با توجه به اینکه پیامبر اسلام (ص) فرمودند اجداد ایشان همگی مسلم و یکتاپرست بوده اند،این سوال به ذهن میرسد که چرا عبدالمطلب به رسم جاهلیت عمل کرد و برای رسیدن به حاجت خود نذر میکند عبدالله را قربانی کند و بعد هم از قرعه کشی به رسم جاهلیت برای جلوگیری از این کار متوسل میشود!
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
عبدالمطلب درمرحله ای از ایمان قرار داشت که ايمان وي ابرهه- صاحب فيل- را مرعوب خود مي سازد، و بدآنجا مي رسد که سنتهائي را مانند قطع دست دزد، و حرمت خمر و زنا و حرمت طواف عريان، و وجوب وفاء بنذر...بنا مي نهد، و مردم را به مکارم اخلاق ترغيب نموده و ازاشتغال به امور پست دنيائي باز مي دارد،...
و بالاخره بمقامي مي رسد که مستجاب الدعوه شده و بتها را يکسره رها مي کند...
و بخصوص پس از ولادت نوه عزيز و مورد علاقه اش حضرت محمد «ص »، بدان حد از ايمان مي رسد که بسياري از نشانه هاي نبوت آنحضرت را به چشم ديده و بسياري از کرامات و نشانه هاي قطعي نبوت آنحضرت را مشاهده مي کند.
و انجام نذر مورد پرسش با ایمان و اعتقاد وی به خدا و اطاعت فرمان خدا منافات ندارد. گذشته از این، تمام رسم های زمان جاهلیت مذموم نمی باشد. وفای به عهد ، مهمان نوازی ،ترک جنگ در ماه های حرام ،احترام به خانه خدا، از رسم های انان است که کارهای خوبی به حساب می ایند
همچنین چه مانعي دارد که گفته شود: اعتقاد اوليه وي آن بود که چنين تصرفي در باره فرزند خود و چنين نذري اشکال ندارد
چون در شرايع گذشته حرمت و جايز نبودن چنين نذري هم ثابت نشده بود، چنانچه در قرآن کريم آمده که مادر عمران در مورد فرزندي که در شکم دارد نذر مي کند که او را به خدمت خانه خدا بسپارد تا خدمتکاري خانه خدا را انجام دهد، يا آنکه خداي تعالي پيامبر خود ابراهيم عليه السلام را به ذبح فرزندش اسماعيل دستور داده و امر مي فرمايد...! (1).
آقاي سبحاني نيزدر کتاب فروغ ابديت بدون دغدغه و خدشه و بصورت يک داستان مسلم و قطعي، داستان مزبور را نقل کرده، و در پاورقي آنرا نشانه عظمت و قاطعيت جناب عبد المطلب دانسته و گويد:
اين داستان فقط از اين جهت قابل تقدير است که بزرگي روح و رسوخ عزم و اراده عبد المطلب را مجسم مي سازد، و درست مي رساند که تا چه اندازه اين مرد پاي بند به عقايد و پيمان خودبوده است...! (2).
البته برخی محققین چون آقاي علی اکبر غفاري حديث مزبور را سخت مخدوش دانسته و از نظر سند، ضعيف و بي اعتبار خوانده، و اين داستان را ساخته و پرداخته دست داستان سرايان و محدثان عامه دانسته اند.(3 )
1. من لا يحضره الفقيه چاپ مکتبه صدوق ج 3 ص 89.
برای آگاهی بیشتر به کتاب درس هائی از تاریخ تحلیلی اسلام، ج 1 ،سید هاشم رسولی محلاتی مرجعه نمائید .
پي نوشت ها:
1. الصحيح من السيرة ج 1 ص 90 -93 ،علامه جعفر مرتضی ، ترجمه حسین تاج ابادی ،قم ، انتشارات دفتر تبلیغات ، 1371ش
2. فروغ ابديت ، ج 1 ، ص 123 ، جعفر سبحاني ، ناشر : مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامی، 1370
3. من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ص 89. شیخ صدق ، چاپ مکتبه صدوق ،پاورقی .






