باسلام. این نامه رو به من دادن تا از شما جوابشو بگیرم.با تشکر
به نام حق
نمی دانم چرا...
من نوجوانی هستم و زاده ی سرزمین عشق و ایمان ، ایران اسلامی ام اما ...
نمی دانم چرا...نمی دانم چرا به هنگام اذان عشق و دعوت خداوندی برای نماز باید سر کلاسی بنشینم و درس هایی را بخوانم که سودی یا ضرری حتی به حال دنیا و آخرتم ندارند...
نمی دانم چرا ... نمی دانم چرا و به خاطر کدام نیاز باید اسامی یک سری آدم ها را حفظ کنم و سال تولد و مرگشان را بدانم اما هنوز که هنوز است چیزی از تاریخ امامان معصوم (علیهم السلام) نمی دانم...
نمی دانم چرا...نمی دانم چرا در حالی که شبهه های اساسی در مورد دین به ذهن من وارد شده است ، به جای آن که راه مقابله با شبهه را یادم بدهند ، اصول کار با تفنگ را به من می آموزند. انگار نمی دانند وقتی قلب من در اختیار غیر خدا باشد تفنگ را شاید ... شاید... شاید... روزی به سمت خودشان نشانه بگیرم.
نمی دانم چرا...نمی دانم چرا وقتی سوالم را می پرسم بجای جواب مرا هزاران برچسب می زنند ...انگار نمی دانند سوال بی جواب امروز ، حکم قاطع فردای من خواهد شد و با آن بر سرشان ، بر سر همه ی آن هایی که می توانستند و جواب ندادند خواهد خور
نمی دانم چرا...
نمی دانم چرا فتنه ی بزرگ و عمیقی در کشورم به راه می افتد و کسی جز ماهواره مرا آگاه نمی سازد و به زبان من سخن نمی گوید و مرا سرزنش مکنید...من هنوز رهبرم را نمی شناسم...و هنوز کسی برای من ضرورت تبعیت از ولایت فقیه را روشن نکرده است ...
نمی دانم چرا...نمی دانم چرا در شورای بسیج مدرسه ی ما مسئولیتی هست با عنوان سیاسی و مسئول هرگز حق هیچ نوع فعالیتی را ندارد. چرا؟ چون مدرسه باید آرام-بخوانید منفعل و بی صدا- و البته شاید ...شاید...شاید...آتش زیر خاکستر باشد.دانش آموز باید سرش را صرفا بیندازد توی درس و کتاب –مخصوصا از نوع دبیرستانی اش- و بگذارید دلیلش را بگویم. انگار می ترسیم از سوال بچه ها...بچه هایی که تازه کم کم دارند خیلی چیزها را درک می کنند ...
نمی دانم چرا...نمی دانم چرا دانش آموز با حجاب بدون چادر متخلف است و دانش آموز بدحجاب با چادر متعهد.
نمی دانم چرا ...نمی دانم چرا درس های مربوط به علوم انسانی که انگار یک روزی باید انسان ساز می بودند تبدیل به "درس های حفظی" شده اند...و ادبیات را و تاریخ را و مطالعات را و...همه را باید حفظ کرد و نمره گرفت.همین !
من یک چیز را می دانم و آن این است که همه ی زندگی ام باید در راه شناخت و پرستش خدا باشد. اما باز نمی دانم...نمی دانم این اطلاعات انبوه ، این حفظیات هر ساله چه راهی برای شناخت یا پرستش معبودم باز کرده اند؟
با سلام و تشکر به خاطر ارتباطتان با اين مرکز
شما دغدغه های فکری و ایمانی خوبی داری و به دنبال حقیقت هستی که بسیار مغتنم و ارزشمند است؛ برای آنکه در این مسیر موفق باشی به نکات ذیل توجه بفرما:
1. فاصله گرفتن از فضای معمول مردم و رفتن به سمت ارزش های انسانی و الهی، بدون هزینه های وقتی و روانی و ... امکان پذیر نیست؛ برای رشد ذهنی و روحی ات وقت بگذار.
2. این نکته را فراموش نکن که "اینجا دنیاست" و نباید توقعات بیش از معمول از دنیا و مردم و امور دنیایی داشته باشی؛ سعی کن راه خودت را پیدا کنی و تا هر اندازه که توانستی به دیگران هم کمک کنی.
3. برای رسیدن به مقصدهای بلند، تنها حرکت تدریجی و مستمر جواب می دهد؛ از شتاب و عجله پرهیز کن و آرام و محکم، با یاد و نام پروردگار مهربان قدم بردار.
در این راه مبارک، ما نیز در حد توان خود در خدمت شما هستیم.
موفق باشی.






