باتوجه به تاکید قران براین که بدون علم از چیزی پیروی نکیم یاحتی درموردان صحبت نکنیم یااینکه تا چیزی را با چشم خود ندیدیم درباره ان شهادت ندهیم.ما که نسبت به خیلی ازاصول دین نه چیزی را با چشم خود دیده ایم و نه سواد دینی کافی داریم.پس چگونه نسبت به انها شهادت میدهیم

پرسشگر گرامی باسلام و تشکر از ارتباط با این مرکز.
توصیه قرآن این است که بدون علم چیزی را باور نکنید و نگویید:
1. «وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ الْجِنَّ وَ خَلَقَهُمْ وَ خَرَقُوا لَهُ بَنينَ وَ بَناتٍ بِغَيْرِ عِلْم‏ ؛(1) آنان براى خدا همتايانى از جنّ قرار دادند، در حالى كه خداوند همه آنها را آفريده است و براى خدا، به دروغ و از روى جهل، پسران و دخترانى ساختند منزّه است خدا، و برتر است از آنچه توصيف مى‏كنند!»
2. «وَ إِنَّ كَثيراً لَيُضِلُّونَ بِأَهْوائِهِمْ بِغَيْرِ عِلْم‏ ؛ (2) و بسيارى از مردم، به خاطر هوى و هوس و بى‏دانشى، (ديگران را) گمراه مى‏سازند».
3. «فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ كَذِباً لِيُضِلَّ النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْم‏ ؛(3) پس چه كسى ستمكارتر است از آن كس كه بر خدا دروغ مى‏بندد، تا مردم را از روى جهل گمراه سازد؟! خداوند هيچ گاه ستمگران را هدايت نمى‏كند».
4. « وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطانٍ مَريدٍ ؛ (4) گروهى از مردم، بدون هيچ علم و دانشى، به مجادله درباره خدا برمى‏خيزند و از هر شيطان سركشى پيروى مى‏كنند».
5. «بَلِ اتَّبَعَ الَّذينَ ظَلَمُوا أَهْواءَهُمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ ؛(5) ولى ظالمان بدون علم و آگاهى، از هوى و هوسهاى خود پيروى كردند».
6. «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَري لَهْوَ الْحَديثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّخِذَها هُزُواً ؛ (6) و بعضى از مردم سخنان بيهوده را مى‏خرند تا مردم را از روى نادانى، از راه خدا گمراه سازند و آيات الهى را به استهزا گيرند».
7. «الَّذينَ يُجادِلُونَ في‏ آياتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ ؛(7) همان ها كه در آيات خدا بى‏آنكه دليلى برايشان آمده باشد به مجادله برمى‏خيزند».
8. «ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ حاجَجْتُمْ فيما لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ فَلِمَ تُحَاجُّونَ فيما لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ ؛ (8) شما كسانى هستيد كه درباره آنچه نسبت به آن آگاه بوديد، گفتگو و ستيز كرديد. چرا درباره آنچه آگاه نيستيد، گفتگو مى‏كنيد؟» .
9. « وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ؛ (9) از آنچه به آن آگاهى ندارى، پيروى مكن!»‏.
10. «وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً وَ ما لَيْسَ لَهُمْ بِهِ عِلْمٌ ؛ (10) آن ها غير از خداوند، چيزهايى را مى‏پرستند كه او هيچ گونه دليلى بر آن نازل نكرده است، و چيزهايى را كه علم و آگاهى به آن ندارند!» .
این آیات و آیات فراوان دیگر می فرماید تا به چیزی علم و یقین قلبی پیدا نکرده ای ، آن را باور نکن و بدان تکلم منما و بر زبان مران و سرلوحه عمل خود مساز.
این علم ممکن است با برهان عقلی به دست آید یا با مشاهده معجزه یا با دیدن دلایل و نشانه ها یا با مشاهده با چشم و شنیدن با گوش در محسوسات و دیدنی ها و شنیدنی ها و ... .
هر کس شما را به اعتقاد و باور و عبادتی دعوت کرد ، اول باید از او برهان و دلیل و بینه علم آور و یقین زا بطلبید و بعد از رسیدن به علم و یقین ، بپذیرید و معتقد شوید و عمل کنید.
تا به اعتقاد و دین و مکتبی یقین پیدا نکرده باشید، برای عمل و اعتقاد بدان حجت ندارید.
باور به اصول دین برای هر کس از عامی و باسواد باید مبتنی بر یقین باشد و به همین جهت در رساله ها تاکید شده که اعتقادات تقلیدی نیست .
باور به خدا و نبوت و معاد و امامت و نبوت پیامبر و امامت امامان و دیگر مسائل اعتقادی را باید با دلیل و برهان پذیرفت و دلیل برای اثبات آنها برای همه افراد فراوان است.
این شهادت ها اعتراف به عقاید حق و عمل به آنها است. وقتی به یکتایی خدا و نبوت پیامبر و امامت امامان شهادت می دهیم ، بدان جهت است که یقین یافته ایم و با دلایل محکم برایمان مثل روز این مسائل روشن شده است.
مطلب دومی که در فقه آمده، بحث شهادت دادن است و فرد باید به چیزی شهادت بدهد که دیده یا شنیده باشد.
نمی توان بر زنای فردی شهادت داد، چون فلان فرد مطمئن گفته که او را در این حال دیده است. باید حتما به چشم خود این فعل را دیده باشد.
شهادت دادن به توحید و نبوت و ... از این باب نیست تا دیدن لازم باشد؛ بلکه باور و اعتقاد است و یقین و علم لازم دارد و با برهان عقلی این یقین و علم به دست می آید.
پی نوشت ها:
1. انعام (6) آیه 100.
2. همان ، آیه 119.
3. همان ، آیه 144.
4. حج (22) آیه 3.
5. روم (30) آیه 29.
6. لقمان (31) آیه 6.
7. غافر (40) آیه 35.
8. آل عمران (3) آیه 66.
9. اسراء (17) آیه 36.
10. حج (22) آیه 71.