با سلام و تشکر از ارتباطتان با این مرکز.
«تقوا» که در قرآن عامل سعادت و رستگاری انسان معرفی شده و رعایت آن‌، مورد تأکید فراوان قرار گرفته‌، در بینش قرآنی آن است که آدمی از خطری که از فعل اختیاری خود او نشأت می‌گیرد و متوجه سعادت ابدی او است‌، بترسد و کاری کند که از آسیب آن در امان ماند.
پرسیده اید: اساس سستی تقوی در این دوره وزمانه چیست؟
نه تنها در این دوره و زمانه، بلکه در تمام دوران ها و زمان ها، گناه و نافرمانی ازخدا از یک سو به دلیل ضعف شناخت استعدادهای خویش و جایگاه انسانی خود در نظام آفرینش به عنوان موجود «احسن» و «اکمل»، «عبد و بنده خدا» و عدم استفاده بهینه از «تعقّل و تفکّر» در کارکردها و آثار و نتایج آن، از مهم ترین علل ضعف و سستی «ایمان و تقوا» است. ایمان و عقیده و شناخت معبود می تواند انسان را در مسیر درست راهنمایی کند. هر چه بر معرفت و ایمان انسان افزوده گردد، قرب بیش تری حاصل می شود و توجه به خداوند فزونی می یابد و غفلت از او کمتر می شود. پس بیش تر او را ناظر می بیند. این که انسان حتی در لحظات حساس زندگی او را ناظر بر خود ببینید، مرتبه بسیار ارزشمندی است که حاصلش تقویت و نهادینه شدن تقوا در وجود آدمی است.
البته آخرالزمان و گستردگی و شدت زمینه های تحریکی به سوی انحرافات و شهوات، از دیگر علل اختصاصی زمان ما می باشد.
از سویی دیگر، سستی در تقوا، معلول فشار نفس امّاره و شیطان درونی و وسوسه های شیاطین بیرونی است. شیاطین درونی و بیرونی در جایی می توانند موفّق شوند و به اهداف پلید خود برسند که شخص از انواع حیله ها و ترفندهای آنان آگاهی لازم را نداشته باشد و از معرفت و شناخت کافی و ایمان و تقوای بازدارنده برخوردار نباشد.
نوشته اید: "چه باید کرد؟"
ظاهراً مراد این است که برای مقابله با سستی تقوا چه باید کرد؟ برای ایمنی در مقابل اموری که سبب ضعف در ایمان و در نتیجه، بی تقوایی می شود، نیازمند «توانمندی»، «هشیاری» و «دارا شدن» پتانسیل های "ایجابی و سلبی" ای هستیم که نیمی از آن جنبه "نظری و معرفتی" دارد که در بالا به آن اشاره شد. نیمی دیگر نیز جنبه "عملی" دارد که نیازمند «تمرین، تدریج، استمرار و تداوم» در عمل دارد.
اما راهکارهای عملی برای نهادینه کردن تقوا، عبارت اند از:
1. تصمیم جدی و قاطع بر گناه نکردن:
تا انسان عزم راسخ و تصمیم جدّی بر ترک گناه نداشته باشد، موفق به ترک آن نمی شود. تصمیم بر انجام یا ترک هر کاری، باعث می شود که آن کار به صورت یک «مسئله»، فضای "ذهن، حافظه و قلب" شخص را در اختیار بگیرد.
2. ترک زمینه گناه:
پیشگیرى از گناه، آسان ترین راه مبارزه با گناه است. جوانى که مى خواهد گناه نکند، باید خود را از صحنه هاى گناه دور نگه دارد. همچنین باید آن چیز هایی که گناه را برای او موجه جلوه می کند، از بین ببرد یا عامل آن را خنثا سازد.
این خود زیرمجموعه‏اى دارد که مهم ترین آن، عبارت است از: کنترل چشم، کنترل گوش، ترک مصاحبت با دوستان ناباب و ... .
3. ترک فکر گناه:
ترک زمینه گناه، سهم به سزایى در ترک فکر گناه دارد. ازاین ‏رو، هر چه بیش تر و دقیق تر زمینه گناه ترک شود، فکر گناه کمتر به سراغ انسان مى‏آید. فکر گناه است که شوق در انسان ایجاد مى‏نماید. بعد از شوق، اراده‏ عمل و سپس خود گناه محقق مى‏شود.
4. دوری نمودن از بیکاری:
باید شبانه‏روز خود را با برنامه‏ریزى صحیح و متناسب با وضع روحى و جسمى خود، پر کنید. هیچ ساعت بیکارى نداشته باشید تا مبادا نفس وسوسه گر شما را مشغول کند. در اوقات بیکارى، وسوسه‏هاى نفس و شیطان به سراغ انسان مى‏آید و او را به فکر گناه و سپس به خود گناه مى‏کشاند.
البته راهکارهای دیگری نیز وجود دارد که در نامه های بعدی به آن اشاره می کنیم.
در خصوص مثالی هم که زده اید، باید عنایت داشته باشید که گناه و بی تقوایی هر کس به عهده خود او است و فرد دیگر، نباید به دلیل وجود انحرافات در میان متدینان یا حتی برخی افراد بی محتوا و بدلی در روحانیت، خود از راه خوبی ها و درستی ها جدا شود.
موفق باشید.