برای حضور ذهن بیشتر هنگام نمازچکارکنم؟هرچه سعی میکنم درنماز فکرم به جای دیگر نرود نمیشود.همیشه شنیده ام که در آن دنیا اگر نماز قبول نشود هیچ عملی از انسان پذیرفته نیست برای همین نسبت به نمازهایم نگرانم.لطفا راهنماییم کنید.با تشکر.

با سلام و تشکر از این که با مرکز ملی ارتباط برقرارنمودید:
این که برای توجه در نماز که یکی از ارکان دین اسلام و ستون خیمه دین است این قدر دغدغه دارید یکی از الطاف ویژه خدا به شماست و بسیار قابل ستایش است.
اما بزرگان برای به دست آوردن حضور قلب و ذهن در نماز عواملی را ذکر کرده اند که مهم ترین آن ها عبارتند از :
1.اهمیت دادن به نماز:
حضور قلب سببش همت آدمی است، زیرا قلب تابع همت بوده ، اگر همت نماز باشد، قلبت هم نزد نماز حاضر خواهد بود. هر اندازه که همت انسان بیش تر باشد، قلبش هم بیش تر نزد نماز خواهد بود . هر اندازه که همت انسان بیش تر باشد، غفلتش از غیر نماز بیش تر خواهد بود.
کسانى که نماز را سرسرى مى گیرند و نسبت به آن بى توجه هستند و به اهمیت نماز توجهى ندارند، حضور قلب نخواهند داشت. بر عکس کسانى که به نماز اهمیت مى دهند و براى آن سرمایه گذارى مى کنند و آن را ستون دین مى دانند و وقت و فرصت بیشترى را صرف نماز مى کنند، حضور قلب بیشترى خواهند داشت.
2. شناخت نسبت به خدا:
هرمقدار معرفت انسان به حق تعالی و مهربانی و بزرگ و صفات و اسماء حسنای او بیشتر باشد، احساس حضور و معنویت ما نیز بیش تر خواهد بود و در برابر پروردگار خاضع و خاشع خواهیم بود و خداوند را ناظر و حاضر خواهیم دید.
3. فهم معانی نماز:
در ابتدا در یک نماز باید مراقب چند کلمه بود و با تمرین بیش تر، کلمات بیشتری را با توجه به معانی آن ادا نمایید.
4. آمادگی قبل از نماز:
کسی که می خواهد در نماز حضور قلب داشته باشد، لازم است به مقدمات نماز توجه داشته باشد. وضو را به صورت کامل انجام دهد . قبل از نماز لحظاتی را با خدا خلوت کند. امام صادق (ع) می فرماید: « إِذَا اسْتَقْبَلْتَ الْقِبْلَةَ فَانْسَ الدُّنْيَا وَ مَا فِيهَا وَ الْخَلْقَ وَ مَا هُمْ فِيهِ (وَ اسْتَفْرِغْ قَلْبَكَ مِنْ كُلِّ شَاغِلٍ يَشْغَلُكَ عَنِ اللَّهِ) وَ عَايِنْ بِسِرِّكَ عَظَمَةَ اللَّهِ وَ اذْكُرْ وُقُوفَكَ بَيْنَ يَدَيْهِ يَوْمَ تَبْلُو كُلُّ نَفْسٍ مَا أَسْلَفَت؛ (1) هنگامی که به قصد نماز به جانب قبله ایستادی ، دنیا و آن چه در آن است و مردم و احوال آن ها را فراموش کن. قلبت را از هر شاغلی که تو را از یاد خدا باز می دارد، فارغ ساز . با چشم باطن، عظمت و جلال خدا را مشاهده کن. به یاد آور توقف خودت را در برابر خدا، در روزی که هر انسانی اعمال از پیش فرستاده اش را آشکار می سازد " .
5 . رعایت مستحبات نماز:
از اسباب حضور قلب، رعایت احکام و آداب نماز است، مانند نگاه کردن به محل سجده در حال قیام، نگاه کردن بین دو پا در حال رکوع، نگاه کردن به دامن در حال تشهد و سلام و چسباندن دست ها به بدن در حال قیام.
از هنگام وضو ساختن، دل را به خدا بسپار . با گفتن اذان و اقامه و توجه به معانى و مفاهیم بلند آن، جان و روح و قلب را به آن خط نورى ملکوتى اتصال بده که از کعبه تا عرش واز آن جا تا حقیقت اسما و صفات و از آن فراتر تا "ذات احدیّت" امتداد دارد.
پس از اقامه گفتن و قبل از ورود به نماز، به ابراهیم خلیل تأسى کن و بگو: «انّى وجهت وجهى للذى فطر السموات و الارض حنیفاً و ما انا من المشرکین؛ (2) روى خود را به سوى کسى کردم که آسمان‏ها و زمین را آفریده، در ایمان خود خالصم و از مشرکان نیستم».
سپس با حضور قلب و توجه به معانى الفاظ بگو: «انّ صلوتى و نسکى و محیاى و مماتى للَّه ربّ العالمین؛ (3) نماز و تمام عبادات من، زندگى و مرگ من، همه براى خداوند پروردگار جهانیان است».
6. انتخاب مکان مخصوص و اختصاص وقت مناسب برای نماز.
7. فراغت قلب:
یکی از مهم ترین اسباب حضور قلب، فراغت قلب است .
تا بر نخیزی از سر دنیا و هر چه هست
با یار خویشتن نتوانی دمی نشست
و آن چنان است که ما در وقت اشتغال به عبادت، خود را از اشتغالات و هموم دنیایى فارغ کنیم و توجه قلب را از امور متفرقه و خواطر پراکنده منصرف نماییم و دل را یکسره خالى و خالص براى توجه به عبادت و مناجات با حق تعالى گردانیم و تا فراغت قلب از این امور حاصل نشود، تفرغ براى او و عبادت او حاصل نمی شود.
8. رفع موانع:
پرخوری، جلوگیری از ادرار، کسالت و خستگی، سر و صدا و نگاه به اطراف، مانع حضور قلب در نماز می شود. رفع این موانع در حضور قلب مؤثر است.
موانع تا نگردانى ز خود دور
درون خانه دل نایدت نور
9. احساس و درک عظمت و بزرگى خدا:
درک عظمت و بزرگى هر کسى بستگى به مقدار شناخت و معرفت به او دارد. هر مقدار این شناخت بیشتر شود،بزرگى و عظمت او بیشتر جلوه گر خواهد شد. اگر کسى به عظمت و بزرگى خدا پی ببرد، طبعاًخضوع و خشوع بیشترى در پرستش و عبادت خواهد داشت.
«قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِنِّي رَأَيْتُ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ ع إِذَا قَامَ فِي الصَّلَاةِ غَشِيَ لَوْنَهُ لَوْنٌ آخَرُ فَقَالَ لِي وَ اللَّهِ إِنَّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ كَانَ يَعْرِفُ الَّذِي يَقُومُ بَيْنَ يَدَيْهِ ؛(4) ابان بن تغلب می گوید: به امام صادق (ع) گفتم: على بن الحسین (ع) را دیدم وقتى که به نماز می ایستاد، رنگ به رنگ مى شد. فرمود: آرى او خدایى را که در برابرش ایستاده بود، کاملاً مى شناخت».
10. جلوگیرى از هرزگى قوه خیال:
یکى از بزرگ ترین عوامل حواس پرتى در نماز، هرزگى و پراکندگى قوه خیال است. اگر قبل از نماز چند دقیقه اى به وسیله ذکر خدا و مناجات و خواندن نمازهاى مستحبى و تلاوت قرآن، خود را آماده نماز کنیم،ذهن از حواس پرتى و پراکندگى و از توجه به کثرت، به سوى وحدت متوجه مى شود،در نتیجه در نماز فکر انسان به این طرف و آن طرف متوجه نمی شود. کسى که قبل از نماز با دیگرى بگو مگو و بحث داشته یا خوشحال یا ناراحت شده، اگر فوراً وارد نماز شود، نمازش تحت تأثیر آن افکار خواهد بود و حضور قلب نخواهد داشت.
11. با تأنى خواندن نماز:
اگر کسى رکوع و سجود را مقدارى طولانى کند و با حال خوشی اذکار و سجود را بگوید، در حضور قلب مؤثر خواهد بود.
12. حالت خاصی در نماز که بیانگر خضوع است، در خشوع که حالت قلبى است، تأثیر مى گذارد.
13. بعضى از آداب نماز مانند سر وقت خواندن و مواظبت بر وقت نماز و به حالت کسالت داخل نماز نشدن و ... در نماز مؤثر است.
14. دوری از غذاهای شبهه ناک و حرام و اموالی که از طریق غیر مشروع به دست می آید ، در حضور قلب و ایجاد آمادگی درونی برای نماز و سخن گفتن با خدا بسیار موثر است.
15. رعایت آدابی از قبیل مسواک زدن، انگشتر به دست کردن، عطر زدن و ... که باعث آمادگی و تمیزی و پاکی انسان می شود. این کارها موجب بهره برداری هر چه بیشتر از برکات معنوی نماز می شود.
16. ترک گناه:
کسى که به خیانت به مردم، کلاهبرداری، رشوه خواری، اختلاس، تهمت، غیبت فکر مى کند، براى او قلبى نمانده است تا در آن خدا جلوه کند. هر چه هست غیر خدا است.
دل ز دل بردار اگر بایست دلبر داشتن
دلبر و دل داشتن نَبْوَد طریق عاشقان
گناه لذت مناجات را از انسان مى گیرد . با گرفتن لذت شیرینى عبادت، حضور قلب هم خواهد رفت.
رسم عاشق نیست با یک دل دو دلبرداشتن
یا زجانان یا زجان بایست دل برداشتن

التماس دعا و موفق باشید

پی نوشت ها
1. محدث نورى، مستدرك الوسائل، مؤسسه آل البيت عليهم السلام قم، 1408 هجرى قمرى، ج 4 ، ص 95 .
2. انعام (6)، آیه 79.
3. همان، آیه 162.
4. علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بيروت، لبنان، 1404 هجرى قمرى، ج 46 ،ص .66 .