با سلام
من دختری هستم 19 ساله و در حال مطالعه برای کنکور هستم و ورود به دانشگاه ،اما همیشه این فکر و سوال من را اذیت می کند واز درس خواندن باز میدارد اینکه نکند به دانشگاه بروم و دینم را از دست بدهم وبا توجه به شرایط و فسادی که در دوران آخر الزمان هست می ترسم که گول بخورم و کارم به جاهای باریک بکشه. لطفا بفرمایید چه کار کنم؟
با عرض سلام و تشكر از اعتماد شما نسبت به مركز
آنچه شما در نامه خودتان نوشته ايد تقريباً به صورت يك واقعيت شايع در آمده است. بله حقيقتاً مي توان افرادي را يافت كه با ورود به دانشگاه تغييراتي اساسي در آن ها پديد آمده و است و البته از مسير اصلي خارج شده اند. اين افراد اغلب افرادي هستند كه از جهان بيني مناسبي برخوردار نبوده و شرايط تربيتي آن ها عمدتاً به گونه اي بوده است كه به محض روبرو شدن با پديده هاي نوظهور كمال پيشرفت خود را در گرويدن به آن ها مي دانند. اين قبيل افراد عموماً داراي انديشه مستقلي نيستند و نمي توانند صاحب راي و انديشه رو به پیشرفت باشند. برخی از آنان افراد دارای شخصیت وابسته هستند که نمی توانند شخصاً تصمیم بگیرند و همیشه به یک فرد و باورهای او وابسته می شوند و به سادگی می توان آن ها را از خط اصلی منحرف ساخت.
همه چیز بستگی به ذات و شخصیت خودتان دارد که چگونه فکر می کنید، می اندیشید و آیا فردی دارای افکار پریشان و متزلزل هستید یا نه؟ افرادی که دچار تزلزل در عقیده هستند عموماً در هر جمعی که قرار بگیرند، تلاش می کنند برای بدست آوردن رضایت حداکثری افراد دیگر به آنچه می گویند تن در داده و این رضایت را به دست آورند.
همچنین برخی افراد هستند که دارای عزت نفس پایین هستند و با تعریف و تحسین دیگران به حال خوب می رسند و با سرزنش دیگران با یک حال ناخوشایند روبرو می گردند که آن ها نیاز به مراجعه و درمان داشته و الا افرادی هستند که از درون احساس ارزشمندی نمی کنند .
بنا بر اين شما نبايد نگران باشيد و ترس به خود راه ندهيد.
به یاد داشته باشید که ما نمی توانیم خود را از تمام فیض ها محروم سازیم؛ به خاطر آنکه ممکن است در آینده مشکلات و مفاسدی خاص روبرو باشیم. نباید نادیده بگیرید که مسلماً افراد بسياري نيز هستند كه داراي عقيده اي محكم و استوار هستند و پس از رويارويي با فرهنگ هاي غربي و ناخودي سرگردان نمي شوند. در واقع، خداوند متعال عقل را به عنوان رسول باطن و قطب نما در درون افراد قرار داد تا راه را از چاه بازشناسند و به او توان تشخیص راه را داد تا فردا نتوانند بگویند که ما نمی دانستیم.
شرایط فساد در هر جامعه و هر زمانی بوده است و در برخی موارد بدتر از وضعیت کنونی نیز بوده است؛ یعنی تا زمانی که آدم بوده و خواهد بود این موارد هم خواهد بود، اما در همان مواردی که بدتر از کنون بوده است. آیا به راستی همه افراد بد بوده اند. اتفاقاً باید بدانیم که همیشه تعداد افراد منحرف به مراتب کمتر از افراد بهنجار بوده است. اگر چنین نبود نسل انسان تباه می شد و شما می بینید که در سراسر عالم- برخلاف تصور برخی افراد- بیشتر به سمت خوبی ها گرایش وجود دارد.
در هر صورت اگر واقعاً بر اساس سوابق گذشته خودتان رفتارهایی نامناسب از شما سرزده است یا گرایش خاصی را در خودتان سراغ دارید و تاریخچه زندگی شما نیز به آن شهادت می دهد بهتر است به یک روانشناس مراجعه نمایید و ابعاد شخصیتی خودتان را از لحاظ هیجان پذیر بودن و ثبات هیجانی را برآورد نمایید و سایر مولفه های شخصیتی را نیز مورد بررسی قرار داده و بعد به کمک او به یک تصمیم درباره خودتان برسید. اگر حتی اگر فاقد ثبات هیجانی یا عزت نفس اندک نیز باشید، برنامه های درمانی می تواند به شما کمک کند و شما را در برابر رویدادهای ناخوشایند و عوامل منحرف کننده توانمند سازند. اما اگر شما تا کنون رفتارهای تان نسبت به محیط ها و موقعیت های گوناگون مناسب و سنگین و با وقار بوده اید این فکر یک فکر وسواس گونه است که باید با آن مبارزه کنید.






