پرسشگر گرامی باسلام و تشکر از ارتباط با این مرکز.
پاسخ در دو محور بیان میشود
الف) در باره فراز اول پرسش باید گفت اگر به فلسفه خلقت و سنت های حاکم بر جهان دقت کنی ،جواب خود را خواهی یافت . سنت حاکم بر جهان، قانون عمومی اسباب و مسببات یا علت و معلول است.
خداوند جهان را آفریده و آن را بر اساس قانون علت و معلول نظام داده است . این نظام را بر همه اجزای هستی حاکم کرده و اراده اش بر این است که همه چیز از این مجرا یعنی از طریق علت خود و با نظم و نظام به وجود آید و دوام یابد و ازبین برود .
مثلا قانون علیت حکم می کند که آهن تیز برنده باشد و اگر کسی از آن شمشیری ساخت و بر گردن کسی زد ، آهن تیز (شمشیر)گردن را ببرد . همین خدایی که چنین اثری در شمشیر تیز قرار داده، به ما انسان ها حکم کرده که شمشیر تیز برای زدن گردن فسادگران و ظالمان ستمگر و ... است و نباید آن را به گردن مظلومان بزنید.
از طرف دیگر خدا انسان ها را آفریده و به آن ها قدرت و توان داده و آنان را به سوی حق دعوت کرده و از پیمودن غیر آن نهی کرده تا با اختیار و آگاهی رهرو حق یا باطل گردند . آنان هم می توانند هم رهرو حق شوند و هم باطل. این گونه نیست که امکان ظلم و ستم و تجاوز و ... نداشته باشند؛ زیرا اگر این امکان را نداشتند ، امتحان معنا پیدا نمی کرد .
باید بتوانید شمشیر به گردن مظلوم بزنید و این شمشیر وقتی به گردن او می خورد باید آن را ببرد تا بتوان به شما گفت: با این شمشیر به گردن مظلوم نزن! اگر نتوانید بزنید یا اگر شمشیر نبرد ، دیگر نمی توانید بگویید : من نزدم و نبریدم.
سحر و جادو هم یک سبب است که ساحر با به کار بردن آن بر کارهایی مختلف توانمند می گردد. انسان می تواند با تعلیمات خاص ، یا با تقویت نفس و روح و.. به کارهایی دست زد و چون علت تحقق یابد ، معلول نیز تحقق می یابد . خداوند نیز با ایجاد نظام اسباب و مسببات به آن اجازه داده است ، اما اینکه انسانی چگونه استفاده کند، در راه درست یا نادرست مربوط به خود اوست و خداوند از او سلب اختیار نمی کند . آنچه در قرآن آمده که سحر می تواند بین زن و شوهر اختلاف بیندازد و... ؛ اولاً مربوط به بخش هایی از سحر و جاد است .
دوم:حتی در همان مورد ، نیز می تواند استفاده خوب بشود ، اما شخص با اراده خود استفاده بد می کند و طبق نظام اسباب و مسببات با اذن خدا خواهد بود . اگر بنا باشد این سبب کارگر نباشد، باید قانون علت و معلول نقض گردد و با وجود علت، معلول وجود نیابد و این نقض سنت حاکم بر جهان از خدای حکیم صورت نمی گیرد همچنان که سنت امتحان خدشه دار نمی شود . اما خدا برای بندگان پناهگاه قرار داده و آن پناه بردن به او است .
خدا اجازه داده سحر ساحر اثر کند همچنان که اجازه داده استعاذه و پناه بردن مومن هم اثر گذار باشد و تاثیر گذاری سحر ساحر را خنثی کند . اما نکته مهم در پاسخ این است که معنای اذن خدا ، رضایت خدا نیست. همان گونه که معنای اذن و اراده خدا به اینکه شمشیر تیز گلوی انسان بی گناه و مظلوم را ببرد ، به معنای راضی بودن خدا نیست ، بلکه به معنای آن است که نظام علت و معلول و نظام اسباب و مسببات در همه جا جریان داشته باشد. ضمن آنکه در موضوع سحر راه های بطلان سحر نیز قرار داده شده و مانند بیماری ها که به خواست الهی پدید می آید ، داروهای متناسب با بهبود آن بیماری نیز وجود دارد.
اینکه مؤمنان به پناه بردن به خدا و خواندن دعاها و آیات وارد در این موضوع با خلوص و تضرع دعوت شده اند ،راه نجاتی است در برابر سحر ساحران . اگر خود را به خدا بسپاریم هیچ ساحر و غیر ساحری نمی تواند به ما ضربه ای بزند زیرا که خدا در حق بندگان پناه جو ، سحر را باطل می کند.
ب) در باره فراز دوم پرسش باید گفت بدلیل پیامد های منفی گوناگون جادوگری و سحر در شون مختلف فردی و خانوادگی و اجتماعی در اسلام از یادگیری سحر و جادوگری و انجام دادن اعمال سحر و جادوگری به شدت منع شده و از نظر تمام فقهای اسلام یاد گرفتن و انجام اعمال سحر و جادوگری حرام است. فقها براى سحر و جادو حرمت قایل و براى ساحر حد در نظر گرفته شده است، از این رو باید از آن اجتناب شود و فقط براى ابطال سحر تعلیم و تعلم آن اشکالى ندارد؛ حتى شعبده بازى را که سرگرمى است و با اعلام عدم حقیقت آن همراه است، خالى از اشکال نمىدانند که باید از آن هم اجتناب کرد. (1)
و در روایات در این باره مطالبی بسیاری آمده که در ذیل به برخی از آنها اشاره می شود:
علی (ع) میفرماید: «کسی که سحر بیاموزد، کم یا زیاد، کافر شده است و رابطه او با خداوند به کلّی قطع میشود».(2)
یکی از ساحران و جادوگران که در برابر انجام عمل سحر، مزد میگرفت، خدمت امام صادق (ع) رسید و عرض کرد: حرفه من سحر بوده است و در برابر آن مزد میگرفتم. خرج زندگی من از همین راه تأمین میشد و با همان درآمد، حج خانه خدا را انجام دادهام، ولی اکنون آن را ترک نموده و توبه کردهام. آیا برای من راه نجاتی هست؟
امام صادق (ع) فرمود: «عقده و گره سحر را باز کن، ولی گره جادوگری مزن!». (3)
از این حدیث استفاده میشود که برای گشودن گره سحر، آموختن و عمل به آن اشکال ندارد. بنا بر این از این گونه روایات استفاده میشود که سحر و جادو واقعیت دارد ؛ ولی نباید آن را انجام داد.
گفتنی است که بر اساس آنچه از قرآن کریم به دست می آید، برخی از علوم غریبه در میان امت های پیشین مطرح بوده که از آن میان سحر است:
« وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّیاطینُ عَلى مُلْکِ سُلَیْمانَ وَ ما کَفَرَ سُلَیْمانُ وَ لکِنَّ الشَّیاطینَ کَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَ ما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَکَیْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ وَ ما یُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى یَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَکْفُرْ فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ وَ ما هُمْ بِضارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ یَتَعَلَّمُونَ ما یَضُرُّهُمْ وَ لا یَنْفَعُهُمْ وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ ؛ (4) (یهود) از آنچه شیاطین در عصر سلیمان بر مردم مىخواندند پیروى مىکردند، سلیمان هرگز (دست به سحر نیالود و) کافر نشد، لکن شیاطین کفر ورزیدند و به مردم تعلیم سحر دادند ( نیز یهود) از آنچه بر دو فرشته بابل" هاروت" و" ماروت" نازل شد پیروى کردند، (آن ها طریق سحر کردن را براى آشنایى به طرز ابطال آن به مردم یاد مىدادند) و به هیچ کس چیزى یاد نمىدادند مگر اینکه قبلا به او مىگفتند ما وسیله آزمایش شما هستیم، کافر نشوید (و از این تعلیمات سوء استفاده نکنید). ولى آن ها از آن دو فرشته مطالبى را مىآموختند که بتوانند به وسیله آن میان مرد و همسرش جدایى بیفکنند (نه اینکه از آن براى ابطال سحر استفاده کنند). ولى هیچ گاه بدون فرمان خدا نمىتوانند به انسانى ضرر برسانند. آن ها قسمت هایى را فرا مىگرفتند که براى آنان زیان داشت و نفعى نداشت. مسلما مىدانستند هر کسى خریدار این گونه متاع باشد، بهرهاى در آخرت نخواهد داشت . چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن مىفروختند اگر علم و دانشى مىداشتند! » .
از احادیث بر مىآید که: در زمان سلیمان پیامبر، گروهى در کشور او به عمل سحر و جادوگرى می پرداختند، سلیمان دستور داد تمام نوشتهها و اوراق آن ها را جمعآورى کرده ، در محل مخصوصى نگهدارى کنند ( نگهدارى شاید به خاطر آن بوده که مطالب مفیدى براى دفع سحر ساحران در میان آن ها وجود داشته).
پس از وفات سلیمان گروهى آن ها را بیرون آورده و شروع به اشاعه و تعلیم سحر کردند، بعضى از این موقعیت استفاده کرده و گفتند: سلیمان اصلا پیامبر نبود ؛ بلکه به کمک همین سحر و جادوگری ها بر کشورش مسلط شد و امور خارق العاده انجام مىداد!
گروهى از بنى اسرائیل هم از آن ها تبعیت کردند و سخت به جادوگرى دل بستند، تا آن جا که دست از تورات نیز برداشتند. در نتیجه خداوند دو فرشته را برای حل این مشکل و آموزش راه های مقابله با سحر به این سرزمین فرستاد و البته این امر خود برای برخی زمینه سوء استفاده شد .
از آیات وجود و رواج برخی علوم غریبه در بین یهودیان و پیروان تورات ثابت می شود. اما در عین حال تایید و اظهار نظر مثبتی در مورد این عمل به چشم نمی خورد. بلکه مخالفت با استفاده از این امور و تلاش برای مقابله با آن امری ضروری و لازم تلقی می شود . (5)
پینوشتها:
1. آیت الله محمد فاضل لنکرانى، جامع المسائل، ج 1، ص 249. نشر مطبوعات امیر قم1376 ش.
2. حر عاملی وسائل الشیعه، ج 12، باب 25، از ابواب ما یکتسب به، حدیث 7، ص 107.نشر دار الاحیا التراث العربی بیروت1412 ق.
3. همان، حدیث 1، ص 105.
4. بقره (2)، آیه 102.
5. ناصر مکارم ودیگران تفسیر نمونه ،ج1 ،ص381 ، نشر دارالکتب الاسلامیه تهران، 1362 ش.
۱۳۸۹/۱۱/۰۷ ۰۱:۳۵
شناسه مطلب: 25225






