کند. شهید مطهری در این باره می‏فرماید:
«تشکیل خانواده یعنی یک نوع علاقه‏مند شدن به سرنوشت دیگران.... و یکی از علل این که در اسلام ازدواج یک امر مقدس و عبادت تلقی شده است همین است... ازدواج اولین مرحله خروج از خود طبیعی فردی و توسعه پیدا کردن شخصیت انسان است... پختگی که در پرتو ازدواج و تشکیل خانواده ایجاد می‏شود، در هیچ جای دیگر نمی‏توان به آن رسید و آن را فقط در ازدواج و تشکیل خانواده باید به دست آورد» . (1)
بنا بر این، می‏توان ازدواج را مایه رشد و کمال یافتن انسان دانست. خداوند انسان را به گونه‏ای آفریده که بدون جنس مخالف ناقص است و با جنس مخالف کامل می‏شود. مرد به زن نیازمند است و زن به مرد. هر کدام از دو جنس از نظر روحی و جسمی به هم وابسته‏اند و با قرار گرفتن در کنار هم یکدیگر را تکمیل می‏کنند.
2. تسکین
مهم‏ترین نیازی که بر اثر ازدواج تامین می‏شود، آرامش و احساس امنیت و آسودگی است. این نیاز که در سرشت آدمی ریشه دارد، چنان مهم است که خداوند در بیان فلسفه ازدواج می‏فرماید: «از آیات و نشانه‏های خداوند این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی قرار دادیم تا در کنار آنان آرامش یابید». (2)
بنا بر این، همسر موجب آرامش و امنیت‏خاطر و محیط خانه وسیله آرامش روحی زن و مرد قرار داده شده است. در اوایل جوانی احساس تنهایی، بیهودگی و نداشتن پناهگاه انسان را فرا می‏گیرد. ازدواج و قرار گرفتن در کنار همسری شایسته و دلسوز این احساس را از بین می‏برد و او را به آرامش روحی می‏رساند. احساس آرامش به ثبات فکری و روحی، وقار، احساس ارزشمند بودن و لذت می‏انجامد.
دست آفرینش نوعی کشش درونی میان زن و مرد به ودیعت نهاده تا هر کدام در سنین خاص خواهان یکدیگر شوند و اضطراب و پریشانی‏شان از طریق ازدواج به آرامش تبدیل گردد. دانشمندان علوم تجربی و انسانی نیز ارضای صحیح و به موقع غریزه جنسی و ترشح معتدل غدد جنسی را برای سلامت جسم و روان آدمی لازم دانسته، عدم آن را سبب پاره‏ای از بیماری‏های روانی و گاه جسمانی شمرده‏اند.
3. تولید
یکی از ثمرات بزرگ ازدواج وجود فرزند و بقای نسل آدمی است. تولید و تکثیر نسل را نباید کوچک و بی اهمیت‏شمرد; زیرا هدف آفرینش جهان وجود انسان و پرورش و تکامل او است. تولید و پرورش انسان‏های خدا پرست و موحد و نیکوکار و صالح، مطلوب خدای جهان آفرین است.
از دیدگاه اسلام، وجود فرزند صالح برای پدر و مادر یک عمل صالح شمرده می‏شود و در سعادت دنیا و آخرت آن‏ها مؤثر است‏،به همین جهت، معصومان تولید و تکثیر نسل را از اهداف ازدواج خوانده‏اند. پیامبر اکرم (ص) می‏فرماید: «چه مانع دارد که مؤمن برای خودش همسری برگزیند. شاید خدا فرزندی به او عطا کند که با گفتن لااله الاالله زمین را سنگین (بابرکت) سازد.» زوج‏ها از طریق فرزندان خود رشته پیوند میان اعضای یک نسل را به وجود می‏آورند. این امر از اهداف اساسی ازدواج است; وجود فرزندان به گرمی، پویایی و صفای کانون خانواده می‏انجامد و انگیزه ادامه زندگی را در انسان تقویت می‏کند.
البته روشن است که در پرتو ازدواج یکی از نیازها و غرایز مهم انسان (غریزه جنسی) تامین و به روشی درست ارضا می‏شود.
با تأمین این نیاز جسمانی، فرد از نظر روانی، ذهنی و اخلاقی به آرامش می‏رسد و مسیر بسیاری از انحرافات جنسی و اخلاقی و اجتماعی بسته می‏شود.
بنابراین ازدواج، پیمودن یک مسیر صحیح و عقلانی و فطری است.
اينها نمونه هائي از فوائدي است كه انسان در پرتو ازدواج به دست مي آورد و هر سه اين فوائد كه حيات اجتماع بشري به آن وابسته است در اثر گرايش به عمل همجنس گرائي از بين مي رود .
پس فائده ازدواج منحصر در افزايش و ادامه نسل بشر نيست و همجنس گرائي نيز تنها اين فائده را از بين نمي برد بلكه تمام فوائدي كه از ازدواج مشروع براي بشر حاصل است با اين گرايش انحرافي به خطر مي افتد.
مضرات ارتباط دو همجنس:
از نظر پزشکی ثابت شده که رابطه مرد با مرد و همجنس با همجنس یک رابطه پرخطر است ، حتی با وسایل پیشگیری. هیچ پزشکی چنین رابطه ای را توصیه نمی کند و مسلما هیچ نظریه ای مبنی بر سالم بودن و بی ضرر بودن این رابطه ارائه نگردیده، بر عکس، این رابطه همیشه از نظر پزشکی نقض گردیده است. در نواحی مقعد رشته های عصبی زیادی پراکنده شده که این رشته های عصبی بسیار آسیب پذیر و حساس می­باشند و نسبت به هر چیزی که وارد دهانه مقعد ( ANAL) شود ،سریعا واکنش نشان می­دهند. مکانیزمی از عملکرد داخلی بدن را شرح می­دهیم تا بهتر متوجه شوید.
دستگاه گوارشی دارای دو نوع اسفنکتر sphincter است که یکی از آن ها داخلی و غیر ارادی است و دریچه ورودی غذا به معده و خروج آن می باشد . یکی دیگر از این اسفنکتر ها خارجی است که این یکی ارادی است. وقتی که غذا بلعیده می شود، از طریق مری پایین آمده و به سمت معده می رود. در محل ورود و خروج معده، عضلات حلقوی وجود دارند که به آن ها اصطلاحا "اسفنکتر"( sphincter ) گفته می شود و به عنوان دریچه عمل می­کنند.
زمانی که احساس می کنید ،نیاز به عمل خروج مدفوع از دریچه مقعد دارید، اسفنکتر داخلی 2 باز شده و همان طور که گفته شد ، غیر ارادی است اما عمل باز کردن دریچه مقعد ( اسفنکتر خارجی) و در کل دفع مدفوع ارادی است؛ یعنی از زمانی که احساس کردید، نیاز به دستشویی دارید و خودتان را نگه می دارید تا به محل مناسب برسید، نگه داشتن و عمل خارج کردن مدفوع توسط اسفنکتر خارجی که ارادی است ، انجام می شود.
رابطه جنسی از راه مقعد یا کلاً وارد شدن هر شئی درون مقعد باعث آسیب دیدگی اسفنکتر خارجی شده و باعث می شود که دریچه خروجی مقعد به درستی کار خود را انجام ندهد؛ یعنی از قدرت ارادی خارج می شود، پس به مرور زمان امکان ارادی خروج مدفوع یا نگه داشتن خود را از دست می دهید. در این صورت نا خواسته و غیر ارادی مدفوع از درچه مقعد خارج می شود. در این صورت همیشه لکه هایی از مدفوع در لباس زیر دیده می شود.
از جهتی دیگر سایر بیمارهای عفونی، ویروسی همانند هپاتیت، ایدز، سفلیس و سایر بیماری های مقاربتی از طریق مقعد راحت تر منتقل می شوند. خیلی از افراد تصور می کنند که در رابطه مقعدی هیچ خطری آن ها را تهدید نمی کند اما اتفاقا چون درون مقعد حاوی باکتری های زیادی می باشد، انتقال ویروس هایی نظیر ایدز و... راحت­تر انجام می گیرد. این باکتری ها با شستشو از بین نمی روند.
از آن گذشته دریچه مقعد یک دریچه خروجی است، پس وارد شدن هر چیزی از این دریچه علاوه بر آسیب به دریچه، همراه با درد است و به مرور باعث باز شدن هر چه بیش تر دریچه مقعد و پیدایش عوارض ذکر شده می شود. به طور کلی انجام این رابطه حتی برای یک مرتبه هم به هیچ وجه به زوجین توصیه نمی شود.
از نظرگاه اجتماعی نیز این رابطه آسیب های فراوانی را به همراه دارد. پرهیز از فرزند دار شدن با تمایلات همجنس گرایانه و دوری از ازدواج واقعی و ازدواج مرد با مرد و زن با زن نظام خانواده و انسانی را از هم می پاشد.
طبيعت انساني و همجنس گرائي:
علت اینکه اسلام با لواط شدیداً مخالف است و وعده عذاب سنگین بر آن ها داده این است که انسان به صورت طبیعی و سالم تمایل جنسی به جنس مخالف دارد . این تمایل ضمن حفظ و بقا و تداوم نسل بشر از ریشه‌دارترین غرائز انسان است.
هرگونه کاری که تمایل را از مسیر طبیعی­اش منحرف سازد، یک نوع بیماری و انحراف روانی در انسان ایجاد می‌کند.
مردی که تمایل به جنس موافق دارد و یا مردی که تن به چنین کاری می‌دهد ، هیچ کدام یک مرد کامل نیستند.
ادامة این کار تمایلات جنسی را نسبت به جنس مخالف در انسان تدریجاً می‌کشد . در مورد کسی که تن به این کار در می‌دهد، احساسات زنانه تدریجاً در او پیدا می‌شود، هر دو گرفتار ضعف مفرط جنسی و به اصطلاح سرد مزاجی می‌شوند، به طوری که بعد از مدتی قادر به آمیزش طبیعی (آمیزش با جنس مخالف) نخواهند بود.
این گونه اشخاص از نظر روانی غالباً سالم نیستند و در خود یک نوع بیگانگی از خویشتن و بیگانگی از جامعه ای که به آن تعلق دارند ،احساس می‌کنند.
قدرت اراده را که شرط هر نوع پیروزی است ،تدریجاً از دست می‌دهند، و یک نوع سرگردانی و بی اعتنایی در روح آن ها لانه می‌کند.
سرگردانی روانی تدریجاً آن ها را به مواد مخدر و مشروبات الکلی و انحرافات اخلاقی دیگر خواهد کشانید و این بدبختی بزرگ دیگر است.
علم روانشاسي و همجنس گرائي :
در اين باره بايد عرض كنيم كه نظريه هاي متفاوتي از طرف طرفداران و مخالفان اين گرايش ارائه شده است.
نظريه هائي مانند برادران بزرگتر ، غلبه طبيعت بر تربيت ، اختلال در شكل گيري هويت جنسي و ... از جانب طرفداران همجنسگرائي ارائه شده است و سعي در اثبات آنها دارند.
ولي در مقابل اين فرضيه هاي روانشناختي ، نظريه هاي علمي ديگر كه اين نظريه ها را يا با لكل مردود دانسته و يا با سوالات جدي مواجه مي سازند از طرف دانشمندان مخالف همجنسگرائي ارائه شده است كه اتفاقا اين نظريه ها نيز روانشناختي و به همراه تحقيق و پژوهش علمي است و از همان روش تجربي در پژوهش هاي علمي تجربي استفاده مي كنند كه موافقان همجنسگرائي استفاده كرده اند.
به عنوان مثال : محققاني مانند Churchill در سال ۱۹۶۷ يعني نزديك به ۴۰ سال قبل نظريه اختلال در شكل گيري هويت جنسي را رد كردند و به عامل رفاقت در شكل‌گيري تمايلات همجنس‌گرايانه در مردان اشاره داشتند.
و نيز فرويد در رساله‌اي كه درباره جنسيت نوشته است Drei Abhandlungen zur Sexualtheorie به اين حقيقت اذعان دارد.
Silverstein در سال ۱۹۷۲اعتقاد داشت كه بسياري از مردان همجنسگرا خود را به شكل مرد مي‌بينند. (يعني اختلال در هويت‌يابي جنسي ندارند.) مارتين و ليون (۱۹۷۲) همين نكته را در مورد خانم‌هاي همجنس‌گرا گسترش مي‌دهند.
نظريه هاي روانشناختي در باب همجنسگرائي و دين :
ما در اين پاسخ در صدد اثبات و يا رد و بررسي هيچ كدام از اين نظريه ها و فرضيه هاي روانشاسانه نيستيم. ولي از اين اختلافات وصف آرائي ها اين نتيجه را مي توانيم بگيريم كه هيچ كدام از اين نظريات با روش علمي ( تجربه و مشاهده ) به اثبات صددرصد قطعي و يقيني نرسيده و نظريه اي مسلم در باب علم به شما نمي آيند.
بنابراين نمي توانند در مقابل قطعيت ديني كه از روش عقلي و وحياني استفاده مي كند به عنوان حربه اي ويرانگر و باطل كننده حكم و نظر ديني به كار آيد.
حقانيت دين اسلام با روش هاي عقلي و برهاني اثبات شده است و جاي هيچ گونه شك و ترديدي در اصول اعتقادي آن راه ندارد. بنابراين اگر از طريق وحي خبري از خير يا ضرر عملي و يا رفتاري مي دهد به يقين و قطع صحيح بوده و لازم الاتباع خواهد بود . حال ممكن است علم غير يقيني با برخي از احكام آن مخالفت داشته باشد كه در اين صورت ما نمي توانيم حكمي يقيني را به صرف فرضيه يك يا دو دانشمند كه ممكن است در تحقيقات خود اشتباه كنند و يا در نتيجه گيري از تحقيقات خود به خطا روند ، كنار بگذاريم.
تعارض زماني ميان دو نظريه رخ مي دهد كه هر دو نظريه را ما يقيني و قطعي به حساب آوريم كه در اين مورد اينگونه نيست.

پي نوشت :
1. تعلیم و تربیت در اسلام، شهید مطهری، ص 252.
2. روم (30) آیه 21.