با عرض سلام

1. بنده فردی هستم که به علم علاقه دارم این علاقه موجب ایجاد یک نگرش منفی و بهتر بگویم یک تنفر نسبت به آخرت شده است ( چون علم تنها یک امر دنیوی است ) حال پرسش من این است که آیا پرونده علم با برپایی آخرت بسته میشود؟ پس سرنوشت این علاقه چیست؟ چرا خداوند این علاقه را بی پاسخ گذاشته است؟ چرا امکان تحقیق و پژوهش در جهان آخرت ممکن نیست ؟
2. در خداشناسی یکی از صفات سلبی برای خداوند را "رویت حسی" میدانند و معتقدند که خداوند را نمیتوان با حواس پنجگانه درک کرد یعنی خداوند را نمیتوان دید یا لمس کرد و ... اما در ایاتی از قران اشاره به این امر شده که خداوند به طور مستقیم با حضرت موسی سخن گفت. آیا شنیدن صدا و حس شنوایی از جمله حواس پنج گانه نیست؟
3. در احادیث ما امده است که " نگاه داشتن ایمان در اخرالزمان چون نگاه داشتن پنبه بر روی اتش است " به نظر شما میزان مجازات و عقوبت اخروی گناهکارانی که در اخرالزمان زندگی میکرده اند باید به اندازه ی افرادی باشد که در صدر اسلام می زیسته اند؟
4. چرا باید استعدادهای اغلب مردم جهان به دلایل گوناگون از بین برود و عده ای حتی امید به یک غذای ساده را نیز نداشته باشند یا در رسیدن به یک ارزوی کوچک خود ناکام بمانند ولی در انسو افرادی باشند که تمام ثروت امکانات و فناوری جهان را در اختیار خود دارند ؟ تکلیف این استعداد های سوخته و ... چیست؟ عدالت خداوند کجاست؟

با تشکر از شما و همکاران عزیزتان
در سایه بقیه الله

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
عالم ديگر به يقين فعليت محض نيست . نوعي تكامل لااقل در مانند برزخ يقينا وجود دارد. روايات سنت حسنه و سيئه و ولد صالح و باقيات الصالحات در اين مورد كم نيست . دليل بهره مندي فرد بعد از مرگ است.
در نگاه دقيق مفهوم كاملي براي التذاذات بهشتي هم نمي توان ارائه داد ،زيرا هر لذت تازه نشان دهنده فقدان قبلي بوده و...
علم به هيچ وجه امري دنيوي نيست ، بلكه حقيقت علم و درجات عالي دانش در عالم ديگر متجلي مي گردد . اسرار گوناگون عالم هستي كه هنوز بخش عمده آن براي بشر كشف نشده ، در آينده و در سراي ديگر براي او روشن خواهد شد .
در عالم هستی عوالمی وجود دارد . هر یک از این عوالم دارای احکام، قوانین و سنن مختص به خود است. عالم دنیا و عالم آخرت از عوالم هستی اند که هر یک دارای آثار ویژه خود می‏باشند . با توجه به ویژگی های این دو عالم تعریف می شوند؛ به همین جهت است که بر اساس آیات و روایات برای ورود روح و بدن به عالم قیامت نیاز به تحول اساسی است تا روح و بدن قابلیت پذیرش احکام و قوانین قیامت را بیابند.
در زندگی دنیوی خوشی با رنج، حیات با مرگ، لذت با محنت، اندوه با شادی، اضطراب با آرامش آمیخته است. اما در آخرت چنین نیست، بلکه گروهی همیشه و از هر جهت بهره مند، شاد و آسوده‏اند .دسته‏ای دیگر همواره معذب، غمگین و ناراحت اند .
با توجه به آیات و روایات، در عالم قیامت نظام کنونی عالم مادی دگرگون می‏شود. پدید آمدن زلزله عظیم در زمین، شکافته شدن دریاها ،به حرکت در آمدن کوه‏ها و درهم کوبیده شدن شان ،خاموش گشتن ماه و خورشید و ستارگان عظیم ، پر از دود و ابر شدن فضای جهان پاره‏ای از تغییر و تحول اساسی نظام کاینات است.
بر اين اساس نباید انتظار داشته باشیم که در عالم قیامت احکام، قوانین و سنن عالم مادی و دنیا جاری باشد . حتي اگر گاهی در آیات و روایات از مواردی چون خوردن، آشامیدن،ازدواج با زنان جوان زیبا رو ، در کنار نهرها و زیردرختان بودن و... یاد می‏شود، از باب تقریب ذهن ما به دریافت حقایق عالم قیامت است، نه آن که آشامیدن آن جا مانند آشامیدن این جا باشد یا خوردن آن جا مانند خوردن این جا ....
بسياري از مزايا و لذت ها و كمالات در عالم آخرت ودر حقیقت برای بهشتیان وجود دارد. اما به تناسب ویژگی های آن دنیا ؛ بر اين اساس به يقين در عالم آخرت علم و معرفت یقینی و شهودی و به اصطلاح علم حضوری به صورت کامل‌تر وجود دارد، چون انسان با مشاهده و معرفت حضوری نتايج علوم و حقايق را بدون وساطت صورت ها و حركت هاي ذهني در مسير فكر به دست مي آورد . از این رو در قرآن کریم آمده:
«لَقَدْ کُنتَ فِی غَفْلَةٍ مِّنْ هَذَا فَکَشَفْنَا عَنکَ غِطَاءکَ فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ؛(1) ( ای انسان نادان) واقعاً که از این روز سخت در غفلت بودى، ولى ما پرده‏ات را از جلوى چشمانت برداشتیم و دیده‏ات امروز تیز و بینا است».
بنابراین چون در آن عالم پرده از فراروی چشم آدمی برداشته می‌شود. معرفت یقینی و علم شهودی او افزایش می‌یابد .حقایق را به چشم می‌بیند. و این خود نوعی از معرفت و علم است.
در آیه دیگر در خصوص بهشتيان فرمود:
«وَلَهُمْ رِزْقُهُمْ فِیهَا بُکْرَةً وَعَشِیًّا؛(2) روزى‏شان صبح و شام در آن جا آماده است».
مي توان گفت كه این رزق اختصاص به رزق جسمانی از قبیل خوردن و نوشیدن ندارد، بلکه ممکن است شامل رزق علمی و معرفتی و معنوی نیز می‌شود، بدين سبب می تواند هر صبح و شام بر معرفت بهشتیان افزوده شود و زمينه تكامل معرفتي و علمي آنان فراهم باشد . پس معرفت و تكمال علمي متناسب با همان عالم براي بشر ،بلكه در سطوح بسيار عالي تر وجود خواهد داشت .
حتي مي توان فرض كرد كه تحقيقات علمي تجربي و بررسي علوم مادي دنيايي هم در آن عالم قابل تصور باشد ، زيرا علم ماهيت تحليلي و تاملي دارد .تجرد عالم آخرت از ماده و ماديات به معني عدم ادراك ويژگي هاي عالم ماده و مواد و روابط بين آن ها نيست . مي توان حقيقت علوم مادي را بدون هر گونه ابهام و اشتباه درك نمود .
بماند كه اصولا در عالم ديگر نوعي حضور جسماني و غير روحاني نيز براي بهشت و بهشتيان متصور است، هرچند حقيقت آن با ماده و ماديات متفاوت است ، اما قوانين و اصول دقيق علمي و محاسباتي نيز مي توان در خصوص روابط بين موجودات آن عالم فرض نمود كه هر كدام قابل بررسي و تحليل و تامل است .
علاقه و ميل به كسب معرفت و دانش بيش تر در عالم ديگر نه تنها سركوب نشده و به آن بي توجهي نمي شود ، بلكه بيش از دنيا قابليت تجلي و ظهورمي يابد . اگر مومن بهشتي تمايل بهره مندي و لذت بردن از تلاش هاي علمي را داشته باشد، از باب آيات متعدد قرآن كه تاكيد مي كند در بهشت هر چه دل‌ها بخواهد و چشم‌ها لذت برد، وجود دارد: «و فیها ما تشتهیه الانفس و تلذ الاعین»(3) مي توان گفت نعمت ها و تمايلات براي بهشتيان فراهم مي شود .

پی‌نوشت‌ها:
1. ق (50) آیه 22.
2. مریم (19) آیه 62.
3. زخرف (43) آیه 71.