وقتی سختی ها به ما رو میاره ازکجا بفهمیم امتحان الهی یا بلا و مجازات ؟با توجه به این که ما همیشه گناه می کنیم بعد توبه و باز دوباره گناه ایا خدا از ما ناامید نمیشه؟چه کار کنیم توبه دوام داشته باشه؟
با سلام و تشکر از این که با مرکز ملی ارتباط برقرار کردید:
حساسیت شما نسبت به اتفاقات وسختی های پیرامونتان و پرسش شما راجع به توبه نشان از دغدغه شما نسبت به مسائل دینی است و قابل تقدیر است
راجع به پرسش شما در دو بخش به پاسخ می پردازم:
بخش اول:
سختیها و بلاها را از نگاههای متفاوتی میتوان بررسی کرد. از دیدگاه قرآن و حدیث گرفتاریها، حکمتهای مختلفی دارد که مهم ترین آن ها عبارتند از:
1. تأدیب:
برای انسانهای غفلت زده که چشم و گوش و دل و عقل حقیقتپذیر آنان از کار افتاده، گرفتاریها واقعاً بلا و عذاب است، چنان که نعمتها نیز بلا و مصیبت برای آنان است. خداوند در آیاتی از قومهای مختلف نام میبرد که به خاطر گناه، بر آنها عذاب فرستاد یا به بیماریهای سخت مبتلا کرد. این موضوع بیشتر در مورد کافران و ستمگران است.
«فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنْذَرْتُكُمْ صاعِقَةً مِثْلَ صاعِقَةِ عادٍ وَ ثَمُودَ ؛ اگر روى گرداندند، بگو: من شما را از صاعقهاى [مرگبار] چون صاعقه عاد و ثمود بيم مىدهم».
2. آزمون الهی:
وسیلهای است جهت آزمایش و امتحان انسانها تا ماهیت و جوهر حقیقی خویش را آشکار سازند، نیز برای پرورش و تکامل جانها است.
3. ترفیع درجه:
بلاها و مشقتها و مصیبتها برای بندگان خاص (انبیا و اولیای الهی و پیروان صادق آنان) هدیه حق تعالی و نردبان رحمت است تا از این طریق صعود و عروج کنند و به او نزدیک تر شوند. همچنین در جوار قرب الهی به آسایش و آرامش مطلق نایل گردند.
4. کفارة گناهان:
پاداش و کیفر، بیشتر بازتاب طبیعی و تکوینی اعمال انسانها است که دامن آن ها را میگیرد. قرآن مجید بین عمل و جزا رابطه تکوینی قائل است :
«وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْديكُمْ ؛ (1) هر مصیبتی که به شما میرسد،به خاطر کارهایی است که انجام دادهاید».
گاهی مصائب جنبة دسته جمعی دارد، چون محصول گناهان جمعی است:
«ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذيقَهُمْ بَعْضَ الَّذي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ؛ (2) فساد در خشکی و دریا به خاطر اعمال مردم آشکار شد تا نتیجه بعضی از اعمالی را که انجام دادهاند، به آنان بچشاند، شاید بازگردند».
البته هر چند ظاهر آیه عام است و همه گرفتاریها را در بر میگیرد، ولی مثل دیگر آیات استثنا دارد، مانند مشکلات پیامبران و اولیا و مؤمنان واقعی، زیرا با این که گناه نکردهاند، ولی به خاطر آزمایش یا ترفیع درجه به گرفتاری مبتلا میشوند، ولی میتوان گفت بیش تر مصیبتها و ناراحتیها معلول گناه است. امیر المومنین (ع) میفرماید:
« فما من بلية و لا نقص رزق إلا بذنب حتى الخدش و الكبوة و المصيبة؛ (3) هیچ بلایی و کم شدن روزی نیست مگر به واسطه گناه،حتی خراشها و زخمهای بدن و افتادن روی زمین و هر مصیبتی دیگر».
در یک روایت جامع امام علی (ع) در مورد فلسفه بلاها میفرماید:
«إِنَّ الْبَلَاءَ لِلظَّالِمِ أَدَبٌ وَ لِلْمُؤْمِنِ امْتِحَانٌ وَ لِلْأَنْبِيَاءِ دَرَجَةٌ وَ لِلْأَوْلِيَاءِ كَرَامَةٌ ؛ (4) بلاها برای ظالم تـأدیب و برای مؤمنان امتحان و برای پیامبران درجه و برای اولیا کرامت و مقام است».
بعضی از مشکلات مانند برخی از بیماریها بر اثر ندانم کاری یا سهلانگاری در امور حاصل میشود که اثر تکوینی اعمال انسان به شمار میرود،مثلاً کسی که اصول بهداشتی را رعایت نکرده و یا در انتخاب همسر دقت ننموده، چه بسا فرزندانش را با مشکل رو به رو میسازد که ربطی به خدا ندارد.برخی از مصیبت ها یا سختی ها می تواند از دو جهت باشد. هم کفاره گناهی از انسان باشد و هم آزمون الهی. برخی نیز کفاره گناه است و در عین حال مجازات الهی می شود. این دو گاهی مانند هم هستند، چون چیزی که مجازات است، مجازات به نوعی کفاره برای گناه می شود و گاهی علاوه بر مجازات دنیوی، مجازات اخروی آن باقی می ماند که در این صورت نمی تواند کفاره باشد.
اما بخش دوم:
خداوند خود را تواب یعنی بسیار توبه پذیر نامیده : «اَنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ حَكيمٌ ؛ (5) به درستی خدا بسیار توبه پذیر و مهربان است».
پس خدا از توبه شکستن های ما نا امید نخواهد بود و این که پرسیده ای : چگونه سر توبه ام استوار بایستم؟
طبق آیات قرآن، شیطان دشمن قسم خورده انسان است. نباید انتظار داشته باشیم به همین راحتی دست از سر ما بردارد. مهمترین راهِ در امان ماندن از چنین دشمنی، شناختن او است. شیطان، موجودی است که ما را میبیند و ما او را نمیبینیم. کار او فقط وسوسه کردن و زینت دادن به گناهاناست. برای درامان ماندن از او باید به کسی پناه ببریم که شیطان را میبیند; ولی شیطان او را نمیبیند که خداوند قاهر بیناست. قرآن میفرماید: «وَإِمَّا یَنزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطَـَنِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُو سَمِیعٌ عَلِیم ؛ (6) اگر از شیطان وسوسهای به تو رسد، به خدا پناه بر. زیرا او شنوای داناست» .
خداوند میفرماید: پناه ببر، نه اینکه بگو پناه میبرم. مثل اینکه وقتی آژیر خطر میزنند فوراً باید به پناهگاه رفت . اگر با زبان بگوید خدایا به تو پناه میبرم، ولی عملاً کاری انجام ندهد ، فایدهای ندارد. چطور وقتی شیپور خطر را به صدا درمیآورند ،انسان میلرزد و مضطرب میشود، وقتی شیطان وسوسه میکند ،نیز انسان باید بترسد و به پناهگاه برود. شیطان اول وسوسه میکند. بعد به دام میاندازد. بعد سواری میگیرد . بهترین راه برای محفوظ ماندن این است که از مرحله اول به خداوند پناه ببریمو سپس از قدم نهادن در راهی که او مقابل ما نهاده خودداری نماییم . خداوند میفرماید: "... وَ لاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَ َتِ الشَّیْطَـَنِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوُّ مُّبِین؛ (7) ... از پی گامهای شیطان نروید که برای شما دشمن آشکار است".
بنا بر این برای رویارویی با وسوسههای شیطانی، ابتدا باید دشمن و راههای نفوذ او را شناخت و او را مهار کرد و سپس وی را به عقب راند و در گامهای نهایی او را به اسارت کشید.
موفق باشید
پی نوشت ها:
1. شوری (42) ، آیه 30.
2. روم (30) ، آیه 41.
3. شيخ صدوق، الخصال، انتشارات جامعه مدرسين قم، دو جلد در يك مجلد، 1403 هجرى قمرى ، ج 2، ص 616.
4. علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بيروت ، لبنان، 1404 هجرى قمرى ،ج 78، ص 198 .
5. سوره نور (24)، آیه10 .
6. اعراف (7)، آیه 200 .
7. بقره (2)، آیه 168 .






