با سلام دانشجوی زبان انگلیسی هستم یکی از اساتید ما که در خارج تحصیل کرده مدام ایران و ایرانی را مذمت کرده و از اروپا تمجید میکند در ضمن ایشان اصلا ملاحظه حضور خانمها را در کلاس نمیکند و صحبتهای نامربوطی در کلاس میزند اخلاق تندی دارد تا جایی که متا سفانه من جرات نمی کنم دفاعی کنم بچه ها از او میترسند و به من هم میگویند با او در نیفت وگر نه با تو چپ میافتد.نا گفته نماند بعضی از انتقادهایش درست است مثلا میگوید در ان چند سال خارج از کشور از همکار امریکایی ام یک دروغ نشنیدم ولی اینجا... سوال من این است
1-وظیفه دینی من چیست
2-ایا خود با او صحبت کنم یا از وی شکایت کنم
3-چگونه از ایران دفاع کنم در حالیکه نه قدرت بیان خوبی دارم نه جواب حاضر هستم

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
خوشحالیم که مخاطب ما هستید و در مورد مسایل زندگی خود با ما مکاتبه نموده اید. اميدواريم راهنماي خوبي در رابطه با این موضوع برای شما باشيم.
ما ضمن توصیه ی شما بر توکل بر خدا و یاری طلبی از وی، در رابطه با سوال فوق به نکاتی اشاره می کنیم و امیدواریم برای شما کار ساز واقع گردد.
1. پیامبر گرامی اسلام خطاب به مسلمانان می‌فرمایند که در جستجوی دانش اگر لازم باشد به چین نیز سفر کنید. که از این روایت نکات زیر قابل برداشت است:
الف) اهمیت کسب دانش در اسلام برای سیطره بر جهان و مقابله با دشمنان انسانیت، زیرا همانگونه که علی علیه السلام می فرماید دانش موجب سیطره و تسلط بر جهان می گردد و ما برای مارزه با دشمنان بشریت نیاز مبرم به سلاح علم داریم حال فرق نمی کند که محتوای این دانش تجربی باشد و یا انسانی، زبان انگلیسی باشد و یا ادبیات عرب.
ب) پیامبر گرامی اسلام نفرموده اند که چون چینی ها کافرند پس نجسند و چیزی نباید از آن ها بیاموزید بلكه می فرمایند که بروید و به علوم آن ها مسلط و مسلح شوید تا در نتیجه آن اسلام تقویت شود. پس شما نیز باید حد اکثر استفاده را از این استاد ببرید و شیره او را بکشید. البته در باره شبهاتی که او در کلاس می افکند می توانید با ما مکاتبه کنید و پاسخ شبهات را بگیرید و به همکلاسی های خود نیز برسانید تا خدایی نا کرده مشکلی از این جهت برایشان پیش نیاید.
2. اگر سخنان او در مورد خانمها در بردارنده توهین های غیر قابل تحمل است می توانید بدون اینکه وی متوجه شود مشکل را با دفتر نمایندگی در دانشگاه مطرح نمایید که آن ها در این رابطه رهنمود های لازم را به شما ارائه خواهند داد.
3. انسان هایی که از جهت شخصیتی، سالم به شمار می روند در مقابل احترام و محبت پاسخ مثبت می دهند پس سعی نمایید در کلاس از او به عنوان استاد تجلیل و تکریم نمایید تا شاید بتوانید به عنوان یک فرد مذهبی بر روی او تاثیر مثبت بگذارید.
4. هیچ گاه تحت تاثیر تبلیغات سوء او از غرب قرار نگیرید و توجه داشته باشید که هر کس که فریفته چیزی شد دیگر عیوب آن را نمی بیند و هر چه می‌بیند حسن است و چشمهایش به روی واقعیت بسته می شود، و ایشان که الینه شده ی غرب است می گوید که« چند سال خارج از کشور از همکار امریکایی ام یک دروغ نشنیدم» و شما نیز با کمال تعجب تحت تاثیر جو قرار گرفته وگفته اید که این حرف او درست است در حالی که حد اقل چیزی که در قضاوت لازم است اینست که شما هم باید در جلساتی با همکاران امریکایی او برخورد کرده باشید و هم جلساتی نیز با همکار ایرانی ایشان داشه باشید آن گاه بکویید که: من برخورد این دو را مقایسه کردم و استادم راست می گوید زیرا همکاران امریکایی او دروغ نمی گویند. ولی همکاران ایرانی او دروغ گو هستند. البته من هرگز نمی خواهم در این مورد قضاوتی داشته باشم و بگویم که این طور هست و یا نیست زیرا نه همکاران امریکایی او را دیده ام و نه همکاران ایرانی اورا ولی این را می دانم که به گواهی شواهد بی شمار تاریخ معاصر جهان، سردمداران سرمایه داری غرب از کثیف ترین، پلیدترین،خونخوار ترین، خود خواه ترین و دروغگو ترین انسانهایی هستند که زمین تا بحال به خود دیده است و طبق فرموده علی علیه السلام که می فرماید خلق خوی عمومی مردم هر دیار شبیه به خلق خوی سردمداران آن است، می توانم حدس بزنم که جو عمومی در غرب نمی تواند منزه از گرایش گناه آلود و خطای سردمداران آن باشد.
5. نکته قابل توجه دیگر در مورد دروغ گویی در میان مردم غرب این است که خود غربیان آشکارا در کتاب هایشان از هویت چیزی به نام light lie که به معنی دروغ غیر مشکل ساز است دفاع می کنند. آن وقت چگونه است که این استاد شما می گوید من حتی یک دروغ از همکار امریکایی خود نشنیدم. پس شما نیز این حرف استاد محترم خود را جدی نگیرید.
6. یکی از خطاهای شناختی که توسط روانشناسان شناختی مطرح شده، تعمیم نابجا است مثلا نقل شده که سالیان پیش مستشرقی از یکی از شهرهای ایران رد می شده اتفاقا فرصت نداشته که از داخل شهر دیداری داشته باشد و در بیرون از شهر با گدای کوری برخورد می کند و اندکی با صحبت می کند و سپس به را خود می رود، این مستشرق در سفرنامه خود به ایران نوشته من در سفر خود از فلان شهر هم رد شدم، اما داخل نگشتم، ولی مردوان آن اکثرا کور و فقیر هستند!
در این راستا باید گفت که راستگویی یک فضیلت بزرگ است و ممکن است انسانهای فرهیخته در هر جای این عالم مزین به این فضیلت باشند ولی نمی توان گفت که جو عمومی آنجا همینی است که فلان فرهیخته مزین به آن بوده است.
7. شما در قسمتی از پاسخ خود گفته اید که چگونه از ایران دفاع کنم؟ به نظر می رسد که بهترین کار یاداشت کردن شبهات او و مطرح کردن آنها با ما و گرفتن جواب و توزیع آن در بین همکلاسی های تان است. اگر هم از خشم این استاد منحرف می ترسید می توانید آن را فقط با دوستان نزدیک خود در میان بگذارید و یا با صرف هزینه ای اندک آنها را بدون ذکر نام تکثیر کنید و بصورت غیر مستقیم در اختیار دوستانتان قرار دهید. مثل همان مبارزات مخفیانه ای در زمان شاه دانشجویان انجام می دادند و پیام اسلام را به گوش همه می رساندند.
در قسمت دیگری از سوال خود فرموده اید که: « آیا خود با او صحبت کنم یا از وی شکایت کنم؟ »؛ باید عرض نمایم یکی از شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر احتمال تاثیر سخن بر روی فردی است که مرتکب منکر می شود اگر شما با شناختی که از او دارید احتمال می دهید که تذکرتان کار ساز باشد باید بصورتی مودبانه که شان استادی وی نیز کاملا رعایت شود مسئله را با وی در میان گذارید و در غیر اینصورت تذکر به او بر شما واجب نیست و می توانید از راههای دیگری که ذکر گردید استفاده کنید.
8. اما اگر مطمئن هستید که هیچ یک از این راهکارها باعث آسیب شده و بهداشت روانی خودتان را به خطر می اندازید شما باید از علم و سواد ایشان استفاده کنید. زیرا به هر حال هر فردی نقاط مثبت و منفی زیادی دارد شما باید در حیطه علمی از ایشان کمک بگیرید و عقاید نامناسب ایشان را کاری نداشته باشید قطعا این عقاید در آینده توسط افرادی دیگری مورد نقد قرار می گیرد.
موفق باشید.