من در یک کتابی(کتابی در این مورد از دانشگاه ادیان و مذاهب) خواندم که آنها هم معتقدند که نمی شود زمین از حجت خالی باشد اما می گویند نباید ما حتما بشناسیمش یا ظاهر باشد فقط باشد کافی است
جوابش چیست

پرسش: عقاید زیدیه را توضیح دهید ؟

پاسخ:
پرسشگر گرامی باسلام و تشکر از ارتباط با این مرکز.
«زیدیه» پیروان زید شهید، فرزند امام سجاد (ع) می‌باشند. زید سال 121 هجری بر خلیفه اموی، هشام بن عبدالملک قیام کرد و گروهی بیعتش کردند و در جنگی که در شهر کوفه میان او و کسان خلیفه درگرفت کشته شد.
پیروانش او را پنجمین امام از امامان اهل بیت می­شمارند و پس از وی فرزندش «یحیی بن زید» را که بر خلیفه اموی ولید بن یزید قیام کرد و کشته شد، و پس از وی محمد بن عبدالله و ابراهیم بن عبدالله که بر خلیفه عباسی، منصور دوانقی شوریدند و کشته شدند.
پس از آنان تا زمانی امور زیدیه غیر منظم بود تا این که «ناصر اطروش» ـ که از نوادگان برادر زید بود ـ در خراسان ظهور کرد و در اثر تعقیب حکومت محل از آنجا فرار کرده، به سوی مازندران که هنوز اهالی آن اسلام نپذیرفته بودند رفت و پس از سیزده سال دعوت، جمع کثیری را مسلمان کرد؛ آنان به مذهب زیدیه رو آوردند، سپس به دستیاری آنان ناحیه طبرستان را مسخر ساخت و به حکومت پرداخت و پس از وی نوادگان او تا مدتی در آن سامان حکومت کردند.
به عقیده زیدیه هر فاطمی نژاد، عالم، زاهد، شجاع و سخی که به عنوان قیام به حق خروج کند، می‌تواند امام باشد.
«زیدیه» در ابتدا، مانند خود زید دو خلیفه اول ( ابوبکر و عمر) را جزو ائمه می‌شمردند ولی پس از چندی، جمعی از ایشان نام دو خلیفه را از فهرست ائمه برداشتند و از علی (ع) شروع کردند.
بنا به آنچه گفته‌اند «زیدیه» در اصول اسلام، مذاق معتزله و در فروع، فقه ابوحنیفه رئیس یکی از چهار مذهب اهل سنت را دارند.
برخی از آرای کلامی و فقهی زیدیه
أ) کلام
1. صفات خدا عین ذات است ؛
2. خداوند دیده نمی‌شود؛
3. عقل، حسن و قبح اشیا را درک می‌کند؛
4. کلام خدای متعال فعل اوست، یعنی ایجاد حروف و صدا؛
5. افعال بندگان مخلوق خدا نیست؛
6. گناهان به قضای الهی نیست؛
7. معاویه بن ابی سفیان فاسق و توبه او ثابت نیست؛
8. خطای طلحه، زبیر و عایشه قطعی است؛
9. توبه ناکثان صحیح است؛
10. امامت را در نسل فاطمه لازم می‌دانند خواه از نسل امام حسن یا امام حسن (علیهما السلام)؛
11. امامت لازم نیست به نص باشد بلکه با بیعت انجام می‌گیرد، پس هر کسی که از اولاد فاطمه دارای شرایط امامت باشد می‌تواند امام باشد؛
12. خروج بر امام ظالم و ستمگر واجب است.
13. بیشتر از یک امام در یک زمان ولی در منطقه مختلف امکان دارد؛
14. گروهی از زیدیه عصمت را برای چهار تن از اهل بیت (علیهم السلام) یعنی امام علی (علیه السلام)، فاطمه (س)، حسن و حسین (علیهما السلام) عقیده دارند؛
15. زیدیه به مهدویت اعتقادی ندارند و در انتظار امام غایبی نیستند؛ (1)
16. آنان باب اجتهاد را مفتوح و تقلید از اهل بیت را سزاوارتر از غیر آنان می‌دانند.
ب) فقه
از قدیمی ترین کتاب‌های زیدیه در فقه می‌توان به مجموع الحدیث، مجموع الفقه (مجموع الکبیر) اشاره نمود. برخی از آرای فقهی آنان به شرح زیر می‌باشد:
1. خمس در اموال را لازم می‌دانند و به تقیه نیز معتقد می‌باشند.
2. در نماز جنازه پنج تکبیر می‌گویند.
3. دست باز نماز می‌خوانند.
4. نماز عید را با جماعت و فرادا صحیح می‌دانند.
5. نماز تراویح را با جماعت بدعت می‌دانند.
6. اقتدای به فاجر را جایز نمی‌دانند.
7. واجبات وضو را ده چیز می‌دانند. (2)
در کتاب‌های ملل و نحل آمده است که زیدیه در مسایل فقهی به مذهب ابوحنیفه نزدیک است. علت آن روشن است زیرا تا وقتی زید بن علی زنده بود، ابوحنیفه از او بهره می‌گرفت و پس از شهادت او احمد بن عیسی بن زید که از نوادگان زید بود از شاگردان ابوحنیفه تلمذ نمود و آن گاه به تدوین پایه‌های مذهب فکری زید پرداخت.
نکته دیگر: این دو مذهب افزون بر آن که در عراق از یکدیگر متأثر شدند در بلاد ماوراءالنهر نیز تأثیر طرفینی داشتند. فرقه زیدیه امروزه در یمن حضور دارند. (3)
پی­نوشت­ها:
1. فرهنگ فِرَق اسلامی، محمدجواد مشکور ،ص 214- 218 ،مشهد ،استان قدس ،1375 ش ،چاپ سوم .
2. همان ، ص 218.
3 . همان .

پرسش: من در یک کتابی(کتابی در این مورد از دانشگاه ادیان و مذاهب) خواندم که آن ها هم معتقدند که نمی شود. زمین از حجت خالی باشد. اما می گویند نباید ما حتما بشناسیمش یا ظاهر باشد فقط باشد کافی است جوابش چیست؟

پاسخ:
$$
در این مورد بايد گفت كه:
عقيده شيعه اماميه نيز چنين است. يعني بر اساس آیات و روایات همواره در زمین حجتی وجود دارد که مسئولیت های خاص هدایت بشر و دیگر امور بر عهده اوست و لزومي هم ندارد كه حتما ظاهر باشد؛ البته منظور از حجت الهی اعم از انبیا و اوصیا آنهاست. به عنوان مثال خداوند در قرآن می فرماید : « و لکل قوم هاد؛ (1) هر قومی هدایتگر و امامی دارد».
هم چنین از آیه «انی جاعل فی الارض خلیفه....» (2) و برخی آیات دیگر نیز استفاده کرده اند که همیشه حجت الهی و انسان کامل روی زمین خواهد بود. اما آنچه یقینی است ،تایید این مطلب در روایت متعدد و مشهور در منابع روایی ماست که بخشی از آنها ارائه می شود :
امام صادق : لو خلت الارض ساعه واحده من حجه لله لساخت باهلها ولکن الحجه یعرف الناس ولا یعرفونه کما کان یوسف یعرف الناس و هم له منکرون (3) اگر زمین یک ساعت از حجت خداوند خالی باشد ،اهلش را فرو خواهد برد . حجت خدا مردم را می شناسد، ولی مردم او را نمی شناسند همان طور که حضرت یوسف مردم را می شناخت. اما مردم از حقیقت ناآگاه بودند.
به امام رضا (ع) عرض شد: آیا زمین از حجت خالی می شود؟ فرمود: اگر زمین یک چشم به هم زدن خالی از حجت شود، ساکنانش را در خود فرو می برد. (4)
امام زین‏ العابدین (ع) می‏فرمایند: « از زمانی که خدا آدم (ع) را خلق کرد ، زمین خالی از حجت خدا نبوده، یا ظاهر و شناخته شده بوده و یا پنهان و غائب بوده است. تا برپایی قیامت نیز از حجت خدا خالی نخواهد بود . اگر این گونه نبود، خداوند عبادت نمی شد» . (5)
اما در مورد قسمت دوم سوال شما؛ یکى از مهم‏ترین و اساسى‏ترین اصولى که از ارکان اصلى مکتب تشیع محسوب مى‏شود، مساله امامت و آشنایى با امام هر عصر است. گفتيم كه به اعتقاد شیعه، در هیچ برهه از زمان، زمین خالى از حجت و انسان، بدون امام معصوم نخواهد بود. چرا که هدایت و رهبرى صحیح و همه جانبه انسان بر اساس تعالیم الهى تنها از طریق پیروى از رهنمودها و روشنگرى‏هاى آنها ممکن است.
با توجه به این حقیقت، یکى از وظایف مهم آحاد جامعه، آن است که در هر عصرى، نسبت ‏به امام و حجت الهى موجود در آن زمان به گونه‏اى شناخت پیدا کنند که بر تعالیم و مسؤولیت‏هاى خود آگاهى پیدا کرده و بر اساس آن عمل نمایند. اهمیت‏شناخت امام زمان (عج) در هر عصرى به گونه‏اى است که در برخى روایات، عدم کسب معرفت لازم از امام هم‏ردیف، بلکه مساوى با کفر و بى‏ایمانى شمرده شده است. پیامبر اکرم‏ صلى الله علیه وآله در همین زمینه مى‏فرمایند:
«هرکسى که بمیرد و امام زمان خودش را نشناسد به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است» (6) و یا در یکى از ادعیه که بر آن نیز بسیار سفارش شده است. به همین مساله اشاره گرديده: پروردگارا حجت‏خودت را به من بشناسان چرا که اگر حجتت را به من نشناسانى من از دین و آئینم گمراه مى‏شوم. (7)
مضمون این‏گونه روایات زمانى بهتر روشن خواهد شد که به پیامدهاى مثبت و منفى یک جامعه، در اثر برخوردارى و عدم برخوردارى جامعه از امام و رهبرى شایسته، توجه و دقت ‏بیشترى شود. در طول تاریخ، چه بسیار بوده‏اند حرکت‏ها و یا نهضت‏هاى عظیم مردمى که به دلیل فقدان رهبر شایسته با شکست مواجه شده‏ و یا پس از پیروزى به جهت افتادن زمام امور در دست زمامداران بى‏کفایت‏به انحراف و اضمحلال کشیده شده‏اند. مي بينيد كه عدم شناخت امام سبب از بين رفتن دين، گمراهي و ضلالت و عدم دسترسي درست و كامل به معارف ديني مي گردد.
البته کم و کیف شناخت امام‏علیه السلام با توجه به نیاز و توانایى و ظرفیت افراد متفاوت است. مهم این است که این شناخت‏به گونه‏اى باشد که در صورت مواجه افراد با تهدیدها و شبهه‏افکنى‏هاى دشمنان و بدخواهان، در تشخیص راه صحیح و شیوه درست از دچارشدن به گمراهى و انحراف جلوگيري شود و گرنه شناخت کامل و همه جانبه حجت‏هاى الهى براى افراد عادى با توجه به محدودیت استعدادها و توانایى‏هاى فکرى غیرممکن است.

پی نوشت ها:
1. رعد (13)، آيه 7.
2. بقره (2)، آیه 124.
3. مجلسي، محمدباقر، بحار الانوار، موسسه الوفاء، بيروت،1404ه.ق، ج 69 ، ص 292 .
4. صدوق، محمد بن علي، کمال ‏الدین، دارالكتب الاسلاميه، قم، 1395ه.ق، ج1 ، ص204 .
5. طبرسي، احمد بن علي، احتجاج، نشر مرتضي، مشهد مقدس، 1403ه.ق، ج2 ، ص317.
6. بحارالانوار، همان، ج23 ،ص76 .
7. كليني، محمد بن يعقوب، كافي، دارالكتب الاسلاميه، تهران، 1365ه.ش، ج1 ص343 .