با سلام با اینکه در میانی و امزه های دین ما امر ب دعا و توسل به ائمه اطهار و خداوند متعال بسیار تاکید و امر شده است و همچنین امید به ادعیه و توسلات که تن شا ئالله با خواندن انها حاجت انسان برا ورده شود البته در صورت خیر و مصلحت
سوال من این است من دعا می کنم اما نه اینکه اجابت نشود درست برعکس عمل می کند طوری که من دیگر از دعا کردن وحشت دارم می گم خدا هر چی خودت گذاشتی ما بر می داریم چون می ترسم بگم خدا این مورد رو بده یا این مشکل رو حل کن ولی دقیق برعکس بشه
فقط از رو ی متن ادعیه سعی می کنم بخونم
ولی میگم دیگه جرئات دعا کردن ندارم مثلا میگم
(تاکید می کنم مثلا) خدایا امتحانم رو خوب بدم اصلا مشکلی برام پیش میاد که نمیتونم امتحان بدم یا میگم خدایا منو از دست فلان کس نجات بده ان بنده خدا چنان قدرتی پیدا می کنه که به راحتی با سرنوشت من بازی می کنه و هر بلایی بخواد بیشتر از پیش سرم میاره! به خاطر مواردی مانند این من دیگه جرائت دعا کردن ندارم نمی دونم باید این اتفاق رو چه طور باهاش کنار بیام یا چطور تجلیلش کنم همین طوری موندم در صورتی که سلاح و اسلحه مومن دعا کردن است و اشک ریختن که من دقیقا الان خلع صلاحم و رنج زیادی هم میکشم !!
پرسشگر گرامی باسلام و تشکر از ارتباط با این مرکز.
از نظر تعالیم دینی استجابت دعا همواره به معنای بر آورده شدن و عملی شدن آنچه ما خواسته ایم نیست . چه بسا اتفاق می افتد که انسان رسیدن به مقصد یا برآورده شدن حاجتی را ایده آل و مطلوب خویش می پندارد. چنان به منفعت و خیر بودن آن یقین دارد که آن را همانند دو، دو تا چهار تا واضح می داند، حال آن که واقعیت امر غیر از پندار ماست. عکس آن نیز صادق است، یعنی چه بسا امری را زشت و به ضرر خود می پنداریم، ولی از آثار و عواقب آن بی اطلاعیم و نمی دانیم آن چه رُخ داده، از الطاف پنهان پروردگار است. قرآن کریم می فرماید:
« چه بسا از امری اکراه داشته باشید، در حالی که خیر شما در آن است، یا چیزی را دوست داشته باشید و حال آن که شر و بدبختی شما در آن است. خدا می داند و شما نمی دانید» . (1)
راز عدم استجابت برخی دعاها در این واقعیت نهفته است که از باطن هستی و مصالح حقیقی خود و جهان بی خبریم. به همین دلیل گاهی میپنداریم خیر و مصلحت ما در تحقق و برآورده شدن حاجتی یا دفع و رفع مشکل و مانعی در زمانی که ما می خواهیم است . بر اساس این پیش فرض وقتی میبینیم خواسته ما بر آورده نمیشود، رنجیده خاطر میشویم! در حالی که اگر حجاب از روی «حقیقت باطنی» عالم کنار رود و آینده و نتیجه برخی خواستهها برای ما آشکارگردد، از تقاضا و درخواست خود منصرف میشویم . خدا را شکر میکنیم که خواسته و حاجت ما را آن گونه که می خواستیم ، برآورده نکرده است.
خداوند نسبت به بندگانش مهربان است . خیر و خوشبختی واقعی بندگانش را میخواهد، از این رو اگر خواسته آنان به ضررشان باشد ، اما آنان به جهت عدم اطلاع از باطن امور آن را از خداوند بخواهند، اجابت نمیکند.
بنابراین نباید از برآورده نشدن خواسته ای که به صلاح شما نیست و از مستجاب نشدن دعایی که برای شما نفعی در آن نیست، وحشت کنید و از دعا کردن فرار نمایید. چه بسا مصلحت شما در عکس خواسته شماست و لذا به نظرتان چنین می آید که دعایتان دقیقا در نقطه مقابل خواسته شما مستجاب می شود. همان گونه که خود شما هم به این مطلب اشاره کرده اید : " من دعا می کنم اما نه اینکه اجابت نشود درست برعکس عمل می کند"
در بخشی از نامه خودتان نوشته اید :
" من دیگر از دعا کردن وحشت دارم می گم خدا هر چی خودت گذاشتی ما بر می داریم. چون می ترسم بگم خدا این مورد رو بده یا این مشکل رو حل کن. ولی دقیق برعکس بشه "
اصلی ترین عامل بروز چنین حالتی ، به اشتباه در فهمیدن معنای استجابت بر می گردد. در حالی که در تمام اوقات دعای تان نظر لطف خدا با شما بوده است، اما چون خواسته خود را طبق میل خود ، بر آورده ندیده اید، تصور کرده اید که دعا مورد استجابت قرار نمی گیرد، یا نظر لطف به شما نشده است. چه بسیار دعاهای مستجاب و نظر لطفی که با بر آورده نشدن خواسته همراه است و یا بالعکس برآورده می شود.
معنای درست استجابت دعا این است که: هیچ دعایی بی اثر نیست . هر دعایی در دنیا و آخرت تأثیر مناسب خود را دارد. هر دعای مقبولی یقینا به استجابت میرسد ، اما گونههای استجابت مختلف است.
امام سجاد (علیه السلام) میفرماید: «دعای مؤمن یکی از سه فایده را دارد:
برای او ذخیره میگردد ،
یا در دنیا برآورده میشود ،
یا بلایی را که میخواست به او برسد، از وی میگرداند». (2)
فراموش نکنید :
1. دنیا عرصه امتحان و محل ظهور و بروز استعدادهای درونی و افکار و عقاید قلبی است. یکی از راههای امتحان، قرار گرفتن در میدان سختیها و تأخیر افتادن اجابت دعاها است. از خدا بخواهیم که ما را در همه آزمون هایش موفق و ثابت قدم نگه دارد.
گاهی «حُسن ظن به خدا» مورد آزمایش قرار می گیرد، یعنی استجابت دعا به تأخیر می افتد. تأخیر در استجابت دعا برای این هدف است که فرد«حقیقت ایمان » و جوهر وجودی خود و میزان «حُسن ظن» خود به خدا را آشکار نماید.
2. حُسن ظن و اعتماد به خدا کلید بسیاری از درهای قفل شده زندگی و خوشبختیها است. به خداوند حُسن ظن و اعتماد داشته باشید. او نسبت به بندگانش بسیار مهربان است. خیر و سعادت را گاهی در قالب سختیها و مشکلات ظاهر میسازد . گاهی در لباس آسایش و نعمت ها. خدا به علم نامحدود خویش میداند که صلاح و رستگاری چه کسی از بندگان مؤمنش در میدان مشکلات و مصایب نهفته است . کدام یک از آنان را باید در رفاه و نعمتها جستجو کرد. پس باور داشته باشیم که در صورت انجام تکالیف و وظایفی که خداوند برای اهل بلا و مشکلات یا رفاه و نعمتها قرار داده، هر وضعیتی برای ما پیش آید، خیر و خوشبختی ما در همان نهفته است.
خداوند دوست دارد که بندگانش قوی باشند .بیش ترین بهره را از عقل و کاردانی داشته باشند. گاهی دعا استجابت نمی شود تا فرد به این ویژگی سوق داده شود. بهتر است در کنار زمزمه با معبود و دعا کردن ، با بهره وری بیشتر از از قوه عقل و کاردانی و مشورت با دیگران اسباب استجابت دعا را نیز فرهم کنید زیرا خداوند حکیم نظام هستی را بر پایه اسباب و مسببات قرار داده است . یعنی برای پیدایش هر پدیده ای علتی خاص و برای حل هر مشکلی راهکارهای ویژه ای تعیین نموده است .
انسان باید با تلاش قوی و به کمک عقل و فکر خدا دادی خود و مشورت با افراد آگاه و متخصص برای رفع نیاز های خود اقدام نماید ، همزمان با دعا و توسل به لطف و عنایت های خداوند امیدوار باشد . از او بخواهد اقداماتش را به هدف و نتیجه مطلوب برساند.
دو نکتهء پایانی:
1. یکی از مقامات بلند معنوی، رسیدن به مرحلهء" تفویض" است؛ یعنی رسیدن به این مرحله که انسان همه امور خود را به خداوند دانای مهربان بسپارد و مطمین باشد که آنچه برای او لازم است خداوند برایش مقدر می فرماید و البته این امر منافات با حرکت و تلاش انسان و انجام وظایف ندارد.
شاید شرایط خاصی که برای شما پیش آمده موهبتی الهی برای سوق دادن شما به این مرحله باشد.
2. هر انسانی واجد روح الهی است و خداوند متعال بخشی از قدرت خویش را در ما به ودیعت نهاده و لذا حالات و توجهات و صفات ما در رخدادها و مقدرات ما تاثیر دارند.
در تماس بعدی می توانید مطالب بیشتری در باره اوضاع خود بفرمایید تا مسئله بیشتر بررسی گردد.
موفق باشید
پی نوشت ها:
1. بقره (2) آیه 216.
2. حاج شيخ صادق احسانبخش، آثار الصادقين، روابط عمومي ستاد برگزاري نماز جمعه گيلان، چاپ اول،1362 ، ج 6، ص 66.






