اموال حضرت علی علیه السلام
در شهر ینبع اراضی و املاک پر ارزشی داشت و صاحب نخلستانی بود که سالانه 40 هزار دینار در آمد داشت (تجارب السلف، ص 13)
وزن حلقه انگشتر علی که آنرا در وقت نماز به سائل داد چهار مثقال نقره، و وزن نگینش 5 مثقال یاقوت سرخ بود که قیمتش خراج یکساله کشور شام بود (جواهر الولایه، آیت الله بروجردی کاظمینی، ص 137، به روایت امام صادق)
در آمد سالیانه فعالیت های "تولیدی" علی حدود هشتاد هزار دینار طلا (معادل 230 کیلو طلا) بوده است (زندگانی امام حسین، زین العابدین رهنما ص 96)
علی در نهج البلاغه راجع به اینکه کنیزان (برده زن) اش اگر فرزندی داشته اند باید آزاد گردند و همچنین راجع به اینکه نخلستانهای او چگونه باید میان ورثه او پخش شوند شرح داده است. (نهج البلاغه شیخ رضی، پوشینه سوم برگ بیست و سه )
داستان نزول سوره هل اتی:
امام حسن(ع) و امام حسين(ع) بيمار شدند پيامبر اكرم(ص) با جمعي از مردم به عيادت آنان آمدند در آن جلسه برخي از حضار به حضرت امير المؤمنين علي پيشنهاد نمودند و عرض كردند: يا اباالحسن ! چه خوب است براي شفاي فرزندانت نذري بنمائي، آنگاه علي و فاطمه و فضه كه جارية آنها بود نذر كردند كه اگر حسنين شفا يافتند سه روز روزه بگيرند، هنگامي كه حسنين سلامتي خود را باز يافتند آنها شروع به انجام نذر و روزه گرفتن كردند و در خانة علي چيزي براي افطار موجود نبود لذا امير المؤمنين از شمعون يهودي خيبري سه صـاع جـو قـرض گرفـت و فاطمـه از يك صاع آن پنج قرض نان پخت و در سفرة افطار نان نهاد، هنگامي كه آمادةافطار شدند نداي سائلي برخاست كه مي گفت: سلام بر شما اي خاندان محمد مسكيني از مساكين مسلمين بر در خانة شما آمده است، به من اطعام كنيد، خدا از سفرة بهشتي شما را روزي دهد در اين هنگام خاندان وحي نان افطار خود را ايثار كردند و فضه نيز تبعيت از آنان نمود و غذاي خود را به آن سائل داد و همگي شب را بدون غذا صبح كردند و جز آب چيز ديگري به كامشان نرسيد …
فرداي آن روز را نيز روزه گرفتند و هنگامي كه دوباره شب فرا رسيد نان و افطارشان در سفره نهاده شد در آن هنگام يتيمي بر در خانه آمد و باز، به همان ترتيب همگي غذاي خود را به آن يتيم ايثار كردند در روز سوم نيز هنگام افطار اسيري از راه رسيد و مطالبه طعام كرد بار سوم نيز آنچه در سفره بود قبل از افطار از طرف خاندان پيامبر به آن اسير ايثار شد صبح روز چهارم، علي دست حسنين را گرفت و به سوي رسول خدا رفتند پيامبر اكرم هنگامي كه چشمش به حسنين افتاد ديد كه از شدت گرسنگي مي لرزيدند فرمود: براي من چه سخت است كه شما را به اين حال مي بينم، رسول خدا فوراً از جاي برخاست و همراه آنان به خانة حضرت زهرا آمد و او را در محراب عبادتش مشاهده نمود كه حالت نگران كننده اي داشت از شدت گرسنگي شكم مباركش به پشت چسبيده و چشمهايش در گودي نشسته بود… پيامبر اكرم با ديدن اين منظره بسيار اندوهگين و افسرده شد در آن هنگام جبرئيل فرود آمد و چنين گفت: بگير يا محمد مبارك باد بر تو اين خاندان تو و سپس سورة «هل اتي » را قرائت نمود.
--------آیا این دو باهم سازگارند
$$با سلام و تشکر به خاطر ارتباطتان با اين مرکز
هنگام بررسی وضعیت مالی امام در زمان حیات رسول خدا (ص) ، امام علی (ع) فعالیت های اقتصادی خود را از نقطه صفر شروع کرد؛ به گونه ای که در سال های آغازین هجرت حتی قادر به سد جوع هم نبود، اما با به هم پیوستن نیروی ایمان، اندیشه و دست، در مدتی نسبتا کوتاه موفقیت های بزرگی نصیب ایشان شد که دست یابی به همه آن ها از عهده انسان های معمولی خارج است.
البته در زمان ایشان، شمار کسانی که چون عبدالرحمن بن عوف و طلحه و زبیر که به طلا و نقره و خدم و حشم بسیار دست یافته بودند و اندوخته های طلای آنان پس از مرگشان با تبر تقسیم شد، کم نبودند. (1)
استفاده انسانی و اسلامی از ثروت، به دور از تفاخر و تکاثر و در راه رضای خدای و آسایش خلق، در سیمای امیر مؤمنان (ع) قابل مشاهده است. چنین الگویی از موفقیت اقتصادی، که امام عرضه کرد، برای بسیاری از مردم آن زمان قابل درک نبود؛ تا آن جا که کسانی مانند طلحه و زبیر آن حضرت را به ناداری و فقر متهم می کردند.
امام صادق (ع) در پاسخ به انتقاد کسانی که ایشان را به دلیل برخورداری از ثروت زیاد، سرزنش می کردند، با استفاده انسانی از ثروت توسط امیر مؤمنان (ع) چنین فرمود:
ثروت زیاد مرا ناراحت نمی کند؛ چرا که روزی امیر مؤمنان (ع) در حالی که پیراهن کهنه ای به تن داشت، بر گروهی از قریش گذشت آنان با مشاهده ظاهر آن حضرت گفتند: « علی تهیدست شده است. » این سخن به گوش علی (ع) رسید و به متولی صدقات خود چنین دستور داد: از محصولات خرما برای کسی نفرست، آن ها را انبار کن. به تدریج بفروش و تبدیل به پول کن. پول ها را در انبار خرما روی هم جمع کن و روی آن ها را با خرما بپوشان به گونه ای که دیده نشود. هر گاه من خرما طلب کردم بالا برو و به مال نگاه کن و با پایت به آن بزن گویا کاری به پول ها نداری و آن ها را پخش کن. امام سپس در پی چند نفر از آن ها فرستاد وایشان را دعوت کرد و در حضور آن ها خرما طلب کرد. خادم امام بالا رفت و با پا پول ها را پخش کرد، آن ها با تعجب گفتند: « یا ابا الحسن این چیست؟ » امام فرمود: « این مال کسی است که مالی ندارد. » آن گاه دستور داد مطابق رسم پیشین، سهم خرمای هر خانه را بپردازند. (2)
در روایتی مشابه که از ابو بصیر نقل شده است، پول حاصل از فروش محصولات در این ماجرا، صد هزار درهم ذکر شده است. (3)
این روایت نشان می دهد که امام از این که او را به ضعف اقتصادی و فقر مالی منسوب کنند، رنج می برد و به همین دلیل، اگر چه زندگی خود را با زندگی فقیران هم طراز کرده بود، گاهی مجبور به اظهار اقتدار اقتصادی می شد. علی (ع) در این باره می فرماید: « مرا در زمان رسول خدا (ص) می دیدی که از گرسنگی، سنگ بر شکم می بستم، در حالی که (امروزه) صدقه مالم بالغ بر چهل هزار دینار است » . (4)
در برخی روایات به جای چهل هزار دینار، چهار هزار دینار نقل شده است . (5)
ولی چهل هزار دینار شهرت بیشتری دارد. در روایات دیگر آمده است: « ... و امروزه صدقه من به حدی است که اگر تقسیم کنم، تمام بنی هاشم را کفاف می دهد » . (6)
نتيجه آن كه امام علي اگر چه در آغاز هجرت مانند ساير مهاجران از تمكن مالي خوبي برخوردار نبودند؛ اما پي از گذشت مدتي همان گونه كه گذشت تمكن مالي خوبي پيدا نمود اما نكته مهم در زندگي آن امام اين بود تغيير وضعيت اقتصادي و تمكن مالي در روش زندگي آن حضرت تغييري ايجاد نكرد؛ زيرا او هميشه غم خوار مساكين و نيازمندان است و در زمان توانمندي اقتصادي از اين توان در مسير خدمت رساني به آنان بهره مي برد نه آن كه از اين اموال بهره شخصي ببرد . در تاريخ گواه بر اين مطلب بسيار است . يكي از آن ها املاك وقفي است كه حضرت با دسترنج خويش آن ها آباد و وقف نمود.
جهت آگاهي بيشتر ر.ك: دانشنامه امام علي ، علي اكبر رشاد، ج7، ص261 ، سيره اقتصادي امام علي چاپ اول ،سال 1380، ناشر مركز نشر آثار پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي.
پی نوشت ها :
1. مروج الذهب و معادن الجوهر، ابوالحسن علی بن الحسین المسعودی، ج2، ص342 و 341تحقیق محمد محیی الدین عبدالحمید، چاپ چهارم، مطبعه السعاده، مصر/ 1384ق.
2. الکافی، ابوجعفر ثقه الاسلام محمد بن یعقوب بن اسحاق الکلینی الرازی، ج6، ص439، ح8، تحقیق علی اکبر الغفاری، چاپ چهارم، دار صعب و دار التعارف، بیروت/ 1401ق.
3. همان، ص440، ح11 .
4. المسند، احمد بن حنبل، تحقیق عبدالله محمد الدرویش، ج1، ص334، ح1368 چاپ دوم، دار الفکر، بیروت/ 1414ق.فضائل الصحابه، ج2، ص712، ح1218 .
5. ابن عساکر، ترجمه الامام علی بن ابی طالب من تاریخ مدینه دمشق، تحقیق محمدباقر محمودی، ج2، ص450، ح 969 -967 و ح970 چاپ دوم، مؤسسه المحمودی للطباعه و النشر، بیروت/ 1398ق.
6. بحار الانوار، محمدباقر بن محمدتقی المجلسی، ج41، ص43، چاپ دوم، مؤسسه الوفاء، بیروت/ 1403ق.






