بسم الله الرحمن الرحيم
مرا جع محترم عظام وعلماي اعلام احتراماً ؛ فردي ( الف) دو پسر و يك دختر دارد. پسر بزرگتر (ب) پس از ازدواج از پدر خود جدا و زندگي مستقلٌي را شروع نموده و فرزند دختر نيز ازدواج مي كند .تا اينكه پسر بزرگ (ب) (كه مستقل شده)،قبل از پدرش فوت مي كند ،فرزنداني (سه پسر و یک دختر) از وي باقي مي ماند و بعلٌت تنگدستي هيچگونه مال و منالي از خود به جا نمي گذارد .آن فرد (الف) بعد از فوت پسر بزرگش (ب) ،نوه ها و عروسش را به خانه خودش آورده و تحت سرپرستي خود قرار مي دهد. تا اينكه فرد(الف) نيز فوت مي نمايد و در هنگام فوت مقدار حدود ده هكتار زمين كشاورزي از خود باقي مي گذارد.پسر دوم او(ج) كه تا زمان فوتش با ايشان ( الف)مانده پس از فوت پدرش ،سرپرستي خانه را بعهده گرفته و برادرزاده هايش را تحت سرپرستي خود قرار مي دهد.تنها دختر آن فرد نيز سهم الارث خود را به برادر كوچكتر خود(ج) مي بخشد.و برادر كوچكتر(ج) به ياري خداوند متعال و به پشتوانه ارث پدري و سعي و تلاش خود سرمايه اي مي اندوزد و برادرزاده هاي وي نيز تحت سرپرستي او بوده و كارهاي او را انجام مي دادند و در عوض نيز عموي آنها از لحاظ مايحتاج ؛ زندگي آنها را تامين مي نمود و آنها را سرو سامان داده و سرمایه ای به آنها می دهد دوبرادر زاده کوچکتر آن فرد (ج) به دنبال زندگی خود می روند ولی آن فرد (ج) برادر زاده بزرگ خود (د) را که سرو سامان داده بود نزد خود نگه می دارد تا او را در کارها کمک کند و او(د) نیز بدون اینکه چشمداشتی داشته باشد نزد عموی خود می ماند و وضع به همین منوال ادامه داشت تا اینکه برادر زاده بزرگتر (د) ادعاي شراكت در اموال عموي خود مي كند و من غير حق و بدون رضايت عموي خود مقدار قابل توجه اي از اموال عموي خود را با حمایت دو برادر دیگر خود غصب و بنفع خود بهره برداري مي نمايد و عموی او(ج) عدم رضايت خود را به كررات به ايشان (د) اعلام داشته و بلحاظ حيثيت و آبروي اجتماعي خود به مرجع صالحه طرح دعوی ننموده، ليكن تذكرات عمو در برادرزاده بزرگ خود(د) مؤثر واقع نشده و اموال غصب شده را برنگردانده و پس از چندين سال كه از غصب اموال (ج) توسط برادرزاده (د) مي گذرد آن فرد (ج) به استناد سند مالكيت رسمي و گواهي گواهان و مجوزپروانه ساختماني اقدام به طرح دعوی در مرجع صالحه بر عليه وي ( برادرزاده ) نموده و دادگاه با توجه به مدارك فوق و نظريه كارشناسي و تحقيق و معاينه محل مالكيت عمو(ج) را احراز نموده و در مقابل برادر زاده (د) اقدام به طرح دعوي اثبات عقد شراكت به استناد گواهي گواهان عليه عموي خود نموده كه شاهدان وي هيچكدام شهادت به وقوع عقد شراكت فیمابین نداده اند و دليل ديگري نيزنتوانسته است ارائه کند حال با توجه به اینکه حقانیت عمو(ج) به اثبات رسیده و برادر زاده (د)که دید چاره ای ندارد ؛ اتیان سوگند مبنی بر شراکت در اموال عمو را مستمسک قرار داده حال با توجه به مراتب فوق و دلايل ابرازي، مستنداً ومستدلاً بیان فرمایید :
1- آيا شرع مقدس اسلام ؛ اتيان سوگند را در چنين مواردي تجویز می کند يا خير ؟
2- بر فرض تجویز؛ تکلیف شرعی عمو با توجه به اسناد و دلایل چه می باشد؟
3-بر فرض تجویز ؛ که جایگاه نظامات حکومتی (اسناد صادره ) متزلزل می گردد نظر شرع مقدس اسلام در این خصوص چه می باشد؟
پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
اگر عمو مدرک معتبری دارد که برادر زاده اش حقی ندارد ، چیزی به برادر زاده نمی رسد . می تواند اموالش را پس بگیرد . با وجود مدرکی که شرعا معتبر باشد، نوبت به قسم نمی رسد. قسم در جایی است که مدعی مدرک نداشته باشد. وقتی مدرک نداشت، نوبت به قسم می رسد که می تواند منکر را قسم دهد.(1) البته اگر قسم خورنده ،قسم دروغ بخورد و با قسم دروغ حق کسی را پایمال کند، مدیون صاحب حق است. باید در دنیا حق را بدهد یا در آخرت ازش گرفته می شود.با این حساب در واقع حق کسی از بین نمی رود.
اگر برادر زاده ادعای شرکت می کند و عمو منکر شرکت است ،قسم را باید عمو بخورد ،نه برادر زاده. خلاصه قسم را باید منکر بخورد . این که چه کسی منکر و چه کسی مدعی است، بستگی به کیفیت طرح دعوی دارد.
ما فقط حکم شرعی را بیان می کنیم. موارد اختلاف باید از طریق دادگاه حل و فصل گردد.
پی نوشت:
1. امام خمینی، تحریرالوسیله ،ج2 ،ص 397.






