باسلام خدمت پاسخگوی محترم
من خانمی 20 ساله از مشهد مقدس هستم مشکلی برایم پیش امده و از شما راهنمایی میخواهم .
باجوانی 23ساله در شهر آمل قصد ازدواج دارم خانواده ام راضی هستند خانواده ی ایشون هم همه جز پدرشون موافقند.
و تقریبا همه ی ملاکها ومعیار هی همدیگرو داریم .واز نظر مذهبی و سطح طبقاتی و فرهنگی و خانواده وتحصیلات وعقائد هم به هم میخوریم.
حدود یک سال از آشنایی ما میگذرد وتقریبا اشنایی نسبی به دست امده و مشکلی از نظر دو طرف وخانواده ها نداریم جز مخالفت پدر ایشون
طبق گفته های خود ایشون که تو خانواده حرف حرف پدرشونه و به نوعی پدرسالاری حاکمه وحرف هیچ کس حتی مادرشونو قبول ندارند.واز طرفی هیچگونه اجباری در قضیه ازدواج فرزندان ندارند و بنا به نظر خود انها عمل میشود.ولی تنها موردی که باعث مخالفت شده اینه که من از شهر دیگری هستم و میگن طاقت دوری خانواده ام را ندارم .ونمیتونم در آمل زندگی کنم .
حالا من از شما میخوام راهنمایی کنید تا ما چه جوری و از چه طریقی وارد عمل بشیم تا ایشون رو متقاعد کنیم.

پرسشگر محترم با سلام و تشكر از ارتباطتان با اين مركز.
چگونگی آشنايي شما، بر ما روشن نيست؛ ولي آنچه مسلم است این است که يك دختر 19 ساله مشهدي، راه كم آسيبي را براي ازدواج برنگزيده است.
همچنين پسر 22 ساله آملي، آن پختگي لازم براي انتخاب ملاكمند همسر را نداشته است. اساساً اين گونه انتخاب‌ها بر خلاف ظاهر ملاكمندشان، با ملاك‌مندي واقعي فرسنگ‌ها فاصله دارند. ملاك‌مندي واقعي، يعني رعايت همه جوانب امر. از این رو، نمي‌توان با سهل انگاري، چشم را بر برخي ناهمتايي‌ها بست.
چه بپذيريد چه نپذيريد، ملاك مهم و سرنوشت‌ساز همتايي فرهنگي، در شما رعايت شده است. اين ملاك، بر خلاف ظاهر ساده‌اش، تأثير بسزايي در آينده زندگي شما دارد.
البته طبيعي است شما خواهر 20 ساله اصرار بر اين ازدواج داشته باشيد؛ چرا كه دلدادگي و عشق ناشي از اين آشنايي‌هاي خارج از چارچوب، راهي براي انصراف ذهني و عيني نمي‌گذارد.
همان طور كه مي‌دانيد، در قريب به اتفاق اين آشنايي ها (آن هم در سنين پايين)، طرفين به هر دليلي متقاعد مي‌شوند كه از همه جهات يا بيش تر جهات، همتا هستند و كمتر پيش ‌مي‌آيد كه عدم همتايي‌ها در حوزه ديد آنان قرار گيرد.
متأسفانه، امروزه به دلايل متعددي جوانان اول با يك نگاه چند ثانيه‌اي دكمه پيدا مي‌كنند و ماه‌ها و سال‌ها به دنبال جفت و جور كردن کت براي آن دكمه مي‌گردند.
دكمه عشق را با يك نگاه بي‌حريم به نامحرم مي‌توان پيدا كرد؛ ولي لباس همتا و همرنگ آن دكمه، چه بسا پس از سال‌ها تلاش و تكاپو مهيا نگردد.
به عنوان يك روان‌شناس به شما خواهر گرامي خاطرنشان مي‌سازم که مخالفت پدر، تنها بخش كوچكي از موانع بر سر راه ازدواج شما است و حتي در صورت عدم مخالفت ايشان، باز انتخاب شما نياز به بازنگري و تجديد نظر دارد.
البته شما در شرايطي نيستيد كه پذيراي هيچ حرف مخالفي باشيد و هيچ چيز جز وصال ايشان را در سر نمي‌پرورانيد. همواره براي اين كه متوجه شويد دورانديشي سرلوحه انتخاب شما بوده است يا نه، اين گونه تصور كنيد كه چند ماه يا چند سال از زندگي زناشويي شما گذشته است و مسلماً اين شور و اشتياق اوليه فروكش كرده است. قطعا برخي اختلافات با شوهر و خانواده ايشان رخ مي‌نماياند و بر خلاف تصور اوليه‌تان، ظرفيت تحمل و مدارا با ايشان را نداريد. حال چه خواهيد كرد؟ آيا از دوري والدين و بستگان خود (به عنوان حاميان جدي) شكوه نخواهيد كرد؟ آيا در صورت پيوستن كامل شوهرتان به خانواده‌اش و يا تداوم راه پدر در مورد مردسالاري برنخواهيد آشفت؟ آيا سايه تضاد فرهنگي و آداب و رسومي كم‌كم بر شما سنگين نخواهد شد؟ آيا تحمل ماه‌ها دوري خانواده خود را داريد؟ و ده‌ها سؤال ديگر.
بديهي است كه شما به همه اين سؤالات، پاسخ‌هاي از پيش آماده شده بدهيد و آن‌ها را از اساس ناديده بنگاريد.
و اما چند نكته:
1. ازدواج شما با ايشان، از دايره حكمت و مصلحت الهي بيرون نيست و بايد دانست برخي عدم حكمت‌هاي الهي، در قالب برخي موانع خود را نشان مي‌دهد؛ هر چند وجود هر مانعي، دليل بر عدم مصلحت الهي نيست.
2. از فرسايشي شدن اين خواستگاري، به شدت برحذر باشيد و سعي نماييد در يك بازه زماني محدود دو ماهه، پرونده اين خواستگاري را يا با انصراف قطعي يا ازدواج قطعي، خاتمه دهيد. در اين ميان، با توجه به اين كه يك روي سكه، عدم وصال است، از هر گونه سرمايه‌گذاري رواني و تشديد علاقه، به شدت حذر نماييد.
3. در صورت امكان، به يك روان‌شناس و مشاور خانواده مراجعه نماييد و از ايشان در جهت رايزني با پدر اين پسر بهره گيريد. يك روان‌شناس كاربلد مي‌تواند با يك صحبت تلفني يا مشاوره حضوري، مزه دهان پدر را به دست آورد و در صورت امكان رايزني، او را متقاعد به رضايت دادن به اين ازدواج نمايد. يادتان نرود كه همه اين امور بايد در يك فاصله زماني اندك صورت پذيرد؛ چرا كه تداوم بيش تر آشنايي كه در آخر به ازدواج منجر نگردد، قطعا پيامدهاي منفي بر ازدواج شما خواهر گرامي با فرد ديگر خواهد داشت.
چه خوب بود که همه اين فعل و انفعالات و یا به عبارت دیگر، رضایت ها و نارضایتی ها، در همان يكي دو ماه اول آشنايي و قبل از تعميق روابط عاطفي صورت مي‌پذيرفت تا با روشن شدن تکلیف شما و طرف مقابل، در حال حاضر وضعیت بهتری داشتید.