باسلام واحترام پسری دارم متولد1373درایام ماه مبارک رمضان روزه هایش رامی گیردونمازش راهم میخواند امابهدازتمام شدن ماه مبارک کاری به نماز خواندن ندارد.تکلیف چیست لطفاراهنمایی بفرمایید
پرسشگر گرامی باسلام و تشکر از ارتباط با این مرکز.
اساسیترین رسالت والدین و مهم ترین مسؤولیت آنان ، تربیت صحیح فرزندان است، و «تربیت» عبارت است از «فراهم آوردن زمینه لازم برای رشد و ترقی همه جانبه شخصیت، در راستای هدف مورد نظر و مقدس .
دانشمندان و پژوهشگران امر تربیت، برای رسیدن به «هدفهای مطلوب» در تربیت کودکان، نوجوانان و جوانان دو گونه راهکار ارائه دادهاند. تأثیرگذارهای مستقیم ـ و تأثیرگذارهای غیر مستقیم. لیکن پیش از اشاره به آن راهکارها لازم است به سخن گُهر بار امام صادق علیه السلام گوش فرا دهیم .
امام صادق (ع) از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله نقل می کند، که آن حضرت فرمود :
"خدا رحمت کند پدر و مادری را که در نیکی و نیکوکاری به فرزند خویش کمک کند".
راوی پرسید: چگونه فرزند خود را در نیکی یاری نماید؟ حضرت در جواب چهار دستور صادر فرمود:
1. «یقبل میسوره» ؛ آن چه را که کودک به قدر توان و قدرت خویش انجام داده است، از او بپذیرد.
2. «و یتجاوز عن معسوره» ؛ آن چه را که انجام دادنش برای فرزند سنگین است، از او نخواهد.
3. «و لا یرهقه» ؛ او را به گناه و عصیان وادار نکند. گاهی رفتار و اخلاق و شیوه تربیت نادرست آنان موجب میشود که فرزند به سوی فساد اخلاقی کشیده شود. گاهی ملامتها و سرزنشهای مکرر یا پند و اندرزهای زیاد، و مچگیری و ریزهگیریها، زمینه عصیان و نافرمانی فرزندان را فراهم میسازد. گاهی نیز وادادگی و اهمیت ندادن به ادب و تربیت فرزند و بی توجهی به نوع کارها و رفت و آمدهای آنان، فرزندان را در مسیر انحراف و گمراهی سوق میدهد.
4. «و لا یخرق»؛ هیچگاه به فرزند خود دروغ نگوید و جلوی چشمان او کارهای سبک و احمقانه انجام ندهد. (1)
نکته مهم :
در بازسازی شخصیت فرزندان باید از طریق تلقین مثبت دادن و ذکر توانایی های مثبت ایشان کوشید . آنان را به شرکت و حضور در فعالیت های گروهی در کانون های مذهبی و بسیج و غیره تشویق کنید تا دین داری و گرایش به نماز و امور مذهبی را در قالب فعالیت های اجتماعی و گروهی فراگیرد. از ملامت و سرزنش های مکرر دوری کنید و بیش تر از تشویق استفاده کنید. اگر موثر واقع نشد، بهتر است مدتی از تذکر زبانی خودداری کنید، زیرا فرزندتان در سن خود یابی و تحول شخصیت قرار دارد ، اصرار زیاد شما ممکن است بیشتر او را به سوی لجبازی بکشاند.
رفتار شما در مراقبت و دغدغه خاطر داشتن در مورد نماز خودتان و رعایت احترام به دیگران و برخوردهای اجتماعی و ... در تشویق به این کارها و نهادینه کردن آن در ذهن و جان کودکان بسیار موثر است.
راهکارهایی در امر تربیت و تشویق به نماز و سایر آداب دینی:
الف) تأثیرگذارهای مستقیم یا نزدیک:
بهترین و مؤثرترین تأثیرگذارهای دسته اول در امر تربیت کودک و نوجوان عبارت است از :
1. استفاده از روش الگویی یا آموزش رفتاری به جای گفتاری.
2. تقویت روحیه برترگرایی یا کمال طلبی.
3. تقویت اعتماد به نفس.
4. تشویق و تمجید.
5. بهرهوری از مکانهای مقدس.
6. استفاده از طبیعت جهت بیدارسازی شعور دین.
توضیح:
الف) روش الگویی:
فرزندان بسان درختانی هستند که در آب و خاک خانه رشد میکنند و معمولاً متناسب با همان آب و خاک و هوا و فضا و فرهنگ میوه میدهند.
تقیّد والدین به نماز اول وقت، انجام عبادت در مکان مشخص و ثابتی در منزل، استفاده از سجّاده، پوشیدن لباس نظیف و معطر، و اهمیت دادن به نماز و داشتن دغدغه فکری پیش از دخول وقت نماز، باعث قداست بیشتر آن و جذب و گرایش فرزندان به این فریضه الهی میگردد.
اگر چه گاهی تذکرات زبانی و گفتاری برای بیان اهمیت نماز لازم است لیکن تأثیر الگوهای عملی بیشتر از گفتاری میباشد.
ب) تقویت روحیه برترگرایی با معرفی الگوهای برتر:
یکی از ویژگیهای فطری و درونی انسان «کمال طلبی و برترگرایی» است انسان به هر کاری، شغلی و حتی بازیی علاقه داشته باشد، به «برترینها و قهرمانان» آن گرایش و علاقه ویژهای دارد. برای علاقهمند ساختن کودکان و نوجوانان خود به عبادت باید با استفاده از ادبیات مناسب، دوستان خوب ، تهیه کتاب و نرم افزار های مفید ، مسافرت های زیارتی و شرکت در مجالس ویژه ای و .. به معرفی قهرمانان در عبادت و شناساندن انسانهایی بپردازید که عبادت و علاقة به نماز، آنان را نزد خدا و بندگانش عزیز و محبوب دلها ساخته است و باعث جاودانگی آنان در تاریخ بشر شده است.
ج) تقویت اعتماد به نفس:
شخصیت سازی و تقویت روح اعتماد به نفس از عواملی است که کودکان ، نوجوانان و جوانان را به نماز و برقراری ارتباط با خدا ترغیب و تشویق میکند.
والدین باید از همه عواملی که در تکوین شخصیت فرزند و رشد و تکامل وی تأثیر دارد، بهرهگیری و به تناسب رشد سنی فرزندش ، زمینه رشد شخصیتی و احساس عزت نفس و بزرگی را در او ایجاد نماید. زیرا هر فردی خواه کودک و نوجوان باشد یا جوان و بزرگسال، اگر احساس شخصیت و عزت نفس و بزرگی نماید، خودش را با خدا و معنویت مرتبط میسازد، گناه نمیکند و به سمت کارهای خلاف و انحراف کشیده نمیشود.
رشد شخصیت و تقویت احساس عزتمداری در کودک و نوجوان یا جوان باعث تقویت اعتماد به نفس وی میشود و او را به این «باور» میرساند که او نیز میتواند با انجام کارهای درست و جلب رضایت خداوند، جاودانگی در تاریخ و محبوبیت نزد خدا و مردم را برای خود ثبت نماید. و کاری کند که مورد علاقه همگان باشد . اگرچه کودک یا نوجوان و یا هر فردی که آگاهی و معرفت لازم را نداشته باشد ، نمی تواند جایگاه و ارزش محبوبیت نزد خدا را به خوبی تصور کند. اما ارزش محبوبیت و علاقه مردم برای او به راحتی قابل تصور است.
د) تشویق و تمجید:
خداوند مسئله بهشت و نعمت های مادی و معنوی بی شمار آن را جهت ترغیب و تشویق انسان ها به سوی معنویت ، انجام عبادات و روی آوردن به خوبی ها و دور شدن از بدی ها و کارهای زشت ، مکررا در قرآن و سایر کتاب های آسمانی بیان کرده است. بنا براین تعریف و تمجید و تشویق، عاملی است که در همه انسانها از بزرگ تا کوچک، تأثیر مثبت دارد و باعث ترغیب و علاقهمندی فرد به تکرار، تداوم و کمالبخشی آن عمل میشود.
اما نکتهای که باید با جدّیت تمام مورد تأمل قرار گیرد این است که ابزار و راهکارهای تشویق باید به گونهای باشد که فرد را به «شوق» آورد و عشق و علاقة جدیدی در او برای ادامه آن راه، پدید آورد، بنابر این باید ابزارهای تشویق، اوّلاً : هماهنگ و متناسب با سن و توان جسمی و روحی و ظرفیت فرزندان باشد و از افراط و تفریط دور بماند.
ثانیاً : متناسب با ارزش و عمق و سنگینی کار و عملی باشد که انجام داده است .
ثالثاً : ابزارهای تشویقی باید جدید و از تنوع برخوردار باشند و از تکرار دور باشد تا شوقانگیز گردد.
رابعاً : هرگز نباید کار کودکی، نوجوانی یا جوانی را با کار کودک، نوجوان یا جوان دیگر - حتی اگر برادر و خواهرش باشند - مقایسه کرد. زیرا توان جسمی، روحی و عوامل تأثیرگذار در تربیت و ساختار ذهن افراد متفاوت است مثلاً ممکن است مادری بیش از انعقاد نطفه یک فرزند و یا در دوران بارداری و یا پس از تولد و در دوران شیر دادن از غذایی بهتر، روحیهای شادابتر توانایی جسمی برتری برخوردار بوده و هیچ گونه ترس و اضطراب و دلهره یا مصیبتی و رنجی بر او وارد نشده، اما در فرزند دیگر این عوامل که در رشد فرزندان تأثیرگذار است، تفاوت داشته است. بنا بر این باید کارهای هر فرزندی را با خودش مقایسه کرد مثلاً اگر نسبت به یک روز یا یک هفته یا یک ماه پیش، تغییر کرده است شایسته تشویق میباشد.
ه) استفاده از مکانهای مقدس:
بردن فرزندان به مساجد و مجالس مذهبی، جشنها و عزاداریها، شنیدن صدای قرآن یا صوت دلنشین و نشان دادن نماز خواندن بزرگان و مشاهده و شنیدن زمزمههای عاشقانه انسانها در تلطیف روح کودکان و نوجوانان و کسانی که به دلیل کمی گناه شان ، از سرشت و فطرت نسبتا پاکی بر خوردارند ، مؤثر است. اما نکته بسیار دقیق اینجاست که این کارها اولاً- باید متناسب با ظرفیت و قدرت تحمل فرزندان باشد . ثانیاً- برایشان جذاب و حالت تفریح داشته باشد.
و ) استفاده از طبیعت:
طبیعت سرشار از زیباییها و پاکیها است. هر قدر افراد از جامعه آلوده فاصله بگیرند و به همان نسبت به مشاهده دشت و بیابان و کوه و دامن طبیعت نزدیک شوند به صفا و پاکی فطرت نزدیک میشوند.
آنان با نگاه کردن به ستارگان و ماه و مهتاب و کوهها و صخرهها و آبشارها و جویبارها و حیوانات زیبا همانند پرندگان و ماهیان دریا، ضمن دیدن و آشنا شدن با نشانهها و نعمتهای الهی و تحصیل نشاط و سرور روحی و دست یافتن به لذتهای طبیعی، از غلفتها و آلودگیهایی که جامعه امروزی برای کودکان و نوجوانان و جوانان فراهم کرده است دور میمانند و در نتیجه فطرت خداجویی آنان در مسیر طبیعی رشد پیدا میکند و با تلنگری و اشارهای میتوان آنان را به نماز و عبادت و تسبیح موجودات جهان بر اساس مفهوم «یسبّح لله ما فی السموات والأرض» آشنا و مأنوس کرد.
ز ) درونیسازی باورهای دینی و بیدارسازی حس مذهبی:
این عامل در واقع نوعی بازنگری در برخی عوامل ذکر شده و متمم آن ها شمرده میشود. از این رو نیاز به توضیح دارد.
ـ بسیاری از والدین اظهار میکنند فرزندان ما پیش از آن که به سن بلوغ برسند در انجام فرایض دینی مثل نماز از ما پیشی میگرفتند. ولی از زمانی که به سن تکلیف رسیدند یک نوع سستی و نخوتی در آنان پیدا شده و به آن اهمیت نمیدهند و حتی مواردی هم از انجام آن خودداری میکنند. به بیان دیگر، گاهی برخی مادران میگویند ما برای آن که فرزندان ما اهل نماز و دیانت شوند، خود مقیّد به نماز اول وقت شدیم و در حضور آنان نماز میخواندیم هم از روش الگویی استفاده کردیم و هم از مؤلفههایی مانند تقویت روحیه برترگرایی، تشویق و تمجید، بهرهوری از مکانهای مقدس، ولی با این وصف، همین که فرزندانمان پا به سن بلوغ گذاشتند، بینش و رفتار و برخوردهایشان تغییر پیدا میکند.
در پاسخ میگوییم اوّلاً: این تحول فکری و رفتاری یک امر طبیعی و عادی است اگر به وجود نمیآمد، جای نگرانی بود.
ثانیاً : این تحول به جای دور شدن از «هدفهای مطلوب» میتوانست جهتش مثبت و تکاملی به سوی «هدف مطلوب» باشند اما والدین چنین زمینهای را ـ با همه دلسوزیها و مهربانیها ـ برای او فراهم نساختهاند. زیرا آنان آنچه را که به فرزندان خود آموختهاند، شکل نمادین و ظاهری نماز خواندن بوده است. بدیهی است در دوره کودکی، اساس یادگیری کودکان، بر تقلید است آنان حرکات و کارهای والدین خود و اطرافیان را تقلید میکنند و انجام میدهند. و با این کارها احساس بزرگی و شادمانی میکنند. پدر و مادرها گمان میکنند فرزندانشان با علاقه و عشق به خواندن نماز میپردازند. البته با عشق و علاقه بوده، اما عشقی احساسی عاطفی و تقلیدی بوده است نه علاقهای که مبتنی برآگاهی و معرفت و شعور بوده باشد. بنابر این وقتی کودک دوره تقلید را پشت سر میگذارد و در سنین بلوغ به تفکر و اندیشه میپردازد، طبیعی است همه اموری را که پیشتر بر اساس تقلید و تشویق و همانندسازی انجام میداده، یکی پس از دیگری رها سازد و پدر و مادر نیز ناگهان احساس میکنند که کودک نمازخوان دیروزش، امروز نماز نمیخواند.
چون دین و اعمال دینی نه دیروز و نه امروز برای او تبیین و توجیه آگاهانه نشده و در درونش نهادینه نگشته و والدین به جای بیدار ساختن «حس دینی و مذهبی» در کودکان به عمل تقلیدی فرزندان خود دلشاد گشته و باورشان شده بود، وظیفه خود را انجام دادهاند.
اگر والدین روشهای همانند سازی و تقلید و تشویق و برترگرایی را به عنوان راهکار و ابزار برای کشاندن فرزندان در مسیر فطرت دینی برمیگزیدند و سپس از آن لحظهها و فرصتها استفاده بهینه میکردند و با ادبیات کودکانه «حس دینی و مذهبی» آنان را «بیدار و آگاه» میساختند. و به تدریج و کم کم دلیل نماز خواندن و عبادت کردن برای شان توضیح داده می شد ، کمتر آفات و آسیبهای دینی در آنان تأثیر میگذاشت.
دسته دوم یا عوامل بعید:
اگر چه این به عنوان دسته ثانوی یا بعید دانسته شده لیکن گاهی تأثیرگذاری آن در روحیه و رفتار فرزندان اگر بیشتر از عوامل دسته اول و قریب نباشد، کمتر نیست. این دسته عوامل «مجموعه رفتارها،عملکردها و خلق و خوها و برخوردهایی است که والدین نسبت به فرزندان یا مردم اعمال میکنند.
درست است که تقید به نماز اول وقت یا سایر عوامل در گرایش فرزندان به سوی نماز مؤثر است اما وقتی فرزندان میبینند والدین یا افراد نمازگزار دیگر که مقید به نماز اول وقت یا نماز شب هستند، دروغگویند، بداخلاق بیرحم، بدقول، اشکالتراش و کم ظرفیت، عجول و کمصبر، خسیس و کم جنبه، گران فروش و محتکر، مال مردم خور و ویژگیهایی از این دست دارد. نسبت به دین و نمادهای دینی همانند نماز و روزه بدبین میشود. از این رو در کودکی که توجه به این مسایل ندارد، بر اساس تشویق و تقلید نماز میخواند. اما وقتی از آن مرحله خارج شد و در آن دوران «تحول و بلوغ» قرار گرفت راه و رفتار و اخلاقش تغییر مییابد.
بنا بر این اگر ما خود را اصلاح کنیم ، فرزندان ما نیز اصلاح خواهند شد ، اگر ما نماز خوان ها به وظایف خود در برخورد با فرزندان ، خویشان و بیگانه آشنا شویم و به آن عمل کنیم ، فرزندان ما اهل نماز و عبادت خواهند شد .
پی نوشت ها :
1. ثقه الاسلام كليني، الكافي، الناشر: دار الكتب الاسلاميه، طهران، سنه النشر: 1365 ه.ش ، ج6 ، ص 50 .






