باسلام مختار براي انتقام خون امام حسين و شهداي كربلا با امام سجاد ع زياد در ارتباط نبود در صورتي كه مي توانست از آقا كمك بگيرد ؟؟؟؟؟

با عرض سلام و تشکر از ارتباط تان با این مرکز.
در تاريخ ارتباط روشني ميان امام سجاد و مختار به چشم نمي خورد و گزارشي مبني بر بيعت و يا تاييد اوليه قيام توسط امام سجاد ديده نمي شود . اما در مقام جستجوي دليل آن به دو مورد مي توان اشاره داشت:
1. امام علی بن الحسین (ع) که بی وفائی عراقیان و رنگ پذیری آنان را دیده بود و می‏دانست که به گفته پدر بزرگوارش: «این مردم دین را تا آن جا می‏خواهند که زندگانی خود را بدان سر و سامان دهند و هنگام آزمایش پای پس می‏نهند» ؛ به مختار پاسخ مساعد نداد . تنها تا آن جا که کار او با کیفر قاتلان پدرش مربوط می‏شد، کردار او را تصویب نمود؛ چنان­که چون مختار ، سر عبید الله بن زیاد و عمر بن سعد را نزد او فرستاد، امام به سجده رفت و گفت: «الحمد لله الذی ادرک لی ثاری من أعدائی و جزی الله المختار خیراً ؛ (1) حمد و ستايش، خدايي را كه انتقام ما را از دشمنانم گرفت و خداوند به مختار، پاداش و جزايي خير عطا فرمايد ! » .
2. شرایط و موقعیت امام سجاد بسیار حساس بود، زیرا حضرت به عنوان وارث امام حسین(ع) تمام توجهات دوست و دشمن را به سوی خود جلب کرده بود و مردم در آن فضایی که علیه بنی‌امیه به وجود آمده بود، به شدت مراقب عکس‌العمل امام سجاد بودند. حضرت کاملاً تحت نظر بود چنانچه کوچک ترین عملی می‌کرد، منجر به شهادت حضرت می‌گشت و چه بسا قیام مختار هم ناکام می ماند.
در محيطى كه مختار براى قيام زمينه چينى مى كرد، گرايش هاى شيعى از ويژگي هاى آشكار آن بود. مردم آن سامان به رغم همه بى وفايي ها و عقب گردهايى كه در حمايت از خاندان على عليه السلام از خويش نشان داده بودند، اما در قلب ، شرافت و فضيلت خاندان امام را باور داشتند و از سوى ديگر در سستي ها و كندي هاى گذشته ، مورد ملامت بودند.
مختار، شرايط را به درستى دريافته بود، از اين رو مى بايست حركت خويش را به گونه اى با خاندان امام مرتبط سازد. اين است كه در آغاز كار، خود را نماينده محمد حنفيه فرزند على بن ابي طالب معرفى كرد.
عقيده مختار درباره امامت على بن الحسين :
از برخى منابع استفاده مى شود كه مختار نه تنها به امامت امام سجاد معتقد بود ، بلكه مبارزات خويش عليه دستگاه اموى را فقط به منظور يارى اهل بيت و انتقام از قاتلان ايشان صورت داده است . ائمه براى او دعاى خير كرده و كارهاى او را ستوده اند.
در قبال اين منابع ، مداركى وجود دارد که مختار معتقد به امامت محمد حنفيه - فرزند على عليه السلام بود . حمايت او از محمد حنفيه و مستند ساختن نهضت خويش به وى ، باعث پيدايش فرقه كيسانيه شد.
هر چند در مورد مختار و قيام او و نقش وى در شكل گيرى فرقه كيسانيه ، آراى مختلفى رسيده است ، اما در مجموع دو نظرگاه عمده وجود دارد:
الف) مختار، شيعه اى مخلص و معتقد به امامت على بن الحسين بوده ؛ هدفش از قيام ، تنها براى انتقام از قاتلان اهل بيت بوده ؛براى كارهاى خويش از امام سجاد اذن و اجازه داشته است . زيرا اگر جز اين بود ، براى او طلب رحمت نمى كرد و هدايايش را نمى پذيرفت.
اما رواياتى كه در بردارنده مذمت مختار مى باشد، برخى از روى تقيه صادر شده و برخى دلايل سياسى - اجتماعى داشته است .
در اين بينش ، نقش مختار در پيدايش فرقه كيسانيه و انحراف از امامت زين العابدين به كلى مورد انكار قرار گرفته ، منزه از چنين مسئله اى شناخته شده است . (2)
مرحوم مامقانى از جمله كسانى است كه درباره مختار چنين عقيده اى دارد . او را شيعه اى پاك و منزه مى داند . در رد و توجيه احاديث مذمت بيانى تفصيلى دارد. (3)
ب) مختار هر چند با قيام خويش ، از قاتلان اهل بيت انتقام بايسته اى گرفت و تا اندازه اى جراحت هاى عميق عاشوراييان را التيام بخشيد و هر چند ائمه براى او طلب رحمت كرده اند، ولى دليل آن نيست كه هدفى جز حمايت از اهل بيت نداشته و هواى حكومت در سر نمى پرورانده است .
شاد شدن اهل بيت از برخى كارهاى او دليل رضايت آنان به همه مواضع فكرى و عملى وى نيست . او خدمتى به اهل بيت كرده است و آنان برايش دعا كرده اند، ولى چه بسا در ادعاها و اعتقادها و نيز رفتارش نارسايي ها و كجروي هايى هم بوده است .
علامه مجلسى ، پس از نقل حديثى (شفاعت حسين بن على ) براى مختار و اين كه دوزخى است ، ولى به بركت خدمت هايى كه براى اهل بيت انجام داده ، سرانجام مورد شفاعت قرار مى گيرد، مى گويد:
روايت جمع كننده و تلفيق دهنده ميان احاديث مختلفى است كه درباره مختار وارد شده است . با اين بيان كه مختار هر چند در مراتب ايمان و يقين كامل نبوده و از سوى امام معصوم اجازه صريحى در مورد اعمال خويش نداشته ، لكن از آن جا كه كارهاى شايسته بسيارى به وسيله او صورت گرفت و با برنامه هاى او قلب مؤمنان از جراحت هاى ستم التيام يافت ، فرجامش به خير و نجات است .
در حقيقت مختار مشمول اين آيه از قرآن مى باشد که:
«دسته اى ديگر هستند كه به گناهانش اعتراف كرده و عمل نيك و بد را به هم درآميخته اند، اميد است كه خداوند ايشان را مورد آمرزش قرار دهد».
اما من درباره مختار از كسانى هستم كه از داورى كردن باز ايستاده اند، هر چند مشهور ميان علماى شيعه اين است كه كارهاى او ارزنده و شخصيت او شايسته مدح است . (4)
پي نوشت ها:
پی‌نوشت‌ها:
1. اختيار معرفة الرجال الشيخ الطوسي ، ج1 ، ص 342 ، تحقيق : السيد مهدي الرجائي ، سال چاپ : 1404 ، قم ، ناشر : مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث .
2. بحار الأنوار، علامة مجلسي ، ج 45، ص 386 ، سال چاپ : 1403 - 1983 م ، ناشر : دار إحياء التراث العربي ، بيروت ، لبنان.
3. تنقيح المقال، مامقانى ، ج3، ص 204، ناشر : مؤسسه آل البيت لاحياء التراث ، قم .
4. بحار الانوار، ج 45، ص 339 .