اگه میشه هر جه سریعتر پاسخ را ارسال فرمایید.

با سلام و تشکر به خاطر ارتباطتان با اين مرکز
تعبير امام و معلم چندان تعبير روشني نيست ؛ اگر منظور امام و رهبر حقيقي و به معناي دقيق كلمه است بايد گفت كه حضور يا غيبت امام تفاوتي در اصل امامت امام ندارد و او كماكان امامت و رهبري جامعه را بر عهده دارد .
حضور امام در ميان امت علاوه بر وجودش يكي از فوائد وجود امام است ، نه همه فوائد او كه اگر اين گونه بود و امام غائب بود ، همه فوائد از دست رفته بود و وجودش مثمر ثمر نبود. بسياري از فوائد و خيرات است كه بر وجود امام مترتب است . وجود امام براي تحقق آن ها ضروري است.
بنا بر اين اگر حضور امام نباشد ، وجودش مفيد است و امت از فوائد ديگر وجود امام بهره مند مي شوند. ثمراتي مانند : هدايت تكويني و وساطت فيض براي عالم كه از شئون رتبه تكويني امام است كه بستگي به حضور امام به صورت ظاهر در ميان امت ندارد.
به همين علت است كه وجود امام غائب در بيان پيامبر به خورشيدي مي ماند كه پشت ابرها پنهان است. مردم خورشيد را نمي بينند و به طور كامل از نور آن برخوردار نيستند ، ولي اين گونه هم نيست كه از اساس از نور خورشيد بي بهره باشند. چرا كه وقتي خورشيد در آسمان است. اما پشت ابر باز روز است و با شب متفاوت است كه شب زمان نبود خورشيد است.
نور كم خورشيد پشت ابر ، زندگي را تداوم مي بخشد . اگر همين نور كم نبود، مانند شب همه جا را ظلمت و تاريكي و مرگ و نااميدي فرا مي گرفت.
جابر بن عبدالله انصاري از پيامبر پرسيد: شيعه در زمان غيبت قائم به وجود ايشان بهره مي برد ؟ پيامبر فرمود : بلي قسم به آن كسي كه مرا به نبوت برگزيد ، شيعيان به وجود و به نور ولايت او در زمان غيبت منتفع مي شوند و كسب نور مي كنند مانند انتفاع و بهره مندي از خورشيد ،هر چند زماني باشد كه ابرها آن را پوشانده باشند. (1)
پس اگر معنای امامت روشن گردد ، معلوم خواهد شد که وظیفه امام تنها بیان صوری معارف و راهنمایی ظاهری مردم نیست . امام همچنان که وظیفه راهنمایی ظاهري مردم را به عهده دارد ، ولایت و رهبری باطنی اعمال را به عهده دارد . او است که حیات معنوی مردم را تنظیم می‌کند . حقایق اعمال را به سوی خدا سوق می‌دهد.
حضور او در میان مردم و تربیت شاگردان و در زندان و یا در غیبت بودن‌شان در این باب تأثیری ندارد . امام از راه باطن به نفوس و ارواح مردم اشراف و اتصال دارد، اگر چه از چشم جسمانی آن ها مستور است و یا مردم به او دسترسی ندارد. (2)
اما اگر منظور از معلم و امام افرادي است كه به طور مستقيم بتوان به آن ها رجوع نمود و معارف ديني و راه هاي هدايت و سعادت را از ايشان آموخت بايد گفت كه خود معصومين به ويژه امام زمان عليه السلام چنين اشخاصي را به ما معرفي نموده اند .
رسول خدا (ص) می­فرماید: «اللهم ارحم خلفائى، قیل: یا رسول الله و من خلفاؤک ؟ قال : الذین یأتون من بعدى و یروون أحادیثى و سنتى؛ ( 3) خدایا! بر جانشینان من رحمت فرست. پرسیدند: یا رسول اللّه! خلفای تو کیانند؟ فرمود: آن ها که بعد از من می­آیند و حدیث و سنت مرا نقل می کنند».
اما مهم تر از این دسته روایات روایت مشهوری است که از جانب مبارک حضرت ولی‌عصر (عج) به ما رسیده است که در حقیقت پاسخ خود امام زمان ارواحنا فداه به این سوال شماست ؛ حضرت در یکی از نامه های خود خطاب به شیعیان فرمودند :
«وامّا الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الی رواة حدیثنا فانّهم حجتی علیکم و انا حجة اللَّه؛ (4) در رخدادها به راویان حدیث ما مراجعه کنید، که حجت من بر شمایند و من حجت خدایم».
با توجه به اين روايات هم مي توان به اين حقيقت رسيد كه باز در هر زماني امام و هادي حقيقي مردم امامان معصوم هستند. حتي در زمان غيبت نيز مانند هر زمان دیگر پاسخ گوی اصلی سوالات انسان ها و هدایت شان کتاب خدا و سنت رسول خدا است که در قالب روایات برای ما باقی مانده است ، اما در عین حال برای درک درست و صحیح این منابع، همچنین برای پاسخگویی به سوالات خاص و جدید و پیش آمدهای دینی و اجتماعی ، علما و کارشناسان علوم دینی و روایات اهل بیت همانند فقها ، جانشین امام زمان علیه السلام در این خصوص و معلمان مستقيم ما هستند .

پي نوشت ها :
1. علامه مجلسي ، بحار الانوار ،ج 52 ،ص 92-93، نشر اسلاميه تهران بي تا .
2. علامه طباطبايي محمد حسين ، شیعه در اسلام، ص 152، دارالكتب الاسلاميه تهران 1348 ش .
3. علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 2، ص 144، حدیث 4، همان
4. شيخ حر عاملي ، وسائل الشیعه، ج 27 ص 141 ، مؤسسه آل البيت عليهم‏السلام قم، 1409 هجرى قمرى .