با سلام
من محمد دانشجوي رشته عمران دانشگاه سراسري هستم.
در ترم سوم و چهارم با يكي از پسراي هم رشته اي ام رابطه دوستي زيادي برقرار كردم.من او را از دوران دبيرستان مي شناختم ولي آن زمان تا اين حد با او دوست نبودم.او پسر خوبي بود.از نظر علم ايمان و... رابطه دوستي ما در ترم سوم و چهارم به حدي بود كه تقريبا در دانشگاه در تمامي لحظات با هم بوديم و با هم درس مي خوانديم در درسها به هم كمك مي كرديم و مشكلات همديگر را برطرف مي كرديم.ولي در اواخر ترم چهارم او متحول شد.با يكي از دختراي دانشكده كه از شهر ديگري بود ، رابطه دوستي برقرار كرد و به نوعي دوستدار و عاشق همديگر شده بودند . آن دختر از نظر حجاب تعريف چنداني نداشت.رابطه آن ها به حدي شده بود كه بسيار افراطي بود و تقريبا در تمامي لحظات با هم ارتباط داشتند و اسمس مي دادند. آندو تقريبا از هيچ نظر به هم شباهتي نداشتند.پدر دوست من روحاني است . من تقريبا تمام خانواده دوستم را مي شناختم.پس از مدتي به نوعي دوست من متحول شد و ديگر آن آدم سابق نبود.من خيلي خيلي خيلي او را نصيحت كردم كه از اين كارهايش دست بردارد ولي او عوض شده بود . با كسايي مي چرخيد كه ازنظر من آدماي زياد درستي نبودنددر دانشگاه به نحوي ديگر آن نفوذ كافي در ميان بچه ها نداشت.كارهاي او ديگر براي من غير قابل تحمل شده بودو از نظر من اشكال شرعي هم داشت.خيلي خيلي او را نصيحت مي كردم و كلي بخاطر اين موضوع حرص مي خوردم . ولي او عوض شده بود.كارهاي او براي من غير قابل تحمل شده بود بنابراين تصميم گرفتم رابطه دوستي ام رابا او كمرنگ كرده و فقط به سلام كردن محدود شود . الان احساس آرامش بيشتري دارم . حال مرا راهنمايي كنيد ! آيا كار من اشتباه بوده است ؟ الان رفاقت من به نوعي تنفر تبديل شده است. وظيفه من چيست؟ راه درستي را انتخاب كرده ام ؟در اين زمان كه حدودا چهار ماه مي گذرد او هنوز به اين كارهايش ادامه مي دهد . الان هرگز ديگر حاضر نيستم مجددا با او دوست شوم . اين سوال را بدليل سرزنش كردن يكي از دوستانم نوشتم .ممنون

پرسشگر گرامی باسلام و تشکر از ارتباط با این مرکز.
در پاسخ به سؤال شما، مطالبی را در قالب نکات زیر تقدیم می داریم:
1. دوست شايسته، يكي از سرمايه هاي بزرگ زندگي و از عوامل خوش بختي و سعادت انسان محسوب مي شود. اگرچه داشتن رفيق خوب و شايسته براي همه طبقات مردم و براي تمام مراحل زندگي لازم است، ولي براي جوانان از اهميت بيش تري برخوردار است؛ زيرا جوانان كه در آستانه زندگي اجتماعي قرار گرفته اند، مي توانند با كمك دوستان آگاه، دلسوز، شايسته و جوانمرد، شخصيت خود را رشد دهند و استعدادهاي خويش را به شكوفايي برسانند.
دوست شايسته، زمينه ساز پيشرفت و موفقيت جوان است و از طريق گفتگوي علمي و تبادل افكار و انديشه ها، باعث بالندگي و پويايي انسان مي گردد. انساني كه از نعمت دوست پاك و دلسوز محروم است، به شكست و نافرجامي گرفتار مي آيد؛ زيرا كسي را ندارد تا از فكر و انديشه و مشاوره او استفاده كند و عقل يك نوجوان، قادر نيست تمام راهكارها و مصالح زندگي را تشخيص دهد.
2. براي نجات و هدايت دوست شما از وضعيت نامطلوب فعلي، لازم است ابتدا وضع موجود آسيب‏شناسي شود و سپس آسيب زدايي گردد و بنيه اعتقادي وي تقويت و تحكيم گردد تا بتواند خود را در برابر آسيب‏هاي احتمالي حفظ و حراست كند.
3. توصیه می کنیم دوباره سعي كنيد با راهنمايي‏ها و ارشادات مفيد و سازنده، دوستتان را از انحراف بازداريد. حق دوستي و علاقه را در مورد او به جا آورده و او را نسبت به عشق و دلسوزي‏تان نسبت به او آگاه كنيد.
در ضمن، می توانید از شخص دیگری که به نوعی می تواند روی او تأثیر بگذارد، خواهش کنید تا با دوستتان صحبت کند و او را از راه منحرفی که در پیش گرفته، بر حذر دارد. همچنین کتاب هایی جهت تغییر شیوه رفتاری او، به ایشان هدیه دهید. در اين صورت، یقیناً شما به وظيفه دوستي خود عمل كرده‏ايد.
4. اگر نهایتاً از كوشش و سعي خود نتيجه‏اي به دست نياوريد، او را به قهر و قطع ارتباط تهديد كنيد؛ البته به شرط این که تأثير مثبت داشته باشد. بعد از طی همه این مراحل، آخرين و منطقی ترین راه حل، قطع ارتباط با دوستتان است؛ زيرا انسان ها از دوستانشان تأثیر می پذیرند و برای حفظ خود از آثار دوستی با فرد منحرف، باید رابطه خود را با او قطع کنید.
اگر با تلاش ها و نصیحت شما تغييري در رفتار و خُلق و خوي دوستتان به وجود نمی آید و همچنان او در مسير نادرست و غير حق قرار گرفته، لازم است رابطه خود را با او قطع کنید؛ چون اگر دیگران اين موضوع را بدانند، باز هرگونه ارتباط شما با او (اگر فرضاً تأثيري در شما نداشته باشد)، موجب اتهام شما خواهد شد و در روايات آمده كه از مواضع اتهام پرهيز نماييد. شاید سرزنش دیگر دوستتان به این دلیل بوده باشد که شما در موضع تهمت قرار دارید.
به هر حال، اگر به رابطه دوستی با او در این شرایط ادامه دهید، از تأثيرات منفی و مخرب چنين ارتباطي که به صورت تدريجي و پنهاني و ناخودآگاه عمل می کند، در امان نخواهيد بود و بدون آن كه متوجه باشيد، كم و بيش و به تدريج تحت تأثير قرار خواهيد گرفت.
اميرمؤمنان(ع) فرمود: «از دوستي با بدكار حذر كنيد؛ زيرا او دوست خود را به هر چيز پوچ و ناچيز مي‏فروشد». (1)
نيز فرمود: «با شخص شرير (بدكار) مصاحبت و دوستی مكن؛ زيرا طبع تو، شر و بدي را از طبع او مي‏دزدد و تو متوجه نمی گردی». (2)
امام صادق(ع) فرمود: «هر كسي با رفيق بد دوستي كند، سالم نمي‏ماند». (3)
قرآن كريم نیز در مورد نقش تأثيرگذاري همنشين بد در سرنوشت انسان مي‌فرمايد: در قيامت عد‌ه‌اي كه دوستان بد باعث انحراف آنان شدند، از شدت ناراحتي و حسرت و پشيماني، دست خويش را گاز مي‌گيرند و مي‌گويند: «يا ويلتي ليتني لَمْ أتّخذ فلاناً خليلاً»؛ «اي واي بر من! كاش هرگز با فلاني دوست نمي‌شدم».
ميزان تأثيرگذاري همنشين به قدري زياد است كه در برخي روايات آمده است: «درباره كسي قضاوت و داوري نكنيد، تا این که به دوستانش نظر بيفكنيد؛ چرا كه انسان به وسيله دوستان و ياران شناخته مي‌شود». (4)
5. از آن جا که دوست تأثير شگرفي در شخصيت و سرنوشت انسان مي گذارد، بنابراين، همیشه سعی کنید در انتخاب دوستان و ادامه دادن دوستي با افراد غير متدين و منحرف حساس باشيد. در صورت عدم هدایت دوستتان هم، رابطه دوستی را قطع کنید و به همان رابطه سلام و احوال پرسی عادی، اکتفا کنید و اگر روزنه ای برای اصلاح او یافتید، در صدد اصلاح و تغییر او برآیید.

پي‏نوشت‏ها:
1 . صادق احسان بخش، آثار الصادقين، ج 10، ص 520، حديث 7، به نقل از غرر الحكم، ج 1، ص 159.
2 . همان، ص 369، حديث 29.
3 . بحار الانوار، ج 75، ص 216، چاپ ايران.
4. سفينة البحار، ج 2، ص 27، ماده "صدق".