نسل حضرت ادم چگونه گسترش یافت ؟
اگر قبل از حضرت ادم کسی در جهان بوده پس چرابه نقل قران حضرت ادم اولین بشر روی زمین است؟
اگر خدا فرشته ای برای ازدیاد نسل ادم فرستاد پس نسل حضرت آدم انسان نیستند فرشته اند پس چرا به ما انسان میگویند؟
اگر حضرت آدم دختری داشت 1-نسل آدم حرام زاده اند ؟2-چرا در داستانهای قرآنی حرفی از دختر حضرت ادم نیامده حتی اسم و نام او هم کنار هابیل و قابیل نیامده؟
پرسش 1:
اعتقادي
شرح : نسل حضرت آدم چگونه گسترش يافت ؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباط تان با اين مرکز.
در اين بحث دو احتمال کلّى وجود دارد:
1- قبل از آدم و حوا انسانهاى ديگرى روى کره خاکى زندگى مىکردند. تحقيقات باستانشناسى نشان مىدهد که نوع انسان يا مانند آن احتمالاً از چند ميليون سال قبل در کره زمين زندگى مىکرده است. فسيلها و جمجمههاى کشف شده اين مطلب را تأييد مىکند، در حالى که از تاريخ پيدايش حضرت آدم زمان زيادى نمىگذرد. اگر اين احتمال صحيح باشد، شايد فرزندان حضرت آدم، با باقيمانده آن انسانها ازدواج کرده و توليد مثل نمودهاند.
2- هيچ انسانى قبل از حضرت آدم نبوده و فرزندان او با هم ازدواج نمودهاند، يعنى خواهر و برادر با هم تزويج نمودهاند که اين احتمال دو توجيه دارد:
أ) در آن هنگام هنوز حرمت ازدواج خواهر و برادر تشريع نشده بود، و اين نوع ازدواج ذاتاً حرام نبود.
ب) اين ازدواج ذاتاً اقتضاى حرمت داشته، ولى به خاطر مصلحت عظيمى همچون حفظ نسل بشر و تداوم حيات او روى کره خاکى، حکمت الهى بر آن تعلّق گرفته بود که در مقطعى کوتاه اين عمل جائز بوده، بعد که ضرورت برطرف شد، خداوند حرمت را تشريع نموده است.
ظاهر آيات قرآن احتمال دوم را تقويت مىنمايد، چرا که مىفرمايد: »اى مردم! از پروردگارتان بپرهيزيد که شما را از يک انسان آفريد . همسرش را نيز از جنس او آفريد . از آن دو، مردان و زنان فراوانى (روى زمين) منتشر کرد«.(1)
در اين زمينه احاديث متفاوتى وارد شده است که هر کدام از اين احتمالات را تأييد مىکنند. بر اساس قاعده، احاديث موافق با قرآن، مقدّم است، پس احتمال دوم بيش تر صحيح به نظر مىرسد. لازمه اين سخن ازدواج فرزندان حضرت آدم(ع) با يکديگر است، زيرا اگر آنها با نژاد و همسران ديگرى ازدواج کرده باشند ، آوردن ضمير «منهما؛ از آن دو» در آيه قرآن درست نخواهد بود، چرا که بر اساس احتمال اوّل نسل آدم از ازدواج فرزندان آدم با غير نسل وى به وجود آمدهاند.(2)
پى نوشتها:
1. نساء (4) آيه 1.
2. تفسير نمونه،ناصر مكارم شيرازي، ج 3، ص 246،نشر دار الکتب الاسلاميه، تهران، بي تا.
پرسش 2:
اگر قبل از حضرت آدم کسي در جهان بوده، پس چرا به نقل قرآن حضرت آدم اولين بشر روي زمين است؟
پاسخ:
با عرض سلام و تشکر از ارتباط تان با اين مرکز.
قرآن به طور صريح متعرض اين موضوع نشده که ظهور اين نوع از انسان در زمين منحصر در همين دوره فعلي است که ما در آن قرار داريم و يا دوره هاي متعددي داشته ،و دوره ما انسان هاي فعلي آخرين ادوار آن است. هر چند ممکن است از آيه ،30 سوره بقره که فرشتگان نسبت به خلقت انسان اعتراض مي کنند استفاده کرد که قبل از خلقت حضرت آدم و نسل او انسان هاي ديگري در زمين زندگي مي کردند. همچنين در روايات زيادي آمده که ادوار بسياري از بشريت پيش از اين دوره بوده اند.(1 ) در روايتي از امام صادق نقل شده که خدا .....هزار هزار آدم آفريده که شما از نسل آخرين آدم از آن آدم ها هستيد . (2 ) براي آگاهي بيشتر به ترجمه تفسير الميزان ،ج 4 و تفسير نمونه ج 3 ،ذيل آيه اول سوره نساء ،مراجعه نمائيد .
پي نوشت ها:
1 .ترجمه تفسير الميزان ،ج 4 ص 222 -223 ،قم ،انتشارات جامعه مدرسين .
2 . همان ص 231 .
پرسش 3:
اگر خدا فرشته اي براي ازدياد نسل آدم فرستاد. پس نسل حضرت آدم انسان نيستند. فرشته اند پس چرا به ما انسان مي گويند؟
پاسخ:
در رابطه با گسترش نسل انسان کنوني دو ديگاه وجود دارد
1 . در آن زمان هنوز قانون تحريم ازدواج خواهر و برادر از طرف خداوند وضع نشده بود. و خواهر و برادر با يکديگر ازدواج کردند. چون راهي براي بقاي نسل بشر غير از اين راه نبود، ازدواج آنان با يکديگر صورت گرفته که اشکالي ندارد که به طور موقت و به سبب ضرورت براي عدهاي اين گونه ازدواج در آن زمان روا باشد و براي ديگران عموماً تحريم ابدي شود. طرفداران اين نظريه براي خود دليل ميآورند که خداوند عالم در سوره نساء آيه نخست ميفرمايد: «و بثّ منهما رجالاً کثيراً و نساءً؛ از آن دو (آدم و حوا) مردان و زنان فراواني روي زمين منتشر ساخت.»
از ظاهر آيه استفاده ميشود که نسل بشر فقط به وسيله اين دو تن به وجود آمده است. اگر غير ازاين دو در بقاي نسل دخالت داشتند، بايد بفرمايد «و بث منها و من غيرها؛ به وسيله اين دو و غير آنان.»
علامه طباطبايي در توجيه اين نظريه مينويسد: حکم ازدواج يک حکم تشريعي و تابع مصالح و مفاسد است و حکم تکويني نيست که قابل تغيير نباشد. زمام چنين حکمي به دست خدا است، از اين رو ممکن است روزي به خاطر ضرورت از جانب خدا حلال گردد، افزون بر اين نميتوان گفت فطرت با اين ازدواج مخالف است، زيرا متمايل نبودن طبع به چنين ازدواجي، نه از آن جهت است که از آن تنفر دارد، بلکه به آن جهت است که اين گونه وصلت را موجب اشاعه فحشا و اعمال زشت و از بين رفتن عفت ميداند، ولي در جامعه آن روز که فقط چند خواهر و برادر بودند، با در نظر گرفتن مشيت خداوند عنوان فحشا صدق نخواهد کرد، گذشته از آن، ازدواج خواهر و برادر براي مدت طولاني بين مجوس شايع بوده است.(1)
2 . نظر ديگر آن است که فرزندان آدم با دختراني از نژاد و نسل ديگر که روي زمين بودند، ازدواج کردند. بعداً که فرزندان آنها با هم پسر عمو شدند، زناشويي ميان آنان صورت پذيرفت. اين نظر مورد تأييد بعضي از روايات است، زيرا نسل آدم، نخستين انسان روي زمين نبوده است، بلکه پيش از آن نيز انسان هايي روي زمين زندگي داشتهاند. ولي اين احتمال با ظاهر آيه فوق چندان ساز گاري ندارد. (2 )
اما اينکه براي گسترش نسل انسان افرادي از فرشته يا جن با انسان ازدواج کرده باشند صحيح نيست و با اعتبار عقلي درست در نمي آيد. چون آنها مادي نيستند و انسان مادي است و غير مادي نمي تواند فرزند مادي به دنيا بياورد. (3 )
پينوشت:
1 . ترجمه تفسيرالميزان، ج4، ص 229-230 .
2 .تفسير نمونه ،ج 3 ،ص 247 .ذيل ،ايه 1 ،سوره نساء.
3 .الميزان ،همان ص 232 .
پرسش 4:
اگر حضرت آدم دختري داشت 1-نسل آدم حرام زاده اند ؟
پاسخ:
از جواب هاي قبل روشن شد .
پرسش 5:
چرا در داستانهاي قرآني حرفي از دختر حضرت آدم نيامده، حتي اسم و نام او هم کنار هابيل و قابيل نيامده؟
پاسخ:
قرآن کتاب هدايت است نه کتاب رمان، قصه، تاريخ يا... و به همين جهت هم فقط مطالب را در راستاي اهداف هدايتي اش ذکر مي کند و بيش از آن را متذکر نمي شود.
قرآن فرازهايي از تاريخ انبيا يا اقوام گذشته يا انسان هاي ديگر را نقل کرده آن هم صرفا به خاطر پيام هاي هدايتي و عبرت آموزي که در آن فراز ها مي باشد از جمله فراز خلقت آدم به عنوان خليفه و داستان مآمور شدن ملائکه بر سجده به او و سرپيچي ابليس و اغواگري ابليس نسبت به آدم و ذريه اش که خدا او را به عنوان بزررگترين دشمن بني آدم معرفي کرده است و.
از اين جمله است فراز مربوط به دشمني قابيل با هابيل که به جهت اين که هابيل بنده خدا و جوياي رضاي او بود و بهترين دارايي خود را به پيشگاه خدا به عنوان قرباني برد ولي هابيل که انساني دنيا طلب بود و حاضر نشد چيز ارزشمندي از اموال خود را به عنوان قرباني ببرد و چيز بي ارزشي را از روي بي ميلي به عنوان قرباني پيشکش کرد و خدا قرباني هابيل را که نشان از ايمان و عشق و صداقت او بود پذيرفت. ولي قرباني قابيل را که نشان از دنياطلبي او و بي توجهي اش به خدا و رضاي خدا بود، را نپذيرفت و اين باعث حسادت قابيل و برادرکشي از جانب وي گرديد.
خدا اين داستان ها را بيان مي کند تا سبب هدايت انسان ها شود و اما راجع به ديگر فرزندان آدم و از جمله دخترانش مطلبي مهم که به عنوان آيت هدايت باشد، مطرح نبوده تا خدا در کتابش بيان نمايد.
بنا بر اين قرآن کتاب تاريخ بني آدم و فرزندان او نيست و در قرآن داستان زندگي فرزندان آدم (که بسيار بوده اند، گفته شده حضرت حوا هفتاد شکم زاييد که در هر نوبت پسر و دختري به دنيا آورد و در آخر دو فرزند پسر به او عنايت شد که يکي "شيث" معروف به "هبه الله" بود که وصي آدم عليه السلام شد و ديگري "يافث" و راجع به هيچکدام اينان جز همين فراز مربوط به هابيل و قابيل )، سخني نيامده تا بگوييم چرا در باره دخترانش سخني نگفته است.
پي نوشت ها:
1. تاريج انبيا، مجلسي، ج1 ، ص185.






