سينه زني زنجير زني عزاداري هيئت و دسته آيا در قرآن و يا زندگي پيامبر ص و حتي در زندگي حضرت علي ع وجود داشته يا نه؟
اگر نه پس چطور و با چه هدفي رواج پيداكرده؟
تحقيق به كمك منابع هر دو مذهب و شما هم به عنوان فرد بي طرف
با تشكر
پرسش 1:
عزاداري امام حسين (ع) و نظرات شيعيان و اهل سنت
شرح
سينه زني و زنجير زني و عزاداري هيئت و دسته آيا در قرآن وجود داشته؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام سپاس از ارتباط تان با اين مرکز
در قرآن کريم به طور صريح آياتي وجود ندارد که به عزاداري به شکل امروزي سفارش کرده باشد، بلکه فقط مي توان از تفسير و برداشت بعضي از آيات، مشروعيت عزاداري و اقسام آن را اثبات کرد.
از برخي ديگر از آيات استفاده ميشود که پيامبران براي برخي از مصائب عزاداري ميکردند، مانند سوگواري يعقوب در فراق يوسف که از آيه 84 سوره يوسف استفاده ميشود.
قرآن، مبارزه با ظلم و ستم، امر به معروف و نهي از منکر را از مسلمانان ميخواهد. بر ستمگران لعن و نفرين ميکند. مسلمانان بايد به آن عمل نمايند. ماتم و غمگين شدن در مقابل از دست دادن يک عزيز، حالتي طبيعي و بشري است. براي چنين حالتي نياز به توصيه الهي يا آمدن آيه نيست.
از طرف ديگر اگر عزاداري را به عنوان يک شعار براي مقابله با ستم و حمايت از مظلوم در نظر بگيريم - که يکي از اهداف اساسي فلسفه عزاداري سالار شهيدان است - توصيه معصومان را نيز در اين جهت در نظر بگيريم با آياتي از قرآن مواجه ميشويم که به حفظ شعائر اشاره کرده است، مانندآيه : "ومن يعظّم شعائر الله فانّها من تقوي القلوب؛ هر کسي شعائر الهي را بزرگ دارد، اين کار نشانة تقواي دل هاست".
در عين حال آنچه اکنون تحت عنوان مراسم عزاداري انجام ميشود، دست تأييد چند گروه از آيات را بالاي سر خود دارد:
ا) آياتي که به فرياد کردن عليه ظلم، امر ميکنند يا مجوز ميدهند. (1)
ب) آياتي که تحکيم ولايت را هدف خود قرار دادهاند. (2)
ج) آياتي که بر مودّت اهل بيت تأکيد کردهاند. (3)
د) آياتي که دلالت بر سوگواري بعضي از انبيا يا ديگر اولياي الهي داشتهاند ، مانند : سوگواري حضرت يعقوب در فراق حضرت يوسف. (4)
هـ) آياتي که بزرگداشت شعائر الهي را تأکيد ميکنند. (5)
آياتي نيز هستند که از طريق روايات معصومين (عليهم السلام)، به نوعي با عزاداري مرتبط شدهاند؛ مانند: آيهاي که خداوند از بندگانش، درباره خونريزي و . . . پيمان ميگيرد. (6) در تفسير برهان، ذيل اين آيه آمده است:
وقتي اين آيه نازل شد، پيامبر فرمود: «يهود، عهد خدا را نقض و رسولان او را تکذيب کردند و اولياي الهي را کشتند. آيا به شما خبر بدهم به مشابه آنان از يهوديان اين امت؟ قومي از امت من، که خود را از اهل ملت من ميدانند، افاضل ذريه مرا ميکشند. شريعت و سنت مرا عوض ميکنند. فرزندانم حسن و حسين را ميکشند، همانگونه که يهود، زکريا و يحيي را کشتند». (7)
در تفسير آيه: «فتلقي آدم من ربه کلمات» (8) اين گونه روايت شده است:
حضرت آدم ساق عرش و اسمهاي پيامبر و ائمه را ديد، پس جبرئيل به او تلقين کرد که بگو:
يا حميد بحق محمد، يا عالي بحق علي، يا فاطر بحق فاطمة، يا محسن بحق الحسن و الحسين و منک الاحسان ؛ اي ستايش شده ! به حق محمد، اي بلند مرتبه! به حق علي، اي آفريننده ! به حق فاطمه و اي احسان کننده ! به حق حسن و حسين و احسان از توست» ؛ همين که حسين عليه السلام را ياد کرد، اشکهايش جاري شد و قلبش خاشع گرديد و گفت: اي برادرم جبرئيل! در ياد کردن از پنجمين نفر، قلبم ميشکند و اشکم جاري ميشود.
جبرئيل گفت: اين فرزندت به مصيبتي برخورد ميکند که همه مصيبتها در مقابل آن کوچک است. گفت: اي برادر! آن چه مصيبتي است؟ گفت: تشنه، غريبانه و تنها کشته ميشود، در حالي که يار و ياوري ندارد. اي آدم! اگر او را ميديدي، مشاهده ميکردي که ميگويد: «وا عطشاه، واقلة ناصراه» تا عطش مثل دود بين او و آسمان حائل شود، پس کسي او را جواب ندهد جز با شمشيرها » . (9)
پي نوشت ها:
1. لا يُحِبُّ اللّهُ الجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ القَوْلِ إِلاّ مَنْ ظُلِمَ (نساء (4) ، آيه 148) و نيز شعرا (26) ، آيه 227 ؛ هود (11) ، آيه ؛ حج (22) آيه 39 .
2. إِنَّما وَلِـيُّـکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ. . . (مائده (5) ، آيه 55) و نيز نساء (4) ، آيه 59 ؛ بقره (2) ، آيه 254 .
3. قُلْ لاأَسْأَلـُکُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاّ المَوَدَّةَ فِي القُرْبي. . . (شوري (42) ، آيه 23) .
4. وَقالَ يا أَسَفي عَلي يُوسُـفَ وَابْيَضَّـتْ عَيْناهُ مِنَ الحُزْنِ فَهُوَ کَظِـيمٌ (يوسف (12) ، آيه 84 ـ 85) .
5. وَمَنْ يُعَـظِّمْ شَعائِرَ اللّهِ فَإِنَّـها مِنْ تَقْوي القُلُوبِ (حج (22) ، آيه 32) .
6. وَإِذْ أَخَذْنا مِـيثاقَـکُمْ لاتَسْفِکُونَ دِماءَکُمْ وَلاتُخْرِجُونَ أَنْفُسَکُمْ مِنْ دِيارِکُمْ. . . (بقره (2) ، آيه 84) .
7. براي مطالعه بيشتر درباره اين گونه آيات، ر. ک: الحسين (عليه السلام)، من خلال القرآن الکريم ، بر گرفته از دانشنامه موضوعي قرآن کريم؛ مراسم عزاداري از ديدگاه متون ديني ،محمد کاوياني.
8. بقره (1) ، آيه 37 .
9. بحار الأنوار، علامة المجلسي ،ج 44، ص 245، سال چاپ : 1403 - 1983 ، م ، ناشر : دار إحياء التراث العربي ، بيروت ، لبنان .
پرسش 2:
سينه زني ، زنجير زني ، عزاداري ، هيئت و دسته ، آيا در سيره پيامبر وجود داشته؟
پاسخ:
سينه زني و زنجير زني به صورت و به شكل مرسوم از عصر صفويه به بعد مرسوم شده است و در زمان رسول خدا نبوده است ؛ اما اصل به ماتم نشستن ، سوگواري و به سينه زدن بوده است .
به موارد زير توجه فرماييد:
بخاري به سند خود از عايشه نقل مي کند: «هنگامي که خبر شهادت زيد بن حارثه و جعفر و عبداللَّه بن رواحه به پيامبر صلي الله عليه وآله رسيد، حضرت در حالي که آثار حزن در صورتش نمايان بود ، وارد مسجد شد و در آنجا نشست » . (1)
ابن هشام نقل مي کند (بعد از جنگ احد ): «هنگامي که پيامبر صلي الله عليه و آله به مدينه بازگشت صداي گريه و نوحه را بر کشته شدگان شنيد. آن گاه چشمان پيامبر پر از اشک شد و فرمود: ولي حمزه گريه کننده اي ندارد. با شنيدن اين سخن، زنان بني اشهل آمدند و بر عموي رسول خدا گريستند» . (2 )
با مراجعه به تاريخ پي مي بريم که پيامبر صلي الله عليه وآله و صحابه در سوگ اموات خصوصاً اولياي الهي مرثيه سرايي مي کردند. اينک به نمونه هايي از آن اشاره مي کنيم:
مرثيه رسول خدا:
حلبي از ابن مسعود نقل مي کند: «ما رسول خدا صلي الله عليه وآله را گريان بر کسي همانند حمزه نديديم. جنازه او را به طرف قبله قرار داد. آن گاه بر بالين جنازه او ايستاد. سپس صيحه اي زد که نزديک بود غش کند. در اين هنگام فرمود: اي عموي رسول خدا! و اي شير خدا و شير رسول خدا، اي حمزه، اي انجام دهنده خيرات، اي حمزه، اي برطرف کننده غصه ها، اي مدافع، اي محافظ رسول خدا! » . (3)
مرثيه خواني پيامبر قبل از ولادت امام حسين :
حاکم نيشابوري به سند صحيح از ام الفضل نقل مي کند که فرمود: «روزي بر رسول خدا صلي الله عليه وآله وارد شده، عرض کردم: اي رسول خدا! شب گذشته خواب بدي ديدم. حضرت فرمود: آن خواب چيست؟ عرض کردم، خواب بدي است. حضرت فرمود: چيست؟ عرض کردم: در عالم رؤيا ديدم گويا قسمتي از بدن شما جدا شده و در دامان من قرار گرفت. پيامبر فرمود: خواب خوبي ديده اي. فاطمه (دخترم) اگر خدا بخواهد پسري به دنيا خواهد آورد که در دامان تو بزرگ خواهد شد.
ام الفضل مي گويد: فاطمه عليها السلام حسين عليه السلام را به دنيا آورد و او در دامان من بود، همان گونه که رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود، تا آن که بر رسول خدا صلي الله عليه و آله وارد شدم و حسين عليه السلام را در دامنش گذاردم. به حضرت توجه کردم، ناگهان ديدم که اشک از چشمانش سرازير شد. عرض کردم: اي پيامبر خدا! پدر و مادرم به فدايت، چه شده که شما را گريان مي بينم؟ حضرت فرمود: جبرئيل بر من نازل شد و خبر داد که امتم به زودي او را به شهادت مي رسانند. عرض کردم: اين فرزند را؟ حضرت فرمود: آري. آن گاه قسمتي از تربت خونين آن حضرت را به من داد» . (4)
اين حديث را عده اي از علماي اهل سنت نقل کرده اند.
مرثيه خواني پيامبر در خانه ام سلمه:
احمد بن حنبل به سند صحيح از انس بن مالک نقل کرده که گفت: «فرشته باران از پروردگارش اذن گرفت تا خدمت رسول خدا صلي الله عليه و آله وارد شود، خداوند به او اجازه داد. حضرت به ام سلمه فرمود: مواظب باش تا کسي بر من وارد نشود. ام سلمه مي گويد: حسين عليه السلام آمد که داخل شود من او را مانع شدم. حضرت فرار کرد و داخل اتاق رسول خدا شد و از شانه و گردن پيامبر خدا صلي الله عليه و آله بالا رفت. آن فرشته به پيامبر صلي الله عليه و آله عرض کرد: آيا او را دوست داري؟ حضرت فرمود: آري. فرشته عرض کرد: آگاه باش! همانا امت تو او را به زودي خواهند کشت. و اگر مي خواهي مکاني را که در آن جا به قتل مي رسد به تو نشان دهم. فرشته دستي زد و از خاک قرمز آن مکان آورد. ام سلمه آن را برداشته و در مقنعه اش گذارد. ثابت گفت که به ما خبر رسيده که اين خاک کربلاست ». (5)
مرثيه خواني پيامبر در خانه عايشه:
ابن عساکر به سند صحيح از عايشه نقل کرده که گفت: «در آن هنگام که رسول خدا صلي الله عليه و آله در خواب بود ، ناگهان حسين عليه السلام وارد شد و به طرف حضرت حرکت کرد. من او را از حضرت دور کردم. سپس به دنبال برخي از کارهايم رفتم. حسين عليه السلام نزديک پيامبر صلي الله عليه و آله آمد. حضرت در حالي که گريان بود از خواب بيدار شد. به او عرض کردم: چه چيز شما را به گريه درآورده است؟ حضرت فرمود: جبرئيل تربتي را که حسين در آن کشته مي شود به من نشان داد. غضب خدا بر کسي که خون او را بر زمين ريزد شديد خواهد شد. آنگاه دست خود را گسترده و ناگاه قبضه اي از بطحاء آورد و فرمود: اي عايشه! قسم به کسي که جانم به دست اوست ! اين امر مرا محزون مي کند. اين چه کسي است از امتم که بعد از من حسين را به قتل مي رساند؟! » . (6)
مرثيه خواني رسول خدا بعد از وفات:
احمد بن حنبل به سند صحيح از ابن عباس نقل کرده که گفت: « پيامبر صلي الله عليه و آله را در نيمه روز در عالم رؤيا ديدم در حالي که ايستاده و پريشان حال و غبارآلود است در حالي که در دستش شيشه اي پر از خون است. عرض کردم: پدر و مادرم به فدايت! اين چيست؟ حضرت فرمود: اين خون حسين و اصحاب اوست، امروز آن را برداشتم. ابن عباس مي گويد: ما آن روز را حساب کرديم همان روزي بود که حسين عليه السلام به شهادت رسيد. » . (7)
ترمذي و حاکم به سند صحيح از سلمي نقل کرده که گفت: ام سلمه را ديدم که در حال گريه است. عرض کردم: چه چيز تو را به گريه در آورده است؟ گفت: رسول خدا صلي الله عليه و آله را در عالم خواب مشاهده کردم در حالي که بر سر و محاسنش خاک نشسته بود. عرض کردم: شما را چه شده اي رسول خدا !؟ حضرت فرمود: لحظه اي قبل شاهد کشته شدن حسينم بودم. » . (8)
در باره لطمه زدن نيز بايد گفت:
مجرد زدن انسان به خودش در مصيبتي که به او وارد شده، دليلي بر حرمت آن نيست؛ زيرا احمد بن حنبل به سند خود از ابو هريره نقل کرده که شخصي اعرابي نزد رسول خدا صلي الله عليه و آله آمد و شروع به زدن به صورت خود کرد در حالي که موي خود را مي کند و مي گفت: من خودم را هلاک شده مي بينم. رسول خدا صلي الله عليه و آله به او فرمود: چه چيز تو را هلاک نموده است؟! او گفت : من در ماه رمضان با همسر خود جماع کردم! حضرت به او فرمود: آيا مي تواني يک بنده آزاد کني؟ (9)
در اين حديث مشاهده مي کنيم که پيامبر صلي الله عليه وآله بر اين کار او اعتراض نکرد و او را از زدن به صورت و کندن مو نهي نفرمود.
از جمله ادله عدم حرمت بر سينه و صورت زدن در سوگ انبيا و اوصيا و فرزندان انبيا، خصوصاً کساني که بر روي زمين هيچ کس مثل آنان نبوده است، روايتي است که احمد و ديگران به سند صحيح از عايشه نقل کرده اند که گفت: «... رسول خدا صلي الله عليه و آله قبض روح شد]... (10) [، آنگاه سر او را بر بالشتي قرار دادم. در اين هنگام من با زنان برخواسته و به خود زده و من به صورت خود مي زدم ... » . (11)
محمّد سليم اسد درباره سند اين حديث مي گويد: «اين سند صحيح است». (12)
براي آگاهي بيشتر ر.ك : واقعه عاشورا و پاسخ به شبهات ، علي اصغر رضواني .
پي نوشتها :
1. ارشاد الساري، ج 2، ص 393.
2. السيرة النبوية، ج 3، ص 105.
3. السيرة الحلبية، ج 1، ص 461.
4. مستدرک حاکم نيشابوري، ج 3، ص 176.
5. مسند احمد، ج 3، ص 242 و 265.
6. ترجمه امام علي عليه السلام از تاريخ ابن عساکر، رقم 229.
7. مسند احمد، ج 1، ص 283؛ مستدرک حاکم، ج 4، ص 397.
8. مستدرک حاکم، ج 4، ص 19؛ تهذيب تاريخ دمشق، ج 4، ص 340.
9. مسند احمد، ج 2، ص 516.
10. در حالي که در دامن من قرار داشت، (ما نظر اهل سنت را در خصوص اين موضوع که بر دامن عايشه بوده صحيح نمي دانيم).
11. مسند احمد، ج 6، ص 274.
12. حاشيه مسند ابي يعلي، ج 5، ص 63. (كليه منابع از كتاب واقعه عاشورا و پاسخ به شبهات ، علي اصغر رضواني ، ص 163- 170 ، ناشر مسجد مقدس جمکران ،1383 ش ، چاپ اول، ذکر شد ).
پرسش 3:
سينه زني ، زنجير زني ، عزاداري ، هيئت و دسته آيا در سيره امام علي وجود داشته؟
پاسخ:
زنجير زني و سينه زني به صورت كنوني در دوران امير المومنين وجود نداشته است ؛ اما اصل مرثيه خواني و گريه كردن بر حسين بن علي و عزيران از دست رفته مرسوم بوده است.
امام باقر (ع) به کساني که روز عاشورا نمي توانند به زيارت امام حسين بروند، دستور مي دهد: بر حسين ندبه و عزاداري و گريه کنند . به اهل خانه خود دستور دهند بر او بگريند. نيز در خاندانش با اظهار گريه و ناله بر حسين مراسم عزاداري بر پا کنند و يکديگر را با گريه و تسليت گويي در سوگ حسين در خانه هاي شان ملاقات کنند. (1) اصل اين سنت در ميان عرب ها رواج داشته و بعدها در دوران صفويه توسعه يافت ؛ ولي در عصر قاجاريه بيشتر رواج پيدا کرد. (2) اکنون به صورت موجود در آمده است.
اما استفاده از ابزار خاصي نظير : زنجير، طبل، بر پا داشتن عَلَم ، بعد ها متداول گشت . اکنون به عنوان عزاداري سنّتي جايگاه خاصي نزد شيعيان دارد ، در عين حال همان طور که زنان و برخي از مردان در عزاي نزديک ترين افراد خود، به سر و صورت يا به سينه و روي زانوي خود مي زنند، در عزاي امام حسين نيز به همان صورت و يا به صورت منظم و به شکل هيأت هاي عزاداري مرسوم شده است .
عزاداري و مرثيه خواني امام علي بر امام حسين
الف ) احمد بن حنبل به سند صحيح از نجيّ نقل کرده که او با علي عليه السلام حرکت نمود. چون به نينوا - که راهشان به صفين بود - رسيدند، حضرت علي عليه السلام ندا داد: در کنار شط فرات صبر کن اي اباعبداللَّه! عرض کردم: جريان چيست؟ حضرت فرمود: روزي بر رسول خدا وارد شدم در حالي که دو چشمش اشک ريزان بود، عرض کردم: اي پيامبر خدا! آيا شما را کسي به غضب درآورده است؟ چه شده که چشمانتان گريان است؟ حضرت فرمود: آري، مدتي پيش از اين جبرئيل از نزد من خارج شد و مرا خبر داد که حسين در کنار شطّ فرات کشته خواهد شد. آن گاه فرمود: آيا مي خواهي از تربت او به تو نشان دهم؟ حضرت فرمود: من گفتم: آري. آن گاه دست خود را دراز کرد و قبضه اي از خاک برداشت و به من عطا نمود، من نتوانستم اشک چشمان خود را نگه دارم لذا اشکانم جاري شد. (3)
ب ) نصر بن مزاحم به سندش نقل کرده که: علي عليه السلام به سرزمين کربلا وارد شد و در آنجا توقفي نمود. به او عرض شد: اي اميرالمؤمنين! اينجا کربلا است. حضرت فرمود: داراي گرفتاري و بلا است ! آن گاه با دستش اشاره به مکاني کرد و فرمود: آن جا محلّ ريختن خون هاي آنان است. (4)
ج ) حافظ طبراني به سند صحيح از شيبان که عثماني بود نقل کرده که گفت: علي عليه السلام هنگامي که به کربلا رسيد ، برافروخته شد و فرمود: «در اين مکان شهدايي هستند که براي آنان همانندي نيست به جز شهداي بدر». (5)
مرثيه حضرت علي عليه السلام در سوگ فاطمه عليها السلام:
اميرالمؤمنين عليه السلام بر بالاي قبر فاطمه عليها السلام ايستاده، در حالي که غصه ها و بغض ها گلوگيرش شده بود نتوانست جلوي اشک سوزان از قلب خود را بگيرد، در اين هنگام است که مي گويد:
لكل اجتماع من خليلين فرقة و كل الذى دون الفراق قليل
و ان افتقادى فاطما بعد احمد دليل على ان لا يدوم خليل
يعنى سر انجام هر اجتماعي ميان دو دوست جدائى است و هر نوع مصيبتى در برابر فراق اندك است، و بدرستى كه از دست دادن من فاطمه را بعد از احمد (ص) دليل است بر آن كه هيچ دوستي اي دائمي نيست. (6)
پي نوشت ها:
1. جواد محدثي، فرهنگ عاشورا، ص 312.
2. همان.
3. مسند احمد، ج 2، ص 60 و 61 . ( به نقل از واقعه عاشورا و پاسخ به شبهات علي اصغر رضواني ،ص171، انتشارات مسجد مقدس جمكران، چاپ اول، سال 1383 ).
4. وقعه صفين، ص 158؛ شرح ابن ابي الحديد، ج 1، ص 278. (به نقل از همان ).
5. مقتل خوارزمي، ص 162، به نقل از طبراني. (به نقل از همان)
6. كشف الغمة، ترجمه و شرح زوارهاى، ج2، ص 64، انتشارات اسلاميه، مكان چاپ: تهران،سال چاپ: 1382 ش، نوبت چاپ: سوم .
پرسش 4:
اگر عزاداري در سيره پيامبر و امام علي وجود نداشته با چه هدفي رواج پيدا كرده ؟
پاسخ:
بنا بر آن چه در پاسخ هاي قبلي گذشت در زمان پيامبر و امامان (ع) در عزاي عزيزان به ويژه در شهادت حمزه سيد الشهدا و سپس در شهادت سالار شهيدان حسين بن علي (ع) و ساير شهيدان کربلا روضه مي خواندند و تا حدودي به سينه مي زدند (شبيه سينه زني امروزي) و گريه مي کردند و زنان بي تابي نشان مي دادند.
در دوره امامان (ع) از امام سجاد به بعد در مصيبت امام حسين (ع) غالباً يک نفر مصيبت و مرثيه مي خواند و خود و ديگران گريه مي کردند. لکن به شکل مرسوم فعلي نبود که هيئت و زنجير زني برپا کنند. اما اين نحوه عزداري علاوه بر آن که ضرري ندارد ـ البته اگر شؤون اسلامي رعايت شود ـ جزء شعائر الهي و نشان دهنده محبت افراد به اهل بيت طاهرين مي باشد.
اهل بيت عليهم السلام روضه مي خواندند و گريه مي کردند. گاهي مرثيه خواني را دعوت مي کردند در مجلسي ، روضه امام حسين را بخواند و آنان گريه مي نمودند .
دستور مي دادند همه گريه کنند، بلند بلند هم گريه کنند. در زمان امام باقر (ع)، امام کاظم(ع)، امام سجاد (ع) نيز چنين بود. در مورد امام رضا (ع) نقل کرده اند که حضرت از دعبل خزاعي درخواست کرد مرثيه بخواند. در تاريخ معروف است که حضرت به شعر او جريان شهادت خود را نيز افزود.
در روايتي امام رضا به پسر شبيب مي فرمايد : « يابن شبيب ان کنت باکيا لشي ء فا بک للحسين بن علي بن ابي طالب عليهما السلام ، فانه ذبح کما يذبح الکبش ، و قتل معه من اهل بيته ثمانيه عشر رجلا ما لهم في الارض شبيهون ؛ (1) اي پسر شبيب ! اگر گريه مي کني ، براي حسين بن علي بن ابي طالب (عليه السلام) گريه کن که او را مانند گوسفندي ذبح کردند و او را با هجده نفر از اهل بيتش شهيد نمودند که هيچ يک از آن ها در روي زمين شبيه و مانندي نداشتند .
اما ديگر صورت هاي عزاداري کم کم و به مرور زمان پيدا شد. البته بايد توجه داشته باشيم که برخي از شيوه هاي عزاداري باعث توهين به مذهب مي شود ( مانند قمه زني) که مي بايست از آن دوري نمود. حتي اگر زنجير زني به گونه اي باشد که در آن تيغ تعبيه شده باشد و به بدن آسيب برساند و باعث وهن شيعه گردد ، شايسته شيعه نيست که اين گونه عزاداري نمايد.
برخي از شيوه هاي عزاداري که از زمان صفويه به ما رسيده است ، مربوط به اصل عزاداري نيست، بلکه مربوط به برخي از سليقه هايي است که در طول تاريخ شيعه دستخوش تحول شده است و منحصر به زمان صفويه نيست. شايد زنجيرزني از همين نوع باشد. اما اين که اين شيوه تازه پيدا شده ، موجب نمي شود که به طور کلي مطرود باشد. بلکه بايد با معيارهاي ديني سنجيده شده و اگر خارج از چهار چوب بوده يا با معيار ديني همخواني نداشت ، مورد رد و انکار قرار گيرد.
نتيجه آن كه:
اصل عزاداري مستند شرعي داشته و رواج آن از دوران پيامبر تا زمان اهل بيت و از آن پس تا زمان كنوني بوده است. اما درشيوه هاي عزاداري، بايد گفت : چنان چه خارج از چار چوب نباشد و مطابق با معيار هاي اسلامي باشد ، هيچ گونه منعي در انجام عزاداري به آن روش نخواهد بود. بلکه چون موجب تبليغ دين و تقويت معارف اهل بيت (ع) است ، اجر و پاداش هم دارد .
پي نوشت :
1. أمالي الصدوق، شيخ صدوق، ص 130، ناشر: اعلمى، مكان چاپ: بيروت، سال چاپ: 1400 ق، نوبت چاپ: پنجم .






