جوابش چیست؟

پرسشگر گرامی باسلام و تشکر از ارتباط با این مرکز.
در ابتدا باید اشاره شود این نکته که معجزه باید متناسب زمان باشد سخنی درستی است؛ ولی نتیجه آن چیزی نیست که پرسشگر محترم تصور نموده زیرا:
اولا :
چنان که بیان خواهد شد اعجاز قران ساحات مختلفی دارد و یکی از آن ها فصاحت و بلاغت است. از آغاز تا کنون متناسب به زمان بوده است و از همین روی معاندان همواره و در هر برهه از زمان کوشیده است که با این ساحه از اعجاز قرآن مقابله کند. ولی نتوانسته اند.
ثانیا:
این که پرسشگر محترم تصور نموده فصاحت و بلاغت جزء فنون این زمان نیست؛ جای تامل است و نشان می دهد که پرسشگر محترم با فضای ادبیات فنون سخنوری سر و کار ندارد؛ در حالی که بازار ادبیات همواره از جمله در جهان معاصر بسیار پر رونق و داغ است و فصاحت و بلاغت هم اکنون از فنون مهم محسوب می شود و قرآن کریم از این نظر همواره و هم اکنون معجزه است.
ثالثا:
اگر مفهوم معجزه و اعجاز های قرآن کریم معلوم می شود درک و پذر یش این حقیقت آسان خواهد شد که قرآن کریم در هر زمان و هم اکنون برای همیشه معجزه است بخصوص آن که اعجاز قرآن محدود به فن فصاحت و بلاغت که در پرسش بدان اشاره شده نیست .
در تبین این مطلب در ابتدا باید گفت:
معجزه برای اثبات صدق ادعای نبی در نبوت می باشد ، ‌به این معنا که وقتی انسانی با سوابق روشن و پاک ادعائی می کند مبنی بر این که ارتباط با غیب دارد و خبرهائی را از غیب می گیرد و مامور هدایت انسان ها می باشد ، توده مردم برای باور ادعای او خواستار امری غیر متعارف می شوند تا بتواند تایید کننده ادعای غیر متعارف او ( ارتباط با غیب و دریافت خبر از آن جا ) باشد، چرا که ارتباط با غیب برای مردم امری خارق العاده است .
چنان که اشاره شد حقیقت اعجاز این است که مدّعی نبوت، عمل خارق العاده‌ای را انجام دهد و دیگران را برای انجام همانند آن دعوت کند اما از آوردن مانند آن عاجز و ناتوان باشند. (1)
قیود و شرایط مذکور در قرآن مجید دیده می شود، یعنی پیامبر اسلام با معجزه قرآن ادعای نبوت کرد . مردم را به هماوردی (تحدّی) فرا خواند تا جایی که حاضر شد کافران تنها یک سوره بیاورند و از تمام جهانیان برای ساختن سوره کمک بگیرند. (2) چهارده قرن است که این ندا در گوش جهانیان طنین انداز است، ولی کسی نتوانسته است در صحنه مبارزه گام بگذارد یا موفق شود.
اعجاز قرآن منحصر در اعجاز لفظی نیست، بلکه جنبه های متعددی را شامل می شود.
وجوه اعجاز قرآن
1. اعجاز طریقی:
یعنی قرآن که معارف والا و معانی بلند و سخنان حکیمانه و دانش های مختلف در آن جمع شده، توسط شخصی آورده شده که حتی خواندن و نوشتن را نمی دانست.
بر این اساس قرآن مجید روی کلمه «امّی» در مورد پیامبر (ص) تکیه کرده و خطاب به پیامبر می فرماید: "پیش از این کتابی نمی خواندی و چیزی با دست خود نمی نوشتی تا مایه تردید و شک گمراهان گردد". (3)
2. اعجاز بیانی:
شیوه سخن گفتن قرآن طوری است که با آن چه بشر تاکنون شنیده و گفته، تفاوت زیاد دارد. هیچ کلامی در زیبایی ظاهر و شیرینی بیان به پای قرآن نمی‌رسد. آنچه علمای ادب از آن به فصاحت و بلاغت تعبیر می کنند، در بالاترین مقیاس در قرآن وجود دارد. قرآن دارای سبک خاصی است که نظیر آن یافت نمی شود. از این رو "ولید بن مغیره" که از بزرگ‌ترین ادیبان زمان جاهلیت بود، در مورد قرآن گفت: "از محمد سخنی شنیدم که نه شباهت به گفتار انسان‏ها دارد و نه پریان. گفتار او شیرینی خاصی دارد". اما او برای خنثی کردن تأثیر قرآن گفت: بگویید پیامبر ساحر است. (4)
نظم آهنگ الفاظ و صراحت و قاطعیت، متانت و عفّت بیان معانی، همه نشان دهنده زیبایی و هنر قرآن مجید است.
یک آیه از قرآن، ابن مقفع، ادیب معروف را به زانو درآورد و آن آیه "یا ارض ابلعی ماءک..." (5) می باشد، زیرا در عین اختصار ماجرای طوفان نوح را با تعبیرات کوتاه و بسیار پر معنی شرح می دهد. به گفته بعضی از محقّقان 23 نکته از صنایع ادبی در همین آیه جمع است. (6)
یکی از صاحب نظران می گوید: یک حرف از قرآن در جایگاهش معجزه است، زیرا آن حرف، کلمه‏ای را که در آن واقع شده، نگاه می دارد و آن کلمه آیه را و آن آیه، آیات بسیار را و همین راز اعجاز جاودانی قرآن است. (7)
3. اعجاز معنایی:
قرآن از نظر محتوا و معنا نیز معجزه است، چون به شکل بسیار زیبایی مسائل اعتقادی را مطرح کرده و خداوند را به زیباترین وجه توصیف کرده است.
همچنین آیاتی از قرآن همخوان با قواعد علمی امروز است، مانند جاذبه عمومی، آفرینش جهان، حرکت زمین، حرکت منظومه شمسی، زندگی در کرات دیگر، زوجیت گیاهان، زوجیت عمومی و علل نزول باران.(8) این حقایق در گذشته برای بشر ناشناخته بوده و برخی از موارد همچنان مجهول است.
جالب آن که در مفاد آیات قرآن کوچک‏ترین اختلافی وجود ندارد و این یکی دیگر از نشانه‏های اعجاز قرآن در بخش اعجاز معنایی است. قرآن مجید به این حقیقت اشاره کرده: "آیا در باره قرآن نمی اندیشند که اگر از سوی غیر خدا بود، اختلافات فراوانی در آن می یافتید؟". (9)
گونه‌های دیگر اعجاز:
4. اعجاز در پیشگویی‏های تاریخی مانند غلبة روم بر ایران. ‏
5. اعجاز در بیان رخدادهای تاریخی پیشین.
6. جامع بودن دانش‏های مختلف. قرآن کتاب حقوقی یا اخلاقی و یا کلامی و اعتقادی نیست، نیز تاریخی و بلاغی نمی‌باشد . در رشته خاص علمی نیست. اما در عین حال، همه این دانش‏ها را در خود جمع کرده است.
7. اعجاز علمى
در قرآن از اشارات علمى بسیار است. برخى از اشارات از دیر زمان و برخى در سالیان اخیر با ابزار علم روشن شده و شاید بسیارى دیگر را گذشت‏ زمان آشکار سازد. دانش مندان به ویژه در عصر حاضر در این باره بسیار کوشیده‏اند، ، در این جا به جهت اختصار به چند نمونه بسنده مى‏کنیم:
رتق و فتق آسمان‏ها و زمین
او لم یر الذین کفروا ان السماوات و الارض کانتا رتقا ففتقناهما (10) «رتق‏» به معناى‏ «به ‏هم پیوسته‏» و «فتق‏» به معناى‏ «از هم گسسته‏» است. در این آیه آمده است که‏ آسمان‏ها و زمین به هم پیوسته بودند و سپس از هم گسسته شدند.
مفسران در پیوسته بودن و گسسته شدن زمین و آسمان‏ها اختلاف نظرداشته‏اند. بیش‏تر بر این نظر بوده‏اند که مقصود از به هم پیوستگى و گسسته شدن، گشوده شدن درهاى آسمان و ریزش باران است:
«ففتحنا ابواب السماء بماء منهمر ؛ (11) پس درهاى آسمان را با آبى ریزان گشودیم‏».
نیز شکافتن زمین و روییدن‏ گیاه: «ثم شققنا الارض شقا فانبتنا فیها حبّاً ؛ (12) زمین را شکافتیم و پس در آن، دانه رویانیدیم‏». علامه طبرسى گوید:« این معنا از امام باقر و امام صادق علیهما السلام روایت‏شده است. (13)
تفسیر دیگرى در این باره شده که آسمان‏ها و زمین ابتدا به هم پیوسته بودند، سپس از هم جدا گشته و به این صورت در آمده‏اند. در سوره‏ «فصلت‏» مى‏خوانیم: «ثم استوى الى السماء و هی دخان فقال لها و للارض ائتیا طوعا او کرها قالتااتینا طائعین. فقضاهن سبع سماوات ؛ (14) [خداوند]هنگامى که به آفرینش آسمان روى‏آورد، آسمان‏ها به صورت دودى-توده گازى-بودند. آن گاه به زمین و آسمان فرمان‏ داد که به صورت جدا از هم حضور یابند- چه بخواهند و چه نخواهند-(یعنى یک‏فرمان تکوینى بود)، آن‏ها[به زبان حال]گفتند:فرمان پذیر آمدیم. سپس هفت‏آسمان را چنین استوار ساخت‏».
مطلب مذکور در آیه فوق مبین یک حقیقت علمى است که دانش روز، کم و بیش‏به آن پى برده و آن این است که منشا جهان مادى به صورت یک توده گازى ‏بوده است. بدین ترتیب واژه‏«دخان‏» در کلمات عرب، دقیق‏ترین تعبیر از ماده‏ نخستین ساختار جهان است.
امیر مؤمنان مکررا در نهج البلاغه به همین حقیقت علمى که آیه به ‏آن اشارت دارد، تصریح فرموده است. در اولین خطبه نهج البلاغه - که درباره ‏آفرینش جهان است - مى‏خوانیم:
«ثم انشا سبحانه فتق الاجواء و شق الارجاء وسکائک الهواء. . . ثم فتق ما بین السماوات العلى فملاهن اطوارا من ملائکته»، سپس‏خداوند فضاهاى شکافته و کرانه‏ها و هواى به آسمان و زمین راه یافته را پدید آورد. آن گاه میان آسمان‏هاى زبرین را بگشود و از گونه گون فرشتگان پرنمود.
در خطبه 211 مى‏فرماید: «ففتقها سبع سماوات بعد ارتتاقها»، آن‏ها را از هم‏شکافت پس از آن که به هم پیوسته بودند.
نقش کوه‏ها در استوارى زمین.
در جاى دیگر قرآن از کوه‏ها با تعبیر «رواسى‏» یاد شده است (15) «و جعلنا فی الارض‏رواسی ان تمید بهم؛ و کوه‏ها را در زمین پا بر جا و استوار نهادیم تا مبادا [زمین] آنان [مردم] را تکان دهد و بلرزاند».
تعبیر از کوه‏ها به‏ «رواسى‏» بدان جهت است که‏ «ثابت‏هایى‏» هستند که برریشه‏هاى مستحکم استوار مى‏باشند و از ماده‏ «رست السفینة‏» گرفته شده، به معناى ‏لنگر انداختن کشتى است که به وسیله این لنگرها در تلاطم آب‏هاى دریا استوار و پا بر جا مى‏ماند. از این رو، کوه‏ها هم چون لنگرهایى هستند که زمین را در گردش‏ها و چرخش‏هاى خود، از لرزش و تکان باز مى‏دارد.
هم چنین از کوه‏ها به ‏«اوتاد» تعبیر شده، به معناى میخ‏ها، که زمین را از هم پاشى ‏و فرو ریزى نگاه مى‏دارد.
8. مهم ترین نکته در باره قرآن این است که قرآن کریم کتاب هدایت است و نه کتاب علمی گرچه در ساحات مختلف ادبی و علمی و مانند آن چنان که اشاره شد. قرآن معجزه است. ولی در عین حال باید توجه داشت که قرآن کریم آخرین و جامع ترین کتاب و وحینامه آسمانی است که برای هدایت بشر به سوی کمال نهایی نازل شده است . در این باب جای سخن بسیار است. ولی به اختصار باید گفت از آن جا که قرآن کتابی جهانی و جاودانی است ، مشتمل بر تمام مسائلی است که برای هدایت بشر به سوی صراط مستقیم لازم است. خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید:
« ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْ‏ءٍ ؛ (16) در این کتاب چیزی را از قلم نیانداخته‌ایم » یا در جای دیگر می‌فرماید:
« وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْ‏ء ؛ (17) این کتاب را بر تو نازل کردیم تا بیانگر همه چیز باشد» .
بنا بر این قرآن کریم همة علوم و دانستنی‌هایی را که برای رسیدن انسان به سعادت ابدی لازم دارد ،بیان کرده است اما معنای این آیات با توجه به قرائن و شواهدی که وجود دارد، این نیست که همه علومی که بشر آن ها را به عنوان علم می‌شناسد ،مثل فیزیک و شیمی و ریاضیات و ... در قرآن بیان شده باشد، چون آشنایی با همه علوم و فنون برای رسیدن انسان به سعادت ابدی و کمال نهایی لازم نیست .
این گونه نیست که اگر کسی نسبت به فیزیک و شیمی جاهل باشد، به کمال نهایی خود که تزکیة اختیاریِ نفس برای تقرب به درگاه الهی است نرسد، چون این علوم بر فرضِ مطابقت با واقع چیزی جز کشف آنچه در دنیا وجود دارد نیستند. این علوم نسبت به درک مسائل غیر مادی قاصرند. البته این علوم می‌توانند بیانگر وجود آیات و نشانه‌های خداوند متعال در موجودات عالم باشند ..
مباحثی هم که در قرآن کریم دربارة جهان و کیهان و موجودات جهان مطرح شده، علاوه بر اینکه دلالت بر اعجاز علمی قرآن کریم دارد، استطرادی است ؛یعنی قرآن کریم در هیچ زمینه، به بحث‌های تفصیلی در مورد موجودات نپرداخته، بلکه به اندازه‌ای که هدف قرآن در هدایت مردم تأمین می‌شده، بسنده کرده است.
بیانات قرآن کریم نسبت به مسائل لازم برای رسیدن به سعادت هم متفاوت است .بعضی از مسائل را به تفصیل بیان کرده و برخی دیگر را به طور اجمالی بیان کرده اما بیان تفصیلی آن را به پیامبر واگذار کرده است : « وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ ؛ (18) این ذکر [قرآن‏] را بر تو نازل کردیم، تا آنچه را به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى»‏.
با توجه به مطالب یاد شده بدست آمد که قرآن از هر نظر اعجازش به روز و متناسب با زمان از جمله زمان معاصر است .
پی نوشت‏ها:
1. جعفر سبحانی، الهیات و معارف اسلامی، ص 262.
2. بقره (2) آیه 23.
3. عنکبوت (29) آیه 48.
4. مجمع البیان، ج 9، ص 387.
5. هود (11) آیه 44.
6. مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج 8، ص 122.
7. محمد تقی شریعتی، تفسیر نوین، قسمت مقدمه، ص 52.
8. پیام قرآن، ج 8، ص 190 - 180.
9. نساء (4) آیه 82.
10. نحل، آیه38.
11. انعام، آِیه38.
12. همان، ایه 58.
13. غزالى، احیاء العلوم باب 4، آداب تلاوة قرآن، ج 1، ص 296.
14. انعام، آیه 38 .
15. همان.
16. انعام(6)آیه 38.
17. نحل(16) آیه 89.
18. همان، آیه 44.