فرض کنید دو نفر در حال عبور از خیابان هستند. یک خانم و یک آقا. خانم، دکتر و استاد دانشگاه است و یکی از شخصیت های مهم جامعه و حتی در سطح جهان. آقا، یک آدم کاملا بی فایده برای جامعه و خانواده اش است و حتی می توان گفت ضرر هم می رساند. مثلا یک معتاد که وضعش فوق العاده خراب است.
در این حال یک ماشین به آنها می زند و هر دو می میرند. چرا دیه ی آن خانم باید نصف دیه ی آن آقا باشد؟ عدالت چطوری این را توجیح می کند؟

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
در مورد اين مسئله قبل از هر چيز بايد به اين حقيقت مهم توجه داشت كه در بسیاری از امور و دستورات دینی تا زمانی که از جانب معصومین توضیح کامل و جامعی در خصوص فلسفه و ریشه این احکام و قوانين نیامده ، نمی توان برای آن ها دلیلی کامل و مطلق بیان کرد و یا آن ها را نادرست خواند ، بلکه باید دستورات دینی را به شکل تعبدی و از منظر تسلیم پذیرفت .
اما همه این ها دلیل بر این نمی شود که ما از منظر عقل و دانش طبیعی در خصوص فلسفه و حکمت های دستورات دینی به تامل و بررسی نپردازیم ، زیرا ما خداوند را حکیم می دانیم . هر چند دستورات دینی و احکام شریعت بر اساس فلسفه کلی آزمایش میزان تسلیم و سرسپردگی بندگان تدوین شده اند ، اما یقینا خالی از مصالح و حکمت های مختلف در زندگی دنیا و آخرت بشر هم نیستند . از همین روی می توان در مورد حکمت آن ها با تامل و دقت به نتایجی دست یافت .
آنچه در مورد فلسفه دو برابر بودن دیه مرد بر زن به نظر می رسد آن است که :
از شواهد و قرائن بر می‌آید که دیه در اسلام بر معیار ارزش معنوی مقتول نیست، بلکه مربوط به مرتبه بدن انسان است. دیه یک انسان بی سواد با دیه یک انسان عالم به یک اندازه است. همین طور دیه یک مرد با تقوا، با دیه یک مرد بی تقوا و جهات معنوی از قبیل: علم، موقعيت اجتماعي ، تقوا و ارزش يا بي ارزشي اجتماعي تأثیری در مقدار و کم و زیادی دیه ندارد ؛ در نتیجه این حکم به معنی کم ارزش دانستن زنان و پایین تر دانستن رتبه وجودی آنان در برابر مردان نیست .
اما این تفاوت ناشی از چه نکته ای است ؟
اگر با دقت به این مسئله نگاه کنیم می بینیم که حکم دیه در اسلام با توجه به تفاوت های کارکرد اجتماعی بین جنس زن و مرد تدوین شده است که اين تفاوت نه بر منزلت مرد می‏افزاید و نه از مقام زن می‏کاهد. (1) در واقع اين نوع تفاوت کارکرد اجتماعی ، به تفاوت مرد و زن در اصل خلقت آنان و تفاوت های وجود و اختلافاتی که در توانمندی های شان دارند بر می‏گردد و جنبه فطری دارد.
مرد از توانمندی جسمی و روحی ویژه‏ای برخوردار است که قادر به تحمل مسئولیت های اجتماعی است ، بر خلاف زن که جنبه عاطفه و احساس او غلبه دارد. بیش تر توانایی حل مشکلات پیچیده داخلی خانواده را داراست .
در نتیجه بر اساس تفاوت در ساختار وجودی و توانمندی ها ، در زندگی مشترک وظائف سخت‏تری از نظر اجتماعی بر مردان تحمیل شده ، از قبیل: کار و تلاش برای تأمین غذا و پوشاک و مسکن و سائر لوازم زندگی، ایجاد امنیت و نگهداری خانه و خانواده و حمایت از آنان در برابر تهدیدها و مشکلات که همه این ها وظائف سختی است که بر اساس توانایی‏های مرد بر دوش او سنگینی می‏کند.
البته زن نیز بر اساس توانایی وجودی خود وظائف متناسب دارد ، اما وظائف مرد به گونه‏ای جدا از وظائف زن می‏باشد . باعث شده است که وظیفه اقتصادی او در خانواده و در نتیجه ارزش اقتصادی او بیش تر از زن باشد، نه ارزش انسانی، زیرا ارزش انسانی مرد با ارزش انسانی و معنوی زن یکسان است . برای ارزش انسانی، قیمت و بها تعیین نمی‌شود.
بنا بر این هر چند از جهات معنوی و توانایی رسیدن به کمالات انسانی، زن و مرد مساوی‏اند، اما در دیه، جهات معنوی و کمالات قاتل و مقتول تأثیری ندارد، بلکه دیه، ارزش اقتصادی مقتول است. به همین خاطر اگر مقتول مرد باشد، دیه او بیش تر است. زیرا به شكل عرفي و طبيعي توانایی‏ها و وظائف سنگینی بر عهده او بوده و بر اثر قتل، آثار این خلأ به شکل جدی تری به جا مانده است. اما اگر مقتول زن باشد، دیه او کمتر است، زیرا آن مسئولیت‌ها را بر عهده نداشته است.
در واقع با فقدان یک مرد معمولا علاوه بر جنبه های عاطفی از دست رفتن او فشارهای سنگین اقتصادی نیز بر او و خانواده اش بار می شود که خود مشکلات و تبعات منفی بسیاری را در پی دارد ، در حالی که با مرگ یک زن معمولا چنین فشارهای اقتصادی به خانوداه تحمیل نمی شود . سیستم اقتصادی خانواده به شکل طبیعی در جریان خواهد بود .
البته در وضع این قوانین همواره وضعیت غالب و حداکثری مورد ملاحظه قرار می گیرد . هر چند ممکن است در مواردی زنان سرپرست خانوار بوده یا تاثیرگذاری اقتصادی يا اجتماعي به مراتب بیش تری نسبت به مردان خانواده داشته باشند ، يا مرداني باشند كه چنين كار كرد مثبت اجتماعي حتي در حد متداول زنان را نداشته باشند ، اما از آن جا که به شکل طبیعی نسبت بهره مندی خانواده در حال یا آینده از تلاش های اقتصادی مردان بیش تر از زنان است این نسبت به شکل مذکور برقرار شده است .
البته اين نكته را نبايد از ياد برد كه در دیه زن و مرد تفاوت در صورتی اعمال می شود که میزان جرم از مقیاس ثلث یک دیه کامل بالاتر برود ، اما در جراحت ها و صدمات جسمی که بر زن وارد می آید، اگر صدمه در حد ثلث دیه کامل باشد، دیه این نوع صدمات بین زن و مرد مساوی خواهد بود . (2)
با تامل در اين حقيقت مي توان دريافت كه در اين حكم اسلامي نه بي عدالتي لحاظ شده و نه جايگاه و منزلت زنان ناديده گرفته شده است ، اما براي درك حقيقت بايد به جاي نگاه جزيي نگر و سطحي به شكلي عميق تر و منطقي تر به اصل قانون و جنبه هاي گوناگون اجتماعي مترتب بر آن در سطح كلان نگريست .

پی‌نوشت‌ها :
1. آیة اللَّه جوادى آملى عبدالله ، زن در آیینه جلال و جمال، ص 355، نشر موسسه اسراء ، قم 1377ش .
2. قانون مجازات اسلامی ، ماده 300.