با سلام و خسته نباشید
در مورد تمکین زنان سوال داشتم که فلسفه آن چیست و در چه حدودی است و آیا فقط مربوط به مسائل جنسی است یا خیر.
دلیل سوال هم این است که طی چند هفته گذشته دختران زیادی در جامعه مجازی نسبت به این امر اشکال کرده و آن را امری ناقض حقوق زنان شمرده بودند و بنده پاسخ مناسبی برای آنان نداشتم.

پرسش: تمکین زنان شرح با سلام و خسته نباشید در مورد تمکین زنان سوال داشتم که فلسفه آن چیست؟دلیل سوال این است که طی چند هفته گذشته دختران زیادی در جامعه مجازی نسبت به این امر اشکال کرده و آن را امری ناقض حقوق زنان شمرده بودند و بنده پاسخ مناسبی برای آنان نداشتم.

پاسخ:
پرسشگر گرامی باسلام و تشکر از ارتباط با این مرکز.
سوال شما در زمينه اعتراض دختران دقيقا واضح نيست. اگر منظور از اعتراض اين است كه چرا بايد زن در برابر مرد تمكين كند و چرا مرد چنين حقي دارد و از اين مساله ناراضي اند؛ بايد گفت از آن سو هم بسياري از مردان نيز اين اعتراض را دارند كه چرا بايد نفقه زن را بدهند و چرا اسلام چنين حقي را براي زن بر عهده مرد قرار داده است؟ نبايد يك طرفه به قاضي رفت و به جهت تعصبات جنسي چشم خود را به روي واقعيت ها ببنديم و تنها به دنبال منفعت هاي خود باشيم.
خانواده یک واحد کوچک اجتماعى است که همانند اجتماع بزرگ نیاز به رهبر و سرپرست دارد. قرآن مجید تصریح کرده که مدیریت خانواده بر عهده مرد است: «الرّجال قوّامون على النّساء؛ مردان سرپرست و عهده دار امور زنان هستند».(1) البته منظور از سرپرستى و مدیریت، استبداد و زورگویى نیست، بلکه منظور، اداره امور و هدایت زندگى و تأمین معیشت است. این موقعیت به خاطر خصوصیات جسمى و روحى مردان است مانند: داشتن بنیه بدنى و نیروى جسمى و غلبه قوه تفکّر مدیریتى بر نیروى عاطفه.
از طرفى تعهد او در برابر زن و فرزندان نسبت به پرداخت هزینه‏هاى زندگى و پرداخت مَهر، این حق و در واقع مسوولیت را به او مى دهد که وظیفه سرپرستى بر عهده او باشد. البته ممکن است زنانى، بر شوهران خود امتیاز داشته باشند، ولى وضع قوانین همیشه به نوع انسان و به صورت کلى است .(2) مدیر بودن مرد به معناى اسیر بودن زن در دست وى نیست تا بتواند به دلخواه خود عمل کند. در تمام مدیریت‏ها مدیر نباید خود را بى نیاز از شور و مشورت بداند.
فقها بر اساس روایات، حدود اطاعت زن از شوهر را معیّن کرده‏اند. امام خمینى(ره) در این باره مى گوید: «در مطلق استمتاعات (بهره مندى‏هاى جنسى) و خروج زن از منزل باید اطاعت از شوهر باشد».(3) البته مسئله خروج در مواردى استثنا شده که در توضیح المسائل مراجع ذکر شده است. زنى که امور واجب بر خود و حقوق شوهر را رعایت نکند، ناشزه است، ولى ترک اطاعت از شوهر در مواردى که بر زن واجب نیست، باعث نشوز وى نمى شود. بنابراین اگر زن از خدمات خانه و خواسته‏هاى شوهر که مربوط به کامیابى در امور جنسى نمى شود، مانند جارو کردن، خیاطى، آشپزى یا حتى آب دادن و پهن کردن رختخواب خوددارى کند، نشوز شمرده نمى شود.(4)
بر اساس فتواى مراجع تقلید، اطاعت شوهر در دو مورد بر زن واجب است:
1- بدون رضایت شوهر از خانه بیرون نرود مگر براى انجام کار واجب مثل حج.
2- براى هر لذتى که شوهر مى خواهد، اطاعت کند و بدون عذر شرعى از نزدیکى کردن او جلوگیرى ننماید.
در این دو صورت، تهیه غذا و لباس و منزل و دارو و درمان زن بر مرد واجب مى شود و اگر مرد این ها را تهیه نکند، چه توانایى مالى داشته باشد یا نداشته باشد، مدیون زن است.
زنى که خرج او بر عهده شوهر است ولى شوهر خرج او را نمى دهد اگر ناچار باشد براى معاش خود کار کند در منزل یا خارج از آن، در موقعى که مشغول تهیه معاش است، اطاعت از شوهر بر او واجب نیست.(5) هم چنین اگر در ضمن عقد برای تحصیل و مانند آن که مستلزم رفتن به بیرون از منزل باشد، شرط کرده باشد باز هم اطاعت شوهر بر او واجب نيست.
مي بينيد كه در برابر حقوق و مسووليت هايي كه اسلام به جهت زن بر عهده مرد قرار داده است، مسووليت هايي بسيار كمتر را بر زن واجب كرده است. اين مسووليت ها دو طرفه است و براساس جامع نگري اسلام به قواي جسمي و روحي زن و مرد سازمان يافته است.
اما اگر منظور از اين اعتراض عدم تساوي در تمكين يعني يك جانبه بودن تعامل و پذيرش درخواست جنسي همسر است و تنها زنان موظف به اين امر هستند بايد گفت ضرورت تمكين تنها براي زن نيست بلكه در مورد مرد نيز اين قضيه صادق است. همانطور كه در مورد زن و با عدم تمكين او تعبير ناشزه آورده شده است، در مورد مرد نيز تعبير نشوز آمده است. يعني مرد نيز در برابر خواست جنسي زن بي مسووليت نيست. اگرچه در كيفيت نشوز و همراهي جنسي تفاوتهايي بين زن و مرد است. اما اصل چنين حقي براي هر دو ثابت مي باشد.
به علاوه به اين نكته نيز توجه كنيد كه طبق بررسي هاي علمي مردان نياز جنسي قويتر و همين طور مستمري دارند كه اين نياز مي طلبد كه همسر او هميشه در كنار و اختيار او باشد. بر خلاف نوع زنان كه طبق آمارها در جوامع مختلف ميزان متوسط سرد مزاجي در زنان حداقل 60درصد آنها را شامل مي شود و در بعضي از جوامع تا 80 درصد هم نقل شده است. مي بينيد كه نياز جنسي قوي و در عين حال مداوم مردها مي طلبد كه تمكين بيشتر از سوي زن باشد تا مرد.
در نتيجه بايد گفت اصلي ترين و يا حداقل يكي از فوايد اصلي ازدواج، كنترل قوه جنسي و شهوت افراد است. حال اگر ما حق تمكين را از روابط زناشويي حذف كنيم، عقلا چه چيز مهمي بين زن و شوهر باقي مي ماند تا بتوانيم علقه و علاقه و كششي را بين اين دو فرض كنيم. بدون حق تمكين بنيان خانواده متزلزل شده و دو طرف به سمت فساد سوق پيدا مي كنند.

پى نوشت‏ها:
1. نساء (4) آیه 34.
2. مكارم شيرازي، ناصر، تفسیر نمونه، دارالكتب الاسلاميه، تهران، 1374ه.ش، ج 3 ص 370، با تلخیص.
3. موگهى، عبدالرّحیم، احکام خانواده، بوستان كتاب، قم، 1386ه.ش، ص 75.
4. امام خميني، سيدروح الله، تحریرالوسیله، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران،1420 ه.ق، ج 2، ص 305.
5. رسالة توضیح المسائل مراجع تقلید در فصل «احکام عقد دائم».

پرسش: تمکین زنان در چه حدودی است و آیا فقط مربوط به مسائل جنسی است یا خیر.
پاسخ:
زن دائمی افزون بر این که در مسائل جنسی باید از شوهر تمکین کند، واجب است در خارج شدن از خانه هم از شوهر اطاعت کند؛ یعنی نباید بدون اجازه شوهر از خانه بیرون رود. (1)

پی نوشت:
1. امام خمینی، توضیح المسائل، م 2412 (مطابق با نظر آیت الله خامنه ای).