بسم الله الرحمن الرحیم
چرا در قرآن در مسأله ی جنسیت فرشتگان و داستان قوم لوط تآکید و تکرار زیاد است
در صورتی که فکر می کنم خیلی اهمیت زیادی نباید داشته باشد

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباط با این مرکز.
قرآن کتاب تربیت است و تربیت بر ذکر و یادآوری و تکرار مترتب است.
اما در قرآن ، تکرار به معنایی که در ذهن ما است، وجود ندارد . زیرا در هر موردی که داستانی بیان شده، گوشه ای از آن برای بیان پیامی خاص بیان شده و در جاهای دیگر از زاویه های دیگر برای رساندن پیام های دیگر؛ و چون تکرار معهود و متعارف، در قرآن نیست و هر موردی پیام و نکته خاص خود را دارد و در هر بار با تامل خواندن هم ، تلاوت کننده به نکته های جدیدی دست می یابد، به همین جهت تلاوت کننده از تلاوت های پی در پی خسته نمی شود؛ بلکه قرآن همیشه برای او جدید و دارای پیام های جدید است.
اما مورد اول که گفته اید:
ملائکه جنسیت و نر و ماده ندارند و خداوند در قرآن برای آن ها جنسیتی ذکر نکرده است. متاسفانه عرب جاهلی بدون علم ، ملائکه را "مؤنث" می شمرد و از طرف دیگر به هنگام تقسیم ، پسر را که از نظر او دوست داشتنی بود، برای خود و دختر را که از نظر او سبب عیب و عار بود، براي خدا قرار مي داد. با توجه به اهمیت این عقیده شرک آمیز و انحرافی، قرآن در مواردی این باورهای غلط و ظالمانه را یادآوری کرده و نفی می کند:
« أَ لَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ الْأُنْثى‏ تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضيزى‏ ؛ (1) آيا سهم شما پسر است و سهم او دختر؟! (در حالى كه بزعم شما دختران كم ارزش‏ترند!) در اين صورت اين تقسيمى ناعادلانه است! » .
« إِنَّ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ لَيُسَمُّونَ الْمَلائِكَةَ تَسْمِيَةَ الْأُنْثى‏ وَ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْني‏ مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً ؛ (2) كسانى كه به آخرت ايمان ندارند، فرشتگان را دختر (خدا) نام گذارى مى‏كنند! آن ها هرگز به اين سخن دانشى ندارند، تنها از گمان بى‏پايه پيروى مى‏كنند با اين كه «گمان» هرگز انسان را از حقّ بى‏نياز نمى‏كند!» .
« فَاسْتَفْتِهِمْ أَ لِرَبِّكَ الْبَناتُ وَ لَهُمُ الْبَنُونَ أَمْ خَلَقْنَا الْمَلائِكَةَ إِناثاً وَ هُمْ شاهِدُون‏ ؛ (3) از آنان بپرس: آيا پروردگارت دخترانى دارد و پسران از آن آن هاست؟! آيا ما فرشتگان را مؤنث آفريديم و آن ها ناظر بودند؟!» .
« وَ جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثاً أَ شَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُكْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ يُسْئَلُون‏ ؛ (4) آن ها فرشتگان را كه بندگان خداوند رحمانند مؤنّث پنداشتند . آيا شاهد آفرينش آن ها بوده اند؟! گواهى آنان نوشته مى‏شود و (از آن) بازخواست خواهند شد!» .
« أَ فَأَصْفاكُمْ رَبُّكُمْ بِالْبَنينَ وَ اتَّخَذَ مِنَ الْمَلائِكَةِ إِناثاً إِنَّكُمْ لَتَقُولُونَ قَوْلاً عَظيماً ؛ (5) آيا پروردگارتان فرزندان پسر را مخصوص شما ساخته، و خودش دخترانى از فرشتگان برگزيده است؟! شما سخن بزرگ (و بسيار زشتى) مى‏گوييد! » .
« وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثى‏ ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظيمٌ يَتَوارى‏ مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَ بِهِ أَ يُمْسِكُهُ عَلى‏ هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرابِ أَلا ساءَ ما يَحْكُمُونَ لِلَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ مَثَلُ السَّوْءِ وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلى‏ وَ هُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ ... وَ يَجْعَلُونَ لِلَّهِ ما يَكْرَهُونَ ؛ (6) و چون به يكيشان مژده دختر دهند، سيه‏روى شود و خشمگين گردد. از شرم اين مژده، از مردم پنهان مى‏شود. آيا با خوارى نگاهش دارد يا در خاك نهانش كند؟ آگاه باشيد كه بد داورى مى‏كنند. صفت بد از آن كسانى است كه به قيامت ايمان نمى‏آورند و صفت برتر از آن خداوند است. و اوست پيروزمند و حكيم. ... آنچه را نمى‏پسندند به خدا نسبت كنند!» .
« أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَناتٍ وَ أَصْفاكُمْ بِالْبَنينَ وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِما ضَرَبَ لِلرَّحْمنِ مَثَلاً ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظيمٌ أَ وَ مَنْ يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ وَ هُوَ فِي الْخِصامِ غَيْرُ مُبينٍ ؛ (7) و چون به يكى از آن ها مژده تولد همان چيزى را دهند كه به خداى رحمان نسبت داده، رويش سياه گردد و آكنده از خشم شود. آيا آن كه به آرايش پرورش يافته و در هنگام جدال آشكار نمى‏گردد از آن خداست؟» .
خداوند در این آیات از زوایای مختلف در صدد محکوم کردن تقسيم ظالمانه مشرکان است که چيزي را که براي خود نمي پسندند، براي خدا قرار مي دهند و چيزي که خوب مي پندارند، براي خود مي گذارند ؛ در حالي که مؤمن بايد محبوب ترين را به خدا بدهد و چيزهاي بد و بي ارزش را از ساحت خدا دور بدارد.
این تکرار با بیان های متفاوت برای ریشه کن کردن این عقیده شرک و غلط و انکار این تقسیم ظالمانه است که گناهی عظیم می باشد.
اما جریان قوم لوط را از این جهت تکرار کرده که این قوم یک رویه ظالمانه و فحشای بی سابقه را رواج دادند و طهارت و پاکی و حلال را وانهادند و در افراد این قوم مردانگی و انسانیت مرده بود.
به فرازهایی از این آیات توجه کنید:
« أَ تَأْتُونَ الْفاحِشَةَ ما سَبَقَكُمْ بِها مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعالَمين‏ ؛ (8) آيا عمل بسيار زشتى را انجام مى‏دهيد كه هيچ يك از جهانيان، پيش از شما انجام نداده است؟!» .
« أَخْرِجُوهُمْ مِنْ قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُناسٌ يَتَطَهَّرُون‏ ؛ (9) اين ها را از شهر و ديار خود بيرون كنيد، كه‏ اين ها مردمى هستند كه پاكدامنى را مى‏طلبند (و با ما همصدا نيستند!)» .
« وَ جاءَهُ قَوْمُهُ يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ وَ مِنْ قَبْلُ كانُوا يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ قالَ يا قَوْمِ هؤُلاءِ بَناتي‏ هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ لا تُخْزُونِ في‏ ضَيْفي‏ أَ لَيْسَ مِنْكُمْ رَجُلٌ رَشيدٌ ؛ (10) قوم او (به قصد مزاحمت ميهمانان) به سرعت به سراغ او آمدند - و قبلًا كارهاى بد انجام مى‏دادند - گفت: «اى قوم من! اين ها دختران منند؛ براى شما پاكيزه‏ترند! (با آن ها ازدواج كنيد و از زشتكارى چشم بپوشيد!) از خدا بترسيد و مرا در مورد ميهمانانم رسوا نسازيد! آيا در ميان شما يك مرد فهميده و آگاه وجود ندارد؟!» .
این جریان به خاطر اهمیت فوق العاده اش از این جهت که فحشای بی نظیری بود و این قوم هم در رذالت و پستی و شهوترانی به درجه ای از تنزل رسیدند که سابقه نداشت و ... ، مورد تاکید قرار گرفته تا عبرت گردد. امروزه هم همه ما مشاهده مي كنيم كه اين گناه شنيع و زشت در برخي از كشورها رسما به عنوان يك ارزش مطرح مي شود و ميليونها نفر انسان را به دام خود گرفتار كرده است . پس جا دارد كه با تعبيرات مختلف در قرآن از اين گناه مذمت شود .
پي نوشت ها:
1. نجم (53) ، آیه 21-22.
2. همان ، آیه 27-28.
3. صافات (37) ، آیه 149-150.
4. زخرف (43) ، آیه 19.
5. اسراء (17) ، آیه 40.
6. نحل (16) ، آيه 58 .
7. زخرف(43) ، آيه 16 -18.
8. اعراف (7) ، آیه 80.
9. همان ، آیه 82.
10. هود (11) ، آیه 78.