با عرض سلام خدمت شما دوستان خوب .
سوالات زیادی ذهنم را اشباع کرده است که پاسخ بعضی از آن ها را با مطالعه و تحقیق یافته ام.اما برخی از سوالات هنوز بی پاسخ مانده اند و از شما می خواهم به آنها پاسخ دهید.
1.چرا برخی از احکام در قرآن کریم نیامده است؟ آیا دلیل بر این می شود این احکام با شرایط زمان تغییر یابد؟
2.بعد از حکومت امام زمان (عج) کسی به جانشینی از ایشان حکومت خواهد کرد؟در صورتی که منفی است چرا؟ و اگر مثبت است آیا از فرزندانشان خواهد بود یا اصحاب ایشان؟
3.آیا امام زمان (عج) با خدا یا فرشتگانش ارتباطی دارد؟اگر منفی است پس چگونه می فهمد که زمان ظهور فرارسیده است؟و اگر مثبت است مگر ایشان پیامبر هستند(نعوذ بالله)؟
4.آیا قرآن کریم اشاره ی مستقیمی به شکسته خواندن نماز در هنگام مسافرت کرده است؟(البته غیر از سوره ی نساء آیه ی 101 زیرا این دستور هنگام ترس از دشمنان واجب شده است و ما هنگام مسافرت از دشمنی خوف نداشته باشیم)
5.آیا پیامبر نماز ظهر و عصر را باهم و مغرب و عشا را هم باهم می خواندند؟چرا در برخی روایات آمده است پیامبر برای نماز عشا از خواب بیدار می شدند؟
پرسش 1:
چندين پرسش
شرح : با عرض سلام خدمت شما دوستان خوب . سوالات زيادي ذهنم را اشباع کرده است که پاسخ بعضي از آن ها را با مطالعه و تحقيق يافته ام. اما برخي از سوالات هنوز بي پاسخ مانده اند و از شما مي خواهم به آنها پاسخ دهيد. 1.چرا برخي از احکام در قرآن کريم نيامده است؟ آيا دليل بر اين مي شود اين احکام با شرايط زمان تغيير يابد؟
پاسخ:
- پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباط تان با اين مرکز
هر قانون گذاري براي نظم در امور و کارهاي زندگي عادي مردم تلاش مي کند که به موارد مهم و غير قابل تغيير اشاره کند، مثلا در حکومت اسلامي ايران قانون گذار از آن تعبير به قانون اساسي مي کند . مواردي که با توجه به شرايطي يا تغيير مسئولان متغير خواهد شد، قانون گذار از آن به آيين نامه هاي مرتبط همان گروه تعبير مي کند که توسط افراد معتبر جامعه تصويب مي شود و يا توضيحات لازم و اضافي بيان مي گردد.
قرآن مجيد هم به عنوان اصلي ترين کتاب از برترين و کامل ترين دين چون اسلام، براي تمام زمان ها و به صورت جاودانه به وجود آمده است. بايد به کليات و امور مهم غير قابل تغيير اشاره کرد و جزييات و تفسير و تبيين آن ها را به عهده پيامبر اسلام (ص) و اهل بيت (ع) گذاشت. از طرفي يکي از موارد لزوم وجود پيامبر (ص) و اهل بيت در صورت مفسر و مبين بودن معنا پيدا مي کند .
خداوند منان در آيات مختلفي به اين مطلب اشاره دارد که خداوند مردم را به پيامبر ارجاع داده است:
1. «ماآتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقاب؛ (1) آنچه را رسول خدا براى شما آورده بگيريد (و اجرا كنيد)، و از آنچه نهى كرده، خوددارى نماييد و از (مخالفت) خدا بپرهيزيد كه خداوند كيفرش شديد است!».
2. «مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَ مَنْ تَوَلَّى فَما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفيظا؛ (2) كسى كه از پيامبر اطاعت كند، خدا را اطاعت كرده و كسى كه سرباز زند، تو را نگهبان (و مراقب) او نفرستاديم (و در برابر او، مسئول نيستى)».
3. «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْويلاً ؛ (3) اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اطاعت كنيد خدا را! و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولو الأمر [اوصياى پيامبر] را! و هر گاه در چيزى نزاع داشتيد، آن را به خدا و پيامبر بازگردانيد (و از آن ها داورى بطلبيد) اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد! اين (كار) براى شما بهتر، و عاقبت و پايانش نيكوتر است».
کتاب کامل به عنوان قانون اساسي و اصلي ضمن کلي بودن نبايد حجيم و سنگين باشد . بايد به مرور زمان قابليت تغيير را هم نداشته باشد . اين در صورت کلي بودن ممکن خواهد بود.
البته برخي از احکام در زماني قابليت اجراء را ندارد و در برخي از زمان ها هم بر اساس شرايط خاص و مصلحت ثانوي تغيير مي کند .
پي نوشت:
1. حشر (59) آيه 7 .
2. نسا (4) آيه 80 .
3. نسا (4) آيه 59 .
پرسش 2:
بعد از حکومت امام زمان (عج) کسي به جانشيني از ايشان حکومت خواهد کرد؟در صورتي که منفي است چرا؟ و اگر مثبت است آيا از فرزندانشان خواهد بود يا اصحاب ايشان؟
پاسخ:
به طور قطع نمي توان گفت که بعد از شهادت و يا رحلت امام زمان (عج)، چه کسي جانشين ان حضرت مي شود. اگر چه از آموزه هاي ديني استفاده مي شود که امام حسين (ع) جانشين ان حضرت مي گردد؛ چون در برخي از روايات آمده است که امام حسين غسل و کفن امام زمان (ع) را عهده دار است. همان گونه که بعد از ظهور امام زمان اولين کسي که رجعت مي کند ، امام حسين است. (1)
امام صادق (ع) فرمود: «... چون قائم رحلت کند، امام حسين او را غسل مي دهد و کفن مي کند و حنوط کرده ، در قبر مي گذارد» . (1) همچنين ان حضرت فرمود : چون عرفان و ايمان مردم نسبت به امام حسين استوار گرديد ، پايان زندگي امام مهدي (عج) فرا مي رسد و امام حسين امور مربوط به غسل و خاک سپاري او را عهده دار مي شود. (2 )
در پايان روايت آمده که: «ولا يلي الوصي الا الوصي ؛ (3 ) متصدي امور دفن وصي نمي گردد، مگر وصي »، که از اين نيز استفاده مي شود که امام حسين جانشين آن وجود مقدس است .
پي نوشت ها:
1. بحارالانوار، ج 51 ، ص 56 ؛ کافي ،ج 8 ،ص 206 ، کليني ، تهران ، اسلاميه.
2. بحار الانوار ، همان.
3. کافي ،همان .
پرسش 3:
آيا امام زمان (عج) با خدا يا فرشتگانش ارتباطي دارد؟اگر منفي است پس چگونه مي فهمد که زمان ظهور فرارسيده است؟و اگر مثبت است مگر ايشان پيامبر هستند(نعوذ بالله)؟
پاسخ:
در ابتدا بيان اين مطلب بايسته است که :
اگر چه اصل ظهور امام زمان (ع) قطعي است؛ ولي بنا بر مصالحي، زمان ظهور مشخص نشده است و هيچ کس جز خداوند از وقت دقيق ظهور آگاه نيست. بارها ها اصحاب از امامان درباره زمان خروج قائم (ع) پرسيده اند، ولي آنان به صراحت از مشخص کردن آن نهي کرده و زمان ظهور را همچون علم به قيامت منحصر به خداوند دانسته اند. (1)
در روايات نيز به اين مطلب که حضرت از زمان ظهور خود آگاهي دارد، اشاره نشده است. (2) آنچه که در برخي روايات آمده اين است، خداوند - به گونه اي معجزه آسا امام را - در هنگام رسيدن وقت ظهورش - از اين امر آگاه مي کند.
راوندي به گونه مرسل از امام کاظم (ع) در حديثي راجع به حضرت مهدي (ع) نقل کرده که فرمود: "هر گاه وقت خروج حضرت رسيد، علم به خروج در نفس او منتشر خواهد شد. آن علم او را ندا داده که اي ولّي خدا! خروج کن و دشمنان خدا را به قتل برسان. و براي او شمشيري است، هنگامي که وقت خروج او فرا رسد از غلافش بيرون ميآيد و حضرت را ندا داده، ميگويد: اي وليّ خدا! خروج کن، که براي تو حلال نيست که از دشمنان خدا صرف نظر کني!" . (3)
صدوق نيز از مفضّل بن عمر نقل کرده که از امام صادق درباره تفسير جابر سؤال کردم؟ حضرت فرمود:" همانا از ما امامي است پنهان، هر گاه خداوند اراده کند تا او را از پرده غيبت به در آورد، در قلب او علامتي مينهد، آن گاه به امر خدا سفارش خواهد کرد". (4)
در خصوص ار تباط امامان با فرشتگان بايد گفت :
امامان معصوم (ع) با فرشتگان ارتباط داشتند . امام زمان (ع) نيز با فرشتگان ارتباط دارند و آنان برخي از مسايل را به امام زمان خبر مي دهند . محمد بن اسماعيل گويد: شنيدم: حضرت ابو الحسن (ع) مىفرمود: ائمه دانشمندان، راستگويان، فهميدگان، محدثانند. به امامان ما از آن جهت محدثان گفته مي شود كه از غيب به امام حديث و الهام مي رسد.
محمد بن مسلم گويد: كلمه محدث نزد امام صادق (ع) ذكر شد، حضرت فرمود، محدث كسى است كه صدا را بشنود و شخص را نبيند، به حضرت عرض كردم: قربانت گردم! امام از كجا مي فهمد كه آن كلام، کلام فرشته است؟ فرمود: آرامش و وقارى به او عطا مىشود كه مي فهمد آن كلام از فرشته است.
حمران بن اعين گويد: امام باقر (ع) فرمود: همانا على (ع) محدث بود، حمران گويد: من نزد رفقايم رفتم و گفتم: خبر شگفتى براى شما آوردهام، گفتند: چه خبر؟ گفتم از امام باقر (ع) شنيدم كه مي فرمود: همانا على (ع) محدث بود، گفتند: تا از او نپرسى که چه كسى با او حديث مىگويد، كارى نكردهاى. من به سوى امام مراجعت كردم و عرض كردم: آنچه به من خبر داديد به رفقايم بازگو كردم، آن ها گفتند: تا از او نپرسى که چه کسي با او حديث مي گويد، كارى نكردهاى، به من فرمود: فرشتهاى با او حديث مي گويد، عرض كردم: مي فرمائيد: على پيغمبر است، امام با دست اين چنين اشاره كرد (يعنى نه) و فرمود: بلكه مانند همدم سليمان يا همدم موسى يا ذو القرنين است، مگر به شما خبر نرسيده كه خودش فرمود: در ميان شما هم مانند او هست. (5) بر همين اساس است که ما عقيده داريم بعد از رحلت رسول خدا (ص) فرشتگان به حضور حضرت زهرا (س) مي رسيدند و از برخي مسايل خبر مي داند که مجموع اين مسايل با عنوان "مصحف" ياد مي شود .
پي نوشت ها:
1. موعود نامه ، مجتبي تونه اي ، ص379 ، انتشارات مشهور، قم، 1388 .
2. موموعود شناسي ، علي اصغر رضواني ، ص 548 ، انتشارات مسجد جمکران ، قم ، 1384 .
3. علي اصغر رضواني، همان ، به نقل از کمال الدين ، ص155 ، بحار الانوار ، ج52، ص311 .
4. بحارالأنوار، ج 51، ص 57، ح 49 .
5. اصول كافى (ترجمه مصطفوى) ج2، ص15 ، كتاب فروشى علميه اسلاميه.
پرسش 4:
آيا قرآن کريم اشاره ي مستقيمي به شکسته خواندن نماز در هنگام مسافرت کرده است؟(البته غير از سوره ي نساء آيه ي 101 زيرا اين دستور هنگام ترس از دشمنان واجب شده است و ما هنگام مسافرت از دشمني خوف نداشته باشيم) ؟
پاسخ:
آيه اي از قرآن که اشاره به شکسته شدن نماز داشته باشد، نداريم مگر همين آيه اي که شما به آن اشاره فرموديد؛ اما بد نيست اين مطالب را هم بدانيد:
در مورد احکام معمولا کليت آن ها در قرآن آمده و جزئيات به بيان رسول خدا (ص) واگذار شده است .
قرآن، پيامبر را مبيّن و روشن کننده معرفي کرده (1) و اطاعت کردن از رسول خدا را در اين موارد واجب شمرده است. (2)
« وَ إِذا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْکُمْ جُناحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصلوه؛ (3) هنگامى که سفر مىکنيد، گناهى بر شما نيست که نماز را کوتاه کنيد».
عبارت: « ليس عليکم جناح»، جواز به معناي عام است . شامل وجوب، مستحب و مباح مي باشد . تعيين يکي از آن ها به بيان معصوم واگذار شده است.
زراره و محمد بن مسلم گويند: از امام باقر (ع) در باره نماز مسافر سؤال کرديم و ايشان با استناد به آيه بالا، قصر (شکسته خواندن) را در نماز مسافر واجب شمرد.
عرض کرديم: خدا فرموده: «ليس عليکم جناح» و نفرموده: «افعلوا» پس شما چگونه از آن وجوب را برداشت مي کنيد؟
امام فرمود: مگر خدا در مورد طواف در حج واجب نمي فرمايد: «فمن حج البيت او اعتمر فلا جناح عليه ان يطوف بهما»، آيا مگر طواف واجب نيست ؟ مگر پيامبر هميشه در حج و عمره آن را انجام نمي داد ( که دلالت بر وجوب دارد)؟ بنا بر اين همان گونه که در طواف واجب با اين تعبير بيان شده، تقصير واجب در نماز در سفر هم از اين تعبير استفاده شده است . پيامبر در همه سفرها نماز را قصر مي خوانده است. (4)
ضمنا معنايي که شما از آيه 101 سوره نساء ارايه داديد، درست نيست؛ بلکه معناى صحيح آن با استفاده از احاديث اهل بيت به دست مىآيد که در ذيل مي آيد :
خداوند در اين آيه مىفرمايد: «هنگامى که سفر کنيد، گناهى بر شما نيست که نماز را کوتاه کنيد، اگر از فتنه (و خطر) کافران بترسيد؛ زيرا کافران براى شما دشمن آشکارى هستند».
در تفسير اين آيه وجوه مختلفى بيان شده است:
1. مقيّد به خوف شدن به خاطر وضع مسلمانان در صدر اسلام است، چرا که به سبب خطرهاى فراوانى که آنها را تهديد مىکرد، يکسره در ترس و وحشت قرار داشتند. به اصطلاح فنى «قيد غالبى» است. در علم اصول بررسى شده که «قيد غالبى» مفهوم ندارد، بدين معنا که هرگز مفهوم آيه اين نيست که: «پس اگر نترسيديد، نماز را کامل بخوانيد» ؛ بلکه فقط گزارشى از وضعيت مسلمانان است. موارد ديگرى از اين قبيل در قرآن وجود دارد. (5)
2. بعضى از مفسّران معتقدند که: نماز قصر نخستين بار هنگامى که مسلمانان در ترس و وحشت از دشمن قرار داشتند، وضع شده ؛ سپس اين حکم توسعه پيدا کرده و در همه موارد سفر (چه همراه با ترس باشد يا نباشد) وارد شده است. (6)
3. ممکن است اين قيد، جنبه تأکيد داشته باشد؛ يعنى نماز شکسته در هر حال بر مسافر لازم است، امّا به هنگام خوف از دشمن تأکيد بيشترى بر آن هست. (7)
بنا بر اين با توجه به روايات فراوان و اقوال مختلفي که نقل کرديم و مويد کلام ما هست و تضادي در آن وجود ندارد، شکسته شدن نماز اختصاص به حالت خوف ندارد و اين حکم واجب خداوند است و ما هم مأمور به پيروي از دستورات او هستيم.
خلاصه :
اين آيه ابهام دارد و مجمل است؛ خداوند چه كسي را مامور رفع ابهام و اجمال كرده است ؟ طبق آيات قرآن وظيفه پيامبر تفسير و تبيين آيات قرآن بوده است و براساس روايات زيادي - كه شيعه و سني نقل كرده است - پيامبر نماز شكسته را منحصر به زمان خوف نكردند.
براي اطلاعات بيشتر به كتاب شيعه پاسخ مي دهد؛ نوشته آيت الله مكارم شيرازي مراجعه بفرماييد .
پى نوشت:
1. «وَ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَينَِّ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيهِْم». (نحل (16) آيه 44).
2. «وَ مَا ءَاتَئكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نهََئكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا». (حشر (58) آيه 7).
3. نساء (4) آيه101.
4. بحرانى سيد هاشم، البرهان فى تفسير القرآن، چاپ تهران، ناشر بنياد بعثت، سال 1416 ق ، ج2، ص163.
5. مكارم شيرازى ناصر، تفسير نمونه، ناشر دار الكتب الإسلامية، چاپ تهران، سال1374 ش ،ج 4، ص 96، ذيل آيه .
6. علامه طباطبايي، تفسير الميزان، ترجمه موسوى همدانى سيد محمد باقر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى جامعهى مدرسين حوزه علميه قم، چاپ قم، سال 1374ش، ج 5، ص 61.
7. مكارم شيرازى ناصر، تفسير نمونه، ناشر دار الكتب الإسلامية، چاپ تهران، سال1374 ش ،ج 4، ص 96.
پرسش 5:
آيا پيامبر نماز ظهر و عصر را با هم و مغرب و عشا را هم با هم مي خواندند؟ چرا در برخي روايات آمده است پيامبر براي نماز عشا از خواب بيدار مي شدند؟
پاسخ:
پيامبر اسلام (ص) نماز هاي ظهر و عصر و مغرب و عشا را به هر دو صورت انجام داده است؛ يعني هم به طور جداگانه و هم به صورت جمع که روايات در اين زمينه هم از طريق شيعه نقل شده و هم از طريق اهل سنت .
دليل و گواه ما بر جواز جمع ميان دو نماز احاديثي است که از پيشواي ششم حضرت صادق(ع) نقل شده و مرحوم شيخ حرّ عاملي اين احاديث را در کتاب خود گرد آوري کرده است. (1)
و اهل سنت نيز حدود ده روايت در کتابهاي معتبر خود از ابن عبّاس و معاذ بن جبل و عبدالله بن مسعود و عبدالله بن عمر ذکر نمودهاند: که از جمله محدّث معروف اهل سنت ، احمد بن حنبل، در کتاب خود از ابن عباس نقل ميکند:
«صلّى رسول الله (ص) الظهر و العصر جميعاً، والمغرب والعشاء جميعاً من غير خوف و لا سفر؛(2) رسول خدا نمازهاي ظهر و عصر، و مغرب و عشا را با هم در يک جا، بدون داشتن عذري مانند ترس از دشمن و مسافرت به جا آورد».
در حديث ديگر ا ز طريق جابر بن زيد از ابن عبّاس نقل ميکند که: « با پيامبر هشت رکعت نماز ظهر و عصر و هفت رکعت نماز مغرب و عشا را يک جا به جا آوردهام». اين حديث از ابن عباس به عبارتهاي گوناگوني نقل شده است. (3)
و نيز از عبدالله شقيق نقل کرده:
«روزي ابن عباس براي مردم خطابهاي ايراد ميکرد و سخنراني او به اندازهاي طول کشيد که ستارگان در آسمان پيدا شدند، مردي از «بنيتميم» برخاست و به عنوان اعتراض گفت: اکنون وقت نماز مغرب است و ادامه سخن سبب ميشود که وقت آن سپري گردد. ابن عبّاس به وي گفت: من به سنّت و روش پيامبر از شما آشناترم، ميديدم که پيامبر خدا نماز ظهر و عصر و نيز مغرب و عشا را با هم ميخواند. راوي ميگويد : در اين مطلب به شک و ترديد افتادم، جريان را به ابوهريره گفتم. او گفتار ابن عبّاس را تصديق کرد». (4)
مسلم عالم ديگر اهل سنت در صحيح خود بابي در «جمع نماز در حضر» منعقد نموده ، چهار روايت در اين زمينه نقل نموده است که سه روايت از آن به «ابن عباس» و يکي به «معاذ بن جبل» منتهي ميگردد ؛ مضمون اين چهار حديث با آنچه نقل کرديم ، يکي است. در اين روايات به نکته تازهاي اشاره شده است : وقتي راوي از علّت جمع ميپرسد، وي در پاسخ ميگويد: « خواست امّت خود را به زحمت و مشقّت نيفکند». (5)
به هر حال مسئله جمع ميان دو نماز منحصر به ابن عبّاس و «معاذ» نمي شود بلکه، طبراني نيز از عبدالله بن مسعود و عبدالله عمر نقل کرده که پيامبر خدا ميان نمازهاي ظهر و عصر و مغرب و عشا را براي اين که امّت وي به زحمت نيفتند جمع نمود. (6)
عين اين مطلب از عبدالله بن عمر نيز نقل شده است: «پيامبر در حالي که مسافر نبود، ميان دو نماز جمع نمود تا امّت وي در مشقّت نباشند». (7)
اين ها همگي حاکي از اين است که: جدا خواندن نمازها امري مستحبي است . اگر مراعات اين مستحب به اصل اداي فريضه لطمه ميزند، به دستور پيامبر ميتوانيم ترک کنيم يعني هر دو را با هم به جا آوريم.
امروز در بسياري از مناطق، وضع زندگي طوري تنظيم شده که مراعات اين استحباب، موجب مشقّت شده است . چه بسا سبب ميشود که گروهي از انجام اصل نماز سرباز زنند. در اين موقع با الهام گرفتن از راهنماي پيامبر، ميتوان براي مراعات «اهم» مسئله تفريق را ترک نمود. اکنون بسياري از فقهاي اهل سنت نيز همين نظر را دارند، ولي به ملاحظاتي از اظهار نظر خودداري ميکنند.
پينوشتها:
1. شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه، بيروت ، دار احياء تراث ، سال 1412 ،ج 2 ، ص160، باب وقت نماز (باب 32 و 33).
2. احمد بن حنبل، مسند ، بيروت ، دار صادر ، ج 1، ص 221.
3. همان، ص 251 .
4. مسلم نيشابوري ،صحيح بيروت ، دارالفکر سال - ، ج 2، ص 151.
5. شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه، بيروت ، دار احياء تراث ، سال ، 1412 ،حديثهاي 2، 3، 4 و 7.
7. المتقي الهندي ، کنز العمّال، بيروت ، مو سسة الرساله ، سال 1409 ، ج 3، ص 242.






