سلام

چرا با توجه به اینکه دین اسلام در رابطه با برده داری و کنیز هشدار داده است
امامان دارای کنیز بودن؟؟؟؟؟

با تشکر

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
قرآن در سوره های نساء، نحل، مؤمنون، نور، روم و احزاب از احکام بردگان سخن به میان آورده و به مؤمنان سفارش نموده است که با آنان خوش رفتاری نمایند؛ اگر چه قرآن بردگی را به عنوان یک دستور حتمی در مورد اسیران جنگی بیان نکرده، ولی با بیان احکام بردگی، آن را به عنوان یک واقعیت موجود و امر پذیرفته شده در جوامع بشری آن زمان، به رسمیت شناخته است.
پذیرش واقعیت و سنت حاکم بر جوامع بشری آن زمان و بیان احکام فقهی ، جای اشکال و خرده گیری بر اسلام ندارد. آن چه در ترازوی داوری و قضاوت خردورزان نقش دارد، محتوا و کیفیت جهت گیری احکام فقهی بردگی در اسلام است که آیا جهت گیری این احکام به سمت و سوی تقویت بردگی است، یا درجهت رهایی تدریجی آنان؟ پاسخ دوم درست است که در این صورت نه تنها نقطة ضعفی برای اسلام نیست، بلکه نقطة قوّت این ایدئولوژی است.
توجه به این نکته در قضاوت نهایی به ما کمک می کند. اسلام بردگی را ابداع نکرده است، بلکه در آن عصری که بردگی با تار و پود جوامع بشر آمیخته بود، به عنوان امری که وجود دارد، پذیرفت . با بیان دستورها در جهت رهایی بردگان قدم برداشت. اسلام در راه آزادی بردگان پیشقدم شد.
حال چرا یکباره و به صورت انقلابی در جهت رهایی بردگان گام بر نداشت، بلکه جهت رهایی تدریجی آنان کوشید؟
پاسخ: رهایی دفعی، مشکلاتی را به دنبال داشت. اگر نظام غلطی در بافت جامعه ای وارد شود، ریشه کن نمودن آن به زمان و برنامه حساب شده ای نیاز دارد. در غیر این صورت نمی توان آن را ریشه کن نمود. درست مانند انسانی که به بیماری خطرناکی مثل اعتیاد مبتلا شده و بیماریش کاملاً پیشرفت نموده است. آزادی دفعی بردگان ممکن بود مفاسدی را در پی داشته باشد. بدین شرح:
1ـ اگر اسلام یکباره و به طور کلی بردگی را لغو می کرد، نظام اقتصادی و اجتماعی مردم به ناگاه از هم می پاشید؛
در این صورت بردگان که فاقد کار و زندگی و خانه و مسکن بودند، ممکن بود از جهت معیشتی و اقتصادی جامعه را به بحران سوق دهند. این هم به ضرر بردگان بود و هم به ضرر دیگران.
2ـ اگر بردگان به یک باره آزاد می شدند، با توجه به ظلم و ستمی که در طول سالیانی دراز متحمل شده بودند، به انتقام جویی روی می آوردند .
سرانجام امنیت عمومی، وضع سیاسی جامعه و شرف انسانی متحمل خسارات فراوانی می شد.
3ـ اسلام در مسیر حرکت تکاملی خویش ، با جنگ هایی روبه رو می شد و اسیران می گرفت.
حال اگر اسیران را یکباره آزاد می کرد، ممکن بود بار دیگر توطئه نمایند و با مسلمانان دیگر بار بجنگند.
اسلام راه بهتری را انتخاب نمود؛ اسیران جنگی را به صورت غلامان و کنیزان وارد خانه مسلمانان نمود . به مومنان سفارش نمود که با آنان خوش رفتاری نمایند، تا از نزدیک خوبی های مسلمانان را بنگرند. تدریجاً با فرهنگ و اخلاق اسلامی آشنا شوند. از دشمنی با اسلام دست بردارند و به تدریج آزاد شوند.
در این صورت نه تنها با اسلام و مسلمانان دشمنی نمی ورزند، بلکه به یاوران و سربازان اسلام تبدیل می شوند.
علامة طباطبایی در این خصوص می گوید:
"اسلام تا می توانست از جامعه های غیر اسلامی (کافران حربی) گروهی را به شکل اسیر جنگی می گرفت. در جامعة حق و عدالت وارد می ساخت و به تعلیم و تربیتشان می پرداخت، سپس از راه های مختلف به تدریج آنان را آزاد ساخته و جزء جامعه اسلامی می نمود".(1)
ائمه اطهار علیهم السلام نیز ، در برخی مواقع ناچار به تحمل وضع موجود در آن زمان بودند . در بسیاری از اوقات با عملکرد خردمندانه خود شرائط را به نفع اسلام و فرهنگ اسلامی و مردم مسلمان تغییر می دادند . یکی از این موارد ، برده داری بوده است . با سیره حسنه و عملکرد الهی خود این ضعف جامعه را تبدیل به نقطه قوتی کردند که فوائد و برکات بسیار زیادی را نثار جامعه اسلامی نمود.
رفتار و سیره اهل بیت در باره بردگان، از درخشان ترین فضایل اسلام در برخود با زیر دستان می باشد. رفتار شایسته، سبب شده بود. غلامان و کنیزانِ ائمه، از آزادی خود خوشحال نشوند. تقاضا کنند برای همیشه غلام آن بزرگواران باقی بمانند. اکثر بردگان در خانه اهل بیت با معارف دینی و احکام الهی آشنا می شدند . از محضر آنان استفاده های علمی و عملی بسیاری می نمودند. پس از آزادی، انسان هایی نمونه، مؤمن و حقیقت جو بودند؛ بسیاری از آنان به خاطر عشق به مولای خود، به درجه رفیع شهادت رسیدند. ذکر حکایات آن ها سبب طولانی شدن بحث خواهد شد.
پی نوشت :
1. ماهنامه پاسدار اسلام، ش 22، ‌ص 13.
برای آگاهی بیشتر به تفسیر نمونه، ج 21، ص 420 به بعد ،مراجعه کنید .