با اهدای سلام و آرزوی سلامتی
1.آیا ماجرای غرانیق یا همان آیات شیطانی مورد تایید شما هست؟
2.در صورت جواب منفی بفرمایید به چه علت؟
با تشکر

پرسشگر گرامی باسلام و تشکر از ارتباط با این مرکز.
از همان زمان رسول خدا تا به امروز دشمنان در صدد این بوده اند که وحیانی بودن قرآن را زیر سوال ببرند و همه یا بعضی از آیات آن را نه آیات خداوند، بلکه القای شیطان های جن و انس بشمرند.
در همان صدر اسلام و مدت کمی بعد از وفات رسول خدا افسانه ای به نام "افسانه غرانیق" توسط دشمنان قرآن ساخته و پرداخته شد و بر سر زبان ها افتاد و متاسفانه در بعضی کتب روایت و تفسیر راه یافت .
بنا بر این افسانه دروغین و دشمن ساخته، روزی رسول خدا در اوان بعثت در مکه در جمع مسلمانان و مشرکان نشسته بودند که فرشته وحی بر ایشان نازل شد و آیات وحی و سوره نجم را بر ایشان تلاوت کرد . ایشان نیز آیات را بر مردم می خواند که شیطان ملعون در ضمن آیات نازل شده بعد از آیه "افرایتم اللات و العزی و منوه الثالثه الاخری" چند جمله " تلک الغرانیق العلی و ان شفاعتهن لترتجی" در مدح و تایید بت های مشرکان بر زبان ایشان راند . ایشان هم به گمان این که این ها آیات وحی است، آن ها را بر مردم تلاوت کرد . مشرکان که شنیدند، از این تایید شادمان شدند . با تمام شدن سوره و خواندن آیه سجده همگی(مسلمانان و مشرکان) به سجده رفتند . بعد فرشته وحی نازل شد و از ایشان خواست که آیات نازل شده را دوباره بخواند . وقتی ایشان آیات خوانده شده از جمله القای شیطان را تلاوت کرد، ملک وحی القای شیطان را باطل کرد و آیات حق را تایید نمود.
این دروغ ساخته شده در عصر اموی، به وسیله ایادی دشمن انتشار فراوان یافت و توسط بعض عالمان نقل شد؛ گر چه از همان زمان عالمان محقق شیعه و سنی بر دروغ و جعلی بودن این نقل تصریح کردند و آن را با آیات فراوان و احادیث بیشمار و عقل و منطق، ناسازگار شمردند.
نشانه های جعل و ساختگی در این روایت دروغین آشکار است از جمله:
1. قرآن در مورد شیطان و تصرف او در بندگان می گوید:
إِنَّ عِبادِی لَیْسَ لَکَ عَلَیْهِمْ سُلْطانٌ(1)
بر بندگان من تسلطى ندارى.
مى‏فرماید:
إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ (2)
شیطان بر بندگان مؤمن و متوکل به خدا، تسلطى ندارد.
شیطان هم بر این ناتوانی اقرار می کند:
قالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعینَ إِلاَّ عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصینَ(3)
گفت: «به عزّتت سوگند، همه آنان را گمراه خواهم کرد، مگر بندگان خالص تو، از میان آن ها!»
2. از طرف دیگر خدای قادر باید وحیش را در امان از تصرف شیطان های جن و انس و هر راهزنی به گوش مردمان برساند . اگر وحی از نزول از ملاء اعلی تا قلب رسول و از آن جا تا رسیدن به گوش مردمان در امان از دستبرد نباشد و شیطان های جن و انس بتوانند غیر وحی را به قلب رسول خدا نازل کرده و بر زبان ایشان جاری کنند و به گوش مردم برسانند، دیگر هیچ امنیت و اعتمادی نسبت به وحی پیدا نخواهد شد . خدا یا توانمند به ایجاد چنین امنیتی نیست یا حکمتش به لزوم چنین امنیتی نمی رسد . سبحان الله که خدا از این هر دو منزه است. پس امکان ندارد خدای قادر توانمند اجازه دهد. شیطان یا هر قدرت دیگری چیزی را به عنوان وحی بر قلب پیامبر نازل و بر زبان پیامبر جاری کند. این صریح آیات قرآن است:
عالِمُ الْغَیْبِ فَلا یُظْهِرُ عَلى‏ غَیْبِهِ أَحَداً إِلاَّ مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ یَسْلُکُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً لِیَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسالاتِ رَبِّهِمْ وَ أَحاطَ بِما لَدَیْهِمْ وَ أَحْصى‏ کُلَّ شَیْ‏ءٍ عَدَداً ؛(4)
داناى غیب اوست . هیچ کس را بر اسرار غیبش آگاه نمى‏سازد، مگر رسولانى که آنان را برگزیده و مراقبینى از پیش رو و پشت سر براى آن ها قرار مى‏دهد تا بداند پیامبرانش رسالت هاى پروردگارشان را ابلاغ کرده‏اند . او به آنچه نزد آن هاست احاطه دارد . همه چیز را شمارش کرده است!
این آیه بر در امان بودن وحی از هنگام نزول از ملأ اعلی به قلب رسول خدا و از آن جا بر زبان ایشان و تا رسیدن به گوش انسان ها تحت مراقبت شدید مأموران خداوند، صریح است تا حجت بر بندگان تمام شود؛ حالا چگونه شیطان که مقهور و محکوم خداست، توان دارد بر این اراده خدا مسلط شود و در وحی خدا تصرف کند؟
قلب رسول خدا که محل نزول وحی خداست ،حرم امن الهی می باشد و شیطان را در آن تصرفی نیست.
3. عالمان اهل سنت که ناآگاهانه این باطل ها را نقل کرده اند، توجه ندارند که این باطل ها خدشه دار کردن کرامت رسول خداست. در عیون اخبار الرضا به نقل از مأمون عباسی سخن زیبایی آورده است. مامون به عالمان اهل سنت می گوید:
شما روایت می کنید که شیطان از سایه عمر (خلیفه دوم) فرار می کرد و می گویید شیطان بر زبان رسول خدا در باره بت ها گفت:"انهن الغرانیق العلی"پس به زعم شما شیطان از عمر فرار می کرد، ولی از رسول خدا نه تنها فرار نمی کرد، بلکه در او تصرف می کرد و بر زبان او سخنی را به عنوان وحی جاری می نمود!(5)
اگر بخواهیم راجع به این افسانه و نشانه های جعلی بودنش و منافات آن با مبانی عقلی و قرآنی و روایی سخن بگوییم، مطلب فراوان است ولی همین خلاصه در رد آن کافی است.
در باره این حدیث جعلی و افسانه ساختگی که آگاهانه یا ناآگاهانه توسط بعضی ترویج شده و توسط مستشرقان در سراسر جهان پخش شده و زیر بنای کتاب "آیات شیطانی" سلمان رشدی مرتد گشته، سخن فراوان است . برای توضیح به کتب "فروغ ابدیت"،ج1،ص339-349 مراجعه کنید.
پی نوشت ها:
1. حجر(15)آیه42.
2.نحل(16)آیه99.
3.ص(38)آیه82-83؛ حجر(15)آیه39-40.
4. جن(72)آیه26-28.
5. عیون أخبار الرضا ،ج 1، ص 203.