سلام.من تازه با سایت شما آشنا شدم.
یه سوال دارم که گشتم ولی توی سایت پیداش نکردم.
جدی ما چرا نماز میخونیم؟چرا روزه میگیریم؟
من هم نماز میخونم و هم روزه میگیرم ولی نمیفهمم چرا؟
$$ پرسشگر گرامی باسلام و تشکر از ارتباط با این مرکز.
عبودیت و پرستش یکی از نیازهای اساسی روح انسان است. هیچ چیزی جای آن را پر نمیکند.
انسان موجودی است مرکب از جسم و روح . همان گونه که انسان برای رشد جسمش نیاز به غذا دارد، برای رشد و تکامل روحش هم نیاز به غذا دارد . غذای روح و آن چه سبب رشد و تکامل آن می گردد ، اطاعت و عبادت پروردگار است . برای رسیدن به حق و شاداب کردن روح عرفانی انسان، هیچ راهی بهتر از نماز یافت نمیشود. برای روح انسان شیفته خدا و معنویت ، هیچ غذایی سازگارتر و سرشارتر از نماز وجود ندارد، زیرا چه کسی بهتر از خداوند میتواند مَرْکب و معجونی برای رشد و ارتقای انسانها پدید آورد؟ یا چه کسی بهتر از خداوند می داند که روح بی نهایت طلب انسان چگونه ارضا می شود و از چه راهی می تواند به قرب الهی و رضایت و رضوان خداوند برسد و به غایت رشد و کمال مطلوب دست یابد؟
الف) چرا نماز می خوانیم؟
آنچه زیبایی و حُسن و خیر است، در نماز است . نماز سفرهای است گسترده که خداوند آن را در پنج نوبت در شبانهروز برای بندگانش باز میکند. بر سر این سفره انواع و اقسام غذاهای لذیذ معنوی وجود دارد . البته هر کس مطابق استعداد و ظرفیت خود و معرفتی که از راه خود شناسی و خدا شناسی کسب کرده و آگاهی و اطلاعی که از فلسفه نماز و اسرار آن تحصیل کرده ، از غذاهای این سفره بهرهمند میشود.
اگر چه فلسفه نماز و عبادت در همه ابعاد آن ، قابل درک برای بشر نمی باشد . ولی در آیات و روایات بخشی از آثار و حکمت های نماز و سایر عبادات بیان شده ؛ بسیاری از آثار و فواید نماز و لذت های روحانی بی نظیر آن را باید از راه انس و احساس حضور در پیشگاه خدا در هنگام نماز به دست آورد .کسانی که نماز را شناختند و با آن مأنوس شدند، ضرورت نماز برای حیات روح انسان را از اکسیژن برای حیات جسم ضروری تر می دانند. آیت الله بهجت شبی بعد از نماز فرمودند : اگر سلاطین عالم می دانستند که انسان در حال عبادت چه لذت هایی می برد ، هیچ گاه دنبال این مسایل مادی نبودند. (1) اصولاً معلوم نبودن همه فلسفه احکام در برخى موارد فقط به خاطر این است که آدمهاى متعبد و پذیراى امر الهى از آدمهاى متکبّر و صاحب نخوت شناخته شوند. حضرت على(ع) مىفرماید:
«و لکنّ اللَّه سبحانه ابتلى خلقَه ببعض ما یجهلون اصله...؛ خداوند بعضى از دستورهایى را به بشر مىدهد که ریشه و فلسفهاش براى بشر معلوم نیست، تا این که حالت تسلیم در مردم پیدا شود . خوبها از بدها تمیز داده شوند، اطاعت کنندگان از معصیتکاران شناخته گردند». (2)
در ذیل به برخی از آثار نماز اشاره می شود .
1. قرب معنوی
یکی از آثار بسیار مهم نماز قرب به خداوند است. این اثر روح عبادت و نماز را تشکیل میدهد . در یکی از آیات قرآن هدف آفرینش انسان عبادت بیان شده (3) که حکایتگر بعد معنوی نماز و اهمیت آن است، امام علی (ع) فرمود: "الصلوة قربان لکل تقی ؛ (4) نماز وسیله تقرب هر پرهیز کاری به خداوند است". در برخی از روایات از نماز به عنوان معراج مؤمن یاد شده که اشاره به آثار معنوی آن میباشد.
2. یاد خدا و آرامش روانی
در قرآن آمده است: "اقم الصلوة لذکری ؛ (5) نماز را بر پا دار تا به یاد من باشی".
یکی از نویسندگان در تفسیر این آیه مینویسد: "روح و اساس و هدف و پایه و مقدمه و نتیجه و بالاخره فلسفه نماز یاد خدا است. "ذکر اللَّه" است که در آیه فوق به عنوان برترین نتیجه بیان شده است".(6) ذکر و یاد خداوند نقش تعیین کننده در آرامش روانی دارد. نماز به عنوان ذکر خدا به انسانهای نماز گذار آرامش میدهد، "ألا بذکر اللَّه تطمئن القلوب ؛ (7) آگاه باشید یاد خدا مایه اطمینان است".
3. عامل باز دارنده از گناه
یکی از آثار مهم نماز جلوگیری از گناه است: "إنّ الصلوة تنهی عن الفحشا و المنکر". (8) طبیعت نماز از آن جا که انسان را به یاد خدا و نیرومندترین عامل بازدارنده یعنی اعتقاد به مبدأ و معاد میاندازد، دارای اثر بازدارندگی از فحشا و منکر است. انسان که به نماز میایستد و تکبیر میگوید، خدا را از همه چیز بالاتر میشمرد... بدون شک در قلب و روح چنین انسانی، جنبشی به سوی حق و حرکت به سوی پاکی و جهشی به سوی تقوا پیدا میشود...". (9)
4. گناه زدایی
یکی از آثار بسیار مهم نماز گناه زدایی است. نماز وسیله شستشو از گناهان و مغفرت و آمرزش الهی است. (10) پیامبر (ص) از یاران خود سؤال کرد: اگر بر در خانه یکی از شما نهری از آب صاف و پاکیزه باشد و در هر روز پنج بار خود را در آن شستشو دهید، آیا چیزی از آلودگی و کثافت در بدن او میماند؟ در پاسخ عرض کردند، نه. حضرت فرمود: نماز درست همانند این آب جاری است. هر زمان که انسان نماز میخواند، گناهانی که در میان دو نماز انجام شده است، از بین میرود. (11)
5. غفلت زدایی
بزرگترین مصیبت برای رهروان راه حق آن است که هدف آفرینش خود را فراموش کند. غرق در زندگی مادی و لذائذ زودگذر گردند، اما نماز به حکم این که در فواصل مختلف در هر شبانه روز پنج بار انجام میشود، مرتباً به انسان اخطار میکند و هشدار میدهد و هدف آفرینش او را خاطر نشان میسازد... و این نعمت بزرگی است که انسان وسیلهای در اختیار داشته باشد که در هر شبانه روز چند مرتبه به او بیدار باش گوید. (12)
6. تکبر زدایی
یکی از عوامل مهم تکبر زدایی نماز است، زیرا انسان در هر شبانه روز هفده رکعت و در هر رکعت دو بار پیشانی بر خاک در برابر خدا میگذارد . خود را ذره کوچکی در برابر عظمت او میبیند، از این رو پردههای غرور و خودخواهی را کنار میزند. از این رو علی (ع) بعد از بیان فلسفه عبادت، یکی از آثار نماز را تکبر زدایی بیان نمود: "خداوند ایمان را برای پاکسازی انسان ها از شرک واجب کرده است و نماز را برای پاکسازی از کبر". (13)
7. عامل پرورش فضائل اخلاقی
نماز روح اخلاص و خداباوری را در انسان افزایش میدهد . نتیجه آن پرورش فضایل اخلاقی است. انسان با نماز خواندن خود را از جهان محدود ماده و چهار دیوار طبیعت بیرون میبرد . به ملکوت آسمانها دعوت میکند . با فرشتگان همصدا میشود . خدا را در همه حال حاضر و ناظر میداند.
8. همگرایی
علاوه بر آثار مذکور که معمولاً آثار خودی نماز محسوب میشوند، یکی از آثار مهم اجتماعی و سیاسی نماز، همگرایی است. برگزاری نماز جمعه و جماعت، وحدت مسلمانان را به نمایش میگذارد ، زیرا مسلمانان با صفوف فشرده در کنار هم قرار گرفته و با اوضاع سیاسی و اجتماعی جهان آگاهی پیدا میکنند. خطیب جمعه با بیان احکام و طرح مسایل سیاسی و اجتماعی به نمازگزاران رشد سیاسی میدهد . شاید به خاطر آثار مهم نماز جمعه و جماعت است که در آموزههای دینی به این دو فریضه اهمیت خاصی داده شده است. (14)
پیامبر اسلام (ص) فرمود:
"خداوند نماز جمعه را بر شما واجب کرده است. هر کس آن را در حیات من یا بعد از وفات من از روی سبک شمردن یا انکار ترک کند، خداوند او را پریشان میکند . به کار او برکت نمیدهد.
بدانید نماز او قبول نمیشود، بدانید زکات او قبول نمیشود، بدانید حج او قبول نمیشود ...، تا از این کار توبه کند ..." . (15)
9. نفی طاغوت و ایستادگی در مقابل ستم
انسانی که فقط خداوند را عبادت نماید، در مقابل او سر تعظیم و تسلیم فرود آورد. هر چه غیر خداوند است، برای او حقیر و کوچک میشود . کسی نمیتواند با ظلم و ستم بر او چیره شود. در مقابل گردنکشان و ظالمان سر تسلیم فرود نمیآورد . با طاغوت کنار نمیآید.
خداوند این مسئله را یکی از اهداف بعثت پیامبر (ص) دانسته : " در میان هر امتی، پیامبری را مبعوث کردیم تا خداوند را عبادت نمایید . از طاغوت (هر چه در مقابل خدا است) پرهیز کنید. (16)
ب) اما چرا روزه می گیریم؟
در تمام ادیان، عبادت و پرستش جوهره اصلى دین به شمار مىرود . در ادیان الهى این مسأله به وضوح دیده مىشود. روزه گرفتن در میان ادیان معمول بوده است. از تورات و انجیل فعلى بر مىآید که روزه، در میان یهود و نصارا وجود داشته، اقوام و ملل دیگر هنگام مواجه شدن با غم و اندوه، روزه مىگرفتهاند.
قرآن کریم نیز در مورد روزه گرفتن امتهاى پیشین به صراحت مىفرماید: ... کتب علیکم الصیام کما کتب على الذین من قبلکم...، (17) بر شما روزه واجب شده ، همان گونه که بر کسانی که پیش از شما بودند ، واجب شده بود.
در اینِ آیه هم به وجوب روزه در اسلام و هم در ادیان قبل از اسلام اشاره شده است
روزه از نظر بهداشت جسم و سلامت بدن و بهداشت روح و معنویت و ابعاد دیگر دارای فواید فراوانی است. روزه در سلامت معده و پاکسازی آن از انواع غذاها (که موجب انواع بیماریهاست) اثرات فوقالعادهای دارد.
مرکز بیماریها معده است. پیامبر خدا فرمود: «المعدة بیت کل داء، و الحمیة رأس کلّ دواء؛ (18) معده مرکز و خانه هر دردی است، و پرهیز و اجتناب (از غذاهای نامناسب و زیاد خوری) اساس و رأس هر داروی شفابخش است».
پیامبر یکی از حکمتهای روزه را تندرستی اعلام میکند و میفرماید: «صوموا تصحّوا؛ (19) روزه بگیرید تا صحت و سلامتی خویش را تضمین کنید».
امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه میفرماید: «خداوند بندگان مؤمنش را حفظ میفرماید، به وسیله نماز و زکات و گرفتن روزه ». (20)
روزه و نماز و زکات فلسفهاش سازندگی و تزکیه، و فروتنی به پیشگاه حضرت حق، و از کارهایی است که میتواند آدمی را از چنگ شیطان نجات بخشد، و از انواع بیماریهای ظاهری و باطنی برهاند، و مخصوصا درس مقاومت و مبارزه را یاد آدمی دهد.
امیرالمؤمنین (ع) میفرماید: « و الصیام ابتلاء لاخلاص الخلق؛ (21) روزه برای آزمایش اخلاص مردم است».
در قسمتی از نهج البلاغه میفرماید: «و صوم شهر رمضان فانّه جنة من العقاب؛ (22) یکی از دلائل وجوب روزه این است که روزه ماه رمضان سپر است از عذاب الهی»، یعنی روزه موجب آمرزش گناهان و معاصی انسان است، که به وسیله روزه نجات از آتش جهنم و عقوبت پروردگار به دست میآید.
هشام بن حکم از حضرت جعفر بن محمد (علیهما السلام) از علت و فلسفه روزه میپرسد، امام میفرماید: «انّما فرض الله الصیام لیستوی به الغنی و الفقیر و ذلک أنّ الغنی لم یکن لیجد مسّ الجوع، فیرحم الفقیر، لأنّ الغنی کلّما أراد شیئاً قدر علیه، فأراد الله تعالی أن یسوّی بین خلقه، وأن یذیق الغنی مسّ الجوع والألم لیرقّ علی الضعیف ویرحم الجائع؛ (23) خداوند روزه را واجب کرد، تا به وسیله آن بین اغنیا و فقرا مساوات و برابری به وجود آید. برای آن که ثروتمندانی که هرگز درد گرسنگی را احساس نکردهاند، به فقرا ترحم نمایند، زیرا اغنیا هرگاه (خوردنی و آشامیدنی را) اراده نمودند، برایشان میسر است، پس روزه را واجب نمود تا بین بندگانش از فقیر و غنی، برابری به وجود آورد، و اینکه سرمایهداران مسلمان درد گرسنگی را لمس نمایند، تا بر ضعفا و گرسنگان عالم ترحم نمایند».
خصال هفتگانه مخصوص روزهداران
در حدیثی طولانی حضرت امیرالمؤمنین از پیامبر نقل میفرماید: «ما من مؤمن یصوم شهر رمضان احتساباً إلاّ أوجب الله تبارک و تعالی له سبع خصال: أوّلها یذوب الحرام من جسده، و الثانیة یقرب من رحمة الله عزّوجل، و الثالثة قد کفّر خطیئة أبیه آدم، و الرابعة یهوّن الله علیه سکرات الموت و الخامسة أمان من الجوع و العطش یوم القیامة و السادسة یطعمه الله عزّوجل من طیبات الجنة، و السابعة یعطیه الله عزّوجل برائة من النار، قال: صدقت یا محمد؛ (24) هیچ مؤمنی نیست که ماه رمضان را فقط برای خدا روزه بگیرد، مگر آن که خدا هفت پاداش را برای او واجب و لازم گرداند:
1. هر چه حرام در پیکرش باشد، محو و ذوب گرداند،
2. به رحمت خدا نزدیک میشود،
3. (با روزه خویش) خطای پدرش حضرت آدم را میپوشاند،
4. خداوند لحظات جان کندن را بر وی آسان گرداند،
5. از گرسنگی و تشنگی روز قیامت در امان خواهد بود،
6. خدا از خوراکیهای لذیذ بهشتی او را نصیب دهد،
7. خدا برائت و بیزاری از آتش دوزخ را به او عطا فرماید».
فلسفه و دلائل وجوب روزه از امام رضا (ع)
امام رضا (علیه السلام) در فلسفه و دلائل وجوب روزه میفرماید: «إنّما اُمروا بالصوم لکی یعرفوا ألم الجوع و العطش، فیستدلّوا علی فقر الآخره، و لیکون الصائم خاشعاً ذلیلاً مستکیناً مأجوراً و محتسباً عارفاً؛ (25) مردم مأمور به روزه شدند تا درد و ناگواریهای گرسنگی و تشنگی را بشناسند، و آن گاه بر سختیهای گرسنگی و تشنگی و فقر آخرت را بفهمند».
رسول خدا (ص) فرمود: «الصوم جنة فإذا صام أحدکم فلا یرفث ولا یجهل وإنّ امرء جادله أو شاتمه فلیقل إنّی صائم؛ (26) روزه سپر است از برای شخص، پس اگر یکی از شما روزه گرفت، سخن زشت نگوید، و کارهای بیهوده نکند، و اگر کسی با وی مجادله کند یا او را شماتت نماید، به او بگوید من روزه هستم».
پینوشتها:
1. مؤسسه البهجه ،بهجه القلوب ( زندگی نامه آیت الله بهجت ) ، مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی بهجت ، ص16.
2. ابن ابی الحدید ، شرح نهج البلاغه ، مکتبه آیت الله مرعشی ،ج9، ص ، 45.
3. ذاریات(51) آیه 56.
4. نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام کلمات قصار، جمله 136،
5. طه(20) آیه 14.
6. مكارم شيرازي، تفسير نمونه، دار الكتب الاسلاميه، طهران، 1362 ه.ش ، ج 16، ص 289.
7. رعد(13) آیه 28.
8. عنکبوت (29) آیه 45.
9. تفسیر نمونه، ج 16، ص 284.
10. همان، ص 290.
11. محمد بن الحسن الحر العاملي، وسائل الشيعه، مؤسسه آل البيت، قم، 1409 ه.ق ، ج 3، ص 7.
12. تفسیر نمونه، ج 16، ص 290 - 291.
13. نهج البلاغه، کلمات قصار 252.
14. جمعه (62) آیه 9؛ تفسیر نمونه، ج 24، ص 125 .
15. وسایل الشیعه، ج 5، ص 7.
16. نحل (16) آیه 36.
17. بقره،(2) ، آیه 183.
18. العلامه المجلسي، بحار الانوار، الناشر: مؤسسه الوفاء، بيروت، لبنان، سنه النشر/1404 ه.ق ، ج59 ، ص 290.
19. همان ، ج59 ، ص 267.
20. نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام ، ص 798.
21. همان، حکمت 244.
22. ابن ابی الحدید معتزلی ، شرح نهج البلاغه،ناشر : مکتبه آیه الله المرعشی ، -قم سنه النشر ، 1404 ق ، ج7 ، ص 221.
23. وسائل الشیعه، ج 7، ص 3 .
24. شیخ صدوق، الخصال، ناشر : مؤسسه نشر اسلامی - قم ، سال 1403 ق ، ص 386.
25. وسائل الشیعه، ج 7، ص 4.
26. شیخ صدوق ، علل الشرایع ، ناشر : مکتبه الداوری -قم ، ج 2، ص 378.






